حسین قانع از کارگران شرکت آلومینای جاجرم در گفت و گو با ایسنا از خاطرات خود در دیدار با رهبر شهید انقلاب میگوید: پارسال(۱۴۰۴) در هفته کار و کارگر بود که متوجه شدم قرار بر این است تا کارگران با رهبر شهید انقلاب دیدار داشته باشند و از خراسان شمالی نیز تعدادی کارگر به این دیدار خواهند رفت.
از همان ابتدای روز که متوجه این موضوع شدم معلوم بود که روز سختی برای من خواهد بود؛ لحظهها به سختی میگذشت، چشمانم در پیِ پایان این روز سخت و پر مشقت، به دنبال عقربههای ساعت دو دو میزد. خسته بودم و کمی دلگیر، یقین داشتم کارگرانی از استان برای دیدار با رهبر انقلاب راهی حسینیه امام خمینی(ره) میشوند، اما من همچنان برای حضور در این مراسم دعوت نشده بودم.
از همان موقع روی زنگ تلفن همراهم حساستر شده بودم. نکند تماس بگیرند و من ناغافل بیپاسخش بگذارم. تا بالاخره با من هم تماس گرفته شد که میتوانم در این سفر و دیدار حضور داشته باشم. اصلا باورم نمیشود آرزوی محال زندگیم از پوسته خود خارج شده و رنگ تحقق به خود گرفته است.
محالترین رویای زندگی من تبدیل به یک واقعیت شد. از شدت هیجان بعد از نماز صبح نخوابیدم، هر چند دقیقه یکبار ساعت را نگاه میکردم. دست آخر هم بیطاقت شدم و زودتر حرکت کردم تا به اتوبوسهای در نظر گرفته شده برسم. تجربه دیدار رهبر شهید انقلاب دقیقا همان رویداد خاص و ناگهانی زندگی من بود که با هر بار فکر کردن به آن تبسمی از سر نشاط بر لبانم نقش میبست.
موقع رفتن فرا رسید از خراسان شمالی ۱۰۰ کارگر میتوانستند به این دیدار بروند و چهار اتوبوس آماده شده بود تا کارگران به وسیله آنها به تهران و بیت رهبری برای این دیدار معنوی اعزام شوند، صبح روز بعد به محل دیدار رسیدیم، از شدت هیجان رو پایم بند نبودم. به محض رسیدن اتوبوس با قدمهای لرزان از پلههای اتوبوس پیاده شدم، و به جمعیت حاضر نگاه میکردم، جمعیت زیادی بود هر کدام با لهجه و گویش خاص خودشان از هیجان و ذوقشان برای دیدار حضرت آقا صحبت میکردند.
عده ای سربندهای زرد بر سر میبستند، تعدادی پارچههای باریکی مزین به پرچم سه رنگ کشورمان را بر دست میبستند و برخی شعار های کوتاهی بر دستانشان مینوشتند. با اینکه صبح بسیار زود برای دیدار دعوت شده بودیم، اما هیچ اثری از خستگی در چهره هیچ کدام از کارگران پدیدار نبود. عدهای از شهرهای دور خود را بیامان به حسینیه امام خمینی رسانده بودند، تا حضرت آقا را از نزدیک زیارت کنند؛ یکی از تبریز، دیگری از دیار آقا امام رضا، عدهای از شهر اراک و... خود را برای حضور در این دیدار آماده میکردند. حال و هوای عجیبی بر جمع حاکم بود.
بعد از وارد شدن به سالن حدودا نیم ساعت بعد، رهبر شهید انقلاب وارد سالن شدند و آن لحظه، لحظهای وصف نشدنی برای من بود. رهبر معظم انقلاب سخنان خود را با حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آغاز کردند که دو چیز بالاترین عبادت است؛ ایمان به خداوند و منفعت رساندن به مردم. مشخص بود که رهبر شهید انقلاب برای قشر کارگران احترام خاصی قائل بودند و من نسبت به این موضوع حس قشنگی داشتم و نسبت به کارگر بودنم افتخار میکردم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی کارگری را شغل انبیاء یاد کردند و فرمودند که پیامبر اکرم(ص) بر دستان کارگر بوسه میزدند.
رهبر شهید انقلاب در این دیدار کارگران را مولد و پیشران تولید اعلام کردند که اگر این قشر زحمت کش نباشد به خارج از کشور وابسته خواهیم شد. از اینکه مقام معظم رهبری کارگران را خط مقدم تولید میدانستند، افتخار میکردم.
در گذشته کارگرها خیلی به جایگاه خود در جامعه افتخار نمیکردند و بچههای آنها از اینکه بگویند پدرشان کارگر است خجالت میکشیدند اما خوشبختانه این موضوع فرهنگ سازی شده و با رهنمودهای رهبر شهید فرزانه انقلاب، کارگرها به جایگاه خود در جامعه رسیده و به آن افتخار میکنند.
کارگرها در این دیدار به خوبی متوجه شدند و حس کردند که رهبر انقلاب برای آنها ارزش قائل هستند و برای دیدار و صبحت با آنها زمان گذاشتهاند.
انتهای پیام
