زینب کرمی متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۹ در اصفهان، از دروازهبانان مطرح فوتسال زنان ایران است که فعالیت ورزشیاش را از ۹ سالگی با والیبال آغاز کرد و بعدتر بهدلیل علاقه زیاد به فوتبال و انیمیشن فوتبالیستها و شخصیت سوباسا، مسیر حرفهای خود را در فوتبال ادامه داد. وی ابتدا در تیمهای پایه فوتبال حضور پیدا کرد و حتی به تیم ملی فوتبال زیر ۱۳ سال ایران دعوت شد، اما بهدلیل محدودیتهای سنگربانی در فوتبال، مسیرش را بهسمت فوتسال تغییر داد و با دعوت به تیم ملی جوانان، در این رشته به شکوفایی رسید. کرمی سابقه بازی در تیمهایی همچون ملیحفاری اهواز، سیاهجامگان مشهد، مس رفسنجان و سپاهان اصفهان را در کارنامه دارد و در ۲۰۲۰ با قرار گرفتن در جمع ۱۰ نامزد برترین دروازهبان فوتسال زنان جهان از سوی سایت معتبر Futsal Planet و درنهایت انتخاب بهعنوان گلر هشتم جهان آنهم در ۱۹ سالگی به شهرت بیشتری رسید.
از این دروازهبان بهعنوان آینده دروازه فوتسال زنان ایران پس از فرزانه توسلی یاد میشد، اما حالا سه سال است درگیر مصدومیتی شده که نهتنها مسیر حرفهایاش را متوقف کرده، بلکه وی را از زمین فوتسال به پشت پیشخوان یک ساندویچی کشانده است. ملیپوشی که در ۱۹ سالگی عنوان هشتمی جهان را بهدست آورد، امروز در حالی چشمانتظار عمل رباطصلیبی و بازگشت به میادین است که از بیتوجهیها، وعدههای عملینشده و روزهای سخت دوری از فوتسال میگوید.

قصه زینب کرمی، داستانِ پاییست که برای اعتبارِ یک باشگاه پاره شد، اما دستی نبود که زیرِ بازوی وی را بگیرد. تلخ است که در ویترینِ پرزرقوبرقِ باشگاهی همچون سپاهان، هزینه جراحیِ یکی از ۱۰ دروازهبان برتر جهان، لنگِ ۱۰ درصدِ قراردادی مانده که برای ستارههای بخش مردان، حتی پولِ پولک و نباتِ جیبشان هم نیست. شعارهای توخالیِ "حمایت از ورزش زنان" اینجا بیشاز پیش نمایان میشود؛ چطور فدراسیون فوتبال، مسئولان فوتسال و مدیران باشگاههایی همچون نفت امیدیه و سپاهان میتوانند از آینده فوتسال حرف بزنند، وقتی میراثدارِ تیم ملی در قفستوری، در ۲۵ سالگی، میانِ رباطِ پاره و چرخدندههای زندگی تنها مانده است؟
ستارهای که روزی توپها را در آغوش میگرفت، حالا در اوج جوانی، تلخیِ وعدههای پوچ و تنهاییِ پس از مصدومیت را بغل کرده است. استعدادی که با رباطِ پاره برای باشگاهش جنگید، اما در روزِ نیاز، دنیای حرفهای ورزش به او پشت کرد. روایتی تلخ از استعدادی که هنوز برای زندگی، بازگشت و «حق» سلبشدهاش در کشاکش بیعدالتیهای فوتسال زنان میجنگد، حتی اگر دنیای حرفهای ورزش به وی پشت کرده باشد.
در ادامه گفتوگوی اختصاصی و مفصل ایسنا با زینب کرمی را میخوانید:
ابتدا از شرایط فعلیتان بگویید، در چه وضعیتی هستید و چهمدت از مصدومیتتان میگذرد؟
آسیب اصلی من به اردوهای تیم ملی فوتسال برمیگردد، آنزمان در تیم ملیحفاری اهواز و سوپرلیگ ایران بازی میکردم. متأسفانه آن مصدومیت را جدی نگرفتم و رسیدگی لازم هم انجام نشد. مجبور شدم از اردوی تیم ملی برگردم و با هزینه شخصی خودم را به نیمفصل بعد برسانم و از تیم ملی هم دیگر کسی پیگیر وضعیت من نشد.
