• چهارشنبه / ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۷:۲۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021609577

لزوم شناسایی واقعیات و نیازهای «قشر خاکستری» از دیدگاه یک پژوهشگر

لزوم شناسایی واقعیات و نیازهای «قشر خاکستری» از دیدگاه یک پژوهشگر

ایسنا/خراسان رضوی «قشر خاکستری» در هر جامعه‌ای پدیده‌ای جهان‌شمول است؛ قشری که به‌طور معمول ترجیح می‌دهد هزینه‌های سنگین اجتماعی و سیاسی را متحمل نشود و تنها سود و زیان خودش را مد نظر قرار می‌دهد. برخورد و تعامل با این قشر از جمله مواردی است که تصمیم‌گیران و حاکمان هر جامعه‌ باید به دنبال آن باشند تا از واگرایی احتمالی آنها و حرکت به سوی جریان‌های معارض جلوگیری شود.

رضا سرحدی، پژوهشگر پژوهشکده تاریخ معاصر ایران در گفت‌گو با ایسنا با تشریح مفهوم قشر خاکستری در جامعه می‌گوید: اگر بخواهیم از قشر خاکستری یک تعریف روشن داشته باشیم، باید آن را در چارچوب تحولات سیاسی فهم کنیم. در جامعه معمولا با دو طیف مواجه می‌شویم؛ گروهی که به وضعیت موجود گرایش دارند و گروهی دیگر که مخالف‌اند. در این میان، بخش بزرگی از نیروهای اجتماعی در هیجان‌های سیاسی وارد نمی‌شوند و رفتارشان نه به شکل کاملا سلبی و نه به شکل تمام‌قد ایجابی بروز می‌کند. همین بخش گسترده را می‌توان قشر خاکستری نامید. این قشر، به‌طور معمول ترجیح می‌دهد هزینه‌های سنگین اجتماعی و سیاسی را متحمل نشود. از نگاه جامعه‌شناسی سیاسی، محور اصلی رفتار این قشر هم انتخاب عقلانی است؛ یعنی وقتی با یک مسئله یا رویداد سیاسی مواجه می‌شوند، می‌سنجند چه سود و چه زیانی متوجه خودشان می‌شود و بر همان اساس تصمیم می‌گیرند. بنابراین قشر خاکستری بیشتر تابع منطق بقا و فایده‌مندی است و در نتیجه، در بسیاری از مقاطع حساس، ترجیح می‌دهد برای مطالباتش به خیابان نیاید.

وی می‌افزاید: در همین چارچوب، بسیاری از کارشناسان و نظریه‌پردازان علوم سیاسی و اجتماعی در ایران معتقدند عدم حضور این قشر در تقابل‌های خیابانی، پدیده‌ای تازه یا محدود به یک مقطع مشخص نیست؛ بلکه ریشه در پیشینه اجتماعی دارد.

این جامعه‌شناس سیاسی با بیان اینکه پیامد راهبردی عدم اقدام قشر خاکستری علیه حاکمیت در جنگ اخیر، صرفا به داخل محدود نمی‌شود، عنوان می‌کند: در سال‌های گذشته، مقامات آمریکایی و صهیونیستی باور داشته‌اند با کوچک‌ترین اتفاق در ایران، بخش‌هایی از جامعه به خیابان می‌آیند و امکان فروپاشی نظم سیاسی فراهم می‌شود. استدلال اصلی در آن نگاه، این بود که قشر خاکستری می‌تواند با جرقه‌های کوچک وارد فاز کنش خیابانی شود و کار نظام را تمام کند. اما واقعیت‌های میدانی نشان داد چنین پیش‌بینی‌ای تحقق پیدا نکرد. به بیان دیگر، وقتی این قشر به خیابان نمی‌آید، هم منطق برنامه‌ریزان بیرونی تضعیف می‌شود و هم تصویر مشروعیت و مقبولیت سیاسی نظام در داخل و حتی در عرصه بین‌المللی تقویت می‌گردد. در نگاه جامعه‌شناسی سیاسی، بخشی از قشر خاکستری حتی در شرایط تنش‌زا، به دنبال این است که بدون ورود به مخاطره، امکان حفظ نظم و ثبات را تقویت کند و همین رفتار می‌تواند به عنوان نوعی موفقیت بزرگ به‌ویژه در برابر روایت‌های رقیب جمع‌بندی شود.

سرحدی بیان کرد: قشر خاکستری پدیده‌ای جهان‌شمول است، اما در ایران به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، پتانسیل بیشتری برای تبدیل شدن به هیزم هر آتش را دارد. نکته حائز اهمیت در ایران این است که تمام طیف‌های مخالف یا اپوزیسیون، به دنبال جذب این قشر هستند. از سوی دیگر، حاکمیت نیز تلاش می‌کند تا این بخش از جامعه را با خود همراه سازد. با این حال، تا به امروز می‌توان گفت که هیچ‌کدام از این دو طرف در جذب کامل قشر خاکستری موفق نبوده‌اند. این عدم موفقیت اپوزیسیون، وظیفه حاکمیت را در همراه‌کردن این قشر چندین برابر می‌کند. حاکمیت باید صدای قشر خاکستری را بشنود، به مطالبات‌شان رسیدگی کند و به نوعی یک حاشیه امن برای آن‌ها ایجاد نماید.

وی می‌افزاید: در علوم سیاسی، بر اهمیت تقویت لایه‌های میانی و نهادهای واسط در جامعه تأکید می‌شود. این نهادها که شامل احزاب، گروه‌های اجتماعی سازمان‌یافته و انجمن‌های مدنی است، باید به اندازه‌ای تقویت شوند که قشر خاکستری تمایل و علاقه به فعالیت در ساختارهای نهادینه‌شده پیدا کند. حاکمیت نتوانسته در این زمینه عملکردی مطلوب داشته باشد که نیازمند توجه و اصلاح اساسی است. این کم‌کاری موجب شده است تا پتانسیل این قشر هم برای همراهی با حاکمیت، تا به