محمدصادق بحرالعلومی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه تکنولوژی اگر در مسیر صحیح استفاده شود، میتواند مفاهیم مهم فرهنگی، مذهبی و حتی آموزشی را بهشکلی مؤثر منتقل کند، اظهار کرد: در همین راستا پرده آبی بوستان کوهسنگی با حدود ۳۵ متر طول و ۱۵ متر ارتفاع، امکان نمایش محتوای تصویری روی سطح آب را فراهم کرده است. وجود این پرده و خاصیت آب، همزمان تکنولوژی و زیبایی را کنار هم قرار داده و مخاطب را درگیر تجربهای متفاوت کرده است.
وی با اشاره به اینکه آبنمای موجود در بوستان کوهسنگی پیش از این کارکرد زیاد مؤثری نداشت، تاکید کرد: در رسانه معمولاً برای اینکه یک پیام بهتر منتقل شود، از ابزارهایی استفاده میکنیم که با محیط هماهنگ باشد. آبنمای کوهسنگی صرفاً آب را به سمت بالا پرتاب میکرد و استفاده مفیدی از آن نمیشد. اما این سیستم جدید هم از بستر موجود استفاده بهینه کرد و هم یک فضای جذاب ساخت.
بررسی چالشهای فنی و محتوایی پروژه
این هنرمند درباره چالشهای فنی اجرای پروژه، توضیح داد: در فضاهای کوچک، کار با پروژکتور سادهتر است، اما پرده آبی داستان کاملاً متفاوتی دارد. نور هنگام عبور از پرده آب کمتر از یک درصد حفظ میشود و توان دستگاه بهشدت کاهش مییابد. همین موضوع باعث میشد، تأمین تصویر مناسب و هماهنگ کردن آن با سطح آب بسیار پیچیده باشد.
بحرالعلومی افزود: در این پروژه، محل استقرار دستگاهها پشت پرده آب بود اما تصویر باید از سمت مخالف دیده میشد. همین اختلاف جهت، تنظیم نهایی را سختتر میکرد. همچنین با تغییر شرایط کشور و اتفاقات جنگ اخیر، مجبور شدیم در مدت زمانی کوتاه همه محتواهای در نظر گرفته شده را بازتولید و متناسب با فضای جدید تنظیم کنیم.
وی با اشاره به اینکه مخاطبان بوستان کوهسنگی بسیار متنوعاند و انتظارشان با فضاهای معمول خیابانی تفاوت دارد، خاطرنشان کرد: در این پروژه باید چند رویکرد همزمان رعایت میشد، هم حالوهوای بهاری، هم مضامین معنوی مانند موضوعات مرتبط با امام رضا(ع) و هم بازتاب شرایط روز؛ و این ترکیب، کار را بسیار دشوار میکرد.
رشد سریع تکنولوژی و ضرورت توجه به نیاز جامعه به هنر دیجیتال
این هنرمند به ضرورت استفاده از هنر دیجیتال در ارتباطات فرهنگی امروز اشاره و اظهار کرد: واقعیت این است که دیگر نمیشود با شیوههای ۳۰ یا ۴۰ سال پیش مردم را با مفاهیم جدید همراه کرد. مخاطب امروز به سراغ تصویر، انیمیشن و تکنولوژی میرود و جذابیت بصری اولین چیزی است، که او را درگیر میکند. تجهیزات و روشهایی که چند سال پیش استفاده میکردیم، امروز ممکن است قابل استفاده نباشند. حتی نقش هوش مصنوعی در تولید محتوا هر روز پررنگتر میشود. بنابراین لازم است سازمانها و مجموعهها بهویژه در حوزه فرهنگ و هنر، از سبکهای قدیمی فاصله بگیرند و سراغ ابزارهای جدید بیایند.
بحرالعلومی افزود: نمایش تصویر روی سطوح مختلف، از بخار و آینه گرفته تا سنگ و آب، سالها است در شاخههای مختلف هنر، از تئاتر تا مدیای شهری مورد استفاده قرار میگیرد. باید بگویم که ابزار نمایش چندان مهم نیست، چه آب باشد، دیوار سنگی یا حتی بدن انسان، مهم این است که از فضای موجود بهعنوان بستری برای بیان مفاهیم استفاده کنیم. شرایط محیطی تعیین میکند که کدام تکنیک مناسبتر است و ما از هر امکانی برای زنده کردن فضا و ارتباط با مخاطب بهره میبریم.
