ابوالحسن فیاضانوش در نشست فصل سخن با موضوع نقد و بررسی معرفی کتاب «امپراطوری عقل» که در محل کتابفروشی جهاد دانشگاهی استان اصفهان برگزار شد، با اشاره به رویکرد نقدی مورد استفادهاش اظهار کرد: نقد انگیخته به این معناست که بررسی کنیم نویسنده اساساً چرا به سراغ چنین موضوعی رفته است. عنوانی که انتخاب کردهام، «اندیشیدن به ذهن امپراطوریساز»، ناظر بر همین مسئله است؛ اینکه در ذهن نویسنده چه اولویتها و مباحثی وجود داشته که او را به تألیف چنین کتابی سوق داده و در نهایت تا چه میزان توانسته از ایده اولیه خود برآید.
وی افزود: برای ما ایرانیها، که میتوانیم مخاطب این کتاب باشیم، توجه به انگیزه نویسنده اهمیت زیادی دارد. هرچند نویسنده مخاطب را صرفاً ایرانی تعریف نکرده، اما این موضوع در ادامه بحث روشن خواهد شد.
عضو هیاتعلمی دانشگاه اصفهان در ادامه با معرفی مشخصات کتاب بیان کرد: این اثر با عنوان «امپراطوری عقل؛ روایتی از تاریخ ایران» توسط انتشارات هرم منتشر شده و ترجمه آن را هایده مشایخ بر عهده داشته است. عنوان اصلی انگلیسی کتاب “Empire of the Mind: A History of Iran” است که در سال ۲۰۰۸ در نیویورک منتشر شده است. واژه “Mind” در این عنوان محل بحث است؛ برخی آن را «عقل»، برخی «اندیشه» و برخی «فکر» ترجمه کردهاند که بهنظر میرسد ترجمه «عقل» لزوماً دقیقترین معادل نباشد.
فیاضانوش با اشاره به ترجمههای دیگرِ کتاب یادآور شد: این اثر پیشتر نیز توسط مترجمان دیگری ترجمه شده است؛ از جمله ترجمهای با عنوان «امپراطوری تفکر؛ تاریخ ایران» و ترجمهای دیگر با عنوان «امپراطوری اندیشه؛ تاریخ ایران» و مقایسه این ترجمهها، بهویژه در برخی مواضع، تفاوتهای قابلتوجهی را نشان میدهد که در فرآیند نقد بسیار الهامبخش بوده است.
وی در ادامه برای تبیین مفهوم «امپراطوری عقل» به ذکر حکایتی از چهار مقاله نظامی عروضی پرداخت و گفت: در این حکایت، گفتوگوی میان سلطان محمود و ابوریحان بیرونی نشان میدهد که چگونه علم و قدرت در تقابل قرار میگیرند. جمله معروف سلطان محمود که میگوید ـ«سخن بر مراد من گوی، نه بر سلطنت علم خویش»، بهخوبی نشاندهنده این تعارض است؛ موضوعی که در تحلیل مفهوم امپراتوری عقل اهمیت ویژهای دارد.
این پژوهشگر به معرفی نویسنده کتاب پرداخت و اظهار کرد: مایکل آکسورثی، نویسنده کتاب، متولد ۱۹۶۲ و درگذشته ۲۰۱۹ است. او علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی، سابقه حضور در وزارت خارجه بریتانیا را داشته و حتی ریاست بخش ایران را در این نهاد بر عهده داشته است. این نکته بسیار مهم است، چرا که نشان میدهد او صرفاً یک مورخ نیست، بلکه تحلیلگری با پیشزمینه دیپلماتیک است.
فیاضانوش افزود: بررسی آثار این نویسنده نشان میدهد که او پیش از این نیز درباره تاریخ ایران، ازجمله درباره نادرشاه، کتابهایی نوشته که بر شکلگیری دیدگاههایش در این اثر تأثیرگذار بودهاند.
وی با اشاره به ساختار کتاب بیان کرد: کتاب شامل هفت فصل است که از دوران باستان تا انقلاب ۱۳۵۷ را پوشش میدهد. با این حال، توزیع حجم مطالب در فصول مختلف متوازن نیست؛ بهگونهای که برخی دورههای طولانی تاریخی با اختصار بررسی شده، در حالی که دورههای کوتاهتر با جزئیات بیشتری مورد توجه قرار گرفتهاند.
این استاد دانشگاه، یکی از مهمترین نقدهای خود را به ترجمه کتاب وارد دانست و گفت: در هر دو ترجمهای که بررسی کردم، دو فصل پایانی کتاب حذف شده است. مترجم دلیل این حذف را حساسیتهای سیاسی و معاصر بودن موضوعات عنوان کرده، اما این اقدام موجب ناقص ماندن اثر شده است. بدون این فصول، درک کامل از انگیزه نویسنده ممکن نیست.
فیاضانوش ادامه داد: حتی پسگفتار کتاب نیز در برخی ترجمهها حذف شده است. این مسئله باعث میشود نقد ما نیز ناگزیر ناقص باشد، زیرا به تمام محتوای اثر دسترسی نداریم.
وی به نقد محتوایی کتاب پرداخت و اظهار کرد: یکی از اشکالات جدی کتاب، اتکای بیش از حد نویسنده به منابع ثانویه و آثار خاورشناسان است، درحالیکه مراجعه به منابع اصلی تاریخی کمتر دیده میشود. این موضوع در برخی موارد به برداشتهای سست یا نادقیق منجر شده است.
عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: در برخی بخشها نیز ادعاهایی بدون ارجاع به منابع مطرح شده که از نظر روششناسی قابل قبول نیست، همچنین در مواردی خطاهای تاریخی ازجمله در نسبت دادن برخی وقایع یا شخصیتها مشاهده میشود.
فیاضانوش با اشاره به تحلیلهای نویسنده درباره تاریخ معاصر ایران گفت: در موضوعاتی مانند جنگهای ایران و روس یا کودتای ۲۸ مرداد، نویسنده نقش بریتانیا را کمرنگ جلوه داده و در برخی موارد، مسئولیت را بیشتر متوجه طرف ایرانی دانسته که این رویکرد قابل تأمل و نقد است.
وی در ادامه به مفهوم «امپراطوری عقل» در کتاب پرداخت و اظهار کرد: نویسنده ایران را نه صرفاً یک واحد جغرافیایی، بلکه نوعی «امپراطوری عقل» میداند؛ یعنی فرهنگی که فراتر از مرزهای جغرافیایی گسترش یافته است. او این ویژگی را به انعطافپذیری و قدرت فکری طبقهای از دانشمندان و دیوانیان ایرانی نسبت میدهد.
این پژوهشگر تاریخ تأکید کرد: به باور نویسنده، این طبقه توانستهاند در طول تاریخ، خود را با شرایط مختلف وفق دهند و حتی بر فاتحان تأثیر بگذارند. این ویژگی را او یکی از پدیدههای کمنظیر در تاریخ جهان میداند.
فیاضانوش با جمعبندی مبحث اضافه کرد: آنچه در تاریخ ایران برجسته است، نوعی «سلطنت علم» است؛ یعنی اتکا به دانش و آگاهی بهعنوان راه برونرفت از بحرانها و این ویژگی باعث شده که ایران برخلاف فراز و نشیبهای فراوان، همچنان پابرجا بماند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، برای قضاوت نهایی درباره این کتاب، لازم است نسخه کامل آن در دسترس قرار گیرد. در صورت انتشار کامل اثر، قطعاً میتوان نقد جامعتر و دقیقتری ارائه داد.
انتهای پیام
