• شنبه / ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۱:۳۰
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد مطلب: 1405021206538

کارگر، ستون ناپِیدای فوتبال ایران/ بازیِ دود و رؤیا

کارگر، ستون ناپِیدای فوتبال ایران/ بازیِ دود و رؤیا

ایسنا/اصفهان روز کارگر بهترین فرصت برای است که یادآوری کنیم باشگاه‌های صنعتی همچون سپاهان، ذوب‌آهن، فولاد، آلومینیوم و… بدون پشتوانه عظیم هزاران کارگر کارخانه‌های‌شان، نه‌تنها افتخار نمی‌سازند، که شاید اصلاً وجود نداشته باشند و جنگ تحمیلی هم این موضوع را دوچندان کرد.

در روزگاری که فوتبال به صنعتی جهانی و چندلایه تبدیل شده، در ایران و به‌ویژه در اصفهان، ورق به‌طور دیگری برگشته و معادله‌ای متفاوت شکل گرفته است؛ جایی که نه فوتبال، بلکه صنعت است که ستون اصلی بقا و تداوم باشگاه‌ها به‌شمار می‌رود. این الگو، که ریشه در ساختار اقتصادی و صنعتی کشور دارد، باشگاه‌هایی مانند سپاهان، ذوب‌آهن، فولاد و… را به نمونه‌هایی شاخص از «باشگاه‌داری صنعتی» در ایران بدل کرده است؛ ساختاری که در آن، موفقیت‌های ورزشی به‌طور مستقیم به پایداری تولید و نیروی کار گره خورده است.

به‌عنوان نمونه، اصفهان صنعت پُشت فوتبال ایستاده است. با وجود اینکه اصفهان را به نام شهر فرهنگ، هنر، تاریخ و صنعت می‌شناسند، اما این شهر در دهه‌های اخیر، نام خود را در ورزش هم ثبت کرده است و باشگاه‌های سپاهان و ذوب‌آهن، نه‌تنها در فوتبال، که در بسکتبال، هندبال، والیبال و حتی ورزش زنان، پیشتاز بوده‌اند، اما پشت هر قهرمانی، هر جام و هر صعودی، دستانی دیده‌نشده ایستاده‌اند؛ دستان پینه‌بسته کارگرانی که در کارخانه‌ها و مقابل کوره‌ها، زندگی‌شان را به دوش گرفته‌اند تا باشگاه‌هایشان زنده بمانند.

نیروی انسانی کارگری که در دل کارخانه‌ها، با شیفت‌های طولانی و شرایط دشوار، چرخ اقتصادی این باشگاه‌ها را به حرکت درمی‌آورد و در این میان، مجموعه‌هایی همچون فولاد مبارکه و ذوب‌آهن اصفهان تنها بنگاه‌های صنعتی نیستند، بلکه به‌نوعی شریان حیاتی باشگاه‌هایی محسوب می‌شوند که نام‌شان در سطح ملی و آسیایی مطرح است.

صنعتی‌ترین باشگاه‌های کشور؛ افتخار و ریشه‌هایی با طعم فولاد و آهن

در شرایطی که بسیاری از باشگاه‌های کشور با بحران‌های مالی، تغییرات مالکیتی و بی‌ثباتی مدیریتی مواجه‌اند، مدل باشگاه‌داری صنعتی توانسته در سال‌های اخیر تا حدی ثبات ایجاد کند. با این حال، این ثبات بیش از آن‌که بر درآمدزایی مستقل ورزشی استوار باشد، به استمرار تولید صنعتی وابسته است. به عبارت دیگر، اگر خط تولید متوقف شود، نه‌تنها اقتصاد کارخانه، بلکه حیات باشگاه نیز با تهدید جدی مواجه خواهد شد؛ واقعیتی که نشان می‌دهد فوتبال ایران هنوز به مرحله خودکفایی اقتصادی نرسیده و همچنان بر دوش صنعت حرکت می‌کند.

