الگوبرداری از سیره ائمه معصومین(ع) جزء چالشهای جامعه امروز است، جامعهای که نسبت به صدها سال پیش دچار دگرگونیهای بسیاری در حوزههای متفاوت شده است، با توجه به شرایط پیچیده امروز ایران اسلامی بیش از پیش به مدد ائمه اطهار نیازمند هستیم و در روز ولادت امام مهربانیها با حجتالاسلاموالمسلمین روح الله توحیدی نیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه درباره چگونگی الگوبرداری از سیره مقاومتی امام رضا(ع) به گفتگو پرداختیم که متن آن از نظر میگذرد:
ایسنا: برای شرایط امروز که مقاومت در برابر خواستههای گزاف دشمن از اهمیت زیادی برخوردار است، چگونه از سیره امام هشتم(ع) یک الگوی مقاومتی برای زمان حال استخراج کنیم؟
الگوگیری از سیره معصومان(ع) هرگز به معنای کپیبرداری سطحی از رفتارهای ظاهری آنان در شرایط تاریخی متفاوت نیست، بله ما میخواهیم ببینیم اگر امام رضا(ع) در شرایط امروز ما بودند چگونه عمل میکردند و ما نیز گام به گام با حضرت پیش برویم اما باید دقت کنیم که برداشتهای ما سطحی نباشد.
نخستین درسی که از سیره امام رضا(ع) میگیریم، تشخیص دقیق از موازنه قدرت در عین تبعیت محض از رهبری جامعه اسلامی است، ببینید میدانیم حضرت به طرفداران قیام بر علیه عباسیان نیز در زمانه خود پاسخ منفی دادند و میتوانیم بگوییم حضرت به خوبی میدانستند که قیام مسلحانه علیه عباسیان، با توجه به امور گوناگون به نابودی کامل شیعه منجر میشود و از طرفی هسته سخت قدرت و توان مردمی که تبعیت کامل از امام در همه شرایط با کم و کیف لازم داشته باشد، وجود نداشت.
از سوی دیگر، انفعال مطلق و کنارهگیری کامل از صحنه نیز، به حذف تدریجی هویت شیعه میانجامید. بنابراین، ایشان هدف را حفظ عزت و تقویت اسلام و مسلمانان دیدند و بر این اساس راه سومی را برگزیدند و آن حضور هوشمندانه در ساختار قدرت، بدون وابستگی و با حفظ استقلال بود.
می دانیم امروز شرایط ما با ایشان متفاوت است، امروز ما یک حکومت مقتدر داریم و مردم ما حضوری بیسابقه در طول تاریخ برای دفاع از ایران امام رضا(ع) دارند، با این همه در شرایط کنونی که دشمن با ابزارهای مختلف از تحریم اقتصادی تا جنگ روانی و تهدید نظامی به دنبال فشار بر ایران است و نظامیان ما در میدان آنها را از صحنه خارج کردهاند، دشمنان امروز از مسیرهای دیگر به دنبال آسیب زدن هستند.
این مسیرها میتواند مذاکره یا فشارهای نظامی باشد، باید همه نگاهها به اهدافمان باشد، مبادا با ارعاب یا فریبکاری در زمین دشمن بازی کنیم، امروز امام رضا(ع) به ما یادآور میشوند که باید در برابر فریبکاریها مقاومت کرد. امام رضا(ع) و دیگر حضرات معصومین به دلیل عدم حمایتهای لازم و گسترده، گرفتار فشار و اجبار حکومتها میشدند و اقدامات امروز باید تبعیت محض از رهبری باشد، رهبر جامعه با صلابت و با نگاه صائب و الهی خود با قدرت در برابر دشمن خواهد ایستاد.
