حسین عباسی روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت در آیین گرامیداشت روز روانشناس، با تبریک این روز به مشاوران و روانشناسان، از تلاشهای آنان در مواجهه با بحرانهای روحی جامعه تقدیر کرد.
وی با اشاره به جنگ روانی ۱۲ روزه و تنشهای اخیر در منطقه، گفت: متأسفانه هر جنگی افزون بر تلفات فیزیکی، خسارتهای روحی و روانی سنگینی بهجا میگذارد، اما در همین شرایط، حضور حماسی مردم و ازسویی اقدام داوطلبانه روانشناسان برای کاهش آسیبهای ذهنی و ایجاد آرامش، بسیار ارزشمند بود.
فرماندار ورامین با تأکید بر اینکه نگاه مجموعه مدیریتی شهرستان به مسائل اجتماعی مثبت و پیشگیرانه است، بیان کرد: ما با خوبیها و مهربانیهای مردم این دیار آشنا هستیم، اما در بخشی از جامعه با آسیبهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکنیم. اینجاست که نیاز به برنامهریزی مدون و بهرهمندی از دانش شما متخصصان روانشناسی و مشاوره بیش از گذشته حس میشود.
عباسی در پایان خاطرنشان کرد: با هماهنگی معاونت سیاسی و اجتماعی فرمانداری، جلسات تخصصی با محوریت مددکاری اجتماعی و روانشناسی برنامهریزی شده و امیدواریم طی شش ماه آینده با همراهی شما بزرگواران، گامهای مؤثری در کاهش معضلات اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در شهرستان ورامین برداریم تا مردم از زندگی در کنار یکدیگر لذت ببرند و حال خوب را تجربه کنند.
برخی روانشناسان «قرمز» و «نارنجی» آسیبزننده هستند/ تفاوت «شغل» و «حرفه» در روانشناسی
یک دکترای تخصصی روانشناسی نیز با انتقاد از فعالیت افراد فاقد اخلاق حرفهای در این حوزه، گفت: روانشناسان به پنج دسته «قرمز، نارنجی، زرد، سبز و آبی» تقسیم میشوند که دسته اول و دوم به شدت برای جامعه هدف خود آسیبزا و فراتر از خطوط قرمز قانونی هستند.
آسیه ملکدار، روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت در سالن همایش فرهنگسرای رازی و به مناسبت سالروز تأسیس انجمن روانشناسی ایران و گرامیداشت روز روانشناس، با اشاره به اینکه بسیاری از کشورها این روز را به منظور تحلیل جایگاه حرفه روانشناسی و ارتقای سلامت روان گرامی میدارند، اظهار کرد: متأسفانه در کشور ما هنوز برخی افراد روانشناسی را صرفاً یک «شغل» میبینند؛ در حالی که این حوزه یک «حرفه» تخصصی، مسئولیتساز و بسیار حساس است.
دستهبندی پنجگانه روانشناسان
ملکدار با اشاره به میزان رعایت اصول اخلاق حرفهای توسط روانشناسان، دستهبندی زیر را ارائه کرد و گفت: گروه قرمز: روانشناسانی که بسیار آسیبزننده هستند، اخلاق حرفهای را نمیدانند یا خود درگیر اختلالات شخصیتیاند. گروه نارنجی: کسانی که اخلاق حرفهای را میدانند، اما آگاهانه از فنون آسیبرسانی استفاده میکنند. گروه زرد: روانشناسانی که خود نیازمند مشاوره و آموزشهای تکمیلی هستند از جمله افرادی که بدون گذراندن آموزشهای لازم وارد حرفه شدند. گروه سبز: افرادی که در کنار تخصص بهروز، اخلاق حرفهای را رعایت میکنند و گروه آبی: کسانی که فراقانون و خودشکوفا هستند و از لحاظ اخلاق حرفهای در سطح فراقانونی کلبرگ عمل میکنند.
