این انتخابهای جدید، نه تغییر هویت فرهنگی که واکنشی انسانی به اضطراب، نیاز به همدلی، یا غریزهای از جنس گریز هستند. در این گزارش، از خلال روایت شهروندان و گفتوگو با یک جامعهشناس، به سراغ همین جابهجاییهای ظریف اما معنادار رفتهایم. آیا سلیقه فرهنگی افراد در دورانهای بحرانی و پر التهاب، دستخوش تغییر میشود؟
حدیث- م ۳۵ ساله، معلمی که سالهاست بهطور مستمر در حوزه شعر و فلسفه مطالعه دارد، میگوید در این ایام، بیش از گذشته به سراغ آثار کلاسیک و معاصر با حالوهوای تاریخی رفته است. او که پیشتر اشعار شاعرانی چون مولانا و باباطاهر و در کنار آن غزلهای پستمدرن سیدمهدی موسوی را دنبال میکرد، در این روزها به خواندن آثار شاعرانی چون احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث گرایش پیدا کرده است؛ آثاری که به گفته او، فضای آنها ارتباط بیشتری با شرایط امروز برقرار میکند.
وی همچنین از تغییر در سلیقه شنیداری خود سخن میگوید؛ تغییری که باعث شده در روزهای جنگ، کمتر به موسیقی تلفیقی یا آثار غربی گوش دهد و در عوض، به سراغ موسیقیهای خاطرهانگیز ایرانی برود. به گفته این معلم، شنیدن آثار محمدرضا شجریان، بهویژه قطعه «مرغ سحر» همچنین آثار شهرام ناظری، برایش حس نزدیکی بیشتری با مفهوم وطن ایجاد کرده است.
در حوزه فیلم نیز، اگرچه علاقه اصلی حدیث همچنان مستند است اما در این ایام بیشتر به مستندهای بیوگرافی گرایش پیدا کرده و تلاش کرده آثاری را انتخاب کند که با وضعیت این روزها همخوانی داشته باشند. این معلم تأکید میکند: «سلیقه کلیام تغییر نکرده، اما انتخابهایم متناسب با شرایط تغییر یافته است».

پناه بردن بردن به آثار فرهنگی- هنری، التیامی برای عبور از روزهای سخت
در روایتی دیگر، الهام- ب ۲۰ ساله، از افزایش تمایل خود به مصرف محصولات فرهنگی در این دوره میگوید. این دانشجو که بهطور معمول به رمان، آثار روانشناسی و انگیزشی و همچنین فیلمهای درام، اجتماعی و کمدی علاقهمند است، ادامه میدهد: در شرایط جنگی، بیش از گذشته به این حوزهها روی آورده تا هم ذهن خود را درگیر نگه دارد و هم از فشار روانی فاصله بگیرد.
به بیان او، علاقهاش به موضوعات تاریخی، بهویژه درباره تاریخ جنگ دیگر کشورها، بیشتر شده و این آثار برایش علاوه بر ایجاد همذاتپنداری، جنبه آموزشی نیز داشتهاند. در عین حال، تماشای آثار کمدی نیز برای ایجاد تعادل روحی در برنامه او جایگاه پررنگتری پیدا کرده است.
این دانشجوی گرافیک همچنین به تغییر در شیوه مطالعه خود اشاره کرده و میگوید: محدودیتهای اینترنتی باعث شده بهجای جستوجوی سریع، با تمرکز بیشتری مطالعه کند و همین موضوع به درک عمیقتر او از مطالب منجر شده است. الهام بیان میکند: «انتخابهایم معنادارتر شده و با دقت بیشتری سراغ کتاب و فیلم میروم».
تماشای فیلم و سریال بهمثابه شبیهسازی حس «پیشبینی» و تجربه امنیت حاصل از آن
فاطمه- الف که یک حسابدار است، بهطور معمول به فیلمها و سریالهای علمیتخیلی و اکشن علاقه دارد و آثار کارگردانانی مانند کریستوفر نولان را دنبال میکند، در این دوره نیز به تماشای همین سبکها اما با کارکردی متفاوت ادامه داده است.
او میگوید در روزهای جنگ، تماشای آثار هیجانی به او کمک کرده تا برای مدتی از فضای واقعی فاصله بگیرد و اضطراب خود را کاهش دهد. در عین حال، به سراغ بازبینی سریالهایی رفته که پیشتر دیده بود؛ چراکه دانستن روند داستان، برای او نوعی حس امنیت و پیشبینیپذیری ایجاد میکرد.
در حوزه مطالعه، فاطمه به آثار نویسندگانی چون آلبر کامو، فئودور داستایفسکی و لئو تولستوی و در ادبیات سیاسی به کتابهایی مانند «۱۹۸۴» و «قلعه حیوانات» اثر جورج اورول اشاره میکند.
