• شنبه / ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۸:۵۲
  • دسته‌بندی: قم
  • کد مطلب: 1405020502204

در گفتگو با ایسنا مطرح شد:

عدم تفکر روایی در رسانه‌ها؛ چالشی پررنگ‌تر از کمبود امکانات

عدم تفکر روایی در رسانه‌ها؛ چالشی پررنگ‌تر از کمبود امکانات

ایسنا/قم پژوهشگر ارتباطات گفت: رسانه‌های داخلی بیش از هر چیز از ضعف در روایت‌سازی رنج می‌برند و شبکه‌های برون‌مرزی با سال‌ها تولید محتوا اعتماد می‌سازند و در لحظه بحران اثرگذار می‌شوند، در حالی‌که رسانه‌های رسمی همچنان در مدل کلاسیک خبر باقی مانده‌اند.

جنگ فقط یک بحران امنیتی نیست — یک آزمون رسانه‌ای هم است. در شرایطی که اطلاعات به سلاح تبدیل می‌شود و روایت‌ها سرنوشت افکار عمومی را رقم می‌زنند، این سؤال جدی‌تر از همیشه است که رسانه‌های داخلی کجا ایستاده‌اند و چقدر برای این میدان آماده‌اند.

اعظم ده‌صوفیانی، پژوهشگر ارتباطات و عضو هیئت مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، معتقد است مشکل اصلی رسانه‌های داخلی نه کمبود امکانات، بلکه نبود تفکر روایی است. وی در گفت‌وگو با ایسنا از استراتژی بلندمدت شبکه‌های برون‌مرزی برای جذب اعتماد، از شکست ارتباطی رسانه‌های رسمی، و از خطر اشتباه گرفتن منتقد دلسوز با دشمن واقعی می‌گوید. در ادامه متن گفت‌وگو با اعظم ده‌صوفیانی، پژوهشگر ارتباطات را می‌خوانیم:

ایسنا: در شرایط جنگ، رسانه‌های برون‌مرزی مثل ایران اینترنشنال چه استراتژی‌ای دارند؟

روش اینها ارسال پیام‌های مستقیم نیست، بلکه خواسته‌هایشان که به نوعی می‌توان گفت سیاست و ایدئولوژی آن رسانه را به صورت غیرمستقیم به مخاطب عرضه می‌کنند به گونه‌ای که مخاطب معمولا حتی متوجه نمی‌شود ذهنش چگونه از طریق محتواهای این رسانه‌ها دستکاری و جهت‌دهی می‌شود. از طرف دیگر این رسانه‌ها نه با یک اقدام کوتاه‌مدت بلکه در یک فرایند درازمدت اعتماد می‌سازند. سال‌ها محتوای سرگرمی، موسیقی، ورزش و سریال پخش می‌کنند، محتواهایی که مخاطب دوست دارد تا یک رابطه عاطفی شکل بگیرد. بعد در لحظه بحران، همان مخاطبی که به آن‌ها اعتماد کرده، اخبار و محتواها و رویکردهای سیاسی‌شان را هم باور می‌کند. این یک مدل کاملاً حساب‌شده است. ما باید بفهمیم که اینها دارند روایت می‌سازند، نه فقط خبر می‌دهند.

ایسنا: آیا مدیران این شبکه‌ها را افراد حرفه‌ای می‌دانید؟

نه لزوماً. بعضی از مدیران شبکه‌هایی مثل من‌وتو از نظر حرفه‌ای رسانه‌ای ضعیف هستند. اما پشت آن‌ها یک ساختار مالی و سیاسی قوی وجود دارد که این ضعف را جبران می‌کند. مشکل اینجاست که ما گاهی فکر می‌کنیم چون مدیرشان ضعیف است، تهدید جدی نیستند، این اشتباه است.

ایسنا: رسانه‌های داخلی کجای این معادله ایستاده‌اند؟

متأسفانه ما هنوز در مدل کلاسیک خبر گیر کرده‌ایم. یک رویداد اتفاق می‌افتد، ما خبر می‌دهیم. اما روایت نمی‌سازیم. اگر بفهمیم که هر خبر از یک روایت بیرون می‌آید، آن‌وقت از یک روایت می‌توان دو سه خبر ساخت که به هم وصل باشند و مخاطب را درگیر کنند. الان حتی کارمندان خود سازمان‌ها هم به پایگاه خبری سازمان خودشان مراجعه نمی‌کنند. این یعنی شکست ارتباطی کامل.

ایسنا: در دوران جنگ، رسانه چه ملاحظاتی باید رعایت کند؟

ملاحظات امنیتی واقعی هستند و باید رعایت شوند — این را قبول دارم. اما مشکل اینجاست که گاهی این ملاحظات به بهانه‌ای برای ساکت کردن هر صدای منتقدی تبدیل می‌شود. ما باید یاد بگیریم مرز بین نقد دلسوزانه و دشمنی واقعی را تشخیص بدهیم. حذف منتقدان دلسوز در بلندمدت به ضرر ما خواهد بود.

ایسنا: از سرمایه اجتماعی در جنگ صحبت کردید. رسانه چه نقشی در حفظ آن دارد؟

از روزهای اول جنگ یک همبستگی اجتماعی واقعی شکل گرفت. مردم کمک کردند، حمایت کردند، کنار هم ایستادند. این سرمایه‌ای بود که باید حفظ می‌شد. رسانه می‌توانست این روایت را بسازد و تقویت کند. اما اگر رسانه این سرمایه را نبیند و روایتش نکند از دست می‌رود. و وقتی از دست رفت، شبکه‌های برون‌مرزی جای خالی را پر می‌کنند.

ایسنا: راهکار چیست؟

باید روی روایت‌هایمان کار کنیم؛ در رسانه‌های رسمی، در دانشگاه، در فضاهای عمومی. تا وقتی که مردم زندگی روزمره‌شان، دردهایشان، گلایه‌هایشان و امیدهایشان را در این روایت‌ها نبینند، طبیعی است که بروند سراغ روایت‌های دیگر، حتی اگر آن روایت‌ها صادقانه نباشند. دشمن واقعی همیشه با شعارهای قشنگ و حرف‌های به‌ظاهر آزادی‌خواهانه جلو می‌آید لذا اگر سطحی نگاه کنیم، دوست و دشمن را با هم اشتباه می‌گیریم.

ایسنا: جمع‌بندی شما؟

 این جنگ با همه تلخی‌هایش می‌تواند یک نقطه عطف باشد؛ به شرطی که از آن درس بگیریم. باید شجاعت داشته باشیم به عقب نگاه کنیم، اشتباهات را ببینیم و اصلاح کنیم. نقش رسانه‌هایی که دغدغه‌مند هستند در این مسیر خیلی مهم است.

انتهای پیام