وی تأکید کرد: دسته قرمز و نارنجی شدیداً به جامعه هدف خود آسیب میزنند و متأسفانه در فضای روانشناسی کشور قابل مشاهده هستند.
چرا روانشناسی از پزشکی و نقاشی حساستر است؟
این روانشناس با مقایسه روانشناسی با سایر رشتهها گفت: اگر نقاش خطا کند، آن را در اثر خود میبیند و نقد میشود. اگر پزشکی خطا کند، بهسرعت در دید دیگران قرار میگیرد. اما یک روانشناس آموزهها، راهبردها و استراتژیهایی را برای ماهها و سالها بر دل مخاطب مینشاند. اگر این آموزهها اشتباه باشد، نه تنها به یک نفر، بلکه به دیگران نیز آسیب تسری مییابد. به همین دلیل حساسیت رشته ما که جامعه هدفش «انسان زنده و آسیبپذیر» است، بسیار بالاست.
تفاوت شغل و حرفه؛ اخلاق کافی نیست
ملک دار با تأکید بر تمایز بنیادین «شغل» و «حرفه» تصریح کرد: شغل یعنی فرد برای درآمد تلاش میکند، اما حرفه یعنی شما موظف به آموزشهای علمی، تخصصهای بهروز و خدمت به جامعه هستید. صرف اینکه کسی اخلاقی رفتار کند، او را روانشناس خوبی نمیکند. روانشناس حرفهای باید هم اخلاقمدار باشد، هم تخصص بهروز داشته باشد، هم خود را زیر نظر بگیرد و هم نسبت به تأثیر بلندمدت گفتارش بر مراجع مسئول باشد.
هشدار نسبت به مشاورههای بیضابطه
وی با انتقاد از افرادی که از هر دری وارد مشاوره میشوند، اظهار کرد: مشاوره دادن بدون رعایت اصول و مقررات حرفهای، خیانت به روانشناسی و به مراجع است. وقتی اصول اخلاقی و قانونی رعایت نشود، من به عنوان یک روانشناس نمیتوانم کارکرد پیشگیری از آسیبها را داشته باشم و نمیتوانم با خلق خوش و اعتقاد راسخ به سلامت روان جامعه خدمت کنم.
امید به تحول در روز روانشناس
دکترای تخصصی روانشناسی در پایان گفت: من امیدوارم در روز روانشناس، همه ما به جای سرگرم شدن با حاشیهها، مرور کنیم که آیا به دیگران که آگاهانه یا ناآگاهانه آسیب میزنند، دامن میزنیم یا خیر. امیدوارم به روزی برسیم که همه روانشناسان با آموزشهای بهروز و تخصصی، رعایت اصول اخلاقی و بینش حرفهای، گام تحولآفرینی در سلامت روان جامعه بردارند. آن روز است که میتوانیم بگوییم یک «فرهنگ روانشناسی موفق» در کشور شکل گرفته است.
سلامت روان یعنی تبدیل تهدید به فرصت؛ اسیر ترسهای پشت فرصتها نشوید
بنیانگذار کلینیک «آوای ذهن» در فرهنگسرای رازی تأکید کرد که سلامت روان تنها به معنای نداشتن اختلال نیست، بلکه توانایی برقراری ارتباط مؤثر، مدیریت استرس و معنا دادن به زندگی، نشانههای اصلی آن است.
زهرا داودآبادی روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت در مراسم بزرگداشت روز روانشناس در سالن همایشهای فرهنگسرای رازی، با انتقاد از برداشت سطحی از سلامت روان گفت: سلامت روان یعنی در وجودمان جایی امن برای تکیهکردن داشته باشیم.
وی تأکید کرد که روانشناسان نباید «همهفنحریف» کار کنند و تخصصیکاری، رمز موفقیت آنان است.
