مهدی رحمانی در گفتوگو با ایسنا با تبیین ضرورت بازآفرینی رویکردهای تربیتی در دوران پساجنگ اظهار کرد: آموزش مفاهیم دفاعی و درک ضرورت بازدارندگی، یک درس حاشیهای یا صرفاً نظامی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از تربیت شهروندی هوشمند و ارتقای سواد امنیتی در نظام آموزشی است. در مدل حکمرانی پساجنگ، جایی که جنگ در افق دیده نمیشود، اما زخمها و تهدیدات آن همچنان باقی است، این آموزش نقشی دوگانه و تعیینکننده پیدا میکند و در کنار سواد رسانهای و سواد اطلاعاتی، یکی از نیازهای اصلی نسل جوان به شمار میرود.
وی با اشاره به اینکه ارائه این آموزشها باید «توانمندساز و مسئولیتآفرین» باشد، نه «ترسزا و اضطرابآفرین» افزود: ضروری است با بهرهگیری از ابزارهای تعاملی همچون شبیهسازهای تصمیمگیری و بازیهای جدی، دانشجویان فرصت تجربه نقشهای مدیریتی و دفاعی را بهصورت ایمن و آموزشی داشته باشند. در چنین فضاهایی است که دانشجو درمییابد چگونه غفلت از اطلاعات یا رسانه میتواند دستاوردهای یک ملت را تهدید کند.
این عضو هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان دانشگاهها را کارگاه اصلی جامعهپذیری نسل جدید دانست و بیان کرد: در دوران پساجنگ، رسالت دانشگاه تنها انتقال دانش نیست، بلکه باید مؤلفههایی مانند همبستگی ملی، ملیت و یکپارچگی را از سطح شعار به سطح تجربه زیسته و رفتار نهادینهشده ارتقا دهد. نخستین گام در این مسیر، بازطراحی برنامه درسی پنهان است؛ جایی که دانشجو همبستگی را در خوابگاه، در پروژههای گروهی، در احترام به رأی اکثریت در انجمنهای علمی و در مواجهه با بحرانهای فرضی یا واقعی احساس میکند. انجمنهای علمی دانشجویی از مهمترین نهادها برای تحقق این تجربه هستند.
رحمانی تأکید کرد: دانشگاه باید به روایتگری جنگ و مقاومت نیز بپردازد، زیرا جامعه امروز با «فقر روایت» روبهروست، یعنی باید به جای کلیگویی، خردهروایتهای علمی و مستند از ایستادگی مدنی و پافشاری بر حقوق در تاریخ معاصر ایران استخراج و تحلیل شود؛ از مقاومت دیپلماتیک تا تحریمهای علمی و از مذاکرات پیچیده تا پایداری یک فعال مدنی در برابر بیعدالتی.
وی، ایجاد فضاهایی مانند کرسیهای آزاداندیشی و وعدهگاههای فرهنگی را از دیگر وظایف دانشگاه دانست و افزود: در این فضاها دانشجو یاد میگیرد چگونه نقد کند و همزمان به پیشرفت کشور نیز کمک کند. در چنین روندی، یکپارچگی حاکمیت نه یک امر تحمیلی، بلکه چارچوبی هوشمندانه برای هماهنگی و پیشرفت فهم میشود.
عضو هیئت علمی گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه اصفهان با تأکید بر نقش دانشگاهها در پیوند قدرت سخت و نرم خاطرنشان کرد: در دوران پساجنگ، دانشگاه تنها نهادی است که میتواند این پیوند را علمی و اقناعکننده برقرار کند. نخستین رسالت، بازسازی فکری جامعه از طریق تقویت سواد رسانهای، سواد اطلاعاتی و آموزش تفکر انتقادی است. دانشگاه باید فضایی برای پرسشگری باشد، البته پرسشگریای که در چارچوب مسئولیت ملی هدایت شود تا به یأس یا بیگانگی منجر نشود.
رحمانی با اشاره به اهمیت فرهنگ امید در دوران پساجنگ اظهار کرد: امید نه با شعارهای کلیشهای، بلکه با مشارکت واقعی جوانان در فرایند تصمیمسازی به دست میآید. دانشجو باید خود بخشی از تصمیمات و اقدامات باشد تا امید برایش معنای عینی پیدا کند.
وی در ادامه به نقش هویت در فلسفه تعلیم و تربیت اشاره کرد و گفت: هویت در دوران پساجنگ نقش لنگرگاه را ایفا میکند؛ عنصری که فرد را از سرگردانی روانی و اجتماعی نجات میدهد. برای ترمیم آسیبها، روایتدرمانی با تکیه بر شاهنامه و متون عرفانی راهگشاست. قصههای شاهنامه یا حکایتهای مثنوی پیامآور رهایی از جدایی و رسیدن به همبستگی هستند و بازخوانی آنها در دانشگاه، حس تعلق به یک تمدن کهن را تقویت میکند؛ حسی که یکی از قویترین داروهای ضداضطراب پس از بحران است.
این استاد دانشگاه بر ضرورت تمرین همبستگی در عین تنوع در دانشگاه تأکید کرد و افزود: باید کرسیهایی برای گفتوگوی میان قومیتها، مذاهب و گفتمانهای مختلف در چارچوب هویت ایرانی_اسلامی برگزار شود. وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه یعنی اولویت دادن به «ما»ی بزرگ در لحظات سرنوشتساز.
رحمانی با بیان اینکه بزرگترین تهدید دوران پساجنگ، دوقطبیسازی مخرب است، ادامه داد: فرهنگ گفتوگو و مدارا باید به یک مهارت راهبردی و درس اجباری تبدیل شود. سواد رسانهای انتقادی یکی از مهمترین همین مهارتهاست؛ دانشجو باید بیاموزد چگونه رسانهها با بزرگنمایی اختلافات سلیقهای و تبدیل آنها به اختلافات هویتی، دوقطبیسازی میکنند. دانشجوی تربیتیافته کسی است که اختلافنظر را از دشمنی تفکیک کند و بداند تنوع رأی نشانه پویایی جامعه است، اما نباید بهانهای برای تضعیف همبستگی ملی شود.
وی در پایان سه توصیه کلیدی به سیاستگذاران مدل حکمرانی پساجنگ ارائه کرد و گفت: نخست، گذار از تحصیلمحوری به تربیتمحوری تمامعیار و بازتعریف شاخصهای ارزیابی دانشگاهها؛ دوم، سرمایهگذاری هدفمند بر دیپلماسی علمی بهعنوان جلوهای از قدرت نرم و بستری برای تقویت شبکههای علمی جهانی و سوم، بهرهگیری از ابزارهای مدرن از جمله بازیهای راهبردی، انیمیشنهای داستانمحور، پادکستهای روایی و واقعیت مجازی برای آموزش مفاهیم دفاعی و هویتی. دانشگاهها باید از این پروژههای میانرشتهای حمایت کنند تا نسلی خودباور تربیت شود؛ نسلی که قدرت را ابزاری برای حفاظت از زیباییها، آزادیها و کرامتهای یک ملت میداند.
انتهای پیام
