• چهارشنبه / ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۹:۰۹
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405020200760

«شفایافتگان»؛ روایت قصه‌هایی واقعی از کرامات حرم مطهر امام رضا(ع)

«شفایافتگان»؛ روایت قصه‌هایی واقعی از کرامات حرم مطهر امام رضا(ع)

ایسنا/خراسان رضوی نویسنده کتاب «شفایافتگان» گفت: این کتاب، داستان سرگذشت واقعی مردمانی است که به نیت شفا به حرم مطهر امام رضا(ع) پناه آوردند و در همان مکان مقدس، پروردگار پاسخ دل‌های شکسته آنان را داد.

حمیدرضا سهیلی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: شاید در اینکه میان آثار منتشرشده به قلم من، کتاب‌های زیادی با موضوع امام‌رضا(ع) و سیره رضوی به چشم می‌خورد، شانس و تصادف هم دست داشته باشد، اما پیشنهاد نوشتن قصه‌های رضوی و به ویژه پرداختن به موضوع شفایافتگان، ابتدا از جانب مجله‌ای به نام «زائر» پیشنهاد شد.

وی ادامه داد: با این تصور که انجام این پیشنهاد با نوشتن چند داستان تمام خواهد شد، شروع به نوشتن کردم ولی دریای معجزات خداوند که در موقعیت حرم امام رضا(ع) به وقوع پیوسته بود، مرا در خود غرق کرد؛ فکرش را هم نمی‌کردم اما نوشتن در این باره به بیش از ۲۰۰ قصه رسید که خودم هم از انجام آن در شگفت بودم.

این نویسنده با اشاره به اینکه استقبال از داستان‌ها باعث شد تا آستان قدس رضوی بعدها مجموعه‌ای از قصه‌ها را در پنج جلد منتشر کند، توضیح داد: این پنج جلد بعدها در یک کتاب به نام «بوی بهشت» منتشر شد که به چاپ‌های متعدد رسید. چند مجموعه از این قصه‌ها را نیز در قالب سه عنوان کتاب به نام‌های «کسی که مثل هیچکس نیست»، «وقتی عشق شکوفه می‌دهد» و «ستاره‌ها می‌خندند»، در مرکز آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی منتشر شد و مورد اقبال خوانندگان قرار گرفت.

«شفایافتگان»؛ روایت قصه‌هایی واقعی از کرامات حرم مطهر امام رضا(ع)

استقبال مخاطبین و انتشار چاپ هشتم کتاب «شفایافتگان» 

وی با بیان اینکه کتاب «شفایافتگان» را انتشارات به نشر منتشر کرده و تاکنون به چاپ هشتم رسیده است، یادآور شد: در همین انتشارات نیز کتاب‌های «آواز آسمانی عشق» و «شهد شیرین شفا» را منتشر کردیم که این دو جلد و سه جلدی که توسط مرکز آفرینش‌های هنری چاپ و منتشر شد، در واقع عناوین پنج کتاب از مجموعه هفت جلدی کتاب‌های رضوی است که جلد ششم این مجموعه نیز تحت عنوان «آه و نگاه» در دست چاپ است و دو عنوان باقی‌مانده نیز به مرور بازنویسی و چاپ خواهد شد.

این نویسنده درباره کتاب «شفایافتگان» خاطرنشان کرد: کتاب شفایافتگان شامل چندین قصه از سرگذشت واقعی مردمانی است که به قصد شفا به حرم امام رضا(ع) پناه آورده‌اند و در همان مکان مقدس، شفای خود را از خداوند طلب کرده و پروردگار نیز پاسخ دل‌های شکسته آنان را می‌دهد.

چالش‌های فرآیند جمع‌آوری اطلاعات برای نگارش کتاب

سهیلی خاطرنشان کرد: در مراحل آغازین و فرآیند جمع‌آوری اطلاعات، چندین سرگذشت از شفایافتگان که در آرشیو و دفتر اسناد آستان قدس موجود بود در اختیار من قرار گرفت. سرگذشت‌ها فقط چند خط بود که به نوع توسل و گرفتن شفای هر فرد اشاره کوتاهی داشت. من برای نوشتن واقعی‌تر هر سرگذشت با برخی از شفایافتگان که شماره تلفن آنها در اختیارم بود تماس گرفتم و از آنها خواستم به سوالاتی پاسخ بدهند؛ در این مسیر، گاه ملاقات‌هایی حضوری نیز اتفاق می‌افتاد.

او تصریح کرد: برای تماس و ملاقات با شفایافتگان خیلی وقت‌ها با مشکل روبرو بودم و با خیلی از این عزیزان نتوانستم ارتباط برقرار کنم اما با کسانی که صحبت کردم، انرژی مثبت هم‌کلامی با آنان در نگارش قصه بسیار موثر بود. در مورد زبان بیان قصه‌ها، من شیوه همیشگی خودم را داشتم و با تکیه بر نوع نگارش خودم همه قصه‌ها را به شکلی می‌نوشتم که بیش‌تر از هر چیز، تأثیر واقعه به مخاطب القا شود.

این نویسنده ادامه داد: به‌دنبال استقبال از چاپ این قصه‌ها در مجله زائر، مجله خانواده نیز پیشنهاد چاپ آثار را داد که بیش از ۱۰ سال یکی از ستون‌های خواندنی و پر طرفدار این مجله بود. بعدها به فکر چاپ کتابی از این آثار افتادم که حاصل آن کتاب شفایافتگان و چندین کتاب دیگر شد. فکر می‌کنم کتاب بعد از ۲۰ سال که از چاپ نخستین قصه در مجله زائر گذشت، منتشر و در بازار عرضه شد.

«شفایافتگان»؛ روایت قصه‌هایی واقعی از کرامات حرم مطهر امام رضا(ع)

از قلمی که بی‌اختیار بر صفحه کاغذ می‌لغزید تا محبوبیت کتاب در میان مردم

سهیلی در پاسخ به این پرسش که محبوبیت فراوان این روایت‌ها در میان مردم را چگونه می‌بیند، گفت: باید خوانندگان کتاب و زائران نسبت به میزان محبوبیت داستان‌ها پاسخ بدهند ولی آنچه از پیام‌ها و نظرات مردم به من رسیده است، شیوه راحت بیان قصه و دوری از خرافه در نگارش واقعه و تاکید بر روایتی ساده و صمیمی، مورد پسند بوده است.

این نویسنده ادامه داد: درباره نوشتن قصه‌های رضوی باید این واقعیت را اعتراف کنم که هرگاه برای نوشتن قصه‌ای قلم به دست گرفتم، شاید بی اغراق بگویم، قلم تا پایان قصه بدون وقفه بر کاغذ می‌لغزید و از حرکت نمی‌ایستاد و من فقط در پایان، مروری دوباره بر قصه و غلط‌گیری جزئی داشتم؛ من واقعا این را توفیق الهی و عنایت امام رضا(ع) می‌دانم.

انتهای پیام