• شنبه / ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۲۰
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021206459

کلاس نقاشی به‌مثابه دریچه‌ای برای فهمیدن خود، دیگری و جهان

کلاس نقاشی به‌مثابه دریچه‌ای برای فهمیدن خود، دیگری و جهان

ایسنا/خراسان رضوی به مناسبت روز معلم، به سراغ یکی از معلمان نقاشی رفتیم تا در گفت‌وگو با او از زاویه‌ای متفاوت به تاثیر و نقش هنر در تجربه زیسته و شکل‌گیری جهان‌نگری دانش‌آموزان، بنگریم. جایی که نقاشی نه فقط یک مهارت هنری بلکه ابزاری برای تقویت نگاه و درک دانش‌آموزان از جهان به شمار می‌آید. ظرفیتی که می‌تواند آموزش را از انتقال صرف محتوا فراتر برده و به فرصتی برای فهم عمیق‌تر زندگی تبدیل کند.

از نگاه این معلم، کلاس نقاشی همیشه چیزی فراتر از یک درس است؛ او معتقد است کلاس نقاشی جایی است که می‌شود با کمک هنر، اندکی از شوق زندگی و توجه به لحظه‌ها را با بچه‌ها قسمت کرد. در واقع هنر این امکان را فراهم می‌کند که دانش‌آموز نه فقط یاد بگیرد چگونه چیزی را بکشد بلکه دریابد چگونه دقیق‌تر ببیند، مکث کند و به تجربه‌های خودش نیز توجه نشان دهد.

اعظم حسینی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: معمولاً بچه‌ها کلاس نقاشی را جایی می‌بینند که می‌توانند در آن کمی راحت‌تر نفس بکشند، فضایی که فشار کمتری دارد و به آن‌ها اجازه می‌دهد خودشان باشند. همین نگاه اولیه، مسئولیت معلم را هم متفاوت می‌کند.

وی ادامه داد: من همیشه سعی کرده‌ام این حس آرامش و آزادی را حفظ کنم، در عین حال آن را به حال خود نیز رها نکنم. تلاش کرده‌ام در دل همین فضای صمیمی، نوعی توجه و دقت را به بچه‌ها منتقل کنم، به این معنا که فقط مشغول کشیدن و طراحی نشوند بلکه قبل از آن، چیزها را کمی بیشتر ببینند.

این معلم نقاشی افزود: خیلی وقت‌ها از دانش‌آموزان خواسته‌ام به چیزهایی نگاه کنند که شاید بارها به‌سادگی از کنارشان عبور کرده‌اند مانند یک گوشه از حیاط خانه، حالت چهره یک دوست یا حتی حسی که در یک روز خاص تجربه کرده‌اند. وقتی این اتفاق می‌افتد، نقاشی دیگر فقط یک تمرین نیست بلکه به ثبت لحظه‌ها و قاب‌هایی از زندگی تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، رابطه‌ای که شکل می‌گیرد هم برای من و هم برای بچه‌ها متفاوت است. وقتی دانش‌آموز احساس کند قرار نیست صرفاً ارزیابی شود بلکه قرار است دیده شود، کم‌کم خودش هم به دیدن، دیدنی عمیق‌تر از همیشه عادت می‌کند.

حسینی در پاسخ به این پرسش که این نوع نگاه تا چه اندازه حاصل یک انتخاب آگاهانه در مسیر معلمی شما بوده است، توضیح داد: چنین نگاهی برای من از همان ابتدا به این شکل روشن و تعریف‌شده وجود نداشت. طبیعی هم هست، هر معلمی در سال‌های اول بیشتر درگیر این است که کلاس را مدیریت کند و بتواند مفاهیم پایه را منتقل کند. اما به‌مرور در مواجهه با خود بچه‌ها، این سؤال برایم جدی‌تر شد که آیا آنچه در کلاس اتفاق می‌افتد، فقط به یادگیری یک مهارت محدود می‌شود یا می‌تواند تأثیر عمیق‌تری هم داشته باشد.