سال بعد که میخواستم با نفت امیدیه قرارداد ببندم در پیشفصل دوباره همان همسترینگ زانویم آسیب دید و رباط PCL هم پاره شد. ناچار شدم از نفت امیدیه جدا شوم، چرا که وقتی دیدند مصدوم شدهاند، قصد کنار گذاشتنم را داشتند. بدون انجام عمل جراحی خودم را برگرداندم و نیمفصل دوم با قراردادی بسیار پائین و حدود ۵۰ میلیون تومان، به سپاهان رفتم، درحالیکه قراردادم در روزهای اوج چند برابر بالاتر بود، اما از آنجا که مسابقات جام جهانی پیشرو بود، باید در سوپرلیگ بازی میکردم تا دوباره به تیم ملی دعوت شوم.
خداراشکر آن فصل بازی کردم، دیده شدم و دوباره به تیم ملی دعوت شدم، اما در آن روزها یکشب ساعت حدود دو بامداد به یکباره اعلام کردند که سپاهان فردا تمرین دارد. وقتی بدن استراحت نکند، آسیب تشدید میشود. در آن تمرین هنگام دریبلزدن، رباط صلیبیام پاره شد و صدایش را هم شنیدم. قبل از بازی با آبادان بود که به آن دیدار نرسیدم.
بعد از این مصدومیت، باشگاه چه حمایتی از شما داشت؟
دختر مستقلی هستم. پدرم کارگر ساده است و همیشه تلاش کردهام از طریق ورزش به خانواده کمک کنم، حتی برایشان ماشین خریدم تا با آن کار کنند. وقتی مصدوم شدم، هزینه عمل را نداشتم. به باشگاه مراجعه کردم، اما گفتند ابتدا باید هزینه اولیه را خودت بدهی، بعداً باشگاه پرداخت میکند. درحالیکه من دقیقاً همان هزینه اولیه را نداشتم. در آن زمان واقعاً ناامید شدم و حتی چندبار تصمیم گرفتم ورزش حرفهای را کنار بگذارم.
علاوهبر آن، از هیئت فوتبال تا ادارهکل ورزشوجوانان استان اصفهان نیز هیچکس سراغی از من نگرفته و گویا من را اصلا نمیشناسند. هیئت پزشکیورزشی هم نسبت به پرداخت هزینه عمل جراحیام نتوانست اقدام خاصی انجام دهد. عملا در اصفهان ستارهسوزی و استعدادکُشی میشود و من در همین بحران ایستادهام.
در دوران مصدومیت چه میکردید؟
در شرایطی که با مصدومیت سخت پارگی رباطصلیبی مواجه و از فوتسال حرفهای فاصله گرفته بودم، برای گذراندن زندگی صبحها مربیگری میکردم و عصرها در رستورانی در چهارباغ اصفهان مشغول به کار بودم و ساندویچ و پاستا درست میکردم. شاید اولین دختری بودم که آنجا آنطور کار میکرد. در همان روزها از تیم ملی تماس گرفتند و برای اردو دعوتم کردند. خیلی دردناک بود، زیرا دعوت شده بودم، اما رباط صلیبی نداشتم که بتوانم به تیم ملی بروم و بههمین راحتی جام جهانی را از دست دادم.

چطور دوباره به سپاهان برگشتید؟
راضیه جزایری که مربی پایه من بود، بههمراه هاجر خراسانی گفتند بهخاطر مصدومیت، بهعنوان مربی گلر و مربی بدنساز به سپاهان برگردم. تصور کنید تا سال قبل بازیکن حرفهای در سطح جهانی بودم، اما ناگهان مربی گلر شدم. قراردادی ۱۰۰ میلیون تومانی آنهم برای سه مسئولیت با من امضا کردند؛ همزمان مربیگلر، مربیبدنساز و حتی در مواقعی دروازهبان تیم هم بودم.
در این مدت برای عمل جراحی چه پیگیریهایی صورت پذیرف؟
حدود سه الی چهار هفته از شروع لیگ گذشته بود که مشکلم را به مدیر تیم گفتم. وی با سعید کشاورز که معاون باشگاه بود، صحبت کردند. باشگاه گفت پزشکی معرفی میکند که هزینهها کمتر شود. این اقدام را انجام دادند و بابتش از آنها ممنونم، اما باز هم مشکل اصلی، همان هزینه اولیه بود، نهتنها هزینه عمل را جداگانه نپرداختند، بلکه قرار بود با همان دستمزد خودم عمل کنم، آنهم درحالیکه در تمرینات تیم فوتسال سپاهان مصدوم شده بودم.
حتی قول داده بودند درصد بیشتری از قراردادم را تا قبل از عید پرداخت کنند تا بتوانم ۱۸ اسفند عمل کنم، اما فقط ۱۰ درصد از قرارداد پرداخت شده است. آنهم درحالیکه قول داده بودند بهخاطر وضعیت خاص و مصدومیتم، بخش عمدهای از قراردادم را بپردازند. پساز آنهم بهخاطر شرایط جنگ، مطالباتم باقیماند.

