در بسیاری شهرهای مناطق کویری خراسان رضوی آثار شگفتانگیزی از یخدانها و آبانبارهای خشتی هنوز پابرجاست؛ بناهایی که قرنها پیش، پیشگام استفاده از علم فیزیک، معماری اقلیمی و مهندسی پایدار بودهاند. این سازهها، محصول هوشمندی مردمی هستند که در دل اقلیم خشک و بیآبِ شرق ایران راههایی برای ذخیره، خنکسازی و نگهداری آب ابداع کردند.
یک پژوهشگر آثار تاریخی و کارشناس معماری با اشاره به گستردگی این سازهها در خراسان رضوی گفت: در بسیاری از مناطق استان از جمله گناباد، بجستان، خواف، کاشمر و حتی محدودههای جنوبی نیشابور، نمونههای ارزشمندی از یخدانها و آبانبارهای سنتی وجود دارد که نه تنها جنبه تاریخی، بلکه علمی و پژوهشی دارند.
علیرضا یاوری در گفت و گو با ایسنا با اشاره به اینکه این سازهها را باید موزههای زنده مهندسی اقلیمی دانست، افزود: ویژگی مشترک میان همه این سازهها، سازگاری کامل با محیط طبیعی و بهرهگیری از مصالح بومی است؛ آبانبارها و یخدانها از خشت، گل، سنگ لاشه و ساروج ساخته میشدند و طراحی هوشمندانه آنها سبب میشد در گرمای تابستان، آب خنک و به دور از آلودگی حفظ شود.
یاوری درباره کارکرد این بناها توضیح داد: آبانبارها در شهرهایی مانند گناباد معمولاً در ارتباط مستقیم با قناتها ساخته میشدند. قناتها آب را از ارتفاعات و دل زمین به سطح میرساندند و آبانبارها وظیفه نگهداری بلندمدت آن را برعهده داشتند. در برخی نمونهها مانند آبانبارهای خواف و بجستان، شاهراههای زیرزمینی بین قنات و مخزن وجود داشته است تا انتقال آب با حداقل تبخیر و آلودگی انجام گیرد.

وی خاطرنشان کرد: ترکیب این سیستم با بادگیرها، یکی از خلاقانهترین روشهای طبیعی تهویه و خنکسازی در معماری جهان بوده است. بادگیرهایی که هوای خنک را از سطح زمین به مخزن آب میرساندند، سبب میشدند دما تا حد مطلوب پایین بیاید. در واقع نوعی کولر طبیعی هزار سال پیش در شرق ایران وجود داشته است.
این پژوهشگر آثار تاریخی ادامه داد: یخدانهای خراسان رضوی نیز ساختاری پیچیده و منحصر به فرد دارند. در زمستان، با پر شدن حوضچههای روباز از آب، سطح آن یخ میزد، سپس قطعات یخ به درون مخزن زیرگنبدی منتقل میشدند و با پوشش کاه و خاک نگهداری میشدند تا در تابستان استفاده شوند.
یاوری گفت: در گناباد، بجستان و خواف، یخدانهایی با دیوارهای بلند سایهساز وجود دارد که با تابش زاویهدار آفتاب به سطح پایینتر، باعث تثبیت یخ حتی در اواسط تیرماه میشود. این بناها بدون هیچ انرژی صنعتی، هزاران لیتر یخ را نگهداری میکردند.
وی یادآور شد: یخدانها و آبانبارها در خراسان رضوی علاوه بر کارکرد فنی، نقش اجتماعی و فرهنگی نیز داشتهاند به طوری که در گذشته، آبانبار محل تجمع مردم بود، جایی که سقاها و اهالی با احترام خاصی از آب برداشت میکردند. کاربری این بناها نه فقط تأمین آب، بلکه حفظ اخلاق اجتماعی و همیاری بوده است. در بسیاری از نقاط گناباد، وقفنامههای کهن برای نگهداری آبانبارها وجود دارد که نشان از جایگاه معنوی این سازهها دارد.
این کارشناس معماری اظهار کرد: قدمت برخی یخدانهای استان بر اساس شواهد معماری و نوع ملات ساروج به دوره ساسانیان برمیگردد و بسیاری نیز در دوره صفوی و قاجار بازسازی شدهاند.
وی افزود: در یخدانهای قدیمی، جهتگیری بنا دقیقاً بر اساس زاویه تابش خورشید و جهت وزش باد تعیین میشده است. برای مثال، دیوارهای بلند یخدانهای گناباد معمولاً در جهت شرقی–غربی بنا شدهاند تا بیشترین سایهافکنی را در طول روز داشته باشند. این دقت در طراحی، از منظر فنی و اقلیمی نشان دهنده دانش مهندسان و معماران ایرانی در قرون گذشته است.
