• چهارشنبه / ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۴:۲۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021609444

نقش کتاب در اندیشه تاریخی و تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران

نقش کتاب در اندیشه تاریخی و تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران

ایسنا/خراسان رضوی رئیس سابق حوزه هنری انقلاب اسلامی گفت: کتاب در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی صرفاً یک ابزار مطالعه نبود؛ بلکه بستری اساسی برای فهم عمیق‌تر تاریخ، شناخت جامعه و درک تحولات فکری و تمدنی به شمار می‌رفت که در شکل‌گیری نگاه راهبردی و افق‌گشای ایشان نقش تعیین‌کننده‌ای داشت.

محسن مؤمنی شریف، چهارشنبه، ۱۶ اردیبهشت در نشست هم‌اندیشی «رهبر شهید و کتاب» که در سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد اظهار کرد: در بررسی شخصیت علمی و فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین ابعادی که کمتر به آن پرداخته شده، نسبت ایشان با مفهوم «روشنفکری» و تعریف دقیق این جایگاه در اندیشه اسلامی است. واژه «روشنفکری» در روزگار ما دچار دگرگونی معنایی شده و آنچه امروز در فضای فکری کشور با این عنوان شناخته می‌شود، لزوماً با تلقی صحیح و مطلوب از این مفهوم همخوانی ندارد.

وی با بیان اینکه تعریف روشنفکری نیازمند بازنگری است، ادامه داد: در نگاه اصیل، روشنفکر کسی است که از یک‌سو شناختی عمیق از تاریخ جهان و سرزمین خود داشته باشد و از سوی دیگر، جایگاه کنونی جامعه خویش را در نسبت با تحولات جهانی به‌ درستی درک کند و بر پایه این دو، توان ترسیم آینده و افق‌گشایی را داشته باشد. بر این اساس، روشنفکری صرفاً به آشنایی با برخی مظاهر فرهنگی یا هنری تقلیل نمی‌یابد، بلکه امری عمیق، راهبردی و تمدنی است.

این نویسنده و پژوهشگر ادبیات مقاومت ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی، واجد هر سه این ویژگی‌ها بودند. ایشان به‌ویژه تسلط قابل توجهی بر تاریخ اسلام تاریخ جهان داشتند. بخشی از این شناخت، حتی از مسیرهایی چون مطالعه رمان‌ها حاصل شده بود. زمانی هنگام بحث درباره آمریکا، به رمانی اشاره کردند و فرمودند که این رمان بیش از بسیاری از کتاب‌های دیگر، ایشان را با جامعه آمریکایی آشنا کرده است. در واقع، ایشان از خلال ادبیات داستانی نیز به دریافت‌های نوینی درباره جوامع دست می‌یافتند و این آثار را، به‌ویژه در حوزه جامعه‌شناسی و شناخت تحولات اجتماعی، بسیار مؤثر می‌دانستند. از همین رو، بخش مهمی از توصیه‌های ایشان معطوف به رمان، خصوصاً رمان‌های تاریخی بود.

تحلیل تاریخ در اندیشه رهبر شهید انقلاب مبتنی بر «سنن الهی»

مؤمنی شریف با تأکید بر شناخت تاریخی رهبر انقلاب افزود: در کنار این، ایشان شناخت عمیق و دقیقی از تاریخ ایران نیز داشتند؛ هم تاریخ اسطوره‌ای و پهلوانی که ریشه‌های هویتی این سرزمین را شکل می‌دهد و هم تاریخ واقعی و عینی ایران. با این حال، نکته مهم آن است که نگاه ایشان به تاریخ، صرفاً یک نگاه توصیفی یا روایی نبود؛ بلکه به‌عنوان یک متفکر اسلامی، تاریخ را از منظری عمیق‌تر و مبتنی بر «سنن الهی» تحلیل می‌کردند. سنن الهی، قواعد ثابتی هستند که خداوند بر اساس آن‌ها جهان را تدبیر می‌کند؛ قوانینی تغییرناپذیر که فهم آن‌ها نقش اساسی در درک درست تحولات تاریخی دارد.

