• پنجشنبه / ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۹:۴۵
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405020301749

هم‌آوایی دختران جان فدا در اصفهان؛ پژواک عشق، ایثار و اقتدار در قلب نصف جهان

هم‌آوایی دختران جان فدا در اصفهان؛ پژواک عشق، ایثار و اقتدار در قلب نصف جهان

ایسنا/اصفهان میدان نقش جهان اصفهان ظهر سوم اردیبهشت، در هیاهوی اجتماع «دختران جان‌فدا»، رنگ‌وبویی متفاوت داشت؛ جایی که در تلاقی وزش باد در پرچم‌ها و اهتزاز سربندها، نه فقط یک گردهمایی که نمایی از پیوند عمیق اقتدار، ایمان و ایثار شکل گرفت. اینجا هر حجاب گره‌خورده بر سر، روایتی از یک عهد دوباره برای مقاومت و عشقی بی‌پایان به میهن بود.

خورشید، چون نگینی درخشان، در پهنه آبی آسمان اردیبهشت اصفهان می‌درخشید و گرمای مطبوع خود را بر پیکر شهر می‌پاشید. نور طلایی‌اش، گنبد فیروزه‌ای شیخ لطف‌الله را به وجد می‌آورد و شکوه بی‌بدیل میدان نقش‌جهان را دوچندان می‌کرد.

نسیم بهاری، عطر دل‌انگیز اصفهان را در هوا پراکنده بود و نویدبخش روزی متفاوت، روزی پر از همبستگی، ایثار و اقتدار بود.

راهی میدان نقش‌جهان می‌شوم برای همایش دختران جان فدا، خیابان‌های اطراف میدان، از همان ساعات اولیه ظهر، شاهد حضور پرشور مردمی بود که از نقاط مختلف شهر، خود را به قلب اصفهان رسانده بودند. گروه‌،گروه، دختران و زنان، با پرچم‌های رنگارنگ و نمادهای وطن، به سمت میدان امام(ره) سرازیر می‌شدند. در میان جمعیت، حضور خانوادگی چشم‌ها را خیره می‌کرد؛ از نوزادانی که در کالسکه، آرام خوابیده بودند و گویی رویای آینده‌ای روشن را می‌دیدند، تا کودکان و نوجوانانی که با چشمانی پر از شور و هیجان، پرچم‌های ایران را در دست گرفته بودند. مادربزرگانی که با نوه‌های نوجوان خود آمده بودند، یادآور پیوند ناگسستنی نسل‌ها در این سرزمین بودند.

 جلوه اقتدار، در استقرار ادوات نظامی در اطراف میدان، به نمایش گذاشته شده بود. موشک‌های آماده شلیک به سمت دشمن، نمادی از آمادگی و صلابت این مرز و بوم در برابر هر تجاوزی بودند. خانواده‌ها، با کنجکاوی و تحسین، از این ماشین‌های جنگی بازدید می‌کردند و در کنار آن، فرزندانشان را با مفهوم اقتدار و دفاع از وطن آشنا می‌کردند. این ترکیب، تصویری شگرف از صلابت زن ایرانی را به نمایش می‌گذاشت؛ زنی که در کنار لطافت و ظرافت، از روحیه‌ای جنگاور و مدافعانه نیز برخوردار است.

در این میان، نوای دلنشین الله اکبر از سوی مداحان اهل بیت، حاج محمد اسداللهی، در فضا طنین‌انداز شد و روح تازه‌ای به جمعیت بخشید، سپس گروه سرود دختران، با همراهی علی‌اکبر قلیچ، خواننده خوش‌صدا، سرودی حماسی را اجرا کردند که دختران جان فدا، آن را با شور و حرارت همراهی می‌کردند. این هم‌آوایی، پژواکی بود از عشق به وطن و ارادت به شهدا.

 مادران شهدا، میراث‌داران ایثار

در میان جمعیت، بانوی سالخورده‌ای را دیدم که با قامتی استوار، در کنار نوه‌اش ایستاده بود. چشمانش، گویی حکایتگر سال‌ها صبر و استقامت بود چشم در چشم هم شدیم، لبخندی تلخ و شیرین برروی لبانش نشست و گفت: من مادر سه شهیدهستم. امروز این همه دختر جوان را دیدم که با عشق و ارادت به میهن وشهدا و رهبر سوم انقلاب آمده‌اند، دلم آرام گرفت. این‌ها همان ادامه دهندگان راه فرزندان من هستند. راه ایثار و فداکاری. هر کدام از این دختران، یک جان فدا هستند. این پویش، یادمان شهدای جنگ رمضان، جنگ ۱۲ روزه و جنگ کودتا را زنده نگه می‌دارد. دیدن این جوانان، دل ما را قرص می‌کند که راه شهدا فراموش نخواهد شد.

