• جمعه / ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۴:۰۰
  • دسته‌بندی: پژوهش
  • کد مطلب: 1405020301703

روایت یک پژوهش از مدارس عشایری

وقتی آموزش با کوچ‌نشینی همراه می‌شود

وقتی آموزش با کوچ‌نشینی همراه می‌شود

محققان در پژوهشی جدید به بررسی وضعیت آموزش دانش‌آموزان عشایری پرداخته‌اند و تلاش کرده‌اند با نگاهی منسجم، چالش‌های موجود در این حوزه را شناسایی و طبقه‌بندی کنند تا زمینه‌ای برای بهبود مدیریت آموزشی آن‌ها فراهم شود.

به گزارش ایسنا، زندگی عشایری یکی از شکل‌های قدیمی و در عین حال زنده زندگی اجتماعی در ایران است که نقشی مهم در تولید، اقتصاد و فرهنگ کشور دارد. بر اساس آمارهای رسمی، بیش از یک میلیون نفر از جمعیت ایران در قالب خانوارهای عشایری در استان‌های مختلف زندگی می‌کنند و شیوه زیست آن‌ها، آموزش را با شرایط خاصی روبه‌رو می‌کند. آموزش دانش‌آموزان عشایری، به دلیل کوچ‌رو بودن، پراکندگی جغرافیایی و محدودیت‌های زیرساختی، با آموزش در مناطق شهری و حتی روستایی تفاوت‌های جدی دارد. مدارس عشایری به‌صورت سیار، نیمه‌سیار یا ثابت اداره می‌شوند و بخش عمده‌ای از دانش‌آموزان آن‌ها هم‌زمان با تحصیل، درگیر شرایط خاص زندگی خانوادگی و محیطی هستند. به همین دلیل، بررسی وضعیت آموزش در این جامعه نه‌تنها یک موضوع آموزشی، بلکه مسئله‌ای اجتماعی و توسعه‌ای به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، دسترسی به آموزش رایگان و باکیفیت، بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حق همه شهروندان تا پایان دوره متوسطه است و جامعه عشایری نیز از این قاعده مستثنا نیست. آموزش‌وپرورش به‌عنوان پیونددهنده انسان و توسعه، نقشی اساسی در کاهش نابرابری‌ها و تحقق عدالت اجتماعی دارد. نادیده گرفتن نیازهای آموزشی عشایر می‌تواند به تداوم فاصله‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منجر شود. اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور، از جمله سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش، بر عدالت آموزشی و توجه به گروه‌های خاص تأکید دارند. از منظر اخلاقی و حقوقی نیز آموزش، پلی برای دسترسی به سایر حقوق انسانی است. بنابراین، پرداختن علمی و دقیق به مشکلات آموزش عشایری، ضرورتی انکارناپذیر برای برنامه‌ریزی بهتر و تصمیم‌گیری آگاهانه در این حوزه محسوب می‌شود.

در همین خصوص، معراج جهانگیری، محقق مدیریت آموزشی از دانشگاه شهید چمران اهواز، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود و با همراهی دانشگاه شیراز، پژوهشی را درباره مسائل آموزش عشایری انجام داده‌اند. این پژوهش که بر آموزش عشایری در استان خوزستان تمرکز دارد، با نگاهی مدیریتی تلاش کرده است چالش‌های موجود را شناسایی، دسته‌بندی و الگویی برای مدیریت آن‌ها تدوین کند.

روش انجام این پژوهش به‌صورت آمیخته بوده است؛ به این معنا که هم از روش‌های کیفی و هم کمی استفاده شده است. در مرحله نخست، پژوهشگران با انجام مصاحبه با ۱۶ نفر از کارشناسان و فعالان حوزه آموزش عشایری، دیدگاه‌ها و تجربه‌های آنان را جمع‌آوری کردند. این افراد از دو گروه ستادی و اجرایی انتخاب شدند تا تصویر جامع‌تری از مسائل موجود به دست آید. سپس بر اساس نتایج این مصاحبه‌ها، پرسش‌نامه‌ای طراحی و در اختیار بیش از ۳۰۰ نفر از افراد مرتبط با آموزش عشایری قرار گرفت. درنهایتف داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از نرم‌افزارهای آماری تحلیل شدند تا الگوی پیشنهادی پژوهش مورد بررسی قرار گیرد.

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که آموزش عشایری استان خوزستان با ۴۴ چالش متفاوت روبه‌رو است که همگی در یک سطح قرار ندارند. برخی از این چالش‌ها ساده‌تر هستند و با تصمیم‌ها و اقدامات اجرایی درون نظام آموزشی قابل حل‌اند، در حالی که برخی دیگر پیچیده‌تر بوده و حل آن‌ها نیازمند تصمیم‌گیری‌های کلان و حتی فراتر از حوزه آموزش‌وپرورش است. پژوهشگران توانستند این چالش‌ها را به‌صورت منظم دسته‌بندی کنند و برای مدیریت آن‌ها، ۲۰ راهکار مختلف پیشنهاد دهند.

در نتیجه‌گیری این پژوهش تأکید شده است که مدیریت چالش‌های آموزش عشایری نیازمند نگاهی مرحله‌ای و واقع‌بینانه است. به‌جای برخورد یکسان با همه مشکلات، باید ابتدا چالش‌های ساده شناسایی و حل شوند و سپس مسائل پیچیده‌تر به اجزای کوچک‌تر و قابل مدیریت تقسیم شوند. این رویکرد می‌تواند از انباشت مشکلات جلوگیری کرده و مسیر اصلاحات تدریجی اما مؤثر را هموار کند.

طبق اطلاعات تکمیلی این مطالعه، چالش‌ها در سه دسته «پازل‌ها»، «مسائل» و «آشفتگی‌ها» قرار می‌گیرند. پازل‌ها شامل مشکلاتی هستند که ماهیت ساده‌تری دارند؛ مانند کمبود یا فرسودگی تجهیزات مدارس، ضعف برخی مقررات یا مشکلات تردد معلمان. مسائل، چالش‌هایی با ابعاد مشخص اما راه‌حل‌های دشوارتر هستند؛ از جمله کم‌توجهی رسانه‌ها، محدودیت منابع مالی، یا ناهماهنگی تقویم آموزشی. در نهایت، آشفتگی‌ها به مشکلاتی اطلاق می‌شود که ابعاد آن‌ها به‌طور دقیق روشن نیست؛ مانند کوچ بین‌استانی عشایر، شرایط سخت محیطی و فاصله طبقاتی، که مدیریت آن‌ها نیازمند سیاست‌گذاری‌های فرادستگاهی و بلندمدت است.

اهمیت این یافته‌ها در آن است که نشان می‌دهند بهبود آموزش عشایری صرفاً با افزایش بودجه یا تغییرات جزئی ممکن نیست، بلکه نیازمند اصلاحات ساختاری، توجه به فرهنگ، توانمندسازی معلمان و استفاده هوشمندانه از فناوری است. پژوهشگران تأکید کرده‌اند که آموزش عشایری نباید به حاشیه رانده شود، زیرا بی‌توجهی به آن می‌تواند پیامدهای اجتماعی و آموزشی گسترده‌ای برای نسل‌های آینده داشته باشد.

این یافته‌های علمی‌پژوهشی در «فصلنامه نوآوری‌های آموزشی» منتشر شده‌اند. این نشریه وابسته به سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی است و به بررسی مسائل نوین و چالش‌های نظام آموزشی کشور می‌پردازد.

انتهای پیام