مهرنوش گرامی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: وقتی درباره «روز جهانی جاز» صحبت میکنیم، شاید برای بخشی از مخاطبان این سؤال پیش بیاید که اصلاً چرا یک سبک موسیقی، آن هم سبکی که چندان در سبد شنیداری روزمره ما حضور ندارد، صاحب یک روز جهانی است. واقعیت این است که نهادهایی مثل یونسکو معمولاً فقط به جنبه هنری یک پدیده توجه نمیکنند؛ آنها به کارکردهای فرهنگی و انسانی آن هم نگاه میکنند. جاز از این منظر اهمیت پیدا میکند که از دل یک تجربه تاریخی و اجتماعی شکل گرفته و بهمرور به زبانی برای گفتوگو تبدیل شده است.
وی افزود: جاز در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در شهر نیواورلئان آمریکا شکل گرفت؛ جایی که ترکیب فرهنگها، نژادها و سنتهای موسیقایی مختلف، یک بستر خاص و زنده ایجاد کرده بود. ریشههای جاز را باید در موسیقی آفریقایی-آمریکایی جستوجو کرد، در آوازهای کار یا سرودهای مذهبی. این موسیقیها بیشتر بر پایه ریتم، احساس و بیان شخصی شکل میگرفتند. وقتی این عناصر با سازهای غربی و ساختارهای هارمونیک موسیقی اروپایی ترکیب شدند، کمکم چیزی بهوجود آمد که ما امروز آن را «جاز» مینامیم.
این مدرس موسیقی با اشاره به اینکه در دهههای بعد، جاز مسیر تحول خودش را خیلی سریع طی کرد و از گروههای کوچک و خیابانی به ارکسترهای بزرگ رسید، خاطرنشان کرد: حتی در دورههایی این موسیقی وارد زندگی روزمره مردم و برای مدتی موسیقی غالب در آمریکا شد. بعدتر، با شکلگیری سبکهایی مثل «بیباپ»، جاز پیچیدهتر و تا حدی روشنفکرانهتر شد و بیشتر به سمت بیان فردی و تکنیکی حرکت کرد. اما نکته مهم این است که این موسیقی، هیچوقت یک شکل ثابت نداشت و همیشه در حال تغییر و گفتوگو با زمانه خودش بود. به همین دلیل، امروز هم وقتی از جاز حرف میزنیم، در واقع نه از یک قالب مشخص و محدود بلکه از یک خانواده از سبکها صحبت میکنیم.
وی یادآور شد: اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، آشنایی ایرانیها با جاز بهصورت جدی به دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ برمیگردد، یعنی دورهای که ارتباط با غرب پررنگتر شده بود و موسیقیهای جدید راحتتر وارد فضای شهری ایران میشدند. در آن زمان، رادیو، سینما و اجراهای زنده نقش مهمی ایفا کردند. بخشی از این آشنایی از طریق موسیقی فیلمها و برنامههای رادیویی شکل گرفت و بخشی هم بهواسطه حضور و فعالیت موسیقیدانهایی بود که با فضای موسیقی غربی آشنایی داشتند. بنابراین بهتدریج، عناصری از جاز وارد موسیقی پاپ و حتی آثار ارکسترال ایران شد.
گرامی با توضیح اینکه در سالهای پس از انقلاب، این روند با محدودیتهایی مواجه شد و تقریبا هیچوقت به یک جریان اصلی در موسیقی ایران تبدیل نشد، ادامه داد: با این حال در سالهای اخیر بهویژه در فضاهای دانشگاهی و بین هنرجویان موسیقی، دوباره توجه به این سبک بیشتر شده است، هرچند هنوز هم در سطح عمومی جامعه این سبک برای بسیاری از مخاطبان، ناآشنا باقی مانده است.

«جاز» یکی از مستعدترین سبکها برای ترکیب با موسیقیهای بومی
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ظرفیتی برای تلفیق موفقیتآمیز موسیقی ایرانی و سبک جاز وجود دارد یا خیر، توضیح داد: جاز یکی از مستعدترین سبکها برای ترکیب با موسیقیهای بومی است که این میتواند شامل موسیقی ایرانی هم بشود. دلیلش هم به ماهیت خود جاز برمیگردد؛ جاز بر پایه بداههنوازی، انعطاف هارمونیک و گفتوگوی بین نوازندهها شکل میگیرد و همین ویژگیها دست آهنگساز و نوازنده را برای ورود به فضاهای دیگر باز میگذارد.
