• یکشنبه / ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱:۳۸
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405013016005

آموزش آنلاین بدون بازتعریف هدف، به تکلیف‌محوری تبدیل می‌شود

آموزش آنلاین بدون بازتعریف هدف، به تکلیف‌محوری تبدیل می‌شود

ایسنا/اصفهان پژوهشگر حوزه فلسفه تعلیم و تربیت با اشاره به گسترش آموزش‌های مجازی گفت: مسئله اصلی آموزش، نه کمبود داده و آزمون، بلکه گم‌کردن غایت تربیت و فراموشی پرسش «برای چه آموزش می‌دهیم؟» است.

باتوجه به اهتمام هرچه بیشتر نسبت به آموزش مجازی به‌ویژه در شرایط خاص و تجربه سال‌ها و ماه‌های اخیر، آموزش آنلاین به بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام آموزشی تبدیل شده است. مدارس و معلمان بیش از گذشته از بسترهای مجازی برای برگزاری کلاس‌ها، ارائه محتوا و ارزیابی دانش‌آموزان استفاده می‌کنند و این شیوه تدریس به‌تدریج جایگاه مهمی در فرایند یادگیری پیدا کرده است.

با این حال، آموزش مجازی تنها یک تغییر فنی در ابزارهای تدریس نیست. ورود فناوری به کلاس درسی یا به تعبیری ورود کلاس درس به فناوری، پرسش‌های تازه‌ای درباره شیوه آموزش، نقش معلم و نوع تعامل با دانش‌آموزان ایجاد کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر آموزش آنلاین صرفاً به بارگذاری فایل‌های درسی و برگزاری آزمون‌های بیشتر محدود شود، تفاوت چندانی با الگوهای کلاس حضوری و سنتی نخواهد داشت.

از این رو، چالش اصلی در آموزش مجازی نه خود فناوری، بلکه نحوه استفاده از آن در فرایند یاددهی و یادگیری است. اینکه کلاس آنلاین چگونه می‌تواند به فضایی برای مشارکت فعال دانش‌آموزان، گفت‌وگو و فهم عمیق تبدیل شود، مسئله‌ای است که امروز بیش از گذشته مورد توجه پژوهشگران و معلمان قرار گرفته است.

آموزش آنلاین بدون بازتعریف هدف، به تکلیف‌محوری تبدیل می‌شود

آموزش خوب آموزشی است که بتواند پرسش «برای چه آموزش می‌دهیم؟» را زنده نگه دارد

علی نوریان، پژوهشگر حوزه اندیشه و فلسفه تعلیم و تربیت و مدرس دانشگاه فرهنگیان اصفهان با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در اهداف آموزش اظهار کرد: نخستین مسئله‌ای که در آموزش، به‌ویژه در شرایط گسترش آموزش‌های آنلاین، باید به آن توجه کرد این است که اساساً هدف آموزش چیست. اگر بار دیگر هدف آموزش را برای خود بازتعریف کنیم، بسیاری از مسیرهای مبهم در نظام آموزشی روشن خواهد شد.

وی افزود: در سال‌های اخیر آموزش بیش از هر زمان دیگری در معرض سنجش و اندازه‌گیری قرار گرفته است؛ از نمره و آزمون گرفته تا رتبه‌ها و شاخص‌های مختلف عملکردی. این وضعیت در حالی است که به تعبیر گرت بیستا، نظریه پرداز تعلیم و تربیت در کتاب مشهور خود با عنوان «آموزش خوب در عصر سنجش: درباره ضرورت بازپیوند با پرسش غایت در آموزش»، ما در «عصر سنجش» زندگی می‌کنیم؛ عصری که در آن آموزش بیش از حد قابل اندازه‌گیری شده است.

این پژوهشگر حوزه فلسفه تعلیم و تربیت بیان کرد: در چنین شرایطی نظام‌های آموزشی به‌شدت درگیر داده‌ها، آزمون‌ها و رتبه‌ها شده‌اند و به‌تدریج از هدف اصلی آموزش که تربیت انسان‌های آگاه، مسئول و دارای قدرت تصمیم‌گیری است فاصله گرفته‌اند. در این میان نقش اخلاقی معلم نیز گاه به نقش یک مجری استانداردها و بخشنامه‌ها تقلیل پیدا می‌کند.

