خلیل رنجبر در سیوهفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «در میدان» که امروز ۵ اردیبهشت برگزار شد، اظهار کرد: تمایل به تقویت مهارتهای فرزندپروری، با هدف شکوفایی استعدادهای فرزند و پرورش عضوی مؤثر برای جامعه، طبیعی است. اما فرایند یادگیری این مهارتها، به دلیل نظرات متنوع و ضدونقیض کارشناسان، ممکن است وقتگیر و سردرگمکننده باشد. صرفنظر از این تعدد آرا، اصول مشخصی وجود دارد که میتوان بر اساس آنها والدگری مؤثرتری داشت.
این روانشناس با بیان اینکه بهجای تمرکز بر رفتارهای منفی، بر نکات مثبت فرزندتان متمرکز شوید، تصریح کرد: داد زدن و تنبیههای مکرر تنها رفتار بد را تقویت میکند و کودک را به این باور میرساند که ذاتاً بد و مستحق سرزنش است. در عوض، اگر میخواهید زندگی شادتری برای فرزندتان رقم بزنید، به او بیاموزید به نیازهای دیگران نیز توجه کند.
وی ادامه داد: پژوهشها نشان میدهند که کودکان با شریک شدن در شادی دیگران، احساس رضایت عمیقتری را تجربه میکنند؛ مشارکت دادن آنها در فعالیتهای کمکرسان، معنای حقیقی یک زندگی غنی را بهتر نشان میدهد.
رنجبر اعلام کرد: از سوی دیگر، شاید بارها با خود عهد بسته باشید که هرگز سر فرزندتان فریاد نزنید، اما وقتی صبرتان تمام میشود، این کار بسیار دشوار میشود. تحقیقات تأیید میکنند که فریاد زدن، مشکلات رفتاری را وخیمتر میسازد. بهتر است به جای تلاش برای کنترل رفتار، ریشۀ ناراحتی را با درک احساسات و استدلالهای فرزندتان پیدا کنید. برای مثال، شاید پرخاشگری او ناشی از این احساس باشد که هیچ کنترلی بر زندگیاش ندارد. علاوه بر این، دادن مسئولیتهای هرچند کوچک در خانه، نه تنها کودکان را خوشحالتر میکند، بلکه آنها را برای مسئولیتپذیری در روابط آینده و محیط کار آماده میسازد.
این روانشناس ارتباط قوی و احترامآمیز میان خود و همسر را نیز نقشی کلیدی دانست و گفت: فرزندان خانوادههایی که تنش کمتری دارند، در بلندمدت شادتر و موفقتر هستند و از رفتار والدین خود الگو میگیرند. در کنار این، باید به فرزندتان بیاموزید که به چالشهای زندگی با دیدگاهی مثبت بنگرد. پژوهشهای گسترده نشان داده است که طرز فکر مثبت در مواجهه با مشکلات، موفقیت را افزایش میدهد و چالشها را به پلی برای رسیدن به اهداف تبدیل میکند؛ وظیفۀ شما به عنوان والد، پرورش این دیدگاه است.
وی ادامه داد: همچنین، اگرچه میخواهید فرزندتان مستقل و مسئولیتپذیر شود، مراقب باشید از سر محبت، کارهای شخصی او را انجام ندهید؛ این کار به مرور او را از زیر بار مسئولیتهایش شانه خالی خواهد کرد. در نهایت، به او کمک کنید تا مهارتهای اجتماعی خود را گسترش دهد، بدون اعمال کنترل بیش از حد هدایتش کنید و با دادن احساس امنیت، پشتکار و مقاومت را در او نهادینه سازید، ضمن اینکه استرس خود را بهخوبی مدیریت کنید زیر تأثیر مستقیمی بر آرامش فرزندتان دارد.
رنجبر در خصوص سبکهای فرزندپروری اظهار کرد: محققان والدین را بر اساس میزان محبت و کنترل به چهار دسته مستبدانه (کنترل بالا و محبت کم)، سهلگیرانه (کنترل کم و محبت زیاد)، طردکننده (کنترل و محبت کم) و مقتدرانه (کنترل و محبت زیاد) تقسیم میکنند.
