به گزارش ایسنا، شادی بهعنوان یکی از اهداف اصلی زندگی انسان، نقشی بنیادین در شکلگیری شخصیت و کیفیت زندگی افراد دارد. این مفهوم تنها به احساس لحظهای خوشایند محدود نمیشود، بلکه شاخصی برای سنجش پایداری اجتماعی، سلامت روانی، کیفیت زندگی و حتی بهرهوری جوامع به شمار میآید. در این میان، دوران کودکی جایگاهی ویژه دارد، زیرا تجربههای این دوره تأثیر مستقیمی بر نگرش فرد به زندگی در سالهای بعد میگذارند. کودکان برای رشد سالم، علاوه بر نیازهای اولیهای مانند غذا و سرپناه، به بازی، تحرک، تعامل اجتماعی و احساس شادی نیاز دارند. با این حال، بسیاری از کودکان امروزی بخش عمده اوقات خود را در فضاهای بسته و یکنواخت سپری میکنند؛ فضاهایی که کمتر پاسخگوی نیازهای روانی و هیجانی آنهاست و نمیتواند حس پویایی و نشاط را در آنها تقویت کند.
از سوی دیگر، معماری بهعنوان هنری کاربردی و تأثیرگذار، میتواند نقشی کلیدی در ایجاد یا کاهش شادمانی ایفا کند. فضاهای شهری و معماری نامناسب، فشارهای روانی و احساس کسالت را افزایش میدهند و این مسئله در مورد کودکان، که حساستر و آسیبپذیرتر هستند، اهمیت بیشتری دارد. امروزه بسیاری از کودکان، فضاهای شهری را کسلکننده و فاقد جذابیت میدانند و ارتباط آنها با طبیعت و محیطهای باز کاهش یافته است. در حالی که جمعیت کودکان، حتی با وجود روند سالمندی جوامع، همچنان قابل توجه است و بیتوجهی به نیازهای آنها میتواند پیامدهای بلندمدتی برای جامعه داشته باشد. به همین دلیل، رویکردهایی مانند «معماری برای کودکان» و «شهر دوستدار کودک» مطرح شدهاند تا طراحی فضاها بر اساس درک واقعی از نیازها و انتظارات کودکان انجام شود.
در تحقیقی که با همین موضوعیت انجام شده است، آسیه رعیتی ایلبیگی به همراه سه همکار دانشگاهی خود از گروه معماری مرکز تحقیقات افقهای نوین در معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد، عوامل مؤثر بر شادمانی کودکان در فضای معماری را مطالعه کردهاند. این پژوهشگران بدون پرداختن مستقیم به یک پروژه خاص، با نگاهی جامع به مطالعات پیشین، ابعاد مختلف اثرگذاری فضا بر تجربه کودک را بررسی کردهاند تا مسیر طراحی آگاهانهتر برای معماران هموار شود.
روش انجام این پژوهش بر پایه «مرور سیستماتیک» بوده است؛ یعنی محققان بهصورت هدفمند و مرحلهبهمرحله، مقالات علمی مرتبط را جستوجو، انتخاب و تحلیل کردهاند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که مطالعات انجامشده در زمینه شادمانی کودکان و معماری، از نظر ارتباط میان کشورها و پژوهشگران، پیوستگی چندانی نداشتهاند. با این حال، تحلیل محتوای مقالات منجر به شناسایی چهار بُعد اصلی مؤثر بر شادمانی کودکان شد: بُعد کالبدی، فرهنگی-اجتماعی، کارکردی و اقلیمی. هر یک از این ابعاد شامل مؤلفهها و شاخصهایی هستند که در طراحی فضاهای معماری برای کودکان نقش دارند و میتوانند تجربه آنها از محیط را دگرگون کنند.
بر اساس نتایج فوق، بُعد کارکردی بیشترین اهمیت را در میان ابعاد مختلف داشته و بهنوعی کلید درک سایر ابعاد شناخته شده است. برای مثال، فضای بازی بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی این بُعد، در منابع فارسی بیشتر مورد تأکید قرار گرفته، در حالی که منابع لاتین توجه بیشتری به رنگ و جنبههای بصری فضا داشتهاند. در مقابل، بُعد اقلیمی کمترین میزان توجه را به خود اختصاص داده است؛ موضوعی که نشاندهنده یک خلأ پژوهشی در طراحی فضاهای متناسب با شرایط محیطی برای کودکان است.
اطلاعات تکمیلی پژوهش نشان میدهند که شادمانی کودکان نهتنها یک نیاز فردی، بلکه سرمایهگذاری برای آینده جامعه است. در این مطالعه، دادهها در قالب چهار بُعد، ۲۲ مؤلفه و ۴۶ شاخص دستهبندی شدهاند که میتوانند بهعنوان راهنمایی عملی برای معماران و طراحان مورد استفاده قرار گیرند. ساختار سلسلهمراتبی میان این ابعاد و شاخصها، امکان اولویتبندی در طراحی را فراهم میکند و نشان میدهد که فضاهای معماری، از فضای داخلی و باز گرفته تا فضاهای عمومی و سبز، چگونه میتوانند بهصورت انعطافپذیر در خدمت شادمانی کودک قرار گیرند.
همچنین این پژوهش تأکید میکند که با همهگیری کووید-۱۹، توجه به سلامت روان کودکان در سطح جهانی افزایش یافته و این موضوع، ضرورت پرداختن جدیتر به طراحی فضاهای معماری مناسب کودکان را برجسته کرده است.
نتایج بهدستآمده که در «نشریه فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی» وابسته به دانشگاه هنر اسلامی تبریز منتشر شدهاند، علاوه بر نشان دادن کمبود مطالعات منسجم در این حوزه، بر لزوم تولید دانش علمی هدفمند برای معماران و برنامهریزان در آینده تأکید دارد تا فضاهایی خلق شوند که برای کودکان قابل فهم، جذاب و شادیآفرین باشند.
انتهای پیام
