محمدباقر مشکاتی، کارشناس دینی و پژوهشگر تاریخ و سیره اهل بیت(س) در یادداشتی که به مناسبت دهه کرامت در اختیار ایسنا قرار داده است: این یادداشت، تلاشی است تا از منظری علمی، کاربردی و روانشناختی، عبور از نگاههای صرفاً تاریخی و رسیدن به یک «الگوی زنده و راهبردی» را رقم بزنیم. ما نیازمندیم سبک زندگی و سیره بانوی کرامت را به عنوان یک کنشگر تمدنساز جهان اسلام، بازخوانی و بازشناسی کنیم تا دختر جوان امروز دریابد چگونه میتواند با حفظ هویت و اصالتهای دینی خود، در متن چالشهای دنیای مدرن، حضوری مؤثر، پیشرو و تاریخساز داشته باشد.
سفر حضرت فاطمه معصومه(س) نمادی از حرکت یک زن موحد در یک مسیر پرمخاطره است. از منظر روانشناسی، شباهتهای عمیقی میان این سفر تاریخی و چالشهای دختران امروز در مسیر حق وجود دارد:
تنهایی فیزیکی در برابر غنای درونی: حضرت فاطمه معصومه (س) دختر جوانی که در طول سفر به ایران، حامیان اصلی خود (پدر و برادر) را در کنار خویش نداشتند. اما با نهایت نجابت، استقامت و سرافرازانه اهداف و آرمانهای خود را در این هجرت تاریخساز دنبال کردند.
در عصر حاضر نیز دختری که تصمیم میگیرد بر اساس ارزشهای الهی و حقمدارانه زندگی کند، ممکن است در محیط دانشگاه، کار یا حتی خانواده احساس اقلیت بودن و تنهایی فیزیکی یا اجتماعی کند. شباهت روانشناختی در اینجا «استقلال شخصیت» است. هر دو، تنهایی را نه به عنوان «انزوا و طردشدگی»، بلکه به عنوان «بهای انتخاب یک مسیر متعالی» میپذیرند.
تابآوری در برابر فشار ناهنجاری: انسانها از نظر روانی تمایل به همرنگی با جماعت دارند تا احساس امنیت کنند. حرکت برخلاف جریان آب، انرژی روانی بالایی میطلبد. حضرت معصومه (س) در فضای خفقانآور عباسی، با حرکت و مقاومت خود جریانسازی کردند. دختر مسلمان امروز نیز وقتی در برابر فشارهای هنجارشکنانه جامعه و هجمههای فضای مجازی، مقاومت میکند، در ناملایمات و ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی، استقامت و تاب آوری را تجربه میکند که ریشه در یک «قطبنمای درونی» قوی دارد.
غلبه بر احساس تنهایی با درک «معیت الهی»: در روانشناسی اسلامی، مؤمنی که در مسیر حق گام برمیدارد هرگز تنها نیست، زیرا به درک «معیت الهی» (إنّ الله معنا) رسیده است. دختران جوان با الگوگیری از این نگاه، میتوانند ترس و تنهایی مسیر حق را به آرامش انس با خدا تبدیل کرده و با توکل، بر فشارهای محیطی غلبه کنند.
دوری از خانواده، از دست دادن عزیزان در طول مسیر، و بیماری جسمی، ترکیبی است که از نظر روانشناسی بحران، میتواند هر فردی را به فروپاشی روانی بکشاند. اما چه چیزی مانع این فروپاشی شد؟
معنویت گرایی: به قول بزرگی، «کسی که چرایی برای زندگی دارد، با هر چگونگی خواهد ساخت.» بی تردید نیروی محرکه حضرت فاطمه معصومه (س)، صرفاً یک احساسات خواهر و برادری نبود؛ بلکه یک «رسالت ولایتمدارانه و تمدنی» بود. ایشان خود را سفیر حق و مدافع امام زمان خویش میدانستند. و با این ماموریت فرهنگی و مذهبی به سرزمین ایران هجرت کردند.
برای یک دختر جوان امروز، گره زدن اهداف شخصی چون تحصیل، کار و هنر به یک «رسالت بزرگتر و الهی»، قویترین سپر در برابر بی انگیزگی، افسردگی و فروپاشی در بحرانهای فکری و روانی ست.
لنگرگاه امن دلبستگی: در روانشناسی، دلبستگی ایمن باعث ثبات هیجانی میشود. بالاترین سطح دلبستگی، اتصال به منبع لایزال الهی (توکل و رضا) است. وقتی تکیهگاه یک دختر جوان، خداوند باشد، متغیرهای محیطی (دوری از خانواده، غربت و بیماری و مانند آن) نمیتوانند هویت و آرامش بنیادین او را متزلزل کنند.
تابآوری عاطفی در سایه «صبر جمیل و معنابخشی»: الگوی مواجهه با بحران در مکتب اهلبیت (ع)، رسیدن به مقام «صبر جمیل» و گره زدن رنجها به اراده الهی است. هنگامی که یک دختر مسلمان، سختیها و دوری از خانواده را در مسیر رضایت خدا تفسیر کند، ظرفیت روانیاش (شرح صدر) وسعت یافته و از یأس و فروپاشی مصون میماند. صفت «عالمه غیر معلمه» نشاندهنده اتصال به علم لدنی و همچنین عمق معرفت ایشان است. حضور ایشان در قم یک راهبرد بینظیر برای دختران فعال اجتماعی و دانشجویان کنشگر دارد.