فولادمبارکه اصفهان نمونه‌بارزی از این صحبت است که با بیش از ۲۰ هزار کارگر، پشتوانه مالی باشگاه سپاهان است؛ تیمی که بیشترین قهرمانی لیگ‌برتر را پس از پرسپولیس در اختیار دارد و در بیشتر سال‌ها جزو مدعیان بوده است. ذوب‌آهن هم که از دل نخستین کارخانه فولادسازی کشور بیرون آمد، روزگاری پرافتخار را در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ با حضور در فینال لیگ‌قهرمانان آسیا، نایب‌قهرمانی‌های لیگ‌برتر و قهرمانی در جام‌حذفی تجربه کرده و فولاد خوزستان نیز با حضور مستمر طی سال‌های اخیر در لیگ برتر و کسب بیش‌از چهار قهرمانی و افتخارآفرینی لیگ‌قهرمانان آسیا، همواره درخشان ظاهر شده است. 

سپاهان و ذوب‌آهن، دو نام بزرگ در فوتبال ایران هستند، اما پشت این نام‌ها، دودکش‌هایی بلند، شیفت‌های شبانه، تنهایی‌های طاقت‌فرسا و دست‌هایی زحمتکش ایستاده‌اند. کارخانه‌هایی که با هزاران نیروی انسانی، تنها دلیل نفس کشیدن باشگاه‌هایی هستند که در دهه‌های گذشته نامی پرافتخار بوده‌اند.

باشگاه‌هایی از دل کارگاه‌ها و کوره‌ها

باشگاه ذوب‌آهن در گذشته تیمی بود که کارگران در آن بازی می‌کردند، از دل خوابگاه‌ها و شیفت‌ها می‌آمدند و بعد از کار روزانه، تمرین می‌کردند. باشگاه سپاهان هم ریشه‌هایی در کارگری و صنعت داشت، هر چند بعدها حرفه‌ای‌تر شد. اما هنوز هم هویت این دو باشگاه با «کارخانه» گره خورده است.

این پیوند، هویتی منحصر به‌فرد ساخته است؛ جایی که کارگر با تعصبِ کارگاهی‌اش، روی سکوها تیمش را تشویق می‌کند و می‌داند که پیراهن زرد یا سبز تیم محبوبش، از درآمد دسترنج او دوخته شده است. این وابستگی، در عین حال، تضادی پنهان را نیز در خود جای داده است؛ جایی که در یک‌سو، بازیکنان و مربیانی با قراردادهای میلیاردی قرار دارند و در سوی دیگر، کارگرانی که با حقوقی به‌مراتب کمتر، بنیان مالی همان ساختار را تأمین می‌کنند. هر چند این شکاف در ظاهر کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما بخشی جدایی‌ناپذیر از واقعیت باشگاه‌داری صنعتی در ایران است؛ واقعیتی که در بزنگاه‌های اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد.

اگر کارگر نباشد، باشگاه هم نیست

بخش اعظم حقوق بازیکنان، هزینه اردوها، نقل‌وانتقالات، آکادمی‌ها و حتی تبلیغات تیم‌ها از دل کارخانه تأمین می‌شود. اگر خط تولید متوقف شود، باشگاه هم متوقف می‌شود. زیرا درآمدزایی فوتبال ایران هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتواند مستقل از کارخانه‌ها بایستد.

تضادی پنهان؛ ستاره‌های میلیاردی/کارگران حقوق‌بگیر

وقتی در کنار هم بنشینند، کارگر و بازیکن، هر دو نماینده کارخانه هستند، اما اولی با سختی و فشار جسمی، حقوقی متوسط دریافت می‌کند و دومی با یک فصل نیمکت‌نشینی، صدها میلیون تومان به جیب می‌زند.

باشگاه‌های میلیاردی روی شانه‌های حقوق کارگری

در یک‌سوی ماجرا، بازیکنانی قرار دارند که بعضاً قراردادهایی چندده‌میلیاردی دارند و در هتل‌های پنج‌ستاره و اردوی خارجی آماده می‌شوند. در سوی دیگر، کارگرانی هستند که در شیفت‌های سخت، حقوقی چندده‌میلیونی دریافت می‌کنند. این تضاد اقتصادی هرچند در ظاهر پنهان است، اما بخشی از واقعیت باشگاه‌داری صنعتی را شکل می‌دهد.

امسال، اما «روز کارگر» در حالی فرا رسیده که سایه جنگ، معادلات صنعت و ورزش را به‌طور همزمان تحت‌تأثیر قرار داده است. حملات به زیرساخت‌های صنعتی ازجمله مجتمع‌های بزرگی مانند فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان و آلومینیوم اراک، نه‌تنها خسارات اقتصادی به‌همراه داشته، بلکه زنگ خطر را برای هزاران کارگری که معیشت‌شان به این صنایع وابسته است، به صدا درآورده است. در چنین شرایطی، دیگر بحث تنها بر سر افتخارات ورزشی نیست، بلکه بقا و امنیت شغلی کارگرانی مطرح است که ستون‌های اصلی این ساختار به‌شمار می‌روند.

