سیدهادی زرقانی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به ۱۰ اردیبهشت «روز ملی خلیجفارس»، اظهار کرد: خلیجفارس به عنوان یکی از کانونهای بسیار مهم و استراتژیک جهان مطرح است. خلیجفارس در گذشته نیز اهمیت تجاری و نقش کلیدی داشته و مرکز تجارت مروارید و برخی مبادلات سنتی بوده، اما کشف و استخراج نفت و گاز باعث شد خلیجفارس به شکل ویژهای در کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار گیرد. ۶۰ درصد نفت و ۳۰ درصد گاز جهان در این منطقه قرار دارد و با وجود ادعاهای برخی کشورها درباره گذار به انرژیهای پاک، همچنان جهان به نفت و گاز خصوصا در شکل فرآوریشده آنها، شدیدا وابسته است.
وی با بیان اینکه همین اهمیت سبب شده که درباره نام آن نیز تنشها و رقابتهای گستردهای شکل گیرد، افزود: اگرچه برخی تلاشها برای تغییر نام این پهنه آبی صورت گرفته، اما نام تاریخی، دیرینه و جغرافیایی آن همواره خلیج فارس بوده و هست. حتی جغرافیدانان غربی نیز بارها این نام را تکرار کردهاند. از منظر جغرافیای تاریخی و بر اساس اسناد متعدد، از نقشههای قدیمی گرفته تا متون رسمی دولتهای غربی از جمله انگلیسیها، نام این پهنه آبی همواره خلیج فارس ثبت و تکرار شده است. اسامی جغرافیایی حامل نوعی هویت و در واقع ایجادکننده حس تعلق برای مردم آن سرزمیناند و این حس تعلق برای ساکنان حاشیه خلیج فارس بسیار مهم است.
عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در طول سالهای گذشته، تلاشهایی ناکام برای طرح نامی دیگر بر روی خلیجفارس انجام شده، اما این اقدامات نتیجهای نداشته و نخواهد داشت. اسامی تاریخی در نسلهای مختلف پیوندی عمیق ایجاد میکنند و حفظ این نامها به معنای پاسداشت هویت مشترک مردمی است که در این منطقه زندگی میکنند. واقعیتهای جغرافیایی را نمیتوان به دلایل سیاسی تحریف کرد و نام خلیجفارس همزاد تاریخ ایران و یکی از عناصر بنیادین هویت ملی ایرانیان است.
عضو هیات مدیره انجمن ژئوپلیتیک ایران با بیان اینکه در شرایط کنونی نیز نام خلیجفارس بیش از گذشته در سطح جهانی مطرح شده است، اظهار کرد: طی ماههای اخیر، بار دیگر نام «Persian Gulf» در رسانهها و خبرگزاریهای بینالمللی برجسته شده است. این نشان میدهد که هر تلاشی برای تغییر نام آن، نتیجه معکوس داشته؛ مصداقی از اینکه «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».
زرقانی با اشاره به هزینههای سنگینی که برخی کشورهای منطقه برای تحریف این نام صرف کردهاند، گفت: حقیقت تاریخی و جغرافیایی این پهنه آبی چیزی نیست که با پول یا تبلیغات تغییر کند. خلیجفارس بخشی از حوزه تعلق تاریخی ایرانیان است؛ همانگونه که مشاهیر و بزرگان ادبی و علمی یا بناهای تاریخی و فرهنگی کشور، بخشی از هویت جمعی ما را تشکیل میدهند. امروز این احساس تعلق بیش از پیش در میان مردم ایران و حتی در سطح جهانی پررنگتر شده است. اصرار ما بر حفظ نام تاریخی خلیجفارس نه از تعصب، بلکه از پایبندی به حقیقت و احترام به تاریخ است که در نقشهها، اسناد و حافظه هر ایرانی ریشه دارد.