نوه نوجوانش، سربندی با نام یا زینب بر سر بسته بود، با شور و هیجان گفت: مادربزرگ راست می‌گوید. ما آمده‌ایم که بگوییم راه شهدا را ادامه می‌دهیم. ما همه جان فدا هستیم.

نسل Z، طلایه‌داران آرمان‌ها

در میان جمعیت، با چند نفر از دختران نسل Z که با افتخار سربند جان فدا بر پیشانی بسته بودند، هم‌صحبت شدم.

زهرا، ۱۷ ساله، به همراه خانواده‌اش آمده بود، با هیجان گفت: ما تبلیغ این پویش را از طریق رسانه ملی و فضای مجازی دیدیم. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتیم. فکر کردیم باید باشیم و نشان بدهیم که ما هم مثل نسل‌های قبل، پای آرمان‌هایمان ایستاده‌ایم. پدرم مدافع وطن است و در کودتا ۱۸ دی حضور داشته و از شهادت دوستانش برای ما تعریف می‌کند. امروز اینجا را که دیدم حس می‌کنم واقعا در بخشی از تاریخ ایستادم.

سارا، ۱۶ ساله که همراه دخترخاله‌هایش محدثه و زهرا، آمده بود، می‌افزاید: خیلی حس خوبی داریم. انگار که واقعا یه خانواده بزرگ هستیم که همه با هم برای یک هدف مشترک آمده‌ایم. اسم جان فدا خیلی قشنگ است. چون واقعا ما حاضر هستیم جانمان را فدا کنیم برای وطن‌مان و ذره‌ای از این خاک را به‌دست دشمنان ندهیم کاری که نسل‌های قبل ما کردند.

محدثه و زهرا، نیز با تایید حرف‌های سارا، معتقد بودند امروز اینجا همه سنین را می‌بینیم، از بچه‌های کوچک تا مادربزرگ‌ها. این نشان می‌دهد که این موضوع فقط برای یک نسل نیست، بلکه یک فرهنگ است که در پوست و خون همه نسل ها جاری است. دایی ما شهید مدافع حرم بود کسی که برای غیرت و ناموس جلوی داعش ایستاد، او یک قهرمان بود. ما هم دوست داریم یک روزی مثل شهدای مدافع حرم، یک قهرمان باشیم.

شکوه خانواده و همبستگی نسلی

در گوشه‌ای از میدان امام(ره) در زیر سایه پرچم سه رنگ ایران عزیزمان مادر بزرگی پناه گرفته بود از او پرسیدم شما هم در پویش جان فدا ثبت نام کرده‌اید؟

مادر بزرگ سرش را به نشان تایید تکان داد و گفت: من خودم در دوران انقلاب و جنگ، شاهد خیلی از این اتفاقات بودم. آن موقع هم همین‌طور بود، زن‌ها و بچه‌ها همه پای کار بودند. امروز هم وقتی دیدم دخترها و نوه‌هایم چقدر مشتاق حضور در این مراسم هستند، خوشحال شدم. اینها نشان می‌دهد که روحیه ایثار و وطن‌پرستی هنوز زنده‌ است و ما راه را اشتباه نرفته‌ایم. ماجان فدا هستیم، چون برای کشور خود ارزش قائل هستیم. ما همه آمده‌ایم که حمایت خود را از کشور و رهبرمان اعلام کنیم و بگوییم تا پای جان برای ایران عزیزمان جان می‌دهیم

 رژه اقتدار و بیعت دوباره

با شروع رژه یگان‌های بسیج از مبادی ورودی حافظ و سپه به سمت میدان امام(ره)، هیجان در میان جمعیت به اوج خود رسید. صفوف منظم بسیجیان، با صلابت و اقتدار، در مقابل جایگاه رژه رفتند. دانشجویان، دانشگاه علوم پزشکی، دانش‌آموزان، طلاب و حتی عشایر، با لباس‌های محلی و پرچم‌های خود، حضوری چشمگیر داشتند. این تنوع، نشان از وحدت و همبستگی ملی در دفاع از آرمان‌ها داشت.

در ادامه این همایش و در قلب تپنده اصفهان، میدان نقش جهان، شاهد رژه‌ زرهی باشکوه بود؛ رژه‌ای که در آن دختران جان فدا با صلابت و اقتدار، بر خودروهای نظامی جای گرفته بودند. این خودروها که نمادی از آمادگی و صلابت کشور بودند، با انواع تسلیحات نظامی، از برابر جایگاه عبور می‌کردند. دختران جان فدا با چشمانی مصمم و در دست داشتن سلاح‌های خود، تصویری از تعهد و ایستادگی را به نمایش می‌گذاشتند. فریادهای یا زهرای آن‌ها  که در فضا طنین‌انداز می‌شد، نه تنها نشان از ارادتشان به اهل بیت(ع) بود، بلکه فریادی از عشق به وطن و آمادگی برای دفاع از آن را نیز سر می‌داد. این رژه، تجلی قدرتمندی از اقتدار زن ایرانی و پیوند ناگسستنی او با آرمان‌های انقلاب بود؛ صحنه‌ای که در تاریخ این سرزمین، حماسه‌ای دیگر را رقم زد.