با این وجود وعدهها عملی نشد و عمل جراحیام منتفی شد و تا این لحظه همچنان شرایط و تاریخ عمل جراحیام نامشخص است. بارها از طریق مسئولان تیم فوتسال پیگیری کردم و جوابی نگرفتم، فقط میگفتند درحال حاضر شرایط باشگاه درست نیست، اما نگران نباش و در اولین فرصت اقدام میشود؛ حتی به باشگاه رفتم تا با مدیران درباره مشکلم صحبت کنم، اما به من اجازه حضور ندادند و علت را شرایط جنگی بیان کردند.
درحال حاضر چه احساسی نسبت به این شرایط دارید؟
خیلی سخت است. گلری بودم که سال ۲۰۲۰ هشتم جهان شدم. همیشه به من میگفتند بعد از فرزانه توسلی، آینده دروازهبانی ایران هستم، اما حالا سه سال عقب افتادهام. اگر امروز عمل کنم، حداقل ۹ ماه تا یکسال دیگر هم از فوتسال حرفهای دور خواهم بود. سختترین لحظهها زمانی بود که کنار زمین میایستادم و میدیدم بازیکنانی بازی میکنند که قبلاً گلر دوم و سوم جانشین من بودند.
با وجود مصدومیت، حتی بازی هم کردید؟
بله. یکبازی برای سپاهان به میدان رفتم؛ بدون رباط صلیبی. چون از دو گلر دیگر آمادهتر بودم، اما طبیعی است که با چنین شرایطی دیگر آن زینب کرمیِ سابق نبودم و هر سیو و هر واکنش با لقزدن پا و زانویم همراه بود.
آیا از فدراسیون فوتبال یا تیم ملی برای عمل پیگیری کردید؟
نه آنطور که باید، زیرا آسیب اولیهام در اردوهای انتخابی بود، نه اردوی اصلی. معمولاً برای اردوهای انتخابی رسیدگی خاصی انجام نمیشود. متأسفانه اگر اسامی خاصی بودند، شاید شرایط فرق میکرد و اقدامات و هزینه عمل جراحیشان را متقبل میشدند. حتی در فدراسیون فوتبال و مسئولان فوتسال، تا اواسط سال گذشته هم نمیدانستند که زینب کرمی مصدوم شده و رباطصلیبیاش پاره است، چرا که من را فراموش کرده بودند.
از فضای فوتسال زنان ایران چه نقدی دارید؟
بزرگترین مشکل، بیعدالتی و نبود حمایت واقعی است. در فوتسال زنان، هنوز هم شهرستانیبودن یا تهرانیبودن تفاوت دارد و خیلی از استعدادها دیده نمیشوند. نسل جدید باید فرصت بگیرد، اما همچنان همان نفرات ثابت و همیشگی که سنشان هم خیلی بالا رفته، در تیم ملی حضور دارند.
اگر به گذشته برگردید، چه توصیهای به خودتان میکنید؟
میگویم فقط دنبال عشق نرو، منطقیتر فکر کن. من با تمام قلبم برای فوتسال جنگیدم. شاید اگر منطقیتر بودم، امروز در این شرایط قرار نگرفته بودم.
آیا هنوز به بازگشت فکر میکنید؟
۱۰۰درصد، من هنوز جوانم و اگر عملم انجام شود، میتوانم برگردم، اما اگر برگردم، دیگر احساسی تصمیم نمیگیرم. فوتسال برایم بیشتر یک منبعدرآمد خواهد بود تا یک عشق بیقیدوشرط.

از نظر شخصی این اتفاقات چه تأثیری روی شما گذاشته؟
من آدم احساسیای هستم، اما یاد گرفتهام بجنگم. حتی به کارهای سخت خارجاز ورزش هم فکر کردهام. خانوادهام البته مخالف هستند و میگویند با این شرایط جسمی خودت را اذیت نکن. اما من همیشه بهدنبال این بودهام که از هنر و تواناییام برای تأمین زندگی خودم و کمک به خانواده استفاده کنم.
پساز بازگشت از مصدومیت و دعوتشدن، دوباره برای تیم ملی بازی میکنید؟
صادقانه بگویم، بعید میدانم روزی دوباره پیراهن تیم ملی را بپوشم؛ زیرا ضربه اصلی را از همانجا خوردم. اگر برگردم، احتمالاً فقط برای باشگاه بازی میکنم، شاید حتی خارجاز ایران توپ بزنم و دیگر در لیگ فوتسال ایران هم حضور پیدا نکنم.