خلیج فارس؛ قلب اقتصاد انرژی جهان و شاهراه حیاتی توسعه جهانی
وی با اشاره به ابعاد اقتصادی و راهبردی خلیجفارس، بیان کرد: اهمیت این منطقه تنها به جنبههای تاریخی و هویتی محدود نمیشود، بلکه امروز قلب تپنده اقتصاد جهانی و حلقه نخست زنجیره انرژی در دنیا به شمار میرود. اگر به گذشته نگاه کنیم، در بیش از ۱۵۰ سال پیش، اهمیت این منطقه در سطح جهانی بسیار محدود بود، زیرا هنوز کشتیرانی و تجارت دریایی در جهان توسعه نیافته بود. اما از زمانی که حرکت جهانی به سمت توسعه تجارت دریایی آغاز شد و کشتیهای بزرگ وارد عرصه شدند، خلیجفارس به تدریج به نقطه تمرکز تجارت بینالمللی بدل شد.
استاد ژئوپلیتیک دانشگاه فردوسی افزود: یکی از مهمترین نقاط عطف در افزایش اهمیت این منطقه، کشف نفت در خلیجفارس بود. این رویداد، مسیر تاریخ اقتصادی جهان را تغییر داد. در دوران جنگ جهانی اول، نفت جنوب ایران یکی از دلایل اصلی اشغال ایران بود؛ چراکه نفت به عنوان موتور محرکه تجهیزات و تسلیحات نظامی نقشی حیاتی در ماشین جنگی قدرتهای جهانی داشت. از آن زمان، این اهمیت روزبهروز گسترش یافت و نفت به محور اصلی روابط اقتصادی و صنعتی دنیا تبدیل شد. همین ظرفیت عظیم نشاندهنده وابستگی شدید جهان به منابع انرژی منطقه خلیجفارس است.
زرقانی اضافه کرد: علاوه بر آن، در سالهای اخیر گاز طبیعی نیز در کنار نفت به عامل تعیینکننده اهمیت خلیجفارس تبدیل شده است؛ بهویژه حوزه پارس جنوبی که میان ایران و قطر مشترک است و حدود ۳۰ درصد از ذخایر گاز جهان را در خود دارد، سهم بسیار تعیینکنندهای در امنیت انرژی جهانی ایفا میکند. امروزه فناوریهای فرآوری گاز، از جمله تبدیل آن به گاز مایع یا همان LNG، این اهمیت را چند برابر کرده است. LNG سوخت اصلی نیروگاهها، صنایع و شبکه گاز شهری در کشورهای بزرگی چون کرهجنوبی، ژاپن، هند و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی است.
وی ادامه داد: اگر حتی چند روز انتقال LNG از خلیجفارس مختل شود، برق و انرژی در این کشورها دچار بحران جدی میشود؛ همانطور که اگر در زندگی روزمره ما گاز خانگی برای چند روز قطع شود، عملا همه چیز از آشپزی تا گرمایش و صنعت مختل میشود. همچنین در فرآیند تولید LNG، گاز هلیوم نیز استخراج میشود؛ عنصری فوقالعاده ارزشمند که در صنایع فضایی، رایانهای و هوش مصنوعی نقشی کلیدی دارد. از این رو، هر نوع اختلال در جریان انرژی از خلیج فارس، مستقیم بر پیشرفتهترین بخشهای تکنولوژی جهان تأثیر میگذارد.
عضو هیات مدیره انجمن ژئوپلیتیک ایران تاکید کرد: در واقع، جهان کنونی یک شبکه عظیم وابسته از نظر انرژی است که خلیجفارس در مرکز آن قرار دارد. نفت و گاز فرآوریشده در این منطقه، نهتنها سوخت صنایع، بلکه پایه تولیدات حیاتی محسوب میشود. برای مثال، بیش از ۵۰ درصد کود اوره جهان در منطقه خلیجفارس تولید و از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی ارسال میشود. این ماده برای کشاورزی در شرق آسیا حیاتی است و اکنون که فصل کشت در آن مناطق فرارسیده و انتقال از تنگه هرمز دچار محدودیت شده، تمام جهان اثر آن را احساس میکند.
