• پنجشنبه / ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۵:۱۶
  • دسته‌بندی: سایر ورزش‌ها
  • کد مطلب: 1405021005809
  • منبع : وزارت ورزش و جوانان

نقش دیپلماسی ورزشی در مدیریت روایت جنگ

نقش دیپلماسی ورزشی در مدیریت روایت جنگ

در شرایط جنگی، دولت‌ها علاوه بر مدیریت میدانی بحران، ناگزیر به مدیریت روایت و پیگیری دیپلماسی در عرصه‌های مختلف بین‌المللی نیز هستند.

یادداست مهمان - در شرایط جنگی، دولت‌ها علاوه بر مدیریت میدانی بحران، ناگزیر به مدیریت روایت و پیگیری دیپلماسی در عرصه‌های مختلف بین‌المللی نیز هستند. در چنین بستری، نگارش نامه وزیر ورزش و جوانان ایران به رئیس کمیته بین‌المللی المپیک را باید در چارچوب «دیپلماسی ورزشی در زمان بحران» فهم کرد؛ اقدامی که بیش از آنکه صرفاً یک مکاتبه اداری باشد، تلاشی برای فعال‌سازی یک کانال نهادی در سطح جهانی است.

در دوره‌های منازعه مسلحانه، مسیرهای کلاسیک دیپلماسی—اعم از سیاسی و امنیتی—عمدتاً با محدودیت، تنش یا انسداد مواجه می‌شوند. در مقابل، نهادهای فراملی غیرسیاسی مانند کمیته بین‌المللی المپیک، به دلیل جایگاه مستقل و اعتبار هنجاری خود، به یکی از معدود بسترهای باقی‌مانده برای طرح دغدغه‌ها در سطح جهانی تبدیل می‌شوند.

از این منظر، اهمیت نگارش این نامه در آن است که موضوعات ناشی از تجاوز آشکار ارتش تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی به قلمرو سرزمینی جمهوری اسلامی ایران را به حوزه‌ای منعکس می‌کند که بر اصولی چون صلح، کرامت انسانی و همبستگی میان ملت‌ها استوار است.

ورزش در نظام بین‌الملل صرفاً یک فعالیت رقابتی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار قدرت نرم کشورها محسوب می‌شود. زمانی که جنگ به حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و ورزشی تسری می‌یابد، سکوت در برابر آن می‌تواند به معنای واگذاری روایت به دیگران باشد. بنابراین، ارسال چنین نامه‌ای را می‌توان اقدامی در جهت ثبت رسمی یک موضع در حافظه نهادی جنبش المپیک دانست؛ تلاشی برای آنکه پیامدهای جنگ صرفاً در چارچوب سیاسی یا نظامی تعریف نشود، بلکه از منظر تأثیر آن بر جامعه ورزش نیز دیده شود.

یکی دیگر از ابعاد اهمیت این اقدام، توجه به وضعیت ورزشکاران در شرایط جنگی است. در ادبیات حقوق ورزشی و اصول المپیسم، همواره بر این اصل تأکید شده که ورزشکاران نباید قربانی منازعات سیاسی شوند. در زمان جنگ، محدودیت‌های تردد، اختلال در برنامه‌های تمرینی، آسیب به زیرساخت‌ها و کاهش امکان حضور در رقابت‌های بین‌المللی می‌تواند پیامدهایی بلندمدت برای نسل ورزشکاران یک کشور داشته باشد. طرح این موضوع در سطح کمیته بین‌المللی المپیک، به معنای تلاش برای پیشگیری از نقض حقوق ورزشکاران، انزوای ناخواسته ورزش و حفظ پیوند آن با نظام رقابت‌های جهانی است.

همچنین باید توجه داشت که جنبش المپیک تنها یک برگزارکننده رویدادهای ورزشی نیست، بلکه شبکه‌ای گسترده از کمیته‌های ملی، فدراسیون‌های جهانی و بازیگران اثرگذار در عرصه عمومی جهان را در بر می‌گیرد. مکاتبه با رئیس این نهاد، در عمل پیامی است که به کل جامعه ورزش جهانی مخابره می‌شود. در زمان جنگ، چنین پیام‌رسانی می‌تواند کارکردی نمادین و راهبردی داشته باشد؛ از یک سو بر پایبندی به ارزش‌های صلح‌محور تأکید می‌کند و از سوی دیگر، نشان می‌دهد که حوزه ورزش از تحولات کلان جدا نیست.

اهمیت زمانی این نامه نیز قابل توجه است. در آستانه رویدادهای مهم بین‌المللی، هرگونه اختلال در مشارکت کشورها می‌تواند آثار ورزشی، اقتصادی و حیثیتی به همراه داشته باشد. بنابراین، طرح موضوع در مقطع کنونی را می‌توان تلاشی برای پیش‌دستانه‌ عمل کردن در برابر پیامدهای احتمالی آینده دانست؛ اقدامی برای آنکه مسائل ناشی از جنگ، پیش از آنکه به بحران‌های ثانویه در عرصه ورزش تبدیل شوند، در سطح نهادی مطرح شوند.

نگارش چنین نامه‌ای را باید بخشی از راهبرد کلان‌تر استفاده از ابزارهای غیرنظامی در مدیریت بحران دانست. دیپلماسی ورزشی در این چارچوب، مکمل سایر اشکال دیپلماسی است و می‌تواند به حفظ کانال‌های ارتباطی، جلب توجه افکار عمومی جهانی و تثبیت یک روایت رسمی کمک کند. حتی اگر نتایج عملی آن در کوتاه‌مدت روشن نباشد، نفس طرح موضوع در یک نهاد معتبر بین‌المللی، نوعی کنش فعالانه در عرصه سیاست‌گذاری خارجی به شمار می‌رود.

از این منظر، اهمیت این نامه نه فقط در جزئیات محتوایی آن، بلکه در نفس اقدام و انتخاب بستر بیان آن نیز است؛ اقدامی که نشان می‌دهد در شرایط جنگ، میدان ورزش نیز به بخشی از معادلات دیپلماتیک تبدیل می‌شود و ارزش‌های اعلامی آن می‌توانند به زبان مشترکی برای طرح مطالبات در سطح جهانی بدل شوند.

محمدحسن تقی‌زاده، مدیرکل امور بین‌الملل وزارت ورزش و جوانان

انتهای پیام