در این میان، باشگاه‌هایی مانند سپاهان اصفهان، فولاد خوزستان، آلومینیوم اراک و حتی ذوب‌آهن اصفهان نیز بیش از هر زمان دیگری در معرض تأثیرات این بحران قرار دارند. اگر چرخه تولید در کارخانه‌ها دچار اختلال شود، نخستین پیامد آن می‌تواند کاهش یا حتی قطع حمایت‌های مالی از تیم‌های ورزشی باشد؛ سناریویی که از تضعیف تیم‌ها آغاز شده و در بدبینانه‌ترین حالت، حتی به خطر انحلال برخی باشگاه‌ها منتهی می‌شود. حالا در روزهای بحران، اولویت بین حفظ ساختار حرفه‌ای ورزش یا صیانت از معیشت کارگرانی که بنیان این ساختار را ساخته‌اند با کدام است؟

معادله‌ای که حالا رخ‌داده تحت‌تأثیر شرایطی فراتر از اقتصاد، وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. در پی آسیب‌هایی که به برخی زیرساخت‌های صنعتی کشور از جمله فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان و آلومینیوم اراک وارد شده، نگرانی‌ها درباره تداوم تولید، امنیت شغلی کارگران و به‌تبع آن، آینده باشگاه‌های وابسته افزایش یافته است. در چنین فضایی، دیگر بحث صرفاً بر سر باشگاه‌داری و قهرمانی نیست، بلکه مسئله بر سر حفظ ساختاری است که هزاران شغل و بخشی از هویت ورزشی کشور را در خود جای داده است.

اگر سیاست‌های کلان یا بحران‌های اقتصادی و حتی شرایط جنگی، گریبان صنعت را بگیرد، نخستین قربانی کدام خواهد بود؟ ورزش یا کارگر؟ شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، لازم باشد نگاه‌ها از زمین مسابقه به دل کارخانه‌ها برگردد؛ جایی که کارگران، بی‌هیاهو و بی‌ادعا، در حال تحمل سخت‌ترین شرایط برای ادامه حیات تولید هستند. اگر قرار است فوتبالی بماند، اگر قرار است تیمی قهرمان شود، پیش‌از آن باید کارگری باشد که چرخ صنعت را بچرخاند. در روزگاری که بحران، مرز میان «ضرورت» و «اولویت» را شفاف‌تر کرده، بدون کارگر، صنعت و ورزش هیچ‌کدام باقی نخواهند ماند.

کارگران و تعارض تصمیم‌گیری در امور باشگاه‌ها

مجتبی فریدونی، عضو هیئت‌مدیره باشگاه استقلال در پاسخ به این پرسش که با توجه به واگذاری باشگاه‌هایی مانند سپاهان، ذوب‌آهن، فولاد و برخی مجموعه‌های دیگر در چارچوب اصل ۴۴ و اختصاص سهام ترجیحی به کارگران، آیا می‌توان آن‌ها را سهامداران باشگاه‌ها دانست؟ به ایسنا می‌گوید: کارگران در این ساختار به‌صورت مستقیم سهامدار هستند و سهام ترجیحی دریافت کرده‌اند که معمولاً حدود پنج درصد است. بنابراین می‌توان گفت آن‌ها به‌نوعی سهامدار محسوب می‌شوند و در چرخش صنعت و به تبع آن در پشتیبانی از باشگاه‌ها نقش دارند.

اولویت نخست؛ چرخش صنعت و سپس هزینه در فوتبال

وی در ادامه با اشاره به اولویت‌بندی در شرایط اقتصادی می‌افزاید: اولویت باید این باشد که چرخ صنعت بچرخد و منابع مالی ایجاد شود، زیرا تا زمانی که تولید انجام نشود، درآمدی وجود نخواهد داشت که بتوان در فوتبال هزینه کرد. به‌ صورت کامل اولویت با تولید است، اما در عین حال باشگاه‌ها نیز سرمایه‌های اجتماعی محسوب می‌شوند و در ایجاد نشاط اجتماعی نقش دارند و باید حفظ شوند، با این حال اصل بر این است که ابتدا منابع مالی از محل تولید تأمین شود.