وی با تبیین مفهوم سنن الهی بیان کرد: برخی از این سنن، عمومی و قابل فهم برای همگان‌اند؛ مانند این قاعده قرآنی که «وَمَن یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا؛ هرکس تقوا پیشه کند، خداوند راه برون‌رفت از مشکلات را برای او فراهم می‌سازد». در کنار این‌ها، سننی نیز وجود دارند که فهم آن‌ها نیازمند عمق بیشتری در معارف اسلامی، سلوک معنوی و تهذیب نفس است. رهبر شهید انقلاب، به‌ واسطه تقوا، مجاهدت و سلوک خود، به این سطوح عمیق‌تر از شناخت نیز دست یافته بودند. از همین رو، در تحلیل حوادث و حتی در تشخیص آینده، از قدرتی ویژه برخوردار بودند؛ موضوعی که در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفت.

رئیس سابق حوزه هنری انقلاب اسلامی با تأکید بر اهمیت این مفهوم در ادبیات افزود: تأکید بر سنن الهی از آن جهت اهمیت دارد که این مفهوم، در ادبیات ما به‌ویژه در ادبیات داستانی تا حد زیادی مغفول مانده است. حال آنکه اساس مدیریت در نظام ولایت فقیه، بر همین مبنا استوار است. البته این به معنای بی‌توجهی به قوانین و مناسبات مادی و بین‌المللی نیست؛ بلکه در کنار آن‌ها، قواعدی فراتر نیز وجود دارد که حرکت عالم بر مدار آن‌هاست. رهبر شهید، به فهم این قوانین دست یافته بودند و در بیانات خود به تبیین آن‌ها می‌پرداختند و بر اساس همین مبانی، مردم را به صحنه می‌آوردند.

روشنفکری در نگاه امروز به سطحی پایین تقلیل یافته است

مؤمنی شریف با اشاره به ضعف در تلقی رایج از روشنفکری گفت: با این مقدمه، می‌توان به یکی از ضعف‌های جدی در تلقی رایج از روشنفکری اشاره کرد. آنچه امروز به‌عنوان روشنفکری شناخته می‌شود، غالباً به سطحی نازل تقلیل یافته است؛ گویی صرف آشنایی با شعر و داستان یا فعالیت در حوزه هنر، برای اطلاق این عنوان کافی است. در حالی که چنین تعریفی، تصویری کاریکاتوری و تقلیل‌یافته از روشنفکری است. حتی روشنفکری در غرب نیز، با همه تفاوت‌هایی که با مبانی ما دارد چنین تعریف سطحی و نازلی ندارد.

وی با اشاره به ناتوانی جریان روشنفکری در مواجهه با انقلاب اسلامی ادامه داد: یکی از نمودهای این ضعف، ناتوانی بخش قابل توجهی از جریان روشنفکری در پیش‌بینی انقلاب اسلامی و سپس درک و همراهی با آن بود. بر اساس برخی نظریات رایج در علوم اجتماعی و حتی آثار برخی متفکران غربی در حوزه انقلاب، وقوع چنین انقلابی در ایران با این ویژگی‌ها اساساً ناممکن تلقی می‌شد، اما این رویداد عظیم رخ داد و به بزرگ‌ترین واقعیت عینی بدل شد. با این حال، بسیاری از روشنفکران ما نه‌تنها نتوانستند آن را پیش‌بینی کنند، بلکه در طول بیش از چهار دهه نیز در فهم و هضم آن با مشکل مواجه بوده‌اند.

تاکید رهبر شهید انقلاب بر نقش گفت‌وگو در کاهش تقابل با روشنفکران

این نویسنده و پژوهشگر ادبیات مقاومت با اشاره به دیدگاه رهبر معظم انقلاب در این‌باره اظهار کرد: در این میان، رهبر معظم انقلاب اسلامی در مقطعی اشاره کردند که اگر در سال‌های ابتدایی انقلاب فرصت بیشتری برای گفت‌وگو با روشنفکران فراهم می‌شد، بسیاری از تقابل‌ها شکل نمی‌گرفت. البته ایشان تصریح کردند که لزوماً همه آنان به جریان انقلابی نمی‌پیوستند، زیرا تعارضاتی میان برخی مبانی فکری آنان و اصول انقلاب وجود داشت؛ اما دست‌کم در برابر انقلاب صف‌آرایی نمی‌کردند. این نکته نشان می‌دهد که یکی از خلأهای مهم، فقدان ارتباط و گفت‌وگوی مؤثر با این طیف بوده است.