نقش کاربردی هنرهای تعاملی در فرهنگسازی
این هنرمند با اشاره به توسعه ورود فناوریهای نوین مانند لیزر و پروژکتورهای ویدیویی، افزود: نمایش تصویر تقریباً روی هر سطحی امکانپذیر است، آب، بخار، سطح زمین، دیوار، درختان یا حتی ذرات غبار. این انطباق تصویر با محیط برای مخاطب جذابیت ویژهای دارد، زیرا شئ یا محیطی که پیشتر بهصورت عادی دیده میشد، ناگهان جان میگیرد و با بیننده ارتباط برقرار میکند.
وی با اشاره به نمونههای بینالمللی، اظهار کرد: چند سال پیش در تایلند پروژهای اجرا شد که درختان پارک با مخاطب سخن میگفتند و مفاهیم محیطزیستی را به او منتقل میکردند، مثلاً هشدار میدادند که شاخهها را نشکند یا زباله نریزد. این نوع هنر تعاملی میتواند در ایران نیز بومیسازی و برای فرهنگسازی در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد
او درباره توجیه اقتصادی این فناوری، اظهار کرد: در فضاهایی که نور محیط کم باشد، نمایش تصویر با ویدیو پروژکتور بسیار مقرونبهصرفه است. این روش حتی در ابعاد بزرگ، از لحاظ هزینه و اجرا نسبت به دیگر شیوهها بهینهتر است و میتواند بهصورت گسترده در طراحی شهری و برنامههای فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.

از هماهنگ کردن پیکسلیِ ویدئوپروجکشن تا تولید محتوای خاص
بحرالعلومی با اشاره به اینکه آنچه مخاطب در نهایت در قالب یک تصویر واحد و گسترده روی پرده آب مشاهده میکند، نتیجه زنجیرهای از هماهنگیهای دقیق و مرحلهبهمرحله است، خاطرنشان کرد: هماهنگیهایی که کوچکترین خطا در فاصله یا جایگذاری پروژکتورها میتواند به «جابجایی پیکسلی» و در نتیجه آشکار شدن عدم انطباق تصویر روی پرده منجر شود. در چنین پروژههایی معمولاً با یک سیستم تولید تصویر روبهرو هستیم که خروجی آن به شکل چندبخشی مدیریت میشود و مجموعهای از ویدئو پروژکتورهای خاص سینمایی به همراه دستگاههای تقسیم که تصویر را بین چند خروجی توزیع میکنند، وظیفه انتقال بخشهای مختلف یک تصویر بزرگ را برعهده دارند.
این هنرمند در توضیح فرایند این کار گفت: ابتدا تصویر در یک سیستم مرکزی تولید یا آماده میشود، سپس این تصویر برای پخش روی چند پروژکتور تقسیم میشود، خروجی هر بخش به یک پروژکتور اختصاص مییابد و در نهایت، وقتی همه پروژکتورها همزمان تصویر را روی سطح نمایش میاندازند، تصویری یکپارچه شکل بگیرد و در مرحله بعد، تصاویر در لایههای مختلف بهصورت هماهنگ شده و همپوشانی پیکسلی کنار هم قرار میگیرند تا چشم بیننده خطای همترازی را حس نکند.
وی افزود: در این میان، اگر پروژکتورها حتی به اندازهای کم دچار تکان، جابهجایی یا اختلاف فاصله شوند، تصویر نهایی دیگر «منطبق» دیده نمیشود. در این شرایط، چشم انسان با نگاه کوتاه نیز قادر است، نشانههایی مانند جابجایی جزئی یا عدم اتصال صحیح بخشها را تشخیص دهد، موضوعی که در نمایش عمومی و برای مخاطب، به سرعت به چشم میآید.
