مجید گودرزی در گفتوگو با ایسنا درباره پیامدهای بستن احتمالی تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، اظهار کرد: پیشبینی میشد که هرگونه جنگ در منطقه، فارغ از ماهیت نظامی، خیلی سریع به سطحی گستردهتر و در نهایت به یک جنگ اقتصادی جهانی تبدیل شود؛ این اتفاق نیز رخ داد و تأثیرات عمیقی بر اقتصادهای مختلف جهان گذاشت.
وی با تأکید بر جایگاه راهبردی هرمز اظهار کرد: تنگه هرمز دومین تنگه مهم دنیا از نظر حجم ترانزیت انرژی است و از دید ژئوپولیتیک یکی از اهرمهای مهم ایران در مواجهه با قدرتهای نظامی بزرگ به شمار میرود. آمریکاییها هرچند ادعا میکنند برنامههای خود را بدون در نظر گرفتن نقش تنگه هرمز طراحی کردند، اما بهخوبی میدانند که این گذرگاه میتواند تأثیرات تعیینکنندهای بر ادامه هرگونه جنگ داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: ایران توانست در جریان این تحولات مدیریت مؤثری بر تنگه اعمال و از تسلط کشورهای فرامنطقهای بر آن جلوگیری کند. جنگی که آمریکا آغاز کرد نه برای خودشان و نه برای کشورهای همراه، توجیه اقتصادی قابل قبولی نداشت و دیدیم که عملاً هیچ دستاوردی از آن نصیبشان نشد.
وی با اشاره به تبعات اقتصادی درگیریها افزود: این جنگ نهتنها دستاورد نظامی مشخصی برای مهاجمان نداشت، بلکه پیامدهای سنگینی بر اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد خود آنها تحمیل کرد. به گفته یکی از سناتورهای آمریکایی، فقط اقتصاد آمریکا در این مدت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار آسیب دید. در بعد نظامی نیز شاهد بودیم که حدود ۱۷ پایگاه آمریکایی در منطقه عملاً غیرقابل استفاده شد و این مسئله معادلات میدانی را تغییر داد.
گودرزی تاکید کرد: همین تحولات باعث شد که ایران عملاً تسلط بیشتری بر تنگه هرمز پیدا کند؛ شاید بتوان گفت این یکی از معدود دستاوردهای مثبت این دوره بود، زیرا پیش از این ایران اراده و ضرورتی برای اعمال چنین سطحی از کنترل بر تنگه نداشت. در مجموع، این جنگ از نظر نظامی و اقتصادی توجیهی نداشت. آسیبها بسیار فراتر از هر دستاورد احتمالی بوده و تبعات آن همچنان دامنگیر اقتصاد جهانی است.
این کارشناس اقتصادی به پتانسیلهای راهبردی تنگه هرمز برای ایران اشاره و اظهار کرد: چنانچه ایران بتواند رژیم حقوقی جدیدی را برای تنگه هرمز تعریف کند، این اقدام میتواند پیامدهای مثبت فراوانی به همراه داشته باشد. علاوه بر امکان دریافت عوارض احتمالی از عبور و مرور کشتیها، ایران این قابلیت را خواهد داشت که کشورهایی را که در تحریمهای ظالمانه آمریکا علیه ایران مشارکت کردند، مورد تنبیه قرار دهد. این تنبیه میتواند شامل ممانعت از عبور محمولهها و کشتیهای این کشورها از تنگه هرمز باشد.
گودرزی افزود: از سوی دیگر، تسلط ایران بر تنگه هرمز و جلوگیری از عبور کشتیهای کشورهایی که در جنگ علیه ایران نقش داشتهاند، این امکان را فراهم میآورد که ایران خسارات وارده را از آنها مطالبه کند.
این کارشناس اقتصادی به یک اهرم فشار دیگر نیز اشاره و اظهار کرد: ایران میتوانست با استفاده از موقعیت تنگه هرمز، تنگه بابالمندب را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بستن تنگه بابالمندب میتوانست کارت بازی قدرتمند دیگری برای ایران باشد که لزومی به استفاده از آن پیش نیامد. بنابراین، تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه آبی نیست، بلکه یک سلاح نظامی قدرتمند در دست ایران است که میتواند از نظر ابعاد اقتصادی نیز کمک شایانی به کشور کند و اهرم فشاری مؤثر در معادلات منطقهای و بینالمللی باشد.
وی به اهمیت نقش منطقهای این تنگه در امنیت غذایی جهانی اشاره کرد و گفت: بخش بزرگی از نیاز جهان به غلات، به ویژه در دورههای برداشت و خوشهزنی، از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین میشود و این کشورها نقش کلیدی در تامین مواد غذایی دارند. همزمان با بحرانهای منطقهای و درگیریهای نظامی، قیمت مایحتاج غذایی به شدت افزایش یافته است؛ بهطوری که در بسیاری از نقاط دنیا، از جمله آمریکا، بیش از ۴۷ درصد قیمت محصولات اصلی کشاورزی، یعنی اوره، افزایش یافته است. این افزایش قیمتها بر تامین و قیمت نهایی مواد غذایی در سطح جهان تاثیر مستقیم گذاشته و نگرانیهای امنیت غذایی را افزایش میدهد.
گودرزی ادامه داد: در صورت تداوم این وضعیت، ممکن است فشارهای سنگین بر امنیت قضایی و غذایی جهان وارد شود. کاهش عرضه غلات، بالا رفتن قیمتها و کاهش سطح تولید، میتواند منجر به تنشهای بیشتری در بازارهای جهانی و افزایش قیمت نان و دیگر مواد غذایی اساسی شود. این شرایط، اثرات مخربی بر اقتصادهای جهانی و بهویژه کشورهای کمدرآمد و با وابستگی بالا به واردات مواد غذایی خواهد داشت. بنابراین، کنترل و مدیریت منطقهای تنگه هرمز، علاوه بر ابعاد نظامی و اقتصادی، اهمیت ویژهای در تامین امنیت غذایی جهانی دارد و هرگونه اختلال در مسیرهای حملونقل و تامین غلات، میتواند در سطح جهان بحرانهایی جدی به وجود آورد.
انتهای پیام