این مدرس موسیقی تاکید کرد: البته این ترکیب کار سادهای نیست و یکی از چالشهای اصلی، تفاوت در سیستم فواصل و هارمونی است. بنابراین اگر این دو بدون شناخت عمیق کنار هم قرار بگیرند، نتیجه معمولاً سطحی و تزئینی از کار درمیآید. اما اگر یک موزیسین هر دو فضا را خوب بشناسد، میتواند به نتایج قابلتوجهی برسد؛ یعنی نه جاز را قربانی کند، نه موسیقی ایرانی را. در سالهای اخیر هم نمونههایی از این تلاشها را دیدهایم که بیشتر در قالب تجربههای فردی یا اجراهای محدود شکل گرفتهاند. در مجموع، من فکر میکنم این ترکیب نهتنها ممکن است بلکه اگر درست و با شناخت انجام شود، میتواند به زبان تازهای در موسیقی منجر شود؛ زبانی که هم ریشه در فرهنگ ما دارد و هم با جهان امروز وارد گفتوگو میشود.
او در توضیح این موضوع که زمینه استقبال از این سبک موسیقی در میان جوانان در سالهای اخیر چگونه بهنظر میرسد، گفت: اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، جاز بهخودی خود بعید است به یک جریان کاملاً فراگیر در میان نسل جوان تبدیل شود، دستکم نه به شکلی که امروز مثلاً موسیقی پاپ حضور دارد. دلیلش هم این است که جاز، بهویژه در شکل اصیل خود، نیاز به حوصله شنیداری، تمرکز و تا حدی آشنایی قبلی دارد و این ویژگیها معمولاً با الگوی مصرف سریع موسیقی در میان نسل جدید همخوانی کامل ندارد.
ترکیب ظرفیت ملودیک موسیقی ایرانی با هارمونی و ریتم جاز
گرامی ادامه داد: این به آن معنا نیست که جاز نمیتواند تأثیرگذار باشد. اتفاقاً من فکر میکنم اگر این سبک در قالبهای هوشمندانهتری وارد شود، بهویژه از مسیر ترکیب با عناصر آشناتر برای مخاطب ایرانی، میتواند جای خودش را باز کند و اینجا همان نقطهای است که تلفیق اهمیت پیدا میکند. اگر یک اثر بتواند از ظرفیتهای ملودیک موسیقی ایرانی استفاده کند و در عین حال از زبان هارمونیک و ریتمیک جاز بهره ببرد، احتمال ارتباط گرفتن مخاطب جوان با آن بیشتر میشود، چون او در عین مواجهه با یک فضای تازه، هنوز نشانههایی از فرهنگ شنیداری خودش را هم در اثر پیدا میکند.
این مدرس موسیقی خاطرنشان کرد: مسئله اصلی «چگونه ارائه دادن» و نه صرفاً چه چیزی را ارائه دادن است. اگر این زبان تلفیقی با دقت، دانش و سلیقه شکل بگیرد، هم میتواند مخاطب جوان را درگیر کند و هم به نوعی پلی میان گذشته و امروز بسازد؛ پلی که ما امروز به آن نیاز داریم.
وی درباره اینکه مطالعه و آشنایی علاقهمندان و هنرجویان با سبکهای مختلف موسیقی، از چه جنبههایی دارای اهمیت است، توضیح داد: این موضوع فقط به اطلاعات داشتن، محدود نمیشود؛ یعنی اگر مطالعه سبکهای مختلف موسیقی را صرفاً بهعنوان یک دانش تئوریک ببینیم، بخش مهمی از ماجرا را نادیده میگیریم. برای یک هنرجو، آشنایی با تاریخچه و سبکهای متنوع، در درجه اول به تقویت درک شنیداری او کمک میکند. وقتی هنرجو میداند هر سبک در چه بستر فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته، بهتر منطق درونی آن را درک میکند و این شناخت، بهتدریج سلیقه شنیداری را دقیقتر و انتخابها را آگاهانهتر میکند.
گرامی یادآور شد: این آگاهی به هنرجو کمک میکند هویت شخصی خودش را پیدا کند. هنرجویی که فقط در یک فضا حرکت میکند، معمولاً به بازتولید الگوهای موجود محدود میشود اما وقتی با جهانهای مختلف موسیقایی آشنا میشود، امکان مقایسه، انتخاب و حتی خلق زبان شخصی برایش فراهم میشود. در عین حال، این شناخت نوعی احترام به ریشهها هم ایجاد میکند. وقتی هنرجو متوجه میشود هر سبک موسیقی حاصل یک مسیر تاریخی و تجربه جمعی است، نگاهش از سطح اجرا فراتر میرود و به درک عمیقتری میرسد. در نهایت، این مطالعه هنرجو را از یک اجراکننده صرف به یک موزیسین یا موسیقیدان آگاه تبدیل میکند، کسی که فقط نت نمینوازد بلکه میداند چه مینوازد، چرا مینوازد و این موسیقی در چه بستری معنا پیدا میکند.
انتهای پیام