وی با اشاره به اینکه در برخی پروژهها، تصویر نهایی میتواند حاصل اتصال چندین پروژکتور باشد، تصریح کرد: در چنین حالتی، هدف این است که هر پروژکتور تنها بخش مشخصی از تصویر را پوشش دهد اما در نهایت مخاطب یک تصویر بزرگ، یکپارچه و منسجم را دریافت کند، تصویری که از کنار هم قرار گرفتن خروجیها ساخته و دوباره بین چند دستگاه تقسیم میشود اما این اتفاق فقط به سختافزار محدود نیست و وارد مرحلهای میشود، که باید آن را فاز دوم تولید محتوا دانست.
اهمیت تولید محتوای متناسب با محیط در حوزه هنرهای دیجیتال
بحرالعلومی خاطرنشان کرد: تولید تصویر برای پرده آبی با تولید محتوای معمول برای نمایشگرهای رایج تفاوت بنیادی دارد، نه از نظر اینکه «اصل تولید» کاملاً جدا باشد بلکه از این جهت که مفاهیم اجرایی و اصول کاربردی متفاوت میشوند. همچنین تولید تصویر برای یک صفحه نمایش کوچک مثل موبایل یا یک فضای رسانهای معمول مانند تلویزیون، منطق و استانداردهای خودش را دارد اما وقتی همان محتوا قرار است روی «سطح آب» یا در شرایطی که هوا و باد در شکلدهی به پرده نقش دارند پخش شود، محدودیتها تغییر میکنند.
وی افزود: نمایش تصویر روی سطح آب، برخلاف دیوار یا پردههای خشک، ممکن است باعث شود، تصویر معمولی در حالت عادی قابل مشاهده نباشد. در چنین شرایطی اگر تصویر غیرمتناسب با محیط پخش شود، «فلو» یا پخششدگی آن بالا میرود و نتیجه به شکل مات و نامفهوم دیده میشود. همچنین وقتی نمایش روی پرده آبی انجام میشود، عمق صحنه میتواند تا چند متر کشیده شود. معمولاً پردهای که مخاطب میبیند صرفاً یک صفحه ثابت در یک فاصله مشخص نیست بلکه ممکن است بخشی از تصویر روی ابتدای پرده و بخش دیگری روی «قطره آبی» که توسط باد جابهجا شده است، بیفتد.
بحرالعلومی ادامه داد: در نتیجه این جابهجاییها، یک بخش از تصویر ممکن است روی قسمتهای اولیه پرده قرار بگیرد، بخشی دیگر روی نواحی دورتر که از مسیر آب تغییر کردهاند مینشیند و همین موضوع باعث میشود تصویر نهایی نیازمند طراحی حسابشده رنگ، کنتراست، شکلبندی و نرخ ویدئویی باشد که در هر کدام از این شرایط، قابل خواندن بماند. به همین دلیل اینجا دیگر فقط جذابیت اولیه مطرح نیست و ممکن است محتوا در مرحله ساخت، در فاز تولید جذاب به نظر برسد اما زمانی که وارد محیط میشود و با رفتار آب و شرایط واقعی نمایش ترکیب میگردد، ممکن است بخشهایی از تصویر غیرقابل تشخیص شوند.
این هنرمند با اشاره به چند عامل کلیدی در تولید محتوا، افزود: نوع نمایش و رنگبندی در پرده آبی اهمیت ویژهای دارد، باید کاری کرد که اثراتی مانند ماتشدن، پخششدگی و نامفهومی تا حد ممکن کاهش پیدا کند و در عین حال، محتوا طوری ساخته شود که در لحظه نمایش همچنان هویت بصری خود را حفظ کند. تولید محتوا در چنین محیطهایی یک فرایند خطی و ساده نیست و نیازمند آزمایشهای متعدد و اصلاح مداوم است. در این حوزه صرفاً یک فرمول آماده یا یک منبع واحد برای یادگیری وجود ندارد و شرکتهایی که تولید محتوا برای محیطهای مبتنی بر آب را انجام میدهند، این اصول را طی سالها تجربه شکل دادهاند و این دانش، خود به یک سرمایه تبدیل شده است.
انتهای پیام
