• جمعه / ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۷:۱۵
  • دسته‌بندی: صنفی،فرهنگی‌ودانشجویی
  • کد مطلب: 1405020301721

در گفت‌وگو با ایسنا مطرح شد

جنگ شناختی؛ نبردی برای تسلط بر ذهن جامعه

جنگ شناختی؛ نبردی برای تسلط بر ذهن جامعه

عضو اندیشکده حکمرانی شریف با تأکید بر تغییر ماهیت تهدیدات گفت: جنگ امروز نه برای اشغال خاک، بلکه برای هدایت باور، احساس و اراده مردم طراحی شده است.

محمدرضا تولایی در گفت‌وگو با ایسنا، با تأکید بر اینکه جنگ شناختی با هدف تسلط بر ذهن و اراده جمعی جامعه طراحی می‌شود، گفت: در این نوع جنگ، دشمن به‌دنبال اشغال سرزمین نیست، بلکه می‌کوشد دستگاه پردازش ذهنی مردم را در اختیار بگیرد و مسیر تصمیم‌گیری، احساس و اراده عمومی را تغییر دهد.

هدف جنگ شناختی، مهندسی باورهای پایه جامعه است

عضو اندیشکده حکمرانی شریف اظهار کرد: اگر بخواهم ساده توضیح بدهم، جنگ شناختی یعنی تلاش برای تصاحب دستگاه پردازش ذهن جامعه. دشمن دیگر صرفاً به‌دنبال جنگ سخت نیست، بلکه می‌خواهد باورها، احساسات و تصمیم‌های مردم را هدایت کند. تفاوت آن با جنگ روانی کلاسیک در این است که امروز هدف، مهندسی باورهای پایه است؛ نه صرفاً ایجاد ترس یا انتشار شایعه.

وی افزود: در این فضا تلاش می‌شود باورهایی مانند «هیچ راهی وجود ندارد»، «همه مسئولان فاسدند» یا «آینده کاملاً تاریک است» در ذهن جامعه نهادینه شود؛ این روند در واقع سه مؤلفه حیاتی یعنی باورهای عمیق، اعتماد اجتماعی و امید به آینده را هدف قرار می‌دهد.

فروپاشی از درون، بدون نیاز به جنگ نظامی

این عضو اندیشکده حکمرانی شریف با بیان اینکه تضعیف این سه مؤلفه می‌تواند یک جامعه را از درون دچار فروپاشی کند، تصریح کرد: جامعه‌ای که باور خود به آرمان‌ها را از دست بدهد، اعتمادش نسبت به یکدیگر و آینده کاهش یابد و امیدی برای تغییر نداشته باشد، دیگر نیازی به حمله نظامی ندارد و به‌صورت خودکار دچار انفعال یا خشم و سرخوردگی می‌شود.

تولایی ادامه داد: تجربه برخی جنبش‌های رنگی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که دشمن می‌تواند با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از جنگ سخت، یک جامعه را به سمت فروپاشی ذهنی سوق دهد. در این میان، این سه ستون حیاتی معمولاً به‌صورت مستقیم هدف توده مردم قرار نمی‌گیرد، بلکه از مسیر خاصی مورد اصابت قرار می‌گیرد.

خواص جامعه؛ مسیر اصلی نفوذ در جنگ شناختی

وی با اشاره به نقش خواص در این فرآیند گفت: اساتید دانشگاه، چهره‌های فرهنگی و هنری، اینفلوئنسرها، روحانیون، مدیران و حتی معلمان اثرگذار، مهم‌ترین مسیر انتقال پیام در جنگ شناختی هستند. منطق این عملیات این است که تأثیرگذاری بر یک فرد مرجع، بسیار پربازده‌تر از ارتباط مستقیم با جمعیت گسترده است.

وی خاطرنشان کرد: این افراد می‌توانند به ناقلان پیام‌های طراحی‌شده تبدیل شوند؛ پیام‌ها، کلیدواژه‌ها و حتی ادبیاتی که به کار می‌برند، ممکن است در اتاق‌های فکر طراحی شده باشد، اما از زبان یک چهره مورد اعتماد جامعه بیان می‌شود و همین امر پذیرش آن را افزایش می‌دهد.

نفوذ از مسیر تطمیع، تهدید و جذابیت‌های رسانه‌ای

تولایی با بیان اینکه نفوذ در خواص لزوماً به‌صورت آشکار و مستقیم رخ نمی‌دهد، گفت: این فرآیند از مسیرهایی مانند تطمیع مالی، تهدید، جذابیت دیده‌شدن و حضور در رسانه‌های بین‌المللی یا حتی انحرافات تدریجی اخلاقی شکل می‌گیرد و گاهی ترکیبی از این عوامل به کار گرفته می‌شود.