پس از عبور یگان‌ها از جایگاه، نوبت به تکریم خانواده‌های شهدا رسید. پدران و مادران شهدا، با وقار و شکوه، مورد ادای احترام قرار گرفتند. تصویر رهبر معظم انقلاب، در جایگاه ویژه نصب شده بود و شرکت‌کنندگان، با شعارهای الله اکبر و مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل با ایشان تجدیدبیعت کردند. تصویر رهبر شهید و دختران دانش‌آموز میناب نیز فرصتی بود تا شرکت‌کنندگان، عشق و ارادت خود را به رهبری و آرمان‌های انقلاب نشان دهند.

 داغ نانوشته و ادامه راه

در میان خانواده شهدا، پدر یکی از شهدای جنگ رمضان، با چشمانی اشکبار، اما چهره‌ای مصمم، ناظر مراسم بود. جلو رفتم و چند لحظه‌ای با او هم صحبت شدم اشک چشمش را پاگ کرد و گفت: پسرم در راه دفاع از اسلام و انقلاب، جانش را فدا کرد. امروز که این دختران را می‌بینم که با این شور و شوق، راه او را ادامه می‌دهند، احساس می‌کنم که راهش ناتمام نمانده است. این تجمع، تسلی خاطری است برای دل ما که داغ دیده‌ایم این‌ها جان فدا هستند، چون راه شهدا را فراموش نکرده‌اند. پسرمن نظامی نبود و در جنگ با دشمن صهیونی-آمریکایی در شهرک صنعتی زمانی که سرکار بود به شهادت رسید.

این پدر داغدار، نگاهی به کودک دوساله‌ای که در آغوش زن کناری‌اش خواب بود انداخت، او را به آغوش کشید و با بغضی لرزان گفت: به چشمانش نگاه کنید؛ دو ساله شده است. هر روز وسایل پدرش را ردیف می‌کند، به آن‌ها چشم می‌دوزد و با صدایی که هنوز طعم لالایی می‌دهد، بابا، بابا صدا می‌کند.  منتظر است تا شاید این‌بار با شنیدن صدایش، پدر از در وارد شود و او بتواند وسایل جامانده پدر را با شوق به دستش بسپارد.

از آن‌ها فاصله گرفتم، اما نگاهِ معصوم دخترک کارگر شهید، در ذهن و روحم جا خوش کرد. این تصویر، تنها یک قاب غبارگرفته از رنج نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که در آن، شکوه ایثار پدر در چشمان منتظر کودک و صلابت این «دختران جان‌فدا» به هم گره می‌خورد. حالا خوب می‌دانم که اگرچه پدری از در وارد نخواهد شد، اما مسیری که او با خون خود ترسیم کرد، زیر گام‌های استوار این دختران، هرگز بی‌پایان نمی‌ماند.

به گزارش ایسنا، با کمرنگ شدن نور خورشید و رسیدن غروب آفتاب، میدان نقش‌جهان، همچنان نورانی بود؛ نه تنها با نور چراغ‌ها، بلکه با نور وجود دختران جان فدا و خانواده‌های ایثارگرشان. این گردهمایی، تنها یک روز نبود، بلکه میراثی ماندگار از عشق، ایثار، اقتدار و وحدت بود. دختران جان فدا، با حضور خود، ثابت کردند که روحیه شهادت‌طلبی و عشق به وطن، در رگ‌های این ملت، همچنان جاری است و این میراث گرانبها، به نسل‌های آینده سپرده خواهد شد. اصفهان، امروز قلب ایران بود، حالا، میدان نقش جهان، آرام گرفته، اما پژواک الله اکبر و فریاد، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل در گوش تاریخ اصفهان، تا ابد طنین‌انداز خواهد ماند. این تجمع، گواه آن بود که روحیه ایثار و فداکاری، نه تنها در دل مردان این سرزمین، بلکه در قلب زنان و دختران جان فدا، نیز با صلابتی ستودنی، شعله‌ور است. اصفهان، امروز نه تنها پایتخت فرهنگ و هنر ایران که نماد اقتدار، ایستادگی و عشقی بی‌کران به وطن بود؛ عشقی که در دل دختران جان فدا، همچون گوهری درخشان، تا ابد خواهد درخشید.

انتهای پیام