مؤمنی شریف با تحلیل وضعیت امروز روشنفکری اظهار کرد: امروز نیز بخشی از جریان روشنفکری، در برابر تحولات مهم اجتماعی و سیاسی، سکوت اختیار می‌کند؛ چرا که نه شناخت دقیقی از گذشته دارد، نه درک درستی از حال و در نتیجه توان تحلیل آینده را نیز از دست داده است. از سوی دیگر، بخشی از این جریان که در خارج از کشور مستقر است، بر فضای داخلی نیز اثر می‌گذارد و نوعی انفعال و انتظار را در میان برخی فعالان داخل ایجاد می‌کند.

وی در ادامه با مقایسه این وضعیت با الگوی مطلوب افزود: در مقابل، رهبر شهید انقلاب اسلامی، نمونه‌ای از روشنفکری اصیل بودند؛ روشنفکری که ملت خود را می‌شناخت، جهان ایرانی را درک کرده بود و بر همین اساس، قضاوتی واقعی و منطبق با حقیقت درباره مردم ایران داشت. این ویژگی، پیش‌تر در شخصیت حضرت امام خمینی(ره) نیز به‌روشنی دیده می‌شد. شاید بتوان گفت یکی از بزرگ‌ترین هنرهای امام، تبدیل «مردم» به «ملت» بود.

تبدیل «مردم» به «ملت» از دستاوردهای انقلاب اسلامی

رئیس سابق حوزه هنری انقلاب اسلامی اضافه کرد: در اینجا مناسب است به نکته‌ای تاریخی اشاره شود. محمدعلی فروغی، از چهره‌های شاخص تفکر مدرن در ایران، در یادداشت‌های خود در دوران اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ می‌نویسد: «ایران ملت ندارد.» منظور او از ملت، مردمی بود که نسبت به سرنوشت کشور خود احساس مسئولیت کنند. در آن زمان، با وجود اشغال کشور توسط نیروهای خارجی، واکنش جدی و فراگیری از سوی مردم مشاهده نمی‌شد. این در حالی است که انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین دستاوردهایش، تبدیل همین «مردم» به «ملت» بود؛ ملتی که طی بیش از چهار دهه، حضور مستمر و تعیین‌کننده خود را در صحنه‌های مختلف نشان داده است. رهبر شهید انقلاب، با درک عمیق این ظرفیت، به ملت ایران امید داشتند؛ امیدی که در بسیاری از جریان‌های روشنفکری کمتر دیده می‌شود. این شناخت از ملت و تاریخ، در کنار فهم صحیح از شرایط روز، به ایشان امکان می‌داد تا آینده را ترسیم کنند و افق‌های نو بگشایند. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این افق‌گشایی، طرح نظریه «تمدن نوین اسلامی» است؛ هدف نهایی انقلاب اسلامی که در بیانیه «گام دوم انقلاب» نیز تبیین شده است.

مؤمنی شریف با اشاره به مراحل تحقق این نظریه ادامه داد: بر اساس این بیانیه، حرکت به‌ سوی تمدن نوین اسلامی، در قالب مراحلی مشخص تعریف شده است؛ مراحلی که برخی از آن‌ها تحقق یافته و برخی دیگر، همچنان در حال شکل‌گیری است. در این میان، «جامعه‌سازی» ازجمله عرصه‌هایی است که نشانه‌های تحقق آن به ‌وضوح قابل مشاهده است. همچنین، «خودسازی» چه در سطح فردی و چه اجتماعی از الزامات اساسی این مسیر به‌شمار می‌رود و مسئولیتی مهم برای فعالان فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.

