در حالی که رزمایش «جان فدا برای ایران امام رضایی» در بیشتر استانهای کشور از ظهر امروز ۹ اردیبهشت آغاز شد در استان قم این رزمایش به ساعت همیشگی تجمعات منتقل شد و محل اصلی برگزاری این اجتماع و رزمایش از میدان مفید به سمت تقاطع فردوسی بود، مراسم رسمی ساعت ۲۱ اعلام شده بود، اما شور و اشتیاق مردم در این شب عزیز باعث حضور زودهنگام آنان شد.
هرکجا که قدم بر میداشتی عطر و یاد حرم رضوی را استشمام میکردی، نوای علی ملائکه همراه با بوی اسپند دل را به پنجره فولاد هدایت میکرد: «از چه بنشستی با ما خاکیان تیره رو / ای چراغ عرشیان! خورشید رخسار شما امام رضا(ع) / سرخط آزادی خلق است در دست کسی کز دو عالم پا کشید و شد خریدار شما / ای صفای قلب زارم / هرچه دارم از تو دارم / تا قیامت ای رضاجان سر ز خاکت بر ندارم».
به میدان مفید رسیدم و رزمایش عاشقان امام رضا(ع) شروع شد، صفوف متفاوتی از مردم در این رزمایش حضور داشتند، اما در صف اول ابتدا سپاهیان و سپس مردان و زنان با لباس بسیجی همراه با اسلحه کلاشینکف جلودار بودند، صورتهایشان را با چفیه بسته بودند و همین نوع پوشش به همراه گامهای محکمشان نشان دهنده ارادههای آهنینشان داشت، برخی از این بسیجیان دست در دست کودک خود به رژه میپرداختند.
حضور نیروهای امنیتی در ابتدای این رزمایش نشان دهنده آمادگی جبهه نظامی و امنیتی کشور در صورت وقوع دوباره جنگ تحمیلی است، نیروهایی که در گمنامی رشادتها به خرج دادند و برای ایران اسلامی جان خود و حتی عزیزانشان را به خطر انداختند. جمعیت با فریاد «حیدر حیدر» مسیر را طی میکند، بالای پل عابرپیاده میروم تا از زاویهای بالاتر جمعیت را ببینم.
در میان جمعیت چهرهها مشخص است و از بالا پرچمها و صدای شعارها؛ مردم همراه با شور «حکم آنچه تو فرمایی» پرچمهای خود را تکان میدادند و افرادی که پرچم نداشتند در یک دست نور موبایل خود را روشن کرده بودند و دست دیگر خود را گره کرده و با جمعیت همراه میشدند، در خیابان نوشتهای با عنوان «ما ذوالفقار حیدریم / فداییان رهبریم» نوشته شده بود.
موکبهای بسیاری در مسیر راهپیمایی وجود داشت و برداران و خواهرانی که در موکبها مشغول فعالیت بودند همراه با جمعیت شعار میدادند و پسران جوانی که چفیه بر دوش خود انداخته بودند با سینی چای به سمت مردم میآمدند و در حالیکه لبخندشان در چشمانشان دیده میشد با گرمی و خوشرویی در حال پذیرایی بودند، ناگهان جمله شهید آوینی با آن صوت دلنشینش در ذهنم میپیچد: «بگذار اهل ظاهر در جنگ جز ترس و مرگ نبینند؛ ما این جنگ را دری از درهای بهشت میدانیم که خداوند جز بر خاصه اولیای خویش نمیگشاید و اینچنین، حال ما حال عاشقی است که به سوی معشوق میرود. کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟».
یک ساعت و نیم از شروع مراسم گذشته است و این مسیر کوتاه به دلیل ازدحام ره یافتگان حق همچنان به مقصد نرسیده است، البته این مردم ۶۰ شب است که نه به دنبال مقصد بلکه به دنبال هدف و انتقام نهایی گرد یکدیگر جمع میشوند. «لبیک یا خامنهای»، «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» جزء شعارهای پرتکرار تجمعات امشب بود.
آری این جنگ دری از درهای بهشت بود، میلیونها ایرانی به واسطه خون شهیدانشان به بعثت رسیدند و به دشمن فرصت جولان درمیدان رزم، دیپلماسی و خیابان را ندادند و هنوز در حال عبور از امتحانات الهی هستند، این مردم تا بازگشت صاحب امر خود حضرت ولی عصر(عج) و در این غیبت کبری گوش به فرمان ولی فقیه خود هستند و خواهند ماند و تا پیروزی نهایی سنگر خیابانها را رها نمیکنند.
انتهای پیام