وی تأکید کرد: خطرناک‌ترین حالت زمانی است که فرد تصور می‌کند تحلیل مستقلی ارائه می‌دهد، در حالی که ناخواسته در چارچوب‌ها و کلیدواژه‌هایی حرکت می‌کند که از پیش طراحی شده‌اند. در چنین شرایطی حتی تکرار برخی مفاهیم مانند ناامیدی مطلق می‌تواند بخشی از یک پروژه هدفمند باشد.

عضو اندیشکده حکمرانی شریف یادآور شد: در جنگ شناختی، الزاماً همه کنشگران با انگیزه مالی وارد میدان نمی‌شوند، بلکه گاهی دیده‌شدن، تریبون و تأیید اجتماعی نیز می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به مواضع افراد ایفا کند.

مرزبندی میان نقد سازنده و تخریب شناختی

تولایی با تأکید بر ضرورت تفکیک دقیق میان انتقاد و عملیات شناختی اظهار کرد: انتقاد درست، مطالبه‌گری و روشنگری کاملاً لازم و ضروری است، اما تفاوت در نیت و الگوهاست. در جنگ شناختی، هدف تخریب انسجام ملی، بی‌اعتبارسازی ارزش‌ها و تبدیل هر نقدی به نفرت است.

وی افزود: یک منتقد واقعی، همزمان با طرح نقد، راه‌حل و امید به اصلاح را نیز منتقل می‌کند، در حالی که ناقل ویروس شناختی صرفاً ناامیدی و بی‌اعتمادی مطلق را گسترش می‌دهد. به تعبیر دیگر، نقد سازنده مانند تب است که نشانه‌ای از وجود بیماری می‌دهد، اما تخریب شناختی همچون سمی است که سیستم ایمنی جامعه را از کار می‌اندازد.

سواد رسانه‌ای؛ خط مقدم مقاومت مردم

این عضو اندیشکده حکمرانی شریف با اشاره به نقش مردم در مواجهه با این پدیده گفت: مردم عادی مهم‌ترین رکن مقاومت در جنگ شناختی هستند و می‌توانند با سه اقدام اساسی از خود محافظت کنند.

تولایی بیان کرد: نخست، ارتقای سواد رسانه‌ای است؛ به این معنا که افراد منبع پیام را بررسی کنند، نیت پشت محتوا را تشخیص دهند و با تکنیک‌های بزرگ‌نمایی و تحریف آشنا شوند. دوم، پرهیز از وابستگی عاطفی به افرادی است که به‌عنوان مرجع شناخته می‌شوند اما در عمل پیام‌های مخرب را منتقل می‌کنند. سوم، تقویت مؤلفه‌های ایمان، اعتماد و امید در زندگی روزمره است.جامعه‌ای که از سطح بالایی از آگاهی و هوشیاری برخوردار باشد، به‌سادگی فریب نمی‌خورد.

وظایف حاکمیت؛ از آموزش تا پاسخگویی شفاف

تولایی با تبیین نقش حاکمیت در این عرصه تصریح کرد: حاکمیت باید در سه سطح اقدام کند؛ نخست، تقویت آموزش سواد شناختی در مدارس و رسانه‌ها؛ دوم، ایجاد سازوکارهای مصون‌سازی برای خواص از طریق شفافیت مالی و رسانه‌ای، حمایت از نخبگان پاک‌دست و افزایش مطالبه‌گری عمومی؛ و سوم، پاسخگویی سریع و شفاف به مسائل و مشکلات واقعی جامعه.

وی خاطرنشان کرد: اگر حاکمیت با بی‌عدالتی یا فساد، اعتماد عمومی را تضعیف کند، عملاً مسیر را برای اثرگذاری دشمن هموار می‌کند. مقابله با جنگ شناختی صرفاً با محدودسازی یا تکذیب ممکن نیست، بلکه نیازمند ارائه روایت‌های امیدبخش و عملکرد صحیح در عمل است.

مراقب سرقت امید باشید

این عضو اندیشکده حکمرانی شریف گفت: مهم‌ترین نکته برای جوانان این است که مراقب باشند چه کسی باور «نمی‌شود» را در ذهن آن‌ها تقویت می‌کند. جنگ شناختی در واقع نبرد بر سر اراده برای زیستن و ساختن است.

تولایی افزود: کسی که امید را از جامعه می‌گیرد، از هر ابزار سختی خطرناک‌تر است. همچنین باید توجه داشت که حتی نخبگانی که خود را مستقل می‌دانند، ممکن است ناخواسته به حلقه‌ای از زنجیره اثرگذاری تبدیل شوند. تقویت قدرت تشخیص در جامعه و مطالبه شفافیت و پاسخگویی از چهره‌های مرجع، از الزامات این مسیر است و جامعه‌ای که به سواد شناختی مجهز باشد، قابل تسخیر نخواهد بود.

انتهای پیام