نوریان افزود: امروز ما دائماً درباره نتایج آموزشی پرسش‌هایی از این دست مطرح می‌کنیم که میانگین نمره چند شد، رتبه مدرسه چقدر است یا درصد قبولی دانش‌آموزان چه میزان بوده است، اما کمتر می‌پرسیم که این آموزش در نهایت چه نوع انسانی تربیت می‌کند و دانش‌آموز پس از سال‌ها حضور در مدرسه چه نوع شهروندی خواهد بود.

وی گفت: وقتی این پرسش‌های بنیادی کنار گذاشته می‌شود، آموزش از یک کنش اخلاقی به یک فرایند فنی تبدیل می‌شود؛ یعنی تمرکز اصلی به‌جای تربیت انسان، بر مدیریت داده‌ها و نتایج قابل اندازه‌گیری قرار می‌گیرد.

مدرس دانشگاه فرهنگیان اصفهان با اشاره به مفهوم «فرهنگ سنجش» در نظام‌های آموزشی بیان کرد: در بسیاری از نظام‌های آموزشی، از جمله در ایران، نمره امتحان نهایی، معدل و رتبه کنکور اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده‌اند، در حالی که بسیاری از مهم‌ترین ابعاد تربیت مانند تفکر انتقادی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، توان گفت‌وگو و شجاعت اخلاقی اساساً قابل نمره‌دهی نیستند.

نوریان خاطرنشان کرد: در چنین فضایی دانش‌آموز به‌تدریج می‌آموزد که فهم عمیق و رشد فکری چندان اهمیت ندارد و مهم آن است که بتواند عدد بهتری تولید کند. به همین دلیل مدرسه و حتی دانشگاه گاه به کارخانه‌هایی برای تولید نتیجه و عدد تبدیل می‌شوند.

وی ادامه داد: یکی از خطاهای مهم در بحث‌های آموزشی خلط میان «آنچه وجود دارد» و «آنچه باید باشد» است. اینکه یک روش آموزشی باعث افزایش معدل یا بهبود نتایج آزمون‌ها شده، لزوماً به این معنا نیست که آن روش از نظر تربیتی نیز مطلوب است. ممکن است در کنار افزایش نمره‌ها، فشار روانی دانش‌آموزان افزایش یافته یا خلاقیت آنان کاهش پیدا کرده باشد.

آموزش مؤثر لزوماً آموزش خوب نیست

پژوهشگر حوزه فلسفه تعلیم و تربیت تصریح کرد: گرت بیستا در این زمینه تأکید می‌کند که حتی «اثربخشی» نیز به‌تنهایی یک ارزش غایی نیست. آموزش ممکن است بسیار مؤثر باشد، اما در جهت هدفی اشتباه حرکت کند. برای مثال مدرسه‌ای را تصور کنید که در حفظ کردن مطالب، تست‌زدن و اطاعت بی‌چون‌وچرا بسیار موفق است، اما خروجی آن دانش‌آموزانی هستند که جرئت پرسیدن سؤال ندارند و مسئولیت اجتماعی را احساس نمی‌کنند.

نوریان افزود: به همین دلیل پیش از آنکه بپرسیم آموزش تا چه اندازه مؤثر است، باید بپرسیم این آموزش برای چه چیزی و برای چه کسی مؤثر است.

وی با اشاره به دیدگاه بیستا درباره کارکردهای آموزش اظهار کرد: از نگاه این متفکر، آموزش سه کارکرد اصلی دارد که شامل صلاحیت‌بخشی، جامعه‌پذیری و سوژه‌سازی است. صلاحیت‌بخشی به معنای انتقال دانش و مهارت‌های لازم برای زندگی و کار است، جامعه‌پذیری به انتقال هنجارها و ارزش‌های اجتماعی مربوط می‌شود و سوژه‌سازی نیز به شکل‌گیری انسان‌هایی مستقل و دارای قدرت تصمیم‌گیری اخلاقی اشاره دارد.