خراسان رضوی میتواند در زمینه گردشگری آب، جایگاه بینظیری پیدا کند
یاوری همچنین درباره وضعیت کنونی این آثار گفت: متأسفانه بخشی از این میراث ارزشمند در اثر بیتوجهی و تخریب طبیعی آسیب دیدهاند. یخدانهای خشتی به شدت در برابر بارانهای فرسایشی و بادهای کویری آسیبپذیرند. برخی از آنها، نیاز فوری به مرمت دارند. گرچه ادارههای میراث فرهنگی در شهرستانها طی سالهای اخیر اقداماتی در قالب طرح نجاتبخشی آغاز کرده، ولی گستردگی آثار به حدی است که حفظ همه آنها بدون همراهی مردم و شهرداریها ممکن نیست.
وی با اشاره به ثبت قنات قصبه گناباد در فهرست میراث جهانی یونسکو گفت: این ثبت بینالمللی توجهها را به سایر سازههای آبی منطقه نیز جلب کرده است. یونسکو قنات را یک سیستم جامع مدیریت آب میداند و یخدانها و آبانبارها بخشی از همان سیستم محسوب میشوند. اگر این ارتباط در طرحهای گردشگری استان تقویت شود، خراسان رضوی میتواند در زمینه گردشگری آب، جایگاه بینظیری پیدا کند.
یاوری طرحی پیشنهادی با عنوان مسیر گردشگری آب و یخ خراسان را مطرح کرد که بر اساس آن، شهرهای دارای بناهای شاخص مانند گناباد، خواف، بجستان و تربتحیدریه در یک مسیر فرهنگی و گردشگری به هم پیوند داده میشوند.
وی اظهار کرد: اگر این مسیر راهاندازی شود، نه تنها آثار تاریخی مورد توجه قرار میگیرند بلکه زمینه اشتغال محلی، احیای صنایعدستی و بازگشت زندگی به بافتهای کهن فراهم میشود.
این پژوهشگر آثار تاریخی بیان کرد: در کشورهای پیشرفته، بازآفرینی دانشهای بومی مانند روشهای سنتی ذخیره آب، به عنوان بخشی از سیاستهای مقابله با تغییرات اقلیمی در حال اجراست. یخدانها در واقع آزمایشگاههای باستانی مهندسی اقلیماند؛ بناهایی که بدون مصالح صنعتی، بدون مصرف انرژی و با دقتی علمی طراحی شدهاند. اگر امروز از این دانش استفاده کنیم، میتوانیم الگوهای پایدار و کمهزینهای برای سازگاری با گرما و کمآبی ارائه دهیم.
یاوری درباره مبانی علمی این سازهها توضیح داد: در آبانبارها، استفاده از مصالح دارای ظرفیت حرارتی بالا مانند خشت و ساروج موجب میشد تا تغییرات دما به صورت تدریجی انجام گیرد. این ویژگی همان است که امروزه در علم فیزیک حرارت با عنوان تعادل گرمایی شناخته میشود. وجود گنبدهای بزرگ نیز علاوه بر کاهش انتقال دمای مستقیم خورشید، باعث ایجاد گردش هوای طبیعی در داخل مخزن آب بود.
وی در ادامه به اهمیت فرهنگی و آموزشی این آثار اشاره کرد و گفت: آموزش نسل جوان درباره سازههای آبی میتواند نگرش جدیدی نسبت به حفاظت از منابع طبیعی ایجاد کند. وقتی دانشآموزان از نزدیک ببینند چگونه هزار سال پیش مردم بدون برق و فناوری مدرن توانستهاند یخ تولید و نگهداری کنند، مفهوم واقعی سازگاری با طبیعت را درک میکنند.
یاوری با تأکید بر ضرورت حفاظت سریع از این میراث، اظهار کرد: یخدانها و آبانبارهای خراسان رضوی، نهتنها میراث معماری بلکه میراث تفکر و سازگاری انسان ایرانی با طبیعتاند. از گناباد تا خواف، هر دیوار خشتی این بناها درس پایداری است. باید با نگاه علمی و فرهنگی از آنها پاسداری کرد، چراکه هر یخدان و آبانبار فرو ریخته، بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین را از بین میبرد.
بازآفرینی این سازهها میتواند مبنای توسعهای جدید برای گردشگری بومی شرق ایران باشد؛ تبدیل آب انبارهای مرمت شده به فضاهای فرهنگی، گالریهای اقلیمی یا ایستگاههای آموزش معماری سنتی، اقدامی است که هم گردشگران داخلی و خارجی را جذب میکند و هم موجب حفظ میراث بومی میشود. شهرهای خراسان رضوی با دارا بودن این آثار شگفتانگیز، سزاوار آن هستند که بهعنوان قلب دانش معماری آبی ایران شناخته شوند.
انتهای پیام
