محمد سبحانی در گفتوگو با ایسنا، با تحلیل اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره آتشبس، تأکید کرد که این مواضع نه نشانه قدرت، بلکه تلاشی برای مدیریت عقبنشینی و فرار از پاسخگویی در برابر ناکامیهای میدانی است. رفتار ترامپ را میتوان به بازیگری تشبیه کرد که پس از اشتباهات پیاپی در یک رقابت، ناچار به توقف شده اما تلاش میکند این توقف را بهعنوان یک تصمیم اختیاری و از موضع قدرت جلوه دهد.
وی افزود: آنچه در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر رخ داد، برای آمریکا یک سرمایهسوزی تمامعیار بود؛ بهگونهای که نهتنها اهداف اعلامی محقق نشد، بلکه تصویر ابرقدرت شکستناپذیر نیز دچار فرسایش جدی شد.
مدیریت عقبنشینی با صدای بلند
وی گفت: در چنین شرایطی، یک سیاستمدار معمولاً تلاش میکند از کانون توجه خارج شود، اما ترامپ برعکس عمل کرده و با تأکید بر پیروزی، درصدد است این پرسش مطرح نشود که چرا عقبنشینی کرده است. این رفتار در واقع نوعی مدیریت عقبنشینی از طریق فضاسازی رسانهای است.
نیازی به تمدید نیست؛ اعتراف پنهان به ناتوانی
عضو اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به اظهارنظر ترامپ مبنی بر اینکه نیازی به تمدید آتشبس نیست، بیان کرد: این جمله در ظاهر یک موضع قدرت است، اما در واقع یک اعتراف پنهان محسوب میشود. اگر طرفی در موقعیت برتر باشد، آتشبس را با شروط خود تمدید میکند، نه اینکه پیشاپیش اعلام بینیازی کند.
سبحانی خاطرنشان کرد: چنین موضعگیریای نشان میدهد که ترامپ از تبعات احتمالی عدم تمدید و بازگشت به درگیری نگران است و تلاش میکند با پاک کردن صورت مسئله، از پاسخ به این پرسش طفره برود که آیا آمادگی ورود مجدد به جنگ را دارد یا خیر.
بازی دوگانه برای مصرف داخلی و خارجی
وی با اشاره به رویکرد دوگانه ترامپ در روایتسازی افزود: از منظر جنگ شناختی، او همزمان دو پیام متناقض را منتقل میکند؛ از یکسو در داخل آمریکا خود را عامل تحمیل آتشبس معرفی میکند و از سوی دیگر به ایران و منطقه پیام تهدیدآمیز بازگشت به درگیری میدهد. مشکل اصلی اینجاست که هیچیک از این پیامها با واقعیت میدانی همخوانی ندارد. واقعیت نشان میدهد که نه آتشبس محصول اراده ترامپ بوده و نه بازگشت به جنگ برای او بدون هزینه است.
هدف؛ نگهداشتن ایران در وضعیت انتظار
وی ادامه داد: هدف این رویکرد، قرار دادن ایران در وضعیت انتظار و فشار روانی است تا همواره این نگرانی وجود داشته باشد که ممکن است درگیری از سر گرفته شود. این در حالی است که تجربه جنگ اخیر نشان داد ادامه درگیری برای آمریکا با افزایش هزینه و فرسایش همراه بوده است.
سه سطح پاسخ هوشمندانه ایران
عضو اندیشکده حکمرانی شریف درباره نحوه واکنش ایران نیز گفت: پاسخ ایران نباید نه منفعلانه باشد و نه هیجانی، بلکه باید در سه سطح طراحی شود. نخست، خنثیسازی دام روانی است؛ به این معنا که نباید وارد دوگانه پیروزی یا شکست ترامپ شد، بلکه باید بر این واقعیت تأکید کرد که توقف جنگ در نتیجه ناتوانی مهاجم در تحقق اهدافش بوده است.
سبحانی ادامه داد: سطح دوم، بازتعریف آتشبس است؛ بهگونهای که این رویداد بهعنوان نتیجه مقاومت و تحمیل هزینه به متجاوز روایت شود، نه بهعنوان امتیازدهی از سوی آمریکا.
وی افزود: سطح سوم نیز راستیآزمایی مستمر رفتار طرف مقابل است؛ به این معنا که باید اقدامات عملی مانند کاهش تنش، تغییر رفتار در منطقه و پایبندی به تعهدات مورد ارزیابی قرار گیرد، نه صرفاً اظهارات رسانهای. معیار قضاوت نباید توییتها و مصاحبههای متناقض باشد، بلکه باید رفتار میدانی و تعهدات قابل راستیآزمایی مبنای تحلیل قرار گیرد.
سبحانی در ادامه با اشاره به نحوه روایتسازی در فضای رسانهای تأکید کرد که توانایی دونالد ترامپ در «دستکاری روایت» یکی از نقاط قوت اوست، اما این مزیت بدون پشتوانه واقعیت، پایدار نخواهد بود.
روایت بدون واقعیت، ماندگار نیست
وی گفت: ترامپ در همان روزهای ابتدایی جنگ مدعی شده بود که ایران ظرف ۴۸ ساعت تسلیم میشود، اما امروز مشخص است که هیچیک از آن پیشبینیها محقق نشده است. ممکن است رسانهها در مقطع فعلی جملاتی مانند «نیازی به تمدید نیست» را بازتاب دهند، اما اگر در ادامه روشن شود که آمریکا عملاً از منطقه عقبنشینی کرده و دستاوردی نداشته است، ناچار به تغییر روایت خواهند شد.
پناه به میدان روایت برای جبران هزینههای جنگ
وی خاطرنشان کرد: ترامپ از میدان پرهزینه جنگ به میدان کمهزینه روایت پناه برده است؛ چراکه میداند در عرصه واقعی با چالش مواجه شده، اما تمایلی به پذیرش آن در افکار عمومی ندارد. به همین دلیل، با طرح گزارههایی مانند «عدم نیاز به تمدید»، تلاش میکند این وضعیت را پنهان کند.
لزوم انسجام پیام و پرهیز از واکنش احساسی
سبحانی تأکید کرد: منافع ملی ایران ایجاب میکند که با انسجام در پیام و پرهیز از واکنشهای احساسی، اجازه تثبیت روایتهای نادرست داده نشود. همچنین باید با تأکید بر منطق بازدارندگی و اصل راستیآزمایی، نشان داد که ملاک قضاوت، رفتار میدانی است نه اظهارات رسانهای.
راهبرد «سکوت صحنه نبرد» و حفظ زمین بازی مستقل
وی ادامه داد: در کنار این موارد، راهبرد «سکوت صحنه نبرد» باید مدنظر قرار گیرد؛ به این معنا که ضمن رصد دقیق تحولات میدانی، از افتادن در زمین بازی طراحیشده توسط طرف مقابل پرهیز شود.
سبحانی تصریح کرد: تجربه نشان داده در مواجهه با ترامپ، طرفی موفقتر است که اجازه ندهد به زمین بازی او کشیده شود. ایران زمین بازی خود را بر پایه مقاومت، بازدارندگی و صبر راهبردی تعریف کرده و تداوم این مسیر میتواند به تحقق اهداف نهایی منجر شود.
انتهای پیام
