فروردین ۱۴۰۵ در تقویم استان ایلام با جوهر سرخِ یک سوگِ ملی ثبت شد. مفقود شدن دو کودک ۷ ساله به نامهای «زینالعابدین» و «علی یورانی»، در روستای «برمِ» دشتعباس، جدالی نابرابر میان دستهای خالی امدادگران و جریان بیرحم آب در کانالهای بتنی بود.
عملیاتی که با پرواز پهپادها بر فراز نیزارها آغاز شده بود، در نهایت با کشف پیکر بیجان کودکان در تونلهای تاریک انتقال آب کرخه به پایان رسید؛ اما اکنون یک پرسش بزرگ در فضای رسانهای طنینانداز شده است: سهم تقصیر متولیان زیرساخت در این تراژدی چقدر است؟
فصل اول: هجوم هراس به روستای «برم»
همه چیز از ساعت ۲۰ روز سهشنبه، ۲۵ فروردین آغاز شد. عقربههای ساعت که گذشت، جای خالی دو کودک در خانههای روستای برم، لرزه بر اندام اهالی انداخت. در منطقهای که کانالهای عظیم انتقال آب کرخه همچون شریانهایی حیاتی اما خطرناک از میان زمینهای کشاورزی میگذرند، ناپدید شدن یعنی ورود به منطقه ممنوعه خطر.
با اعلام خبر به مرکز کنترل و هماهنگی عملیات هلالاحمر، ۴ تیم عملیاتی در نخستین ساعات شب راهی دهلران شدند. اما دشتعباس با آن وسعت خیرهکننده و تاریکی مطلق، در شب اول چیزی جز سکوت و اضطراب به امدادگران هدیه نداد.
فصل دوم: وقتی فناوری چشمِ امدادگر میشود

روز دوم عملیات، ابعاد حادثه فراتر از یک جستوجوی محلی رفت. حمزه محمدیمقدم، مدیرعامل جمعیت هلالاحمر ایلام، با وقوف بر پیچیدگیهای جغرافیایی، دستور ورود یگانهای تخصصی را صادر کرد. برای نخستین بار، «فناوریهای نوین» به قلب عملیات آمدند. یگان پهپادی هنگ مرزی دهلران به پرواز درآمد تا با پایش هوایی، نقاط کوری را که عبور انسانی از آنها ناممکن بود، اسکن کند.
در زمین نیز، ۱۲ تیم عملیاتی شامل تیمهای «آنست» (سگهای زندهیاب) و غواصان ویژه، عملیات را در چند محور موازی پیش میبردند. احمد حیدری، معاون امداد و نجات استان، که فرماندهی میدانی را بر عهده داشت، با اشاره به ماهیت حادثه تأکید کرد که احتمال جابهجایی پیکرها در بستر رودخانه و کانالها، شعاع عملیات را تا چندین کیلومتر پاییندست گسترش داده است.
فصل سوم: سحر و سحاب؛ مرهمی بر روانهای رنجور

در حالی که نیمی از توان هلالاحمر صرف پایش فیزیکی میشد، نیم دیگر بر «انسان» متمرکز بود. اعزام تیمهای تخصصی «سحر» و «سحاب» جوانان هلالاحمر به روستای برم، یکی از نقاط قوت مدیریت این بحران بود.
این تیمها وظیفه داشتند در فضای ملتهب روستا، از فروپاشی روانی خانوادههای مفقودین جلوگیری کنند. گفتوگوهای حمایتی، تخلیه هیجانی کودکان روستا و کاهش اضطراب حاکم بر فضای عمومی، بخشی از رسالت داوطلبانی بود که پابه پای تیمهای جستوجو، در میدان حضور داشتند.
فصل چهارم: غروب امید در دالانهای بتنی

سرانجام، روز پنجم (۲۹ فروردین) از راه رسید؛ روزی که دعای خیر مردم اقصینقاط کشور که از طریق رسانهها پیگیر سرنوشت این دو کودک بودند، با تقدیری تلخ گره خورد.
پس از ۱۲۰ ساعت تلاش شبانهروزی، پیکر نخستین کودک در داخل تونل کانال انتقال آب کرخه شناسایی شد. ساعاتی بعد، با ادامه جستوجوها، پیکر دومین طفل معصوم نیز پیدا و از آب بیرون کشیده شد.
کشف این دو پیکر، پایانِ مأموریتِ تیمهای عملیاتی هلالاحمر بود، اما آغازِ یک فریاد بلند اجتماعی. آه و فغان مردمی که در این چهار روز چشم به اخبار دوخته بودند، به آسمان رسید و سؤالی واحد بر لبها جاری شد: چرا؟

فصل پنجم: صندلی اتهام؛ مدعیالعموم وارد میشود؟
اینجاست که روایت خبری باید از کالبد «گزارش حادثه» خارج شده و به «مطالبهگری» بدل شود. امروز پرسش اصلی رسانه های استان این است: مقصر این حجم از اندوه کیست؟
آیا آن دو کودک معصوم که در جستوجوی دنیای کودکانه خود بودند، مقصرند؟ یا خانوادههایی که در کنار این سازههای خطرناک زندگی میکنند؟ پاسخ به گمان بسیاری، در جای دیگری است؛ در راهروهای اداراتی که متولی ایمنسازی این مسیرهای مرگبار هستند.
امروز انتظار عمومی از دادستان شهرستان دهلران و استان ایلام به عنوان «مدعیالعموم» این است که با قاطعیت به این حادثه وحشتناک ورود کنند.
آیا اداره امور آب یا سایر نهادهای متولی، استانداردهای ایمنی و فنسکشی را در مجاورت مناطق مسکونی رعایت کردهاند؟ طبق اصول حقوق عامه، هرگونه کوتاهی در ایمنسازی نقاط حادثهخیز که منجر به فوت شهروندان شود، واجد وصف مجرمانه است.
برخورد جدی با عاملان یا مدیران خاطی، تنها راهی است که میتواند اندکی از بارِ سنگین این سوگ ملی را بکاهد و تضمینی برای تکرار نشدن چنین وقایعی در آینده باشد.
فصل آخر : سوگنامهای برای فردا

پرونده جستوجوی پنجروزه در دشتعباس بسته شد، اما پرونده حقوقی این حادثه باید باز بماند. تلاش شبانهروزی امدادگران، ایثار غواصان و همراهی مردم بومی در این مدت ستودنی بود، اما هیچ تقدیری نمیتواند جای خالی آن دو لبخند کودکانه را پر کند.
ایلام و ایران، امروز منتظر گزارش شفاف دستگاه قضا هستند تا مشخص شود چرا کانالهای انتقال آب، که باید رگهای حیات بخش کشاورزی باشند، به قربانگاه معصومیت تبدیل شدهاند.
انتهای پیام
