داریوش پایسته، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی برای ایسنا نوشت:
تنگه هرمز در طول تاریخ، بخشی از جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران بوده است؛ گذرگاهی که هم موقعیت آن و هم پیشینهاش به روشنی نشان میدهد چرا ایران در این آبراه نقشی محوری و غیرقابل جایگزین دارد. بخش قابل توجهی از مسیر عبور کشتیها از محدودهای میگذرد که در چارچوب حقوق بینالملل «آبهای سرزمینی ایران» محسوب میشود که جایگاه حقوقی آنها دقیقاً همسنگ خاک کشور است و دولت ساحلی اختیار کامل دارد در آن مقررات وضع کند، مسیرهای عبور تعیین نماید، استانداردهای ایمنی و زیستمحیطی تدوین و از نظم و امنیت آن حفاظت کند. این امر نه یک ادعا یا تفسیر، بلکه یکی از اصول تثبیتشده حقوق دریاهاست که در مورد همه کشورها و همه تنگههای مشابه جهان اعمال میشود.
ایران طی دههها، با وجود اینکه از نظر حقوقی امکان اعمال سختگیرانهتری در این محدوده داشته است، رویکردی متعادل و مسئولانه اتخاذ و تلاش کرده عبور و مرور در تنگه بدون اختلال ادامه یابد. این احتیاط، برخاسته از ملاحظات منطقهای، اقتصادی و بینالمللی بوده است، اما نباید موجب شود که حقوق آشکار ایران در این آبراه نادیده گرفته یا کمرنگ تلقی شود. حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی خود یک واقعیت حقوقی است و احترام به آن، احترام به نظم دریایی جهانی و به قواعدی است که همه کشورها برای ثبات مسیرهای کشتیرانی به آن وابستهاند.
دلایل ضرورت احترام دیگر کشورها به این حقوق، روشن و چندگانه است. نخست اینکه قوانین بینالمللی بدون ابهام اعلام میکنند که عبور از آبهای سرزمینی باید در چارچوب مقررات دولت ساحلی انجام شود، بنابراین رعایت مقررات ایران یک الزام حقوقی است، نه امری اختیاری. دوم اینکه بیتوجهی به حقوق دولتهای ساحلی در تنگههای استراتژیک، نظم عبور و مرور دریایی را دچار بیثباتی و الگویی ایجاد میکند که در نقاط دیگر جهان نیز پیامدهای مشابه خواهد داشت. سوم اینکه موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز به گونهای است که مسیر اصلی عبور نفتکشها ناگزیر از محدودهای میگذرد که ایران مسئول مستقیم امنیت و مدیریت آن است، بنابراین هرگونه همکاری جهانی در این گذرگاه، بهطور طبیعی به احترام به نقش ایران وابسته است.
این واقعیت جغرافیایی، با سابقه تاریخی و رویکرد مبتنی بر مسئولیتپذیری ایران در مدیریت تنگه همراه شده و جایگاه ایران را در این آبراه تثبیت کرده است. در تمام این سالها، حتی در مقاطع تنش، ایران اجازه نداده است جریان حیاتی انرژی دچار اختلال شود و این رفتار، نشاندهنده ترکیب آگاهانهای از حاکمیت حقوقی و مدیریت مسئولانه است.
در نهایت، حق ایران برای تعیین رژیم حقوقی آبهای سرزمینی خود نه موضوعی سیاسی، بلکه واقعیتی حقوقی، تاریخی و جغرافیایی است؛ واقعیتی که سازوکارهای بینالمللی آن را تأیید میکند و منافع جمعی جهان نیز بر حفظ آن استوار است. احترام به این حق، نه فقط احترام به ایران، بلکه احترام به ثبات یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان است.
انتهای پیام
