به گزارش ایسنا، در دهههای اخیر، روستاها تنها بهعنوان محل تولید کشاورزی یا سکونت سنتی دیده نمیشوند، بلکه به فضایی برای تجربه سبکهای جدید زندگی تبدیل شدهاند. پدیده «خانههای دوم» که ریشههای تاریخی آن به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد، امروز به شکلی گستردهتر در ایران و جهان مشاهده میشود. در گذشته، چنین خانههایی عمدتاً در اختیار اشراف و اقشار خاص بود، اما اکنون طبقات متوسط نیز به آن گرایش پیدا کردهاند. این تغییر، همزمان با رشد ارتباطات، بهبود حملونقل و افزایش امکان کنترل فعالیتهای کاری از راه دور رخ داده است. در چنین شرایطی، رفتوآمد فصلی یا موقت به روستاها به نوعی بازگشت به ریشهها و جستوجوی آرامش ذهنی در برابر فشارهای زندگی شهری تعبیر میشود.
ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی میشود که مهاجرت معکوس، یعنی حرکت از شهر به روستا، پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی متعددی به همراه دارد. برخی نظریهپردازان این روند را نتیجه نارضایتی از زندگی شهری و تمایل به کیفیت بالاتر زندگی میدانند و برخی دیگر بر نقش زیرساختها و امکانات مقصد تأکید میکنند. علاوه بر این، شبکههای اجتماعی، رسانهها و ارتباطات خانوادگی اطلاعات لازم برای تصمیمگیری درباره سکونت دوم را فراهم میکنند. در کنار این عوامل، سبک زندگی نیز اهمیت دارد، چرا که داشتن خانه دوم میتواند نمادی از هویت اجتماعی و انتخاب آگاهانه شیوه زیستن باشد. به همین دلیل، بررسی علمی این پدیده برای برنامهریزی توسعه روستایی و کاهش پیامدهای منفی احتمالی آن ضروری است.
در پژوهشی که با همین محوریت انجام شده است، اباذر اشتری مهرجردی، استادیار گروه علم و فناوری در پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی با همکاری دانشگاه صنعتی قوچان، نقش فناوریهای نوین بهویژه هوش مصنوعی را در تقویت مهاجرت معکوس و رونق گردشگری روستایی بررسی کردهاند. این مطالعه با تمرکز بر روستاهای استان یزد و با نگاهی جامعهشناختی، به بررسی همزمان پدیده خانههای دوم و بازگشت جمعیت به روستا پرداخته و تلاش کرده است تصویری علمی از این روند ارائه دهد.
روش انجام این پژوهش بهصورت ترکیبی، یعنی استفاده همزمان از روشهای کمی و کیفی بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل روستاهای دارای اسناد توسعه روستایی در شهرستان میبد بوده که از میان آنها، دو روستا بهعنوان نمونه مورد بررسی دقیق قرار گرفتهاند. دادهها از طریق بررسی اسناد، مشاهده میدانی و تحلیلهای توصیفی و اکتشافی گردآوری شده و سپس تحلیل شدهاند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند وجود زیرساختهای ارتباطی مانند اینترنت و شبکههای اجتماعی، استفاده از فناوریهای نو برای کسب درآمد و حفظ امنیت و در اختیار داشتن زمینها و خانههای بزرگ موروثی از مهمترین نقاط قوت روستاها برای جذب مهاجران معکوس است. همچنین حمایت نهادهای محلی و پایین بودن هزینه ساختوساز، جذابیت زندگی روستایی را افزایش میدهد. در مقابل، تعارضات اجتماعی و فرهنگی میان ساکنان بومی و تازهواردان، کمبود آب بهویژه در فصل تابستان و همراه نبودن خانواده برخی افراد، بهعنوان نقاط ضعف شناسایی شدهاند.
یافتهها نشان میدهند فرصتهایی مانند فاصله کم روستاها تا مراکز شهری، دسترسی به تسهیلات مالی با بهره کم و بازگشت جوانان تحصیلکرده، میتواند زمینه توسعه پایدار روستایی را فراهم کند. با این حال، تهدیدهایی همچون فشار بر منابع طبیعی، گسترش مصرفگرایی و مدگرایی و تبدیل روستاها به فضاهای صرفاً تفریحی نیز وجود دارد که نیازمند مدیریت آگاهانه است.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این مطالعه، مهاجرت معکوس و گسترش خانههای دوم، از پدیدههای مهم معاصر به شمار میروند و در ایران از اواسط دهه ۱۳۸۰ بهویژه در مناطق مرکزی کشور رواج یافتهاند. برخلاف گذشته که این پدیده محدود به اقشار مرفه بود، امروز بخش بزرگی از طبقه متوسط نیز به آن گرایش دارد. پژوهشگران معتقدند نقش هوش مصنوعی در تسهیل کسبوکارهای روستایی، مدیریت منابع و افزایش کیفیت زندگی میتواند این روند را در آینده تقویت کند.
از نگاه مجریان این تحقیق، نتایج فوق میتوانند راهنمای تصمیمگیران حوزه توسعه روستایی، از بنیاد مسکن تا دهیاریها و نهادهای محلی باشند. پیشنهادهایی مانند ایجاد بانک اطلاعاتی خانههای دوم روستایی و انجام مطالعات اجتماعی بیشتر برای کاهش تنشهای فرهنگی، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند به بهرهگیری بهتر از فرصتها و کاهش پیامدهای منفی کمک کنند.
این نتایج علمی در «فصلنامه نوآوری و ارزشآفرینی» منتشر شدهاند؛ نشریهای علمی پژوهشی وابسته به جمعیت ایرانی پیشبرد ارتباط صنعت و دانشگاه که به بررسی موضوعات نوین در حوزه توسعه، فناوری و جامعه میپردازد.
انتهای پیام