درس بزرگ دیگر امروز ما از سیره امام رضا(ع)، افشاگری و جهاد تبیین است، امام رضا(ع) در تمام دوران ولایتعهدی از لحظه خروج از مدینه تا آخرین روزهای حضور در مرو بارها و بارها با صراحت و یا به صورت غیر مستقیم اعلام کردند من مجبور به پذیرش این منصب هستم و این کار با تهدید و اجبار انجام شده است. امام(ع) با این افشاگری، پرده از حرکت سیاسی مأمون برداشت و اجازه نداد که او بتواند با تظاهر به دوستی، چهره خود را سفید کند و به همین دلیل هم وقتی دید مشروعیت لازم را به واسطه حضرت بدست نمی آورد، ایشان را به شهادت رساندند.
امروز نیز دشمن در یک جنگ ترکیبی و جنگ روایتها با ما مواجه است، رسانههای معاند تلاش میکنند تا چهره نظام جمهوری اسلامی را تحریف کنند، دستاوردهای انقلاب را نادیده بگیرند، و فشارهای خود را به عنوان مقاومت ما در برابر مذاکره جلوه دهند. در چنین شرایطی، جهاد تبیین یعنی افشای نیت واقعی دشمن و روشنگری افکار عمومی که یک وظیفه همگانی است، امام رضا(ع) به ما آموخت که در دل بحران، سکوت نکنیم و حقایق را بگوییم و اجازه ندهیم روایت دشمن، روایت غالب شود.
با تحلیلی که ارائه کردم میتوانیم بگوییم که حضرت از ابتدا که وارد مواجهه با مامون شدند میدانستند که عاقبت این مسیر، شهادت است، اما با وجود این آگاهی، نه از مسیر مقاومت دست کشیدند و نه در برابر ظلم کوتاه آمدند و شهادت ایشان قاطعترین گواه بر این حقیقت است که ولایتعهدی یک فداکاری هوشمندانه برای حفظ اصل شیعه و تداوم هدایتگری ایشان بود.
امروز هم باید بدانیم که مقاومت هزینه دارد و تحریم اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ روانی و حتی تهدید نظامی، بخشی از هزینههای ایستادگی در برابر استکبار است که ما به حول قوه الهی و تحت رهنمودهای رهبری شهیدمان در چند دهه با آنها روبه رو شدیم و از بسیاری عبور کردیم، امام رضا(ع) به ما میآموزد که نباید به خاطر این هزینهها، از اصول خود دست بکشیم. باید آیندهنگر بود و بدانیم که هر چند ممکن است در کوتاهمدت هزینه بدهیم، اما در بلندمدت، عزت، استقلال و بقای هویت ثمره همین مقاومت است، کما اینکه شهادت امام رضا(ع) در نهایت، نه تنها تشیع را تضعیف نکرد، بلکه بارگاه مطهر ایشان در ایران، امروز به کانونی برای گسترش و تثبیت فرهنگ تشیع در سراسر جهان تبدیل شده است.
رهبر شهید ما از ائمه هدی(ع) و امام رضا(ع) آموخت که جان خود را در مقاومت برابر دشمن تقدیم کند، رهبری که حقیقتا تا پای جان در برابر زیاده خواهی دشمن ایستادگی کردند و چارهای برای دشمن جز هدف قرار دادن ایشان نماند و امیدواریم در ولادت امام رضا(ع)، دعاگوی ما نزد حضرتش باشند.
ایسنا: در منابع تاریخی و روایی، مهمترین جلوههای مقاومت در سیره امام رضا(ع) چیست؟ بهویژه در برابر فشارهای سیاسی و مذهبی دوران مأمون، چگونه ایستادگی ایشان را میبینیم؟
وقتی از مقاومت در سیره معصومان(ع) سخن میگوییم، نباید ذهن ما فقط به سمت مقابله نظامی برود، مقاومت در منطق ائمه(ع) به ویژه در شرایطی مانند عصر امام رضا(ع)، شکل بسیار عمیقتر، هوشمندانهتر و چندلایهتر از تقابل فیزیکی صرف دارد و با در نظر گرفتن این نکته میتوانیم مهمترین جلوههای مقاومت امام هشتم(ع) را در سطوح گوناگون مشاهده کنیم.