داودآبادی در این مراسم که با حضور جمعی از روانشناسان و علاقهمندان به حوزه سلامت روان برگزار شد، با اشاره به وظیفه خطیر متخصصان این حوزه اظهار کرد: متأسفانه برخی روانشناسان به شکل "همهفنحریف" فعالیت میکنند؛ یعنی از مسائل کودکان تا مشکلات بزرگسالان را پوشش میدهند. چنین شیوهای کارآمد نیست و نمیتواند خدمات مطلوبی ارائه دهد. یک روانشناس باید در حوزه مشخص خود تخصصی کار کند.
وی افزود: وظیفه ما بهعنوان متولیان سلامت روان، معرفی و آموزش مفهوم درست آن به مردم است. بسیاری تصور میکنند اگر اختلال نداشته باشند، سلامت روان دارند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است. دانشجویی که اضطراب عملکرد دارد، مادری که با مشکلات تصمیمگیری دستوپنجه نرم میکند، کارمندی که دچار فرسودگی شغلی شده، خانوادهای که ارتباط مؤثر در آن وجود ندارد – همگی درگیر مسائل سلامت روان هستند.
از «حرکت فیزیکی» تا «حرکت ذهنی»
این روانشناس بالینی با اشاره به دیدگاه یکی از اساتید درباره تأثیر مهاجرت و تغییر مکان بر توسعه فردی گفت: تقسیم کار در یک محله و مهاجرت گروهی به نقطه دیگر، زندگی بهتری برای آن افراد فراهم می کند، اما من میخواهم فراتر رفته و از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنم.
داودآبادی توضیح داد: حرکت کردن همیشه به معنای تغییر مکان فیزیکی نیست. گاهی باید از فرصتهایی که همین حالا در اختیارمان است، نفع ببریم. مشکل اینجاست که بسیاری به دلیل ترسها و نگرشهای ناکارآمد، پشت پردههای ذهنی خود پنهان میشوند و نمیتوانند از فرصتهای زندگیشان استفاده کنند. در مقابل، افرادی که از فرصتها استفاده میکنند، همیشه یک قدم جلوتر هستند.
سه گام برای تبدیل تهدید به فرصت
وی با بیان اینکه «تبدیل تهدیدها به فرصتها» سه مرحله دارد، خاطرنشان کرد: مرحله اول "آزادی نگاه" است؛ یعنی بتوانی از جعبه خارج شوی و جنبه مثبت موضوع را ببینی. مرحله دوم "رهایی از بیکایی" است؛ یعنی جدا شدن از این فکر که "هیچ کاری نمیشود انجام داد". کسانی که نتوانستند در شرایط سخت اقتصادی از فرصتها به نفع خود استفاده کنند، دقیقاً به خاطر همین افکار ناکارآمد بود که گفتند کار خاصی نمیشود کرد.
داودآبادی افزود: مرحله سوم "انتخاب جهت" است؛ یعنی بتوانی خود را در مسیری مناسب قرار دهی و از خود بپرسی: الان چه کار خوبی میتوانم با همین فرصت کوچکی که دارم انجام دهم؟
افکار ناکارآمد، بزرگترین دشمن سلامت روان
این روانشناس بالینی در پایان با اشاره به هزاران فکری که ذهن انسان در طول ساعات بیداری تولید میکند، گفت: پرسش این است: چقدر از این افکار کارآمد هستند؟ متأسفانه بسیاری از افکار ما ناکارآمدند و ما را از مسیر اصلی خارج میکنند. اگر آگاه نباشیم، پشت هر فرصتی، ترسها را میبینیم و فکر میکنیم "تمام شد". آن وقت شروع به سرزنش خود میکنیم. اما اگر در همان لحظه از خود بپرسیم "الان چه اتفاقی افتاده؟ چه کار میتوانم بکنم؟"، آن گاه قدمی مؤثر در مسیر سلامت روان برداشتهایم. سلامت روان یعنی اینکه تحریمها را به فرصت تبدیل کنیم، نه اینکه فرصت بهدستآمده را به خاطر ترس از دست بدهیم.
انتهای پیام