وی افزود: سبک مقتدرانه، که در آن والدین منطقی، پرورشدهنده و دارای انتظاراتی شفاف هستند، برای کودکان بیشترین فایده را دارد. خبر خوب این است که همه میتوانند به این سبک دست یابند و با تطبیق راهبردهای آن با خلق و خوی منحصربهفرد فرزندشان، از روشهای ناسازگار با روحیات او اجتناب کنند. والدین مقتدر به حرف فرزندشان گوش میدهند، احساساتش را تأیید میکنند و در تصمیمگیریهای بزرگ، نظر او را جویا میشوند بدون آنکه کنترل اصلی را از دست بدهند.
این روانشناس تصریح کرد: آنها دلایل قوانین خانه را توضیح میدهند، برای تخلفات جزئی تنها یک هشدار جدی میدهند و برای نقض قوانین، پیامدهایی منطقی و فوری تعیین میکنند که هدف آن آموزش است، نه تحقیر یا ایجاد حس گناه. این پیامدها حساس و زمانمند هستند تا کودک فرصت جبران و اثبات مسئولیتپذیری خود را داشته باشد.
وی ادامه داد: همچنین، از نظامهای تشویقی ساده و مؤثر برای ایجاد انگیزه استفاده میشود و با اعطای امکان انتخابهای کوچک، کودک برای تصمیمگیریهای بزرگتر در زندگی آماده میشود. در این سبک، آزادی همواره با مسئولیت همراه است و اشتباهات، فرصتی برای یادگیری و حل مسئله تلقی میگردند، بهگونهای که کودک بیاموزد رفتارش نادرست بوده، نه آنکه خودش شخصی بد است. هدف نهایی این است که کودک بهتدریج بیاموزد خود را کنترل و منضبط کند و والدین نیز با برقراری رابطهای گرم و صمیمی و اختصاص زمانی باکیفیت، حتی در روزهای دشوار، به او احساس ارزشمندی و امنیت ببخشند.
رنجبر با بیان اینکه نقش پدران، بهویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، بسیار چندبُعدی و پراهمیت است، گفت: آنها باید همزمان نقش محافظ، تأمینکنندۀ اقتصادی و تکیهگاه عاطفی را ایفا کنند. این مسئولیتهای سنگین، بهویژه زمانی که کنترل اوضاع از دستشان خارج است، میتواند به احساس ناتوانی، سرکوب احساسات و در نهایت فرسودگی روانی منجر شود.
وی افزود: فشار روانی پدران اغلب کمتر دیده میشود، زیرا هم جامعه از آنها انتظار «قوی بودن» دارد و هم خودشان ابراز ضعف را نشانه شکست میدانند. این فرسودگی میتواند خود را با نشانههایی چون بیخوابی، پرخاشگری، سکوت، خستگی مداوم یا کاهش تمرکز نشان دهد. وقتی پدر از نظر روانی تحلیل میرود، فضای خانه مملو از تنش و ناامنی میشود و کودکان نیز، حتی بدون آنکه چیزی گفته شود، این اضطراب را دریافت میکنند.
این روانشناس عنوان کرد: بنابراین، سلامت روان پدر مستقیماً بر سلامت روان خانواده اثر میگذارد. برای کاهش این فشار، لازم است ابتدا پذیرفته شود که پدر نیز حق دارد احساسات خود را بروز دهد و کمک بخواهد. تقسیم مسئولیتها میان همسر، فرزندان بزرگتر یا اطرافیان قابل اعتماد، حفظ یک روتین ساده روزانه و محدود کردن پیگیری مداوم اخبار و شایعات نیز بسیار کمککننده است.
وی در پایان اضافه کرد: اگر علائمی مانند ناامیدی شدید یا انزوا تداوم یافت، دریافت کمک تخصصی ضروری است. حضور عاطفی و همراهی صمیمانه پدر، حتی در قالب توضیحی ساده یا آغوشی گرم، میتواند بزرگترین منبع احساس امنیت و آرامش برای فرزندان باشد و مراقبت از او، در حقیقت، مراقبت از تمام خانواده است.
انتهای پیام