از مهمترین جلوههای مقاومت امام رضا(ع) را میتوانیم در برابر تلاش مامون برای سوءاستفاده از جایگاه و شان امام رضا(ع) ببینیم، او در تلاش بود تا برای خود از طریق امام(ع) مشروعیتی بدست آورد و اینجا یک مقاومت فعال و هوشمندانه که منجر به افشاگری و آگاهسازی افکار عمومی میشود، رخ داده است. وقتی مأمون، امام(ع) را به مرو فراخواند و پیشنهاد ولایتعهدی را مطرح کرد، حضرت به هیچ وجه اجازه ندادند که این اقدام، یک اقدام داوطلبانه و نشانه نزدیکی به حکومت تلقی شود.
از منابع چنین برمیآید که امام رضا (ع) هیچگاه به نامههای مامون یعنی همان خلیفه عباسی که دارای شوکت و جایگاه والای سیاسی با در دست داشتن قلمرو بزرگ بود، پاسخ ندادند و بعد هم که حضرت را به اجبار به مرو آوردند ایشان تا حدود دو ماه از پذیرش این منصب امتناع کردند و در موارد متعدد با صراحت فرمودند من مجبور به قبول این منصب شدم و این کار وقتی پیش آمد که مرا تهدید به هلاکت کردند.
این اقدامات و این عباراتی که مطرح شد، در حقیقت یک اعلام وضعیت بود و امام(ع) با این سخنان، پرده از حرکت سیاسی مأمون برداشتند و به جامعه فهماندند که این ولایتعهدی، یک سازش و نرمش نبوده، بلکه اقدامی اجباری در شرایط اضطرار بوده است. این همان چیزی است که امروز از آن به جهاد تبیین تعبیر میکنیم؛ یعنی مقاومت از طریق روشنگری و خنثیسازی روایت دشمن.
دشمن به دنبال این است که روایت خود را برتری دهد و ما باید تمامی حرکات و گفتارهایمان در جهت نقض این روایت باشد، اگر جبهه مقابل روایت تفرقه میدهد، اقدام ما باید روایت اتحاد باشد، اگر او روایت شکست را میخواهد، اقدامات ما باید در خلاف نظر او و در جهت روایت پیروزیها باشد که در همه موضوعات باید به این نکته توجه داشت.
یکی از هوشمندانهترین جلوههای مقاومت امام رضا(ع)، شرطی بود که برای پذیرش ولایتعهدی مطرح کردند، در نهایت و پس از اجباری که صورت گرفت، باز هم حضرت فرمودند من این منصب را به شرطی میپذیرم که هیچ کسی را به کاری نگمارم و عزل نکنم و هیچ رسمی را برهم نزنم و میتوانیم بگوییم این شرط، یک مقاومت ساختاری تمامعیار بود.
امام(ع) با این شروط، هرگونه بهرهبرداری سیاسی مأمون از جایگاه ایشان را خنثی کردند، ایشان در عمل نیز هیچگاه در امور اجرایی و حکومتی دخالت نکردند؛ نه والی نصب کردند و نه مالی را تصرف کردند و اینها همه در چشم عموم مردم پیامی جز ناراضی بودن ایشان از حکومت و اکراه ایشان از قبول منصب ولایتعهدی نداشت. به عبارت دیگر، امام(ع) حضور در ساختار قدرت را به عدم همکاری با کارکردهای فاسد آن تبدیل کردند و از این حضور صرفا به عنوان سکویی برای تبلیغ حق و احیای سنت نبوی استفاده شد.
این الگو به ما میآموزد که میتوان حتی در دل نظام سلطه حضور پیدا کرد، اما وابسته نشد و مستقل ماند و فساد آن را به طرق گوناگون نشان داد، شما میبینید امام وقتی شرط را مطرح میکند از جان خود گذشته است و میدانند که مامون میتواند حضرت را به بهانهای حذف کنند اما میبینند یک راه وجود دارد که اسلام ناب و هدایت مستمر الهی در جهت خود حرکت کند و ظاهر شود و از این جهت از این امر کوتاه نیامدند. مقاومت یعنی همین حالت که انسان و جامعه در حالت به ظاهر دشمنی یک فرد و حکومت مسلط قرار بگیرد اما ببیند حفظ مرزها ضرورتی است که نمیتوان از آن گذشت.
