دکتر علیرضا شهرستانی به مناسبت اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به جایگاه بالای این شاعر کشورمان، اظهار کرد: سعدی، این مصلح بی داعیه، در جایگاه حکیمی جهاندیده، آینهای برابر انسان همیشه تاریخ گذاشت. او نشان داد ادبیات اگر از دغدغههای مشترک بشری بگوید، به زبانی فراتر از زبانها بدل میشود؛ زبانی که در کاخ الیزه طنین میاندازد و در مدرسههای دورافتاده زمزمه میشود.
وی گفت: میراث سعدی برای جهان پرآشوب امروز نقشه راهی است برای زیستن عادلانه و صلحجویانه. او به تاریخ ثابت کرد ماندگارترین فتوحات، در ژرفای جانها رقم میخورد و این همان روایت فاخری است که تا جهان باقی است، زنده خواهد ماند.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: آنچه نام سعدی را از حافظه یک قوم فراتر برد و بر سر در سازمان ملل و در شناسنامه رئیسجمهوری فرانسه نشاند، نه قدرت شمشیر که «کیمیای کلام» بود. او به جهانیان آموخت برای تسخیر قلبها نیازی به لشکرکشی نیست؛ قلمی که بر مدار «بنیآدم» بچرخد، خود مرزها را درمینوردد.
شهرستانی اظهار کرد: سعدی تنها یک شاعر چیرهدست نیست؛ او معمار کلامی است که توانست پیچیدهترین مفاهیم انسانی را به سادهترین شکل ممکن تئوریزه کند. نفوذ او در اروپای عصر روشنگری، ریشه در همینقدرت روایتگری دارد. غرب در مواجهه با سعدی، نه با یک مبلغ سنتی که با معلم اخلاقی روبرو شد که زیستن خردمندانه و صلحجویانه را آموزش میداد. نقلقول معروف «بنیآدم اعضای یکدیگرند» بر سردر سازمان ملل، گواهی بر این جهانشمولی است.
این فعال فرهنگی افزود: سعدی مصلحی بود که فلسفه اخلاق و سیاستمداری را در قاب هنر عرضه کرد. او میدانست برای ماندگاری یک پیام در حافظه جمعی، باید آن را به جامه سحرآمیز «سهل و ممتنع» آراست تا هم در خانقاه راه یابد و هم در کاخ پادشاهان.
شهرستانی با اشاره به نفوذ فرهنگی سعدی شیرازی، گفت: شگفتآورترین تجلی نفوذ سعدی را باید در بطن تاریخ سیاسی مدرن فرانسه جست. زمانی که «لازار کارنو»، ریاضیدان و سیاستمدار برجسته انقلاب فرانسه چنان شیفته جهانبینی و حکمت عملی سعدی شد که نام این شاعر شیرازی را برای فرزند خود برگزید. این بذر فرهنگی چنان در خاک فرنگ ریشه دواند که فرزند او «ماری فرانسوا سعدی کارنو»، با همین نام ایرانی در سال ۱۸۸۷ میلادی به ریاستجمهوری فرانسه رسید. این واقعه، فروریختن نمادین دیوارهای میان شرق و غرب بود؛ لحظهای تاریخی که نام یک مصلح اجتماعی از شیراز، به هویت عالیترین مقام یک قدرت اروپایی بدل شد تا ثابت کند کلام حق، مرز نمیشناسد.
وی به خودآگاهی سعدی از نفوذ جهانی کلامش اشاره کرد و گفت: اینجهانی شدن، پدیدهای نبود که تنها آیندگان به آن معترف باشند؛ خودِ شیخ اجل در زمان حیاتش با خودآگاهی حیرتانگیزی از نفوذ کلامش در اقصای عالم باخبر بود. در دیباچه گلستان میخوانیم: «ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صِیت سخنش که در بسیط زمین رفته...». او با اطمینانی برخاسته از قدرت قلمش، میدید نوشتههایش همچون کاغذ زر میان ملل دستبهدست میشود. این نه از سر خودپسندی که درک درست نابغهای بود که میدانست کلامش بر مدار «درد مشترک بشری» میچرخد.
انتهای پیام
