محسن منصوری شامگاه گذشته ۱۳ اردیبهشت درتجمع شبانه مردم اراک در تبیین ابعاد تحولات اخیر، اظهار کرد: آنچه بیش از هر عامل دیگری در تثبیت موقعیت کشور نقشآفرینی کرده، حضور معنادار مردم و انسجام مبتنی بر باور بوده است؛ مؤلفهای که نهتنها معادلات طراحیشده از سوی رقبا را برهم زده، بلکه الگوی جدیدی از کنش جمعی در شرایط بحران را به نمایش گذاشته است.
وی با اشاره به پیچیدگی شرایط کنونی تصریح کرد: در دنیای امروز، تقابلها صرفاً در میدانهای سخت و نظامی تعریف نمیشود، بلکه ترکیبی از فشارهای اقتصادی، عملیات روانی، جنگ رسانهای و سناریوهای بیثباتسازی را در بر میگیرد و در چنین فضایی، آنچه تعیینکننده نهایی است، میزان تابآوری اجتماعی و کیفیت پیوند میان مردم و حاکمیت است.
منصوری با تأکید بر اینکه سرمایه اجتماعی، ستون فقرات امنیت ملی بهشمار میرود، افزود: در مقطع اخیر، تلاشهای گستردهای برای ایجاد شکافهای اجتماعی، القای ناامیدی و تضعیف اعتماد عمومی صورت گرفت، اما نتیجه معکوس داد و جامعه با سطحی بالاتر از همگرایی و همبستگی به صحنه بازگشت. این بازگشت آگاهانه، نهتنها فضای داخلی را تثبیت کرد، بلکه پیام روشنی به بیرون مخابره ساخت مبنی بر اینکه ظرفیت بسیج مردمی در ایران، همچنان یک متغیر تعیینکننده و پیشبینیناپذیر برای طرفهای مقابل است.
وی در ادامه، با تحلیل ابعاد میدانی تحولات، خاطرنشان کرد: برتری در عرصه تقابل، صرفاً به معنای غلبه در میدان نبرد نیست، بلکه توانایی مدیریت بحران، حفظ زیرساختها، تداوم خدمات و جلوگیری از اخلال در نظم عمومی را نیز در بر میگیرد. از این منظر، آنچه در صحنه رخ داد، نشاندهنده بلوغ ساختاری و توان هماهنگی میان بخشهای مختلف کشور بود؛ ظرفیتی که اجازه نداد سناریوهای طراحیشده برای ایجاد اختلال گسترده، به نتیجه برسد.
وی با اشاره به پیامدهای بینالمللی این تحولات تصریح کرد: یکی از مهمترین نتایج این دوره، آشکار شدن شکافها در میان قدرتهای غربی و کاهش انسجام در بلوکهای سنتی بود. این وضعیت، نشان داد که نظم جهانی در حال بازتعریف است و کشورهایی که بتوانند با اتکا به ظرفیتهای درونی، استقلال راهبردی خود را حفظ کنند، از فرصتهای این گذار بهرهمند خواهند شد. افزایش توجه افکار عمومی جهانی به تحولات ایران و تغییر در روایتهای مسلط رسانهای، بخشی از این دستاورد محسوب میشود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به ابعاد اقتصادی اشاره کرد و گفت: هرچند فشارهای اقتصادی بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی طرف مقابل مطرح بوده، اما در دل همین فشارها، فرصتهایی برای بازآرایی برخی سازوکارها و فعالسازی ظرفیتهای مغفول ایجاد شد. تجربه اخیر نشان داد که در شرایط خاص، امکان تحقق اقداماتی فراهم میشود که در وضعیت عادی با موانع جدیتری مواجه است؛ موضوعی که ضرورت نگاه فرصتمحور به چالشها را بیش از پیش برجسته میکند.
منصوری همچنین با مرور تجربههای تاریخی در حوزه تعاملات خارجی تأکید کرد: بررسی روند مذاکرات در دورههای مختلف، حاکی از آن است که هرجا کشور از موضع ضعف یا با اتکای صرف به تعهدات طرف مقابل وارد گفتوگو شده، نتیجهای پایدار حاصل نشده است. در مقابل، هر زمان که مذاکره بر پایه اقتدار داخلی، انسجام ملی و پشتوانه مردمی شکل گرفته، امکان دستیابی به نتایج ملموستر فراهم شده است. از اینرو، راهبرد صحیح، ترکیب هوشمندانه دیپلماسی فعال با تقویت بنیانهای درونی است.
وی با اشاره به ضرورت حفظ وحدت داخلی تصریح کرد: در شرایطی که کشور با چالشهای چندلایه مواجه است، هرگونه دوگانگی و واگرایی میتواند هزینههای مضاعفی تحمیل کند. بنابراین، تقویت همدلی، پرهیز از دوقطبیسازی و تمرکز بر منافع ملی، بهعنوان یک ضرورت راهبردی باید مورد توجه همه جریانها قرار گیرد.
منصوری به مفهوم جنگ ارادهها اشاره کرد و گفت: در چنین میدانی، آنچه موازنه را تعیین میکند، صرفاً ابزار و تجهیزات نیست، بلکه عمق باور، میزان ایستادگی و قدرت تصمیمگیری یک ملت است. کشوری که بتواند در شرایط فشار، انسجام خود را حفظ کرده و مسیر خود را با ثبات ادامه دهد، عملاً دست برتر را در اختیار خواهد داشت.
وی خاطرنشان کرد: آنچه امروز بهعنوان دستاوردهای کشور مطرح میشود، محصول یک عامل واحد نیست، بلکه نتیجه همافزایی میان مردم، نهادها و رهبری در یک چارچوب منسجم است. استمرار این مسیر، مستلزم حفظ همین همافزایی، تقویت اعتماد عمومی و بهرهگیری هوشمندانه از فرصتهای پیشرو خواهد بود؛ مسیری که میتواند جایگاه کشور را در معادلات منطقهای و جهانی بیش از پیش تثبیت کند.
انتهای پیام