یکی از معروفترین رویدادهای دوران ولایتعهدی، ماجرای نماز عید فطر است، مأمون از امام(ع) خواست تا نماز عید را اقامه کنند؛ البته باز هم با این هدف که از زبان امام(ع) برای حکومت خود مشروعیت کسب کند، اما امام(ع) نپذیرفتند و پس از اصرار مأمون، ایشان باز همان مقاومت هوشمندانه را دنبال کردند و شرط گذاشتند که اگر بیایم مثل پیامبر میآیم و در نهایت میبینیم حضرت با پای برهنه و با سادهترین حالت ممکن و نه با لباس رسمی و تجملات درباری که معمول بود برای چنین اقداماتی که معمولا خلیفه جلودار میشد، از خانه خارج شدند و چنان فضایی ایجاد کردند که مردم شیفته آن حضرت شدند و ولولهای ایجاد شد.
دستور بازگشت امام رضا(ع) به دلیل ترس مامون از محبوبیت امام هشتم(ع) بود و به دلیل نارضایتی عجیبی که از مامون و حکومت عباسی وجود داشت، همچنین جایگزین نیز علویان بودند و لحظه به لحظه مردم و مسلمانان با دیدن این صحنهها در ذهن و عمل خود آماده همراهی با چنین شخصیتی که تالی پیامبر(ص) و اجرا کننده سنتهای او است میشدند. این اقدام حضرت برای کسانی که خلافت عباسی را میشناسند روشن است که این یک مقاومت نمادین بود؛ امام(ع) با سادهپوشی و نمایش سیره نبوی در برابر تجملات و تشریفات عباسی، به مردم فهماندند که اسلام ناب با قدرت مادی و تشریفات درباری بیگانه است.
نکتهای که میتوان بر آن تاکید کرد این است که امام رضا(ع) به ما نشان دادند که مقاومت یک حالت انفعالی نیست؛ یک راهبرد فعال و چندلایه است که در آن، اصل حفظ هدایت و بقای شیعه بر هر چیز دیگری مقدم است و همانطور که ایشان در شرایط اضطرار، ولایتعهدی را پذیرفتند اما شرط عدم دخالت گذاشتند، ما نیز میتوانیم در شرایط پیچیده امروز، از موضع قدرت مذاکره کنیم، اما خطوط قرمز خود را هرگز فراموش نکنیم. باید بگویم این جوهره مقاومت هوشمندانه در مکتب امام رضا(ع) است.
ایسنا: آیا میتوان از پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا(ع) به عنوان مقاومت هوشمندانه یاد کرد؟
نسبت سازش به امام معصوم(ع)، نه تنها با مقام عصمت ناسازگار است، بلکه با مجموع رفتارهای ثبتشده از آن حضرت در منابع تاریخی و روایی نیز در تعارض کامل قرار دارد، خوب است مخاطبان ما مراجعه کنند به کتابی که تحت عنوان تاریخ و سیره امام رضا(ع) در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است و فضای زمان امام رضا(ع) را و چرایی رفتارهای امام را به خوبی بشناسند. به هرترتیب از آنجا که ظاهر ماجرای ولایتعهدی یعنی حضور امام(ع) در دربار مأمون و پذیرش عنوان ولیعهدی ممکن است برای برخی پرسشبرانگیز باشد، این خود میتواند بهانهای باشد که این رویداد را در چارچوب مقاومت هوشمندانه بازبینی کنیم.