علم و آگاهی به عنوان قدرت نرم: در محیطی که صداها شنیده نمیشود یا خفه میشود، «تخصص، دانش و منطق» برندهترین سلاح است. دختری که به سلاح علم و آگاهی مجهز باشد، نیازی به فریاد کشیدن ندارد؛ حضورش و کلامش خودبهخود جریانساز و الهام بخش است.
هجرت برای شبکهسازی و تغییر محیط: وقتی محیط مبدأ (مدینه یا بغداد آن زمان) اجازه کنشگری نمیدهد، حضرت فاطمه معصومه (س) «هجرت» را برمیگزینند. این هجرت یک فرار از وظیفه نبود، بلکه یک «تغییر موقعیت راهبردی» بود. برای دختر امروز، این الگو میگوید: اگر در یک محیط علمی یا کاری به شما میدان داده نمیشود، منفعل نشوید و زانوی غم بغل نگیرید؛ محیط جدیدی بسازید یا به محیطی هجرت کنید که بتوانید در آنجا بذر آگاهی و حرکت عمومی بپاشید. حضور بانوی کرامت در قم، این شهر را به بزرگترین پایگاه علمی و تمدنی شیعه تبدیل کرد. این یعنی کنشگری فعالانه زنان در تولید علم و ایجاد تمدن، تجربه موفقی دارد.
کنشگری اجتماعی بر مدار «حکمت و فطرت»: اثرگذاری معنوی و عمیق حضرت فاطمه معصومه (س) ریشه در اتصال علم به «حکمت» و بیداری فطرت الهی داشته و دارد. یک دختر دانشجو یا فعال اجتماعی با تکیه بر عفاف، خردورزی و خودباوری دینی، میتواند با الهام از بانوی کرامت، بدون نیاز به هیاهو، نافذترین و ماندگارترین تأثیرات نرم و فرهنگی را در محیط پیرامون خود برجای بگذارد.
مهاجرت شهری یا بین المللی برای تحصیل یا کار از پدیدههای رایج در میان دختران امروز است. حضور غریبانه حضرت فاطمه معصومه (س) در ایران و قم مقدس، درسهای کاربردی مهمی برای زیست مومنانه در غربت دارد.
اثرگذاری به جای اثرپذیری (عاملیت): معمولاً افراد وقتی وارد محیط جدید میشوند، تلاش میکنند در فرهنگ آن محیط هضم شوند تا پذیرفته شوند. اما حضرت فاطمه معصومه (س) در همان مدت کوتاه حضور ظاهری خود در قم (۱۷ یا ۱۹روز)، با عبادت، علم و منش اسلامی خود، محیط را تحت تأثیر قرار دادند و قم را با هویت خود بازتعریف کردند و با حیات معنوی خود پس از خاکسپاری در این دیار، اثرگذاری فرهنگی خویش را تثبیت و نهادینه ساختند. دختر مهاجر امروز باید بداند که نماینده یک تفکر و فرهنگ ایرانی و اسلامی فاخر است. او نباید منفعلانه در محیط جدید حل شود، بلکه باید با حفظ وقار، اخلاق و تخصص خود، بر محیط تأثیر مثبت بگذارد.
«بیت النور» (خلوتگاه بازسازی روحی): محل اقامت و عبادت بانوی کرامت در قم به «بیت النور» معروف شد. هر دختری در غربت، نیازمند یک «بیت النور» است؛ یعنی خلوتگاهی برای مناجات، مطالعه و تفکر دینی و بازسازی روحی. این مکان میتواند یک اتاق در خوابگاه دانشجویی یا مسجد و بقعه ای مقدس در یک شهر غریب باشد. حفظ ارتباط مستمر با خداوند در غربت، از «خودبیگانگی» فرهنگی و هویتی جلوگیری میکند و فرد را در برابر طوفانهای شبهات و هنجارشکنیها مقاوم و استوار میسازد.
از دیدگاه دینی، حفظ انسجام هویتی در غربت با «مراقبه نفس» حاصل میشود. در غربت و مواجهه با محیطهای جدید، «مراقبه نفس» و ایجاد یک پناهگاه معنوی (مانند بیتالنورِ شخصی برای مناجات) کلید حفظ بهداشت روان و هویت دینی است. این خلوتهای هدفمند، انرژی روانی لازم را برای سلامت نفس و مقاومت در برابر هضم شدن در فرهنگهای متعارض تأمین میکند.
در پایان باید تأکید کنم که حضرت فاطمه معصومه (س) تنها یک شخصیت عظیم معنویِ در گذشته مانده نیستند، بلکه تجلی کامل یک «دختر تمدنساز» و اسوه مقاومت و خردورزی برای تمام اعصارند. دختر جوان امروز در افق تمدنی گام دوم انقلاب، یک عنصر منفعل یا حاشیهنشین نیست؛ بلکه کنشگری فعال، آگاه و تحولآفرین است که میتواند با الگوگیری از هجرت، علمآموزی و تابآوری این بانوی بزرگوار، بنبستهای فرهنگی و اجتماعی را بشکند و همواره برای خانواده و جامعه خویش مفید و موثر باشد. امیدوارم در این دهه کرامت، دختران عزیز سرزمینمان با تکیه بر خودباوری مؤمنانه و تخصص علمی، نقش بیبدیل خود را در پایهگذاری تمدن نوین اسلامی با قدرت ایفا کنند.
انتهای پیام