زرقانی با بیان اینکه اکنون که جهان پیامد بستهشدن مسیرهای انرژی در خلیجفارس را لمس کرده، بیش از هر زمان دیگر، اهمیت این منطقه روشن شده است، گفت: همانگونه که قطع گاز در خانه باعث توقف زندگی روزمره میشود، اختلال در جریان انرژی خلیج فارس نیز میتواند زندگی صنعتی جهان را فلج کند. خلیج فارس نهتنها گذرگاه نفت و گاز، بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است. این تعبیر که خلیج فارس شاهکلید اقتصاد جهانی است، حرف جدیدی نیست. از حدودا ۷۰ سال پیش، برخی اندیشمندان و نظریهپردازان اروپایی تصریح کرده بودند که تسلط بر اقتصاد جهان بدون تسلط بر خلیجفارس ممکن نیست. به بیان روشنتر، هر قدرتی که بر این منطقه اشراف داشته باشد، بر بخش مهمی از معادلات اقتصادی جهان اثرگذار خواهد بود. کلید تسلط بر خلیجفارس نیز تنگه هرمز است که امروز بیش از هر زمان دیگری نام آن در تحولات منطقهای و جهانی شنیده میشود.
وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل اصلی تداوم حضور نظامی آمریکا در منطقه و تنشهای شکلگرفته پیرامون ایران نیز به اهمیت استراتژیک تنگه هرمز بازمیگردد، بیان کرد: وقتی تنگه هرمز بهعنوان گلوگاه انرژی جهان مطرح میشود، طبیعی است که کنترل یا امنیت آن به مسئلهای فراتر از یک موضوع منطقهای تبدیل شود و ابعاد بینالمللی پیدا کند. این منطقه از ستونهای اصلی اقتصاد جهانی به شمار میرود و هر تحولی در آن، بازتابی مستقیم در معادلات قدرت در سطح جهان خواهد داشت.
امروز تنگه هرمز در یک موقعیت استثنائی قرار دارد
عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد همچنین با اشاره به تاکیدات ایران برای تدوین رژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز، اظهار کرد: این موضوع را میتوان از دو منظر حقوقی و راهبردی تحلیل کرد؛ از دید حقوق بینالملل، تنگه هرمز چه در قالب رژیم حقوقی عبور ترانزیتی و چه در قالب عبور بیضرر برای کشتیهای تجاری، مسیر بینالمللی محسوب میشود و در حالت عادی قابل بسته شدن نیست. مقررات بینالمللی تأکید دارند که عبور و مرور آزاد در چنین آبراههایی باید تضمین شود. با این حال باید به واقعیتهای کنونی توجه کرد. ما امروز در یک وضعیت استثنایی قرار داریم؛ وضعیتی که در آن هجمهها و اقدامات خصمانه علیه ایران، خلاف قواعد معمول حقوق بینالملل صورت گرفته است. در چنین شرایطی، ایران از موقعیت ژئواستراتژیک خود یعنی کنترل و اشراف بر تنگه هرمز به درستی و با تدبیر استفاده میکند و اتفاقا تازه جهان متوجه شده که اهمیت این منطقه تا چه اندازه حیاتی است.
زرقانی ادامه داد: یک زنجیرهای وجود دارد که بر اساس آن، اقتصاد جهان به خلیجفارس وابسته است؛ خلیج فارس به تنگه هرمز و تسلط بر تنگه هرمز یعنی تسلط بر خلیج فارس و در نتیجه بر اقتصاد جهانی. اگر این زنجیره را در نظر بگیریم، درخواهیم یافت که این موقعیت استراتژیک چه ارزش بینظیری برای ایران دارد. موقعیت تنگه هرمز از نظر نقشه سیاسی و جغرافیایی نیز کاملا به سود ایران است؛ بخش جنوبی تنگه متعلق به کشور عمان است، اما قلمرو دریایی عمان در این ناحیه پیوسته با خشکی آن کشور نیست، بلکه مانند زبانهای جدا از بدنه اصلی عمان در جنوب تنگه قرار دارد. در مقابل، ساحل شمالی تنگه به طور کامل در اختیار ایران است و همین امر به ایران برتری طبیعی جغرافیایی، سیاسی و ژئوپلیتیکی میبخشد.