کلاس نقاشی به‌مثابه دریچه‌ای برای فهمیدن خود، دیگری و جهان

تغییر نگرش در روش‌های آموزشی با مشاهده رفتار دانش‌آموزان در جریان کلاس نقاشی

وی یادآور شد: به‌تدریج متوجه شدم بعضی از دانش‌آموزان، حتی اگر از نظر تکنیکی خیلی قوی نباشند، وقتی فرصت پیدا می‌کنند آزادانه‌تر کار کنند، چیزهایی را بروز می‌دهند که فراتر از یک نقاشی ساده است، نوعی بیان درونی، یک حس یا حتی مسائلی که به‌راحتی نمی‌توانند با دیگران مطرح کنند و همین تجربه‌ها باعث شد نگاه من آرام‌آرام تغییر کند. در واقع، این رویکرد بیشتر از دل کلاس و از دل ارتباط با دانش‌آموزان شکل گرفت تا اینکه از پیش طراحی شده باشد. من یاد گرفتم که گاهی باید کمی عقب بایستم، کمتر توضیح بدهم و بیشتر فرصت بدهم؛ فرصت برای تجربه کردن، اشتباه کردن و حتی مکث کردن.

این معلم نقاشی با اشاره به اینکه با گذشت زمان، این نگاه برایم جدی‌تر شد و سعی کردم آگاهانه آن را تقویت کنم، تاکید کرد: سعی کردم کلاس را طوری پیش ببرم که در کنار یادگیری مهارت، امکان فکر کردن، دیدن و حتی احساس کردن هم برای بچه‌ها فراهم باشد. شاید بتوانم بگویم این مسیر، بیشتر یک یاد گرفتن تدریجی برای خود من بوده است، یاد گرفتن اینکه معلمی فقط در انتقال دانسته‌ها خلاصه نمی‌شود.

حسینی ادامه داد: یک‌بار یکی از دانش‌آموزانم که معمولاً خیلی کم‌حرف و خجالتی بود، در یکی از تمرین‌ها شروع کرد به کشیدن یک منظره نسبتاً ساده اما وقتی دقیق‌تر نگاه کردم، دیدم جزئیاتی را به تصویر اضافه کرده که بیشتر شبیه یک حس است تا یک منظره بیرونی. بعد از کلاس، وقتی کمی با او صحبت کردم، فهمیدم آن تصویر در واقع بازتاب حال‌وهوایی است که مدتی با آن درگیر بوده اما هیچ‌وقت درباره‌اش حرف نزده است.

وی خاطرنشان کرد: آن لحظه برای من خیلی تأمل‌برانگیز بود، نه به خاطر خود نقاشی بلکه به این دلیل که فهمیدم گاهی بچه‌ها از مسیری وارد بیان می‌شوند که شاید در گفت‌وگوهای معمولی به آن دسترسی ندارند. نقاشی برای آن‌ها تبدیل می‌شود به یک زبان دیگر، زبانی که در آن راحت‌تر خودشان را نشان می‌دهند.

کلاس نقاشی؛ زبانی برای تقویت رابطه معلم و دانش‌آموز و فرصتی برای بروز احساسات درونی

این معلم نقاشی با اشاره به اینکه چنین تجربه‌هایی نگاه من را به معلمی تغییر داد، تاکید کرد: بیشتر از قبل متوجه شدم که کلاس هنر فقط محل آموزش تکنیک نیست بلکه می‌تواند جایی باشد برای دیده شدن، حتی برای آن بخش‌هایی از وجود دانش‌آموز که کمتر فرصت بروز پیدا می‌کنند. از آن زمان به بعد سعی کردم با دقت بیشتری به کارهای بچه‌ها نگاه کنم، نه فقط از نظر درست یا غلط بودن اصول طراحی و نقاشی بلکه از این زاویه که هر کدام از این کارها ممکن است حامل یک تجربه یا احساس باشد که نیاز دارد دیده شود.