مهمترین خواسته شما چیست؟
فقط میخواهم عدالت باشد. دوست ندارم هیچ بازیکن جوان دیگری تجربهای شبیه من داشته باشد. اگر قرار است از بازیکنی استفاده شود، باید از او حمایت هم بشود. امیدوارم صحبتهای من باعث شود مسئولان بیشتر به این مسائل توجه کنند.
درباره شرایط فعلی فوتسال زنان ایران چه نظری دارید؟
بهنظرم شرایط نگرانکننده است. اگر همین روند ادامه پیدا کند، فاصله ما با کشورهای آسیایی بیشتر میشود. ما بهجای پیشرفت، داریم پسرفت میکنیم. از نظر امکانات، قراردادها، برنامهریزی و توجه به بازیکنان جوان فاصله زیادی با سطح حرفهای داریم، درحالیکه ظرفیتهای خیلی خوبی در فوتسال زنان ایران وجود دارد.

نسل جدید فوتسال زنان میتوانند به تیم ملی کمک کنند؟
مشکل اینجا است که به نسل جدید آنطور که باید فرصت داده نمیشود. تنها بازیکنی که از نسل ما واقعاً به او بها داده شد و ماندگار شد، مارال ترکمان بود. غیر از او، کمتر به جوانترها اعتماد شده است. ما بازیکنان جوان و مستعد زیادی داریم، اما اگر فرصت بازی، اردو و تجربه بینالمللی نداشته باشند، دوباره دچار نسلسوزی میشویم. این اتفاق در تورنمنتهای آینده خودش را نشان میدهد.
نقش کادر فنی را در این موضوع چطور ارزیابی میکنید؟
شهرزاد مظفر مربی بسیار خوبی است و بهنظرم شانس تیم ملی این بود که وی بالای سر تیم بود. اگر این مربی نبود، شاید در تورنمنت جهانی شرایط خیلی بدتر میشد، اما مشکل اینجاست که وقتی بازی دوستانه و تورنمنت خارجی نداریم، طبیعی است که مربی هم ریسک نکند به سراغ بازیکنان باتجربه برود. اگر جوانها در مسابقات بینالمللی محک میخوردند، اعتماد به آنها راحتتر شکل میگرفت.
بهنظر شما چرا این اتفاق نمیافتد؟
زیرا برنامهریزی بلندمدت وجود ندارد. اردوهای انتخابی برگزار میشود، اما در نهایت باز هم همان نفرات قبلی انتخاب میشوند. وقتی به جوانها میدان داده نمیشود، چطور باید تجربه کسب کنند؟
موضوع پخش زنده مسابقات چقدر روی دیدهشدن بازیکنان تأثیر دارد؟
خیلی زیاد؛ یکی از مشکلات اصلی همین است. اگر بازیها پخش زنده شود، هم سطح فنی بالاتر میرود، هم بازیکنان دیده میشوند. الان فقط بعضی بازیها آن هم بهصورت محدود پخش میشود. مگر فقط چند تیم خاص حق دیدهشدن دارند؟ بقیه تیمها و بازیکنان چه؟ اگر پخش زنده بود، خیلی از استعدادها زودتر دیده میشدند.
خود شما هم معتقدید دیده نشدید؟
قطعاً. من همیشه جزو برترینها بودم، اما حمایت کافی نداشتم و دیده نشدم. هیچوقت کسی نبود که بگوید روی فضای مجازی یا محتوای رسانهای کار کن. من تمام تمرکزم روی تمرین، تغذیه و پیشرفت فنی بود. شاید اگر از نظر رسانهای فعالتر بودم، شرایط متفاوت میشد.

شرایط قراردادی شما در سالهای اخیر چطور بوده؟
واقعاً قابل قبول نیست. پارسال قراردادهای چندصد میلیونی مطرح بود، اما من سال گذشته بهخاطر مصدومیتم و از روی ناچاری، بهزور با ۱۰۰ میلیون تومان قرارداد بستم، آنهم در حالی که سه مسئولیت داشتم؛ مربی گلر، مربی بدنساز و در مواقعی حتی بازی درون دروازه. تازه همان مبلغ هم کامل پرداخت نشد و هنوز درصد بسیار زیادی از مطالباتم از باشگاه سپاهان باقیمانده که پرداخت نشده است.
حرف پایانی؟
تنها خواستهام این است که اقدامی عملی برای حل مشکلاتم و البته برای بهترشدن شرایط فوتسال زنان انجام شود. فوتسال زنان ایران استعداد زیادی دارد فقط باید حمایت و دیده شده و به نسل جدید اعتماد شود.
انتهای پیام
