در این وبینار که با حضور گسترده مدیران صنایع و بازرگانان استان خوزستان همراه بود، وحید خدریکیا، مشاور ارشد مدیریت بحران در کسبوکار، به تشریح نقشههای راه اقتصادی برای عبور از تلاطمهای اقتصادی ناشی از تنشهای سیاسی و نظامی پرداخت.
وحید خدریکیا در گفت و گو با ایسنا با تأکید بر ضرورت تغییر پارادایم ذهنی مدیران در مواجهه با عدم قطعیتها، به کالبدشکافی مفهوم بحران در ادبیات مدیریت کسبوکار پرداخت.
این مشاور ارشد مدیریت بحران در کسبوکار اظهارکرد: نخستین گام حیاتی برای تدوین هرگونه استراتژی فروش یا بقا، شناخت دقیق ماهیت بحران پیشرو است. بر این اساس، مدیران باید بدانند که با چه پدیدهای روبرو هستند تا بتوانند واکنش متناسبی نشان دهند.
وی تصریح کرد: تمامی چالشهای اقتصادی بنگاهها، فارغ از دامنه و وسعت آنها، در دو کلاندسته اصلی طبقهبندی میشوند که درک مرز میان این دو، تعیینکننده بقا یا فروپاشی یک بیزینس است .
خدریکیا با تاکید بر اینکه بخش نخست این طبقهبندی به «بحرانهای قابل کنترل و قابل پیشبینی» اختصاص دارد افزود: این دسته از بحرانها دارای دو مؤلفه اساسی هستند؛ نخست آنکه میتوان وقوع آنها را با پایش دقیق شاخصهای بازار و رفتارهای سازمانی پیشبینی کرد و دوم آنکه مدیریت ابزارهای لازم برای اثرگذاری بر شدت و ضعف آنها را در اختیار دارد.
وی تأکید کرد: در این حوزه، مدیر نباید منفعل باشد، چرا که این بحرانها وابسته به اراده مدیریت هستند و میتوان با کار عملیاتی، اثرات آنها را کم یا زیاد کرد.
این مشاور مدیریت بحران، موضوعاتی همچون «ریزش مشتریان و کاهش سفارشات»، «از دست دادن نیروهای فروش کارآمد» و «بحرانهای تأمین مالی» را از بارزترین نمونههای بحرانهای قابل پیشبینی دانست.
وی خاطرنشان کرد: خروج یک مشتری از چرخه خرید، پدیدهای ناگهانی نیست و نشانههای آن از قبل قابل ردیابی است. لذا در این موارد، مدیران موظف به مداخله مستقیم و استفاده از تکنیکهای بازدارنده هستند تا از ریزش منابع بیزینس جلوگیری کنند .
خدریکیا، دسته دوم را «بحرانهای اجتنابناپذیر» عنوان کرد و با واقعبینی نسبت به شرایط کلان سیاسی گفت: این بحرانها چه پیشبینی شوند و چه نشوند، خارج از حیطه اختیار و کنترل مدیران بیزینس قرار دارند.
وی وقوع «جنگ» را مثال بارز این دسته دانست و افزود: فعال اقتصادی نمیتواند مانع وقوع جنگ شود، بنابراین در چنین شرایطی، مدیریت به معنای جلوگیری از حادثه نیست، بلکه هنر اصلی، هماهنگسازی کسبوکار با جریان بحران است .
وی در ادامه، شرایط جنگی را به یک «سیل خروشان» تشبیه کرد و گفت: بیزینس ناگزیر به حرکت در مسیر آن است. در چنین وضعیتی، استراتژی تجاری از «تغییر محیط» به «تطبیق هوشمندانه» تغییر مییابد. هدف در این مرحله، عبور از جریان تند بحران با کمترین آسیب ممکن و حفظ ساختارهای اصلی سازمان برای دوران بازسازی است.
خدریکیا به راهبردهای دوران «پساجنگ» اشاره کرد و ادامه داد: برنامهریزی برای شرایط پس از جنگ نباید به زمان پایان درگیریها موکول شود، بلکه این برنامهریزی باید از همان روزهای نخست شروع جنگ کلید زده شود.
این مشاور ارشد مدیریت بحران در کسبوکار گفت: در دوران پساجنگ، رویکرد مدیریت باید از وضعیت دفاعی و «حفظ وضع موجود» به رویکرد تهاجمی برای «بازپسگیری سهم بازار» تغییر کند. در این راستا، بازسازی سریع زنجیره تأمین و بهکارگیری تکنیکهای بازگشت مشتریان سابق از اولویتهای حیاتی محسوب میشوند .
وی تاکید کرد: در شرایط جنگی و دوران پساجنگ، فروش دیگر صرفاً یک عملیات بازرگانی ساده نیست، بلکه یک فرآیند پیچیده مالی و لجستیکی است که موفقیت در آن نیازمند انعطافپذیری حداکثری در قیمتگذاری و مدلهای پرداخت است.
خدریکیا در بخش دیگری از این وبینار آموزشی بر اهمیت «رویکردشناسی بحران» تأکید شد و مدیران موفق را کسانی دانست که تفاوت میان آنچه میتوانند تغییر دهند (بحرانهای قابل کنترل) و آنچه باید با آن سازگار شوند (بحرانهای اجتنابناپذیر) را به درستی تشخیص میدهند.
این مشاور ارشد مدیریت بحران در کسبوکار خاطرنشان کرد: ارتقای تابآوری ملی در گرو حفظ سرمایههای اقتصادی و بیزینسها در سختترین شرایط است و برگزاری چنین دورههایی توسط اتاق بازرگانی اهواز گامی مهم در این مسیر تلقی میشود.
انتهای پیام