این حسابدار همچنین در این دوره کتابهایی چون «مغازه خودکشی» و «سمفونی مردگان» را مطالعه کرده و تماشای سریالهایی مانند خانه کاغذی را راهی برای دور شدن از اخبار منفی دانسته است.
در مقابل، محمد- ع که عکاس ۲۷ سالهای است، تغییر چندانی در سلیقه فرهنگی خود احساس نکرده. او که بهطور معمول به کتابهای روانشناسی، آموزشی و رمان، موسیقی در سبکهای متنوع و فیلمهای هیجانی علاقه دارد، میگوید میزان استفادهاش از این آثار تنها اندکی افزایش یافته و انتخابهایش نیز تفاوت محسوسی با گذشته نداشته است. محمد، در این دوره بیشتر به دنبال آثار سرگرمکننده، بهویژه فیلمهای معمایی و هیجانی بوده و هدف اصلیاش «گذراندن زمان و ایجاد سرگرمی» بوده است.
گذر از درام اجتماعی به سمت فانتزی و علمی تخیلی در انتخاب سریال
از طرف دیگر علیرضا- ن ۲۶ ساله، دانشجویی که همواره به فیلمهای سینمایی با موضوع درام و گاه اکشن علاقه داشته، میگوید «هرگز اهل سریال نبودهام اما در ایام جنگ کمابیش به سمت سریال متمایل شدهام و بهجای درام اجتماعی یا اکشن، بیشتر سراغژانرهای فانتزی و علمیتخیلی رفتهام».
علیرضا بیان میکند: در مطالعه، همیشه سراغ ادبیات داستانی و رمانهای ادبی رفتهام. در این ایام نیز چند بار سراغ «کلمات» سارتر رفتم اما چون حس کردم سنگین است، به جای آن نمایشنامهخوانی را انتخاب کردم. در موسیقی نیز پیشتر آثار تلفیقی و سبکهای جدید رادنبال میکردم اما این ایام، بیشتر سبک رپ را دنبال کردم.
او میگوید: فکر نمیکنم سلیقه من تغییر زیادی کرده باشد. بیشتر وقتها فقط خواستم از اضطراب دور شوم، برای همین در انتخاب آثار وسواس زیادی به خرج ندادم. به هر حال تغییراتی بوده، هرچند کوچک.

پناه بردن به پادکستهای تخصصی تاریخی، جهت تحلیل بهتر شرایط بحرانی
همچنین زهرا- م ۳۲ ساله، کارشناس ارتباطات، میگوید: «همیشه فیلمهای تاریخی را دوست داشتهام و در کتابها هم رمان، داستان کوتاه و مطالعات زنان برایم جذابتر بوده است. جای خالی موسیقی را هم همیشه با پادکست پر کردهام. این در حالی است که بعد از شروع جنگ، علاقهام به تاریخ معاصر ایران و جنگهای دنیا با محوریت آمریکا چند برابر شد و پادکستهایی درباره تاریخ معاصر ایران را شروع کردم تا بتوانم شرایط روز کشور را بهتر تحلیل کنم و به فهم درستتری برسم.
این کارشناس ارتباطات که علاقه زیادی به نویسندگی دارد با اشاره به اینکه در ایام جنگ در میان کتابها همچنان داستان کوتاه مطالعه کرده است، توضیح میدهد: در روزهای پرالتهاب جنگ، حتی سراغ کتابهایی با موضوع جنگهای جهانی و جنگ ویتنام رفتم و فیلمهای تاریخی با این مضامین برایم خیلی جذاب شد. انتخابهایم در این مدت هدفمندتر و در جهت آگاهی و درک بیشتر شرایط شکل گرفته بود. راستش قبلاً به ادبیات خیلی توجه نداشتم اما در این ایام داستان کوتاه برایم پررنگتر شد و شرایط جنگ باعث شد سلیقه فرهنگیام بهویژه در پادکست، تغییر کند.
از جستوجوی آرامش تا تلاش برای فاصله گرفتن از واقعیت
در مجموع، روایت این تجربیات نشان میدهد که در شرایط جنگی، گرچه چهارچوب کلی سلیقه فرهنگی افراد تا حد زیادی ثابت میماند، اما نوع رجوع به محتوا، اهداف مصرف و انتخاب مصادیق، تحت تأثیر شرایط روانی و اجتماعی، دچار تغییراتی معنادار میشود؛ تغییراتی که از جستوجوی آرامش و معنا تا تلاش برای فاصله گرفتن از واقعیت و ایجاد تعادل روحی را در بر میگیرد.

حامد بخشی، جامعهشناس در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به مفهوم «سلیقه فرهنگی» در ادبیات جامعهشناسی، گفت: در این حوزه، سلیقه فرهنگی ذیل مفهومی کلیتر با عنوان «ذوق و قریحه» تعریف میشود و جایگاه مشخصی در بحث مصرف هنری دارد؛ موضوعی که بهطور خاص «پیر بوردیو» به آن پرداخته است.