وی اضافه کرد: از این منظر، استفاده هوشمندانه از موقعیت استراتژیک تنگه هرمز میتواند قدرت ملی ایران را به شکل چشمگیری افزایش دهد. البته باید مراقب بود که این بهرهبرداری در چارچوب عقلانیت راهبردی و با رویکردهای ایجابی صورت گیرد نه سلبی و مسائلی را مطرح نکنیم که در فضای بینالمللی پیامدهای نامطلوبی برای ما به همراه داشته باشد. آنچه ایران باید دنبال کند، تبدیل این موقعیت جغرافیایی کمنظیر به یک مزیت اقتصادی پایدار است. لازم نیست حتما با ابزارهای امنیتی جهان را وابسته به خود کنیم، بلکه میتوان این وابستگی را با سیاستهای توسعهمحور و از مسیری مثبت ایجاد کرد.
استاد ژئوپلیتیک دانشگاه فردوسی افزود: مثلا ایران میتواند با انتقال گاز از پارس جنوبی به سواحل دریای عمان و احداث کارخانههای تولید LNG در منطقه مکران، به یکی از قطبهای عمده سوخترسانی کشتیهای بزرگ در جهان تبدیل شود. در این حالت، وابستگی اقتصادی کشورها به ایران تثبیت میشود، بدون آنکه بر پایه تنش یا تهدید شکل گیرد. در واقع ما باید از ظرفیت خلیجفارس و تنگه هرمز، نه فقط به عنوان ابزار فشار، بلکه به عنوان ابزار پیشرفت و تعامل سازنده استفاده کنیم. این منطقه، هم سرمایه جغرافیایی ایران است و هم فرصتی تاریخی برای ارتقای جایگاه کشور در اقتصاد جهانی.
زرقانی با بیان اینکه ریشه اصلی نبود امنیت پایدار در منطقه خلیج فارس، حضور بازیگران فرامنطقهای است که با هدف تأمین منافع خود و تسلط بر منابع عظیم انرژی نفت و گاز در اینجا حضور دارند، گفت: قدرتهای جهانی، از آمریکا گرفته تا چین، برای توجیه ضرورت حضور خود و فروش تسلیحات، همواره در پی ایجاد اختلاف و تنش در منطقه هستند. تا زمانی که این الگوی وابستگی به قدرتهای خارجی وجود داشته باشد، امنیت پایداری شکل نخواهد گرفت؛ چراکه استراتژی «تفرقه بیانداز و حکومت کن»، ایجاب میکند که منطقه همواره ناآرام باشد. این ناامنی، برای کشورهای منطقه به مثابه دریایی طوفانی است که همه را درگیر میکند و نمیتوان تصور کرد که ایران درگیر جنگ باشد، اما کشورهای همسایه در آرامش بمانند.
وی راهکار دستیابی به امنیت پایدار را تشکیل یک نظام امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای حاشیه خلیجفارس دانست و اظهار کرد: کشورهای منطقه با اتکا به ظرفیتهای اقتصادی رو به رشد و توان نظامی خودکفا، باید خود مدیریت امنیت این ثروتهای انرژی را به دست گیرند. با خروج نیروهای فرامنطقهای، نهتنها کشورهای منطقه میتوانند به اقتدار بیشتری دست یابند، بلکه اشتراکات دینی و منافع مشترک، بستری مناسب برای ایجاد این نظم بومی و پایدار فراهم خواهد کرد؛ هرچند رسیدن به این نقطه، مسیری طولانی و دشوار است.
انتهای پیام
