علی شیرخانی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در نظام بینالملل، آنچه حرف اول و آخر را میزند «قدرت» است و نزاع میان کشورها بر پایه مکتب رئالیسم (واقعگرایی) شکل میگیرد، در این دیدگاه، قدرت به عنوان اصل و اساس نظام جهانی در نظر گرفته میشود؛ این قدرت اما دو بُعد اساسی «نمایش قدرت» و دیگری «کاربست عملی قدرت» دارد.
این استاد علوم سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی قم تصریح کرد: در بخش نمایش قدرت، یک کشور میتواند تسلیحات و ابزارهای نظامی خود را به رخ بکشد؛ مثلاً اعلام کند موشکی با برد پنج هزار کیلومتر در اختیار دارد، این یک نمایش است. اما کشورهایی که خود صاحب قدرت مسلط هستند و پیشتر قدرتشان را در میدان عمل به اثبات رساندهاند، صرفاً با این نمایشها قانع نمیشوند.
وی با بیان اینکه دلیل این رویکرد نیز منطق نظام بینالملل است، ادامه داد: آنها احتمال میدهند این ادعاها بلوف سیاسی باشد، از آنجا که کشورها معمولاً تکنیکها و فنون نظامی خود را مخفی نگه میدارند، وابستههای نظامی خارجی گزارش میدهند که فلان کشور مدعی ساخت موشک و پهپاد جدیدی است، اما برای باورپذیر شدن، این قدرت باید در عمل نیز به نمایش درآید.
شیرخانی بیان کرد: برای مثال از زمان جنگ تحمیلی، ما همواره این شعار را داشتهایم که در صورت احساس خطر، تنگه هرمز را میبندیم، کشورهای غربی سالها این تهدید را یک بلوف سیاسی برای ارعاب تلقی میکردند. در مورد ایران، تا پیش از این، نمایشی از این قدرت در مقیاس واقعی دیده نشده بود. در جریان جنگ ۱۲ روزه، ما یک نمایش عملی انجام دادیم. در آن عملیات، ابتدا توانستیم سیستمهای راداری و پدافندی را کور کنیم و سپس درصد اصابت موفق موشکها را به شکل معناداری بالا ببریم و درصد رهگیری دشمن را کاهش دهیم.
این استاد دانشگاه در ادامه تاکید کرد: بنابراین باید بهطور مستمر ابزارهای نوین نظامی که نیروهای مسلح از آن خبر میدهند، در مقام عمل آزمایش و نمایش داده شوند. اگر این نمایش عملی صورت گیرد، طرف مقابل به واقعیت قدرت ما پی میبرد.
وی نمونه دیگر را ماجرای اخیر تنگه هرمز و دو ناو اسکورتکننده ناو آبراهام لینکلن دانست و گفت: آنها قصد داشتند با جنگ الکترونیک، رادارها را فریب دهند و وانمود کنند یک شناور تجاری هستند تا بتوانند عبور کرده و با انتشار فیلم و عکس به جهان اعلام کنند تنگه باز است و آمریکا آزادانه تردد میکند. اما نیروهای مسلح ایران بلافاصله متوجه موضوع شدند و با هشدار و اولتیماتوم، موشکهای ساحل به دریا (یا دریابه دریا) را روی رادار آن ناوها قفل کردند. به محض اینکه خدمه ناوها متوجه قفل شدن موشکها روی رادارشان شدند، بلافاصله عقبنشینی کرده و به فاصلهای بیش از دو هزار کیلومتر از آبهای ساحلی ما بازگشتند، اینجا بود که نمایش و عمل به وضوح در هم آمیختند.
شیرخانی با بیان اینکه از سوی دیگر، جبهه داخلی نیز همین منطق را دارد، عنوان کرد: پیش از این درگیریها، رسانههای بیگانه مانند منوتو، اینترنشنال و افرادی مانند رضا پهلوی یا گروهک منافقین مدام تحلیل میکردند که مردم ایران از مشکلات اقتصادی و تحریم خسته شدهاند و با یک تلنگر به خیابانها میریزند و نظام ساقط میشود. اما در مقطع اخیر، ایده حضور مردم در خیابانها در شبها، آن هم در بحبوحه تهدید نظامی، بسیار راهگشا بود.
وی با بیان اینکه این حضور به دشمن ثابت کرد که ملت ایران یکپارچه و منسجم است، ادامه داد: این همان ایستادگی ملی است؛ دیگر نمیتوان گفت که قاطبه مردم از نظام بریدهاند. به همین دلیل است که دشمنان به جای اتکا به خیزش مردمی، مجبور به استفاده از عناصر نفوذی میشوند.
این استاد دانشگاه با اشاره بر اینکه این انسجام فقط به حضور فیزیکی در خیابانها محدود نیست، گفت: نمایش قدرت ملی در بازسازی سریع زیرساختها نیز جلوهگر میشود. برای مثال، وقتی پلهای راهآهن در عملیات خرابکارانه تخریب شد، برخی تحلیل میکردند جابجایی قطارها مختل خواهد شد. اما دیدیم که با روحیه بسیجی، در عرض چند روز پلهای پیشساخته بتنی نصب شد و حرکت قطارها از سر گرفته شد. این پیام وحدت و ایستادگی را به دشمن مخابره میکند و باعث حیرت ناظران خارجی و حتی هنرمندان کشورهای آسیایی شده است که میگویند: «ملت ایران ما را دیوانه کرده است».
وی افزود: این ایستادگی یک روی سکه است و روی دیگر آن عرصه دیپلماسی؛ باید توجه داشت که نظام بینالملل، نظامی مبتنی بر زور و قدرت است. این نظام برای مشروع جلوه دادن زور خود، از نهادهای حقوقی و معاهدات بینالمللی استفاده میکند؛ نهادهایی که در اصل برای تأمین منافع قدرتهای بزرگ تأسیس شدهاند. در این میان، کشوری مانند ایران که قدرت هژمونیک ندارد، برای احقاق حقوقش چارهای جز تکیه بر زور بازوی خود ندارد؛ خوشبختانه ما در این نبرد چهلروزه نشان دادیم که از این بازوی قدرتمند برخورداریم.
شیرخانی با بیان اینکه دیپلماسی نیز همچنان ابزاری حیاتی است، اظهار کرد: جنگ و دیپلماسی، دو روی یک سکه و در ادامه یکدیگرند. دیپلماتها باید با اتکا به قدرت میدان و با تخصص و تعهد کامل پای میز مذاکره بنشینند و حقوق کشور را بستانند. در مذاکرات هستهای نیز باید محکم ایستاد و اعلام کرد این حقوق ماست، اگرچه میزان غنای مورد نیاز امری فنی و در حیطه تصمیمات کلان حاکمیتی است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: همافزایی میان ملت، میدان نظامی و عرصه دیپلماسی رمز موفقیت است. کشوری را تصور کنید که سیصد میلیون جمعیت مسلمان و متحد دارد اما فاقد قدرت سخت تهاجمی و پدافندی کافی است؛ چنین کشوری (مانند اندونزی در مواجهه با ناوگان آمریکا در جنوب شرق آسیا) هرگز نمیتواند به خواستههای ملی خود جامه عمل بپوشاند. بنابراین، همبستگی ملی و اراده عمومی باید در اقدامات سخت میدانی و اقدامات نرم دیپلماتیک رخ بنماید تا آن خواستهها در عرصه پیچیده نظام بینالملل محقق شود.
انتهای پیام