نقش آزاداندیشی در شکوفایی فرهنگی از منظر رهبر شهید انقلاب

وی با اشاره به طرح «آزاداندیشی» گفت: در دیداری با اعضای انجمن قلم در نهم بهمن ۱۳۸۱، ایشان برای نخستین‌بار به‌صورت جدی موضوع «کرسی‌های آزاداندیشی» را مطرح کردند. اندکی بعد، در پاسخ به نامه جمعی از فضلای حوزه علمیه، در تاریخ شانزدهم بهمن همان سال، نکاتی بنیادین را درباره آزادی بیان و اندیشه بیان فرمودند. ایشان تأکید کردند که آزادی اندیشه و بیان، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه از اهداف اساسی انقلاب اسلامی است؛ اما این آزادی باید در چارچوب منطق، اخلاق و حق و حقوق معنوی و مادی دیگران تعریف شود. از منظر ایشان، جامعه مطلوب نه گرفتار «جمود و سکوت» است و نه دچار «هرزه‌گویی و بی‌مهاری»؛ بلکه راه سومی وجود دارد که در آن، آزادی با عقلانیت، انصاف و اخلاق همراه است. در چنین فضایی، تضارب آرا و گفت‌وگوی فکری، به «زاد و ولد فرهنگی» می‌انجامد و زمینه شکوفایی تمدنی را فراهم می‌کند. این نکات نشان می‌دهد که اگر قرار است راه ایشان ادامه یابد، وظیفه اصلی فعالان حوزه فرهنگ و اندیشه، پرداختن به همین عرصه‌هاست. در شرایطی که سایر بخش‌ها ازجمله حوزه‌های اجرایی و نظامی وظایف خود را به‌خوبی انجام می‌دهند، مسئولیت جریان فکری و فرهنگی، تعمیق این مبانی و گسترش آن‌ها در جامعه است.

این نویسنده و پژوهشگر ادبیات مقاومت در ادامه گفت: در مورد موضوع «کتاب» و نسبت آن با رهبر شهید، باید به یک سوءبرداشت رایج نیز اشاره کرد؛ اینکه تصور می‌شود ایشان صرفاً به ادبیات دفاع مقدس یا آثار مرتبط با مقاومت علاقه‌مند بوده‌اند. در حالی که واقعیت، بسیار گسترده‌تر از این است. مطالعات ایشان، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی، بسیار وسیع و عمیق بود. کتابخانه شخصی ایشان، یکی از غنی‌ترین کتابخانه‌های کشور به‌شمار می‌رفت که با نظمی دقیق و علمی، توسط خود ایشان مدیریت می‌شد. تسلط ایشان بر منابع، به‌گونه‌ای بود که در جلسات مختلف، به ‌سرعت به کتاب مورد نظر دسترسی پیدا می‌کردند و از آن بهره می‌بردند. البته در کنار تخصص در علوم انسانی، مطالعات عمومی ایشان در حوزه‌های دیگر نیز قابل توجه بود.

دلیل توجه رهبر شهید انقلاب به ادبیات دفاع مقدس

مؤمنی شریف با تبیین دلیل توجه ایشان به ادبیات دفاع مقدس اظهار کرد: توجه ویژه ایشان به ادبیات دفاع مقدس، ریشه در همان شناخت عمیق از «ملت ایران» داشت. ایشان معتقد بودند که حقیقت و روح جامعه ایرانی، در دوران دفاع مقدس به ‌نحو برجسته‌ای تجلی یافته است. این دوره، فرصتی بی‌نظیر برای شناخت ویژگی‌های فرهنگی، فکری و معنوی ایرانیان فراهم کرده است. از این رو، مطالعه و تولید آثار ادبی در این حوزه، به معنای شناخت عمیق‌تر از هویت ایرانی است. البته این به آن معنا نیست که سایر حوزه‌های ادبی مورد توجه ایشان نبوده است. هر اثری که بتواند به‌درستی «انسان ایرانی» و «جهان ایرانی» را بازنمایی کند، طبعاً در دایره توجه ایشان قرار می‌گیرد. مسئله اصلی، ضعف نسبی ادبیات ما در بازنمایی این حقیقت است؛ ضعفی که تا حدی ناشی از تأثیرپذیری از الگوهای غیرایرانی و عدم شناخت عمیق از پیشینه فرهنگی خودمان است.

وی تصریح کرد: بر همین اساس، می‌توان گفت که نگاه رهبر شهید به کتاب و ادبیات، نگاهی راهبردی و تمدنی بود؛ نگاهی که کتاب را نه صرفاً به‌عنوان یک ابزار فرهنگی، بلکه به‌مثابه وسیله‌ای برای شناخت انسان، جامعه و حرکت در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی می‌نگریست.

انتهای پیام