حسینی خاطرنشان کرد: هنر برای من فقط یک محتوای درسی نبوده بلکه به‌مرور به ابزاری تبدیل شده که مسیر ارتباط من با دانش‌آموزان را تغییر داده است. وقتی از نقاشی صحبت می‌کنیم، در واقع از یک زبان دیگر برای فهمیدن و فهماندن حرف می‌زنیم، زبانی که کمک می‌کند رابطه معلم و شاگرد از چهارچوب‌های صرفاً آموزشی فراتر برود.

کلاس نقاشی به‌مثابه دریچه‌ای برای فهمیدن خود، دیگری و جهان

او با تاکید به اینکه در چنین نگاهی، معلمی دیگر فقط به معنای انتقال مهارت یا اطلاعات نیست، یادآور شد: معلمی به نوعی همراهی در تجربه کردن جهان است. هنر این امکان را می‌دهد که دانش‌آموز نه فقط یاد بگیرد چگونه چیزی را بکشد بلکه یاد بگیرد چگونه دقیق‌تر ببیند، چگونه مکث کند و چگونه به تجربه‌های خودش توجه نشان دهد. نباید آموزش را صرفاً یک فرآیند یک‌طرفه دید بلکه باید آن را نوعی گفت‌وگو دانست، گفت‌وگویی که در آن هنر نقش واسطه را بازی می‌کند و کمک می‌کند این ارتباط عمیق‌تر و انسانی‌تر شود.

وی ادامه داد: این نوع نگاه اگر به‌درستی در فضای کلاس شکل بگیرد، می‌تواند تأثیرش را فراتر از همان لحظه آموزش نشان دهد. وقتی دانش‌آموز یاد می‌گیرد به‌جای عجله کردن برای رسیدن به نتیجه، کمی بیشتر ببیند و در تجربه کردن مکث کند، این شیوه به‌تدریج وارد سایر بخش‌های زندگی او هم می‌شود.

این معلم نقاشی با اشاره به اینکه در واقع، هنر در اینجا فقط به تولید یک اثر ختم نمی‌شود بلکه به تمرین نوعی مواجهه با جهان تبدیل می‌شود، خاطرنشان کرد: دانش‌آموزی که در کلاس نقاشی یاد می‌گیرد جزئیات را ببیند، به رنگ‌ها و تفاوت‌ها توجه کند و از کنار چیزهای ساده عبور نکند، در زندگی هم کم‌کم حساس‌تر، دقیق‌تر و در عین حال پذیراتر می‌شود. من بارها این را در رفتار بچه‌ها دیده‌ام که همین تجربه‌های به ظاهر ساده، به آن‌ها کمک کرده در مواجهه با موقعیت‌های مختلف زندگی، صبورتر باشند و سریع قضاوت نکنند. این شاید مستقیم و فوری قابل اندازه‌گیری نباشد اما در بلندمدت خودش را در نوع نگاه آن‌ها به جهان نشان می‌دهد.

ضرورت مطرح شدن جهان‌نگری‌های متنوع در کلاس هنر

وی افزود: اگر آموزش هنر بتواند چنین اثری بگذارد، یعنی از مرز کلاس عبور کرده و به بخشی از زیست فرد تبدیل شده است؛ این همان جایی است که آموزش، معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند و اگر بخواهم در یک نگاه کلی، نقش معلم هنر را تعریف کنم، فکر می‌کنم مهم‌ترین رسالت او این است که به دانش‌آموز کمک کند، جهان را دقیق‌تر ببیند و با آن رابطه‌ای آگاهانه‌تر برقرار کند.

حسینی تاکید کرد: معلم هنر برای من کسی است که به دانش‌آموز یادآوری می‌کند دیدن فقط یک عمل ساده نیست، یک نوع انتخاب است. انتخاب اینکه چگونه به جهان نگاه کنیم و چگونه آن را درک کنیم. اگر آموزش هنر بتواند چنین نقشی داشته باشد، یعنی به جای محدود شدن به کلاس، در زندگی دانش‌آموز ادامه پیدا کند، این برای من مهم‌ترین معنای معلم بودن است.

انتهای پیام