تفاوت دستمزدها؛ تابع عرضه و تقاضا

عضو هیئت‌مدیره باشگاه استقلال درباره مقایسه دستمزد کارگران و فوتبالیست‌ها بیان می‌کند: این موضوع ریشه در مباحث اقتصادی و قانون عرضه و تقاضا دارد. نیروی کارگری به‌دلیل فراوانی و امکان ورود افراد با حداقل مهارت و توانایی، عرضه بیشتری دارد، اما فوتبالیست یک نیروی خاص و محدود است. همان‌طور که در بازار فوتبال نیز تفاوت قیمت میان بازیکنان وجود دارد و برخی بازیکنان به‌دلیل ویژگی‌های خاص، ارزش بالاتری پیدا می‌کنند، این تفاوت نیز به‌همین دلیل شکل می‌گیرد و فوتبالیست به‌نوعی یک کالای منحصربه‌فرد محسوب می‌شود.

در بحران‌ها نیز اولویت با کارگر و تولید است

فریدونی درباره شرایط بحران و تأثیر آن بر کارگران و فوتبال یادآور می‌شود: در شرایط بحرانی نیز اولویت با کارگران و تولید است و فوتبال در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد. با این حال، تجربه نشان داده است که در مجموعه‌های بزرگ صنعتی که باشگاه‌داری می‌کنند، تعدیل نیروی گسترده کمتر اتفاق می‌افتد و حتی در برخی موارد، حمایت‌هایی نیز از کارگران صورت گرفته است. با این وجود، اصل موضوع همان حفظ تولید و اشتغال است، چرا که بدون آن، امکان حمایت از فوتبال نیز وجود نخواهد داشت.

وابستگی کامل باشگاه‌ها به منابع صنعتی

وی درباره امکان درآمدزایی مستقل باشگاه‌هایی مانند سپاهان، ذوب‌آهن، فولاد و… خاطرنشان می‌کند: در صورت نبود حامیان اصلی، این باشگاه‌ها به‌هیچ‌عنوان توانایی تأمین هزینه‌های خود را ندارند. در حال حاضر، حق پخش تلویزیونی وجود ندارد و درآمد بلیت‌فروشی نیز قابل‌توجه نیست. برخی منابع مالی از طریق اسپانسرهای خارج از مجموعه‌های مادر تأمین می‌شود، اما این ارقام نیز چندان قابل‌توجه نیست و در بهترین حالت، حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از بودجه باشگاه‌ها را پوشش می‌دهد.

ساختار مدیریتی باشگاه‌ها تابع سازوکار شرکت‌هاست

عضو هیئت‌مدیره باشگاه استقلال درباره نقش کارگران در مدیریت باشگاه‌ها اضافه می‌کند: هر شرکت دارای ساختار مشخصی است که شامل مجمع عمومی، سهامداران و هیئت‌مدیره می‌شود و اداره مجموعه بر عهده هیئت‌مدیره است. بنابراین ضرورتی ندارد که همه کارگران در اداره باشگاه نقش مستقیم داشته باشند و چنین موضوعی اساساً در چارچوب ساختاری شرکت‌ها تعریف نشده است.

نبود درآمد؛ مانع تخصیص منابع به کارگران

فریدونی درباره امکان اختصاص بخشی از درآمد باشگاه‌ها به جامعه کارگری می‌گوید: باشگاه‌ها اساساً درآمد قابل‌توجهی ندارند که بخواهند سهمی به کارگران اختصاص دهند، حتی در بسیاری موارد، منابع موجود نیز پاسخ‌گوی هزینه‌های خود باشگاه نیست. در چنین شرایطی، اگر باشگاه‌ها بتوانند هزینه‌های بالای خود را کاهش دهند، این موضوع به‌نوعی کمک غیرمستقیم به مجموعه و جامعه محسوب می‌شود.