در پاسخ به تصوری که فرمودید، مهمترین نکته این است که اشاره شد امام رضا(ع) هرگز داوطلبانه این منصب را نپذیرفتند، امام رضا(ع) با اقدامات و سخنان شان، به جامعه فهماندند که این ولایتعهدی، یک اقدام اجباری در شرایط اضطرار بوده است و در عین حال توجه کنیم که سیره حضرت خلاف صورتی بود که نشان دهد امام(ع) با شرایط پادشاهی عباسیان و زندگی تشریفاتی آنان کنار میآیند و این را به شدت رعایت میکردند و یکی از نشانههای آشکار عدم سازش در سیره امام رضا(ع)، زندگی ساده و زاهدانه ایشان در دوران ولایتعهدی بود.
امام(ع) در مرو، با وجود دسترسی به امکانات درباری، همچنان سادهزیستی خود را حفظ کردند، ایشان از بیتالمال یا مواجب حکومتی به هیچ وجه استفاده نمیکردند و حتی هدایای اجباری مأمون را بلافاصله میان فقرا و نیازمندان تقسیم میکردند، در روایتی آمده است که امام(ع) تمامی دارایی خود را در روز عرفه میان افراد کمدرآمد بخشیدند و وقتی فضل بن سهل یعنی وزیر بزرگ مامون این کار را نوعی خسارت خواند، ایشان آن را غنیمت و سرمایه اخروی دانستند.
کاملا روشن است که ظریفترین وجوه مقاومت هوشمندانه امام رضا(ع)، تبدیل تهدید ولایتعهدی به یک فرصت تبلیغی تاریخی بود، یعنی باید توجه کنیم ولایتعهدی که امری مقدّر از سوی خداوند متعال بود یک فرصت بیسابقه را در اختیاز امامان ما گذاشت و تا چند دهه امامان ما قبل و بعد از دوره ولایتعهدی امکان ارتباط با مردم را هم به صورت عادی نداشتند اما بواسطه ولایتعهدی این فرصت به وجود آمده که امام در قله جایگاه سیاسی بایستد و نورانیت و جایگاه امامت الهی را به چشم مسلمانان و ادیان دیگر بیاورد.
امام(ع) در حضور خلیفه و بزرگان ادیان و مذاهب، با تسلط بر تورات، انجیل، زبور و زبانهای گوناگون، چنان قاطعانه از حقانیت اسلام ناب دفاع کردند که نه تنها هیچ یک از مخالفان جرأت پرسش نیافتند، بلکه برخی از آنان مسلمان شدند و این پیروزی بزرگ علمی و فرهنگی، اگر امام رضا(ع) در جایگاه ولایتعهدی نبود، امکانپذیر نمیگشت و به عبارت دیگر، مأمون ناخواسته بلندگوی تبلیغی را در اختیار امام(ع) قرار داد و حضرت از این سکو برای روشنگری عمومی استفاده کردند.
حضرت به دلیل آگاهی و تجربهای که از مشی خلفای عباسی داشتند، میدانستند که خلفای عباسی که بسیار فریبکار و دنیا دوست هستند، در وقتی که به نفع آنان نباشد، حضرت را به شهادت خواهند رساند، حضرت نیز بنا را بر مبارزه هوشمندانه گذاشته بودند، بنابراین نتیجه روشن بود و یکی از جالبترین ابعاد مقاومت هوشمندانه امام رضا(ع)، پیشبینی و اعلام چندباره شهادتشان بود.
در منابع متعدد نقل شده است که حضرت در مسیر مهاجرت به مرو و حتی پیش از آن، از شهادت خود خبر میدادند و حتی محل دفن خود را تعیین میکردند و میتوان با اطمینان گفت که این افشاگری، یک تنظیم روایت بود و امام(ع) با این کار، به جامعه فهماندند که مأمون (با همه ابراز ارادتهای ظاهری) در صدد حذف فیزیکی ایشان است و به عبارت دیگر، امام(ع) بازی دوگانه مأمون را افشا کردند و اجازه ندادند که او بتواند با تظاهر به دوستی، چهره خود را سفید کند.
انتهای پیام