وی ادامه داد: بر اساس دیدگاه بوردیو، آنچه افراد بهعنوان منش و عادتواره با خود دارند و ذوق و قریحه از آن برمیخیزد، امری است که تحت تأثیر سرمایههای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرد؛ سرمایههایی که در فرآیند جامعهپذیری یا در پی موقعیت طبقاتی افراد بهدست میآید. لذا افراد معمولاً سلیقه فرهنگی خود را امری ثابت و حتی ذاتی تلقی میکنند همچنین اینکه چه نوع موسیقی، فیلم یا ادبیاتی را میپسندند، اغلب بهعنوان بخشی از موقعیت فکری و سرمایه فرهنگی آنها در نظر گرفته میشود.

نسبت واکنش افراد و مصارف فرهنگی در شرایط خاص
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه آنچه در شرایط بحرانی مشاهده میشود، نه تغییر در «سلیقه» بهعنوان یک امر پایدار، بلکه تغییر در «انتخابهای فرهنگی» در شرایط خاص است، توضیح داد: از آنجا که بخشی از مصرف فرهنگی و رسانهای افراد متأثر از وضعیت روانی و احساسی آنهاست، بسته به نوع واکنش افراد به موقعیتها قاعدتاً مصارف فرهنگی آنها نیز میتواند دستخوش تغییر شود.
بخشی با بیان اینکه نوع واکنش افراد به شرایط، نقش تعیینکنندهای در تغییرات مصرف فرهنگی دارد، تشریح کرد: به عنوان مثال ممکن است فردی در مواجهه با شرایطی مانند جنگ اخیر و پیامدهای پس از آن واکنشی از جنس «فرار» داشته باشد؛ این افراد معمولاً به سراغ آثار سرگرمکننده میروند تا شرایط را به خاطر نیاورند و از موقعیت فاصله بگیرند.
وی ادامه داد: در مقابل، گروهی دیگر واکنشی از جنس «همدلی و درگیر شدن» نشان میدهند و تلاش میکنند با رجوع به آثار فرهنگی مرتبط، معنا و درک عمیقتری از وضعیت پیدا کنند. حتی پیگیری مداوم اخبار نیز میتواند بهعنوان تلاشی برای درک و مواجهه و نه فرار، در همین چارچوب تحلیل شود.
این جامعهشناس با تأکید بر موقتی بودن این تغییرات میگوید: در چنین شرایطی، افراد بر اساس نوع واکنشی که به یک بحران نشان میدهند که خود میتواند تحت تأثیر عوامل دیگری باشد، مصارف فرهنگی متفاوتی خواهند داشت. لذا آنچه تغییر میکند، سلیقه پایدار افراد نیست، بلکه نوعی «انتخاب گذرا» است که متناسب با حالوهوای روانی و شرایط زیسته آنها شکل میگیرد.
بخشی با بیان اینکه این الگو محدود به شرایط جنگی نیست و وضعیتهای مختلف اجتماعی و اقتصادی نیز میتوانند الگوی مصرف فرهنگی را تغییر دهند، ادامه داد بهعنوان مثال در دورههای رفاه، گرایش به آثار جدیتر و حتی تلخ مانند سینمای اجتماعی، افزایش مییابد، در حالی که در شرایط دشوار، مخاطبان بیشتر به سمت آثار کمدی گرایش پیدا میکنند.
مصرف فرهنگی و هنری در افراد به مثابه یک سفر
این جامعهشناس، مصرف فرهنگی و هنری را به نوعی «سفر» تشبیه کرد و گفت: همانطور که افراد بسته به شرایط خود، مقاصد متفاوتی را برای سفر انتخاب میکنند، در مصرف فرهنگی نیز متناسب با وضعیت روانی، اجتماعی و اقتصادی خود، به سراغ تجربههای متفاوتی میروند. از این منظر، انتخابهای فرهنگی را باید در نسبت با موقعیت افراد درک کرد.
در کنار روایتهای فردی و تحلیلهای جامعهشناختی، آنچه از این گزارش برمیآید، تصویری از انسان در مواجهه با بحران است؛ انسانی که سلیقه فرهنگیاش لزوماً دگرگون نمیشود اما در چنین شرایطی، انتخابهایش را بازنگری میکند تا بتواند تعادلی میان واقعیت بیرونی و نیازهای درونی خود برقرار سازد. از رجوع به خاطره و نوستالژی تا گرایش به آثار سرگرمکننده یا معناگرا، همه این انتخابها را میتوان تلاشی برای فهم، تحمل یا حتی فاصله گرفتن از شرایط دانست. در این میان، فرهنگ نهتنها ابزاری برای مصرف، بلکه به مثابه پناهگاهی موقت عمل میکند؛ پناهگاهی که هر فرد، بسته به موقعیت و حالوهوای خود، شکل و مسیر متفاوتی در آن برمیگزیند.
انتهای پیام