فوتبال وابسته به دولت و شبه‌دولت باقی می‌ماند

وی درباره آینده مدل باشگاه‌داری در ایران خاطرنشان می‌کند: فوتبال ایران ناگزیر است همچنان به بخش‌های دولتی، شبه‌دولتی و صنعتی متکی بماند، زیرا بخش خصوصی واقعی تمایلی به ورود به این حوزه ندارد. بخش خصوصی به‌دنبال سودآوری است، در حالی که فوتبال در شرایط فعلی سودده نیست. اگر هم معدود سرمایه‌گذارانی وارد این حوزه می‌شوند، یا به‌دنبال منافع غیرمستقیم در بخش‌های دیگر هستند یا صرفاً به‌دلیل علاقه به فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کنند. بنابراین از منظر اقتصادی، شرایط برای حضور گسترده بخش خصوصی فراهم نیست و این وابستگی ادامه خواهد داشت.

عضو هیئت‌مدیره باشگاه استقلال در پایان تأکید می‌کند: اصل، کارگران و تولید است و تا زمانی که چرخ صنعت نچرخد، امکان ادامه فعالیت در فوتبال و سایر حوزه‌ها نیز وجود نخواهد داشت.

کارگران سهامداران نانوشته باشگاه‌ها هستند

مهدی آذربایجانی، مدیرعامل اسبق باشگاه سپاهان در رابطه با روز کارگر و ایفای نقش آنان در ورزش به ایسنا می‌گوید: می‌توان گفت کارگران در واقع سهامداران نانوشته باشگاه‌ها هستند و تأثیر بسیار مستقیمی در روند باشگاه‌ها دارند. بسیاری از کارگران، سهامداران واقعی کارخانه نیز هستند و نسبت به تیم خودشان تعلق خاطر دارند. قطعاً هر هزینه‌ای که در باشگاه انجام می‌شود، حاصل زحمات و تلاش‌های کارگران است که در شرایط سخت و طاقت‌فرسا فعالیت می‌کنند و بخشی از این تلاش‌ها به توسعه و سازندگی کشور اختصاص پیدا می‌کند و بخشی دیگر نیز به نشاط اجتماعی و دل‌خوشی‌های مردم که همان فوتبال است.

اولویت امروز؛ بازسازی تولید یا تداوم هزینه در فوتبال؟

وی در ادامه با اشاره به شرایط فعلی اقتصادی و آسیب به زیرساخت‌های صنعتی می‌افزاید: در شرایط فعلی که با بحران اقتصادی مواجه هستیم و مجموعه‌هایی مانند فولاد مبارکه اصفهان تحت حمله قرار گرفته و شرایط دشوارتری ایجاد شده است، باید به اولویت‌بندی توجه کرد. در چنین وضعیتی، طبیعتاً اولویت با بازسازی، بازگرداندن تولید و حفظ اشتغال کارگران است. البته این به معنای تعطیلی یا انفعال در حوزه ورزش نیست، بلکه همان‌طور که در گذشته کارخانه به فوتبال کمک می‌کرد، امروز نیز می‌توان از ظرفیت فوتبال برای ایجاد نشاط اجتماعی و حتی کمک به فرآیند بازسازی استفاده کرد.

تضاد دستمزدها؛ مقایسه‌ای نادرست یا مطالبه‌ای واقعی؟

مدیرعامل پیشین باشگاه سپاهان در پاسخ به پرسشی درباره تضاد میان دستمزد کارگران و قراردادهای بالای بازیکنان بیان می‌کند: قطعاً زحماتی که کارگران متحمل می‌شوند، ارزشی فراتر از مزدی دارد که دریافت می‌کنند و این تلاش‌ها در واقع به تولید، توسعه و پیشرفت جامعه منجر می‌شود. با این حال، این موضوع اساساً قابل مقایسه با حوزه ورزش نیست و شاید طرح چنین مقایسه‌ای چندان مناسب نباشد، چرا که ممکن است موجب ایجاد دلخوری میان اقشار مختلف شود. آنچه اهمیت دارد، این است که نهادهای حاکمیتی باید تلاش کنند تا سطح رفاه در جامعه به‌گونه‌ای ارتقاء یابد که نیازهای کارگران نیز به‌درستی تأمین شود. اگر این قشر زحمتکش نباشند، تولیدی وجود نخواهد داشت و به‌تبع آن بسیاری از فعالیت‌های دیگر نیز شکل نخواهد گرفت.

کارگران، قهرمانان پنهان جام‌ها

آذربایجانی درباره جایگاه کارگران در تصمیم‌گیری‌ها و قدردانی‌های باشگاهی می‌گوید: در سال‌های اخیر تلاش‌هایی در این زمینه از حضور بازیکنان در کارخانه‌ها برای قدردانی از کارگران تا تقدیم جام قهرمانی به آن‌ها انجام شده است؛ برای نمونه، زمانی که قهرمان جام حذفی شدیم، این جام را به کارخانه بردیم و به کارگران تقدیم کردیم و معتقدیم آن‌ها قهرمانان اصلی هستند. با این حال، این اقدامات کافی نیست و باید برنامه‌ریزی دقیق‌تری صورت گیرد تا نقش و تلاش این قشر بیش از پیش دیده شود.

ضرورت دیده‌شدن پایدار به‌جای قدردانی مقطعی

وی درباره ایده تخصیص بخشی از درآمدهای باشگاه‌ها به جامعه کارگری نیز اظهار می‌کند: هر اقدامی در این زمینه نیازمند سازوکار مشخص و پایداری است. نباید تصمیماتی اتخاذ شود که استمرار نداشته باشد و در آینده آثار منفی به همراه بیاورد. این موضوع باید به‌صورت کارشناسی بررسی شود تا بتوان به شیوه‌ای پایدار و مؤثر و نه به‌صورت مقطعی و ناپایدار از کارگران قدردانی کرد.

سهم کارگران از درآمد باشگاه‌ها؛ ایده‌ای نیازمند سازوکار

مدیرعامل اسبق باشگاه سپاهان یادآور می‌شود: یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین اقدامات، دیده شدن کارگران است. اینکه به‌صراحت گفته شود این موفقیت‌ها حاصل زحمات این قشر است، خود می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مطالبات را پاسخ دهد. همچنین ضروری است که آثار این تلاش‌ها در زندگی کارگران نیز نمایان شود. اگر تیمی قهرمان می‌شود و نشاط اجتماعی ایجاد می‌کند، این رابطه باید دوطرفه باشد و کارگران نیز سهم خود را از این دستاوردها ببینند.

نشاط اجتماعی فوتبال در خدمت بازسازی صنعت

آذربایجانی می‌گوید: واقعیت این است که زحمات کارگران به‌طور کامل قابل جبران نیست و این تلاش‌ها ارزش معنوی بالایی دارد. نتیجه تلاش آن‌ها به کل جامعه بازمی‌گردد و این موضوع قطعاً در نظام الهی نیز بی‌پاسخ نخواهد ماند.

اهمیت حرکت فوتبال مصرف‌کننده به‌سوی اقتصاد مستقل ورزش

وی در پایان درباره لزوم تغییر مدل باشگاه‌داری در کشور خاطرنشان می‌کند: قطعاً باید به سمت اصلاح مدل باشگاه‌داری حرکت کنیم. فوتبال در ذات خود یک کسب‌وکار است، اما در حال حاضر در کشور ما بیشتر به یک مصرف‌کننده تبدیل شده است. این مسئله نشان‌دهنده ضعف در سیاست‌گذاری‌هاست. ما باید به اقتصاد ورزش به‌عنوان یک حوزه جدی نگاه کنیم و از ظرفیت‌های آن به‌درستی بهره ببریم. اتفاقات اخیر نیز ممکن است ما را ناگزیر کند که به سمت استقلال اقتصادی در ورزش حرکت کنیم و این مسیر را با جدیت بیشتری دنبال کنیم.

کارگران، شریف‌ترین ستون‌های صنعت ورزش

سیدمهدی سیدصالحی، مهاجم اسبق تیم‌های فوتبال سپاهان، استقلال و تراکتور به ایسنا می‌گوید: شریف‌ترین و نزدیک‌ترین شغل‌هایی که در کشور وجود دارد، شغل کارگری است و شخصاً در سال‌هایی که در سپاهان حضور داشتم، از نزدیک شاهد زحمات کارگران کارخانه فولاد مبارکه بودم که با چه سختی و مشقتی در گرمای تابستان و در مقابل کوره‌های بسیار داغ کار می‌کنند تا صنعت کشور متوقف نشود. واقعاً باید دست تک‌تک این کارگران را که با غرور و شرافت کار می‌کنند و با شرایط سخت زندگی خود را می‌چرخانند، بوسید و قدر آن‌ها را دانست.