این مدرس دانشگاه فرهنگیان اصفهان ادامه داد: در بسیاری از نظام‌های آموزشی، از جمله در ایران، بُعد صلاحیت‌بخشی بسیار پررنگ است و جامعه‌پذیری نیز حضور قابل توجهی دارد، اما بُعد سوم یعنی سوژه‌سازی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که تربیت انسان‌هایی مستقل، پرسشگر و مسئول یکی از مهم‌ترین اهداف آموزش به‌شمار می‌رود.

نوریان گفت: در چنین شرایطی نقش معلم نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. معلم صرفاً انتقال‌دهنده محتوا نیست، بلکه یک فاعل اخلاقی است که هر روز در کلاس درس تصمیم می‌گیرد چه چیزی مهم است، چه موضوعی باید برجسته شود و کدام صدا باید شنیده شود.

وی تأکید کرد: مسئله اصلی آموزش امروز کمبود داده یا نبود آزمون نیست، بلکه گم‌کردن هدف است. آموزش مؤثر لزوماً آموزش خوبی نیست؛ آموزش خوب آموزشی است که بتواند پرسش «برای چه آموزش می‌دهیم؟» را زنده نگه دارد. اگر این پرسش فراموش شود، به‌تدریج سنجش جای اخلاق را می‌گیرد و نمره جای معنا و خلاقیت را.

آموزش آنلاین بدون بازتعریف هدف، به تکلیف‌محوری تبدیل می‌شود

اگر هدف آموزش روشن نباشد، کلاس آنلاین به انبوهی از تکلیف و آزمون تبدیل می‌شود

مدرس دانشگاه فرهنگیان اصفهان و پژوهشگر حوزه اندیشه و فلسفه تعلیم و تربیت درباره نحوه آموزش در فضای آنلاین اظهار کرد: نخستین مسئله‌ای که در آموزش آنلاین باید به آن توجه کرد، بازگشت به پرسش بنیادین هدف آموزش است. اگر مشخص نکنیم آموزش برای چه و برای ساختن چه نوع انسانی طراحی می‌شود، استفاده از فناوری و ابزارهای دیجیتال تنها به افزایش سرعت انتقال محتوا یا برگزاری آزمون‌های بیشتر منجر خواهد شد، در حالی که مسئله اصلی آموزش، تربیت انسان آگاه و مسئول است.

نوریان ادامه داد: در فضای آموزش آنلاین این خطر بیش از گذشته وجود دارد که آموزش به مجموعه‌ای از تکالیف، آزمون‌ها و داده‌های قابل اندازه‌گیری تبدیل شود. در چنین شرایطی اگر معلم تنها به بارگذاری محتوا و ارزیابی‌های عددی بسنده کند، آموزش از یک کنش تربیتی و اخلاقی به یک فرایند صرفاً فنی تقلیل پیدا می‌کند، بنابراین نخستین گام در آموزش مجازی آن است که کلاس آنلاین صرفاً محل انتقال محتوا نباشد، بلکه به فضایی برای گفت‌وگو، پرسشگری و شکل‌گیری فهم عمیق تبدیل شود.

وی تصریح کرد: یکی از راهکارهای مهم در آموزش آنلاین، طراحی فعالیت‌های مسئله‌محور است. به‌جای آنکه دانش‌آموزان صرفاً مطالب را حفظ کنند، می‌توان آن‌ها را درگیر مسائل واقعی زندگی و جامعه کرد. برای مثال دانش‌آموزان می‌توانند در قالب گروه‌های کوچک آنلاین درباره یک مسئله اجتماعی، اخلاقی یا علمی بحث کنند، دیدگاه‌های مختلف را بررسی و نتیجه کار خود را ارائه دهند. چنین رویکردی علاوه بر یادگیری دانش، مهارت گفت‌وگو، تفکر انتقادی و مسئولیت‌پذیری را نیز تقویت می‌کند.

پژوهشگر حوزه فلسفه تعلیم و تربیت افزود: در آموزش آنلاین نقش معلم بیش از هر زمان دیگری به‌عنوان یک راهنما و فاعل اخلاقی اهمیت پیدا می‌کند. معلم نباید صرفاً تسهیل‌گر بی‌طرف باشد، بلکه باید در هدایت گفت‌وگوها، انتخاب موضوعات و جهت‌دهی به یادگیری نقش فعالی ایفا کند. در واقع معلم است که تصمیم می‌گیرد چه پرسش‌هایی در کلاس مطرح شود، چه دیدگاه‌هایی شنیده شود و چگونه می‌توان فضای امنی برای بیان نظر و حتی مخالفت ایجاد کرد.

نوریان گفت: اگر آموزش آنلاین به‌درستی طراحی شود، می‌تواند فرصتی برای تقویت ابعادی از آموزش باشد که در نظام‌های سنتی کمتر دیده شده‌اند؛ از جمله تقویت استقلال فکری دانش‌آموزان، امکان گفت‌وگوی گسترده‌تر و مشارکت فعال‌تر در فرایند یادگیری، اما تحقق این امر تنها زمانی ممکن است که آموزش مجازی را صرفاً به‌عنوان ابزار انتقال محتوا نبینیم، بلکه آن را فرصتی برای بازاندیشی در هدف آموزش‌وپرورش انسان‌هایی پرسشگر، مسئول و آگاه بدانیم.

دانش‌آموزی که کنش اجتماعی ندارد، تنها با نمره بالا تربیت نمی‌شود و در بزنگاه‌های کشور کارآمد نیست

وی با اشاره به اهمیت پیوند میان آموخته‌های مدرسه و زندگی واقعی اظهار کرد: یکی از مشکلات جدی در نظام آموزشی آن است که بسیاری از درس‌ها به مجموعه‌ای از مطالب حفظ‌کردنی تبدیل شده‌اند. در حالی که هدف اصلی آموزش تنها دانستن نیست، بلکه توانایی به‌کارگیری دانسته‌ها در موقعیت‌های واقعی زندگی است. اگر دانش‌آموزان سال‌ها درس بخوانند، اما در مواجهه با مسائل اجتماعی، اخلاقی و انسانی نتوانند از آموخته‌های خود استفاده کنند، باید در شیوه آموزش و حتی در معنای یادگیری تجدیدنظر کرد.

این مدرس دانشگاه فرهنگیان اصفهان ادامه داد: دانشی که به عمل و کنش منتهی نشود، به‌تدریج به دانشی بی‌اثر تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است دانش‌آموزان برای کسب نمره بهتر تلاش کنند و حتی مطالب کتاب را به‌خوبی حفظ کنند، اما این آموخته‌ها در رفتار، تصمیم‌گیری و تحلیل مسائل جامعه بازتابی پیدا نکند. از این رو لازم است آموزش به‌گونه‌ای طراحی شود که دانش‌آموزان بتوانند میان مفاهیم درسی و مسائل واقعی پیرامون خود ارتباط برقرار کنند و از آموخته‌هایشان برای فهم بهتر رخدادها و مسئولیت‌پذیری اجتماعی استفاده کنند.

نوریان افزود: اگر درس‌ها صرفاً برای نمره خوانده شوند و هیچ نسبتی با زندگی واقعی پیدا نکنند، نه‌تنها یادگیری عمیقی شکل نمی‌گیرد، بلکه انگیزه دانش‌آموزان نیز به‌تدریج کاهش می‌یابد. آموزش زمانی معنا پیدا می‌کند که دانش‌آموز بتواند آموخته‌های خود را در تحلیل مسائل روز، مشارکت اجتماعی، گفت‌وگو با دیگران و حتی تصمیم‌های شخصی به کار گیرد. در چنین شرایطی درس‌ها از سطح محفوظات فراتر می‌روند و به ابزاری برای فهم بهتر جهان و ایفای نقش مسئولانه در جامعه تبدیل می‌شوند.

انتهای پیام