بدون کارگران باشگاه و فوتبالی هم نخواهد بود

وی در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان کارگران را سهامداران نانوشته باشگاه‌های صنعتی دانست؟ می‌افزاید: واقعیت همین است؛ در سال‌هایی که با سپاهان موفقیت‌های متعددی در لیگ و جام حذفی به‌دست آوردیم، با هر برد، کارگران یک هفته با خوشحالی زندگی می‌کردند و با هر باخت، یک هفته ناراحت بودند. سرمایه‌های اصلی این تیم‌ها همان کارگرانی هستند که چرخ صنعت را می‌چرخانند تا باشگاه‌ها بتوانند تیم‌داری کنند و بازیکنان با فراغ بال فعالیت داشته باشند. اگر زحمات این کارگران نباشد، طبیعتاً فوتبالی هم وجود نخواهد داشت و به‌نظر من صاحبان اصلی این باشگاه‌ها همان کارگران هستند.

اولویت با اشتغال کارگران است، اما فوتبال هم بخشی از زندگی مردم است

بازیکن اسبق سپاهان درباره شرایط فعلی و آسیب‌های واردشده به صنعت بیان می‌کند: باشگاه فولاد مبارکه سپاهان شناسنامه فوتبال اصفهان و حتی شناسنامه همان کارگرانی است که با عشق در این کارخانه کار می‌کنند. طبیعتاً در شرایط اقتصادی فعلی باید مدیریت بهتری صورت گیرد تا هم اشتغال کارگران حفظ شود و هم این دل‌خوشی مردم از بین نرود. امیدوارم با تدابیر مسئولان، شرایط به‌گونه‌ای مدیریت شود که هم تولید به مسیر اصلی بازگردد و هم نشاط اجتماعی حفظ شود.

مقایسه دستمزد کارگر و بازیکن، مقایسه‌ای دقیق و اصولی نیست

سیدصالحی در رابطه با تضاد میان دستمزد کارگران و فوتبالیست‌ها می‌گوید: مسئولان باید شرایطی فراهم کنند که کارگران در رفاه و آسایش باشند و امکانات مناسبی در اختیارشان قرار گیرد. فوتبال و ورزش یک‌تخصص است که افراد با تلاش فراوان به آن دست پیدا می‌کنند و دوره حرفه‌ای آن نیز کوتاه و همراه با ریسک‌هایی مانند مصدومیت است. همه ارکان جامعه به یکدیگر وابسته‌اند؛ اگر کارگر نباشد، سرمایه و فوتبالی هم وجود نخواهد داشت، بنابراین باید به‌هر دو بخش به‌درستی توجه شود.

احساس جای خالی قدردانی و کارگرانی که دیده نمی‌شوند

وی درباره کم‌رنگ بودن نقش کارگران در تصمیم‌گیری‌ها و قدردانی‌ها یادآور می‌شود: جای خالی آن‌ها کاملاً احساس می‌شود و باید راهکارهایی برای قدردانی از این قشر زحمتکش در نظر گرفته شود. سیدصالحی افزود: کارگران با سختی‌های فراوان کار می‌کنند و در سنین بالاتر با مشکلات جسمی مواجه می‌شوند، بنابراین لازم است تدابیری اتخاذ شود تا پس از بازنشستگی بتوانند با آرامش زندگی کنند.

حمایت از کارگران، وابسته به مدیریت و سیاست‌گذاری است

مهاجم پیشین تیم‌های لیگ برتری درباره امکان اختصاص بخشی از درآمد باشگاه‌ها به جامعه کارگری ادامه می‌دهد: این موضوع به سلیقه و تفکر مدیریتی بستگی دارد و می‌توان طرح‌هایی در نظر گرفت که کارگران نیز از منافع باشگاه‌ها بهره‌مند شوند. در بسیاری از کارخانه‌ها ورزش‌های کارگری و برنامه‌های مرتبط وجود دارد و این موضوع می‌تواند توسعه پیدا کند.

در شرایط بحران، اولویت با کارگر است، اما با همدلی می‌توان فوتبال را هم حفظ کرد

سیدصالحی در پاسخ به این پرسش که در شرایط بحرانی اولویت با کارگر است یا باشگاه؟ خاطرنشان می‌کند: بدون تردید اولویت با کارگرانی است که سال‌ها چرخ صنعت کشور را به حرکت درآورده‌اند. با این حال، فوتبال نیز بخشی از زندگی و هویت مردم است و حتی خود کارگران نیز به تیم‌شان علاقه دارند. می‌توان با مدیریت صحیح، کاهش هزینه‌ها و همدلی میان باشگاه، بازیکنان و کارخانه، شرایط را به‌گونه‌ای پیش برد که هم اشتغال حفظ شود و هم باشگاه به فعالیت خود ادامه دهد.

روز کارگر، فرصت یادآوری یک‌حقیقت فراموش‌شده

به گزارش ایسنا، روز کارگر در چنین بستری، تنها یک‌مناسبت تقویمی نیست، بلکه فرصتی برای بازنگری در یک حقیقت اساسی است؛ این‌که قهرمانان واقعی فوتبال صنعتی ایران، فقط آن‌هایی نیستند که در زمین می‌درخشند، بلکه آن‌هایی هستند که در سکوت کارخانه‌ها، امکان درخشیدن را فراهم می‌کنند و این نقش، نه‌فقط در شعار، بلکه در سیاست‌گذاری، توزیع منابع و روایت‌های رسانه‌ای نیز باید به رسمیت شناخته شود.

فوتبال و ورزش باشگاهی در ایران، بر شانه‌های هزاران کارگری ایستاده که دیده نمی‌شوند، اما نبض تیم‌ها را به حرکت درمی‌آورند. کارگرانی که در کارخانه‌هایی چون فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان و آلومینیوم اراک، در سخت‌ترین شرایط و حتی در مقاطع بحرانی و آسیب‌دیدگی زیرساخت‌ها تلاش می‌کنند تا چرخه تولید متوقف نشود. شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، لازم باشد این نام‌های بزرگ را نه‌فقط در لحظه‌های قهرمانی، بلکه در وابستگی عمیق‌شان به این نیروی انسانی بازتعریف کنیم.

باشگاه‌ها نیز همچنان به سمت خودکفایی اقتصادی نمی‌روند و همچنان متکی به کارخانه‌هایی هستند که هر بحران اقتصادی در آن‌ها، مستقیماً روی ورزش تأثیر می‌گذارد. ضمناً با توجه به اتفاقات اخیر درون کشورمان و در شرایط بحرانی، اولویت با کدام بنیان است؟ تداوم هزینه‌های حرفه‌ای در ورزش یا صیانت از نیروی کار و تولید؟ پاسخ به این پرسش، شاید در ظاهر دشوار باشد، اما واقعیت این است که اگر روزی کارگری نباشد، صنعتی باقی نمی‌ماند و کارخانه نیز نمی‌تواند اسپانسر باشگاهی باشد، در آن‌صورت باشگاهی برای جنگیدن در راه قهرمانی و ستاره و جامی برای ثبت در تاریخ نیز نخواهد ماند. فوتبال، هر چقدر هم حرفه‌ای و پرزرق‌وبرق، در نهایت بر بستری از اقتصاد واقعی شکل می‌گیرد؛ اقتصادی که ستون آن، نیروی کار است.

موفقیت‌های ورزشی، بدون پایداری صنعت، معنایی نخواهد داشت. کارگران، اگرچه نام‌شان بر سکوها و بیلبوردها نقش نمی‌بندد، اما قهرمانان پنهان این ساختار هستند. در شرایطی که تهدیدهای اقتصادی و آسیب به زیرساخت‌های صنعتی می‌تواند از بیکاری کارگران تا تزلزل در موجودیت باشگاه‌ها را به‌دنبال داشته باشد، احترام به این قشر، دیگر صرفاً یک شعار نیست، بلکه به ضرورتی در سیاست‌گذاری اقتصادی و ورزشی تبدیل شده است.

این احترام، زمانی معنا پیدا می‌کند که در عمل نیز دیده شود؛ در عدالت اقتصادی، در ایجاد فرصت‌های برابر، در بازتاب رسانه‌ای نقش کارگران و حتی در سهم داشتن آن‌ها از افتخاراتی که به‌واسطه تلاش‌شان شکل گرفته است. در رسانه، نام ستاره‌هاست که درخشنده است، نه کارگرانی که این ستاره‌ها را سر پا نگه می‌دارند. شاید وقت آن رسیده که باشگاه‌ها، در روز کارگر یا در کمپین‌های فرهنگی، بخشی از قدردانی‌شان را به سمت جامعه کارگری سوق دهند.

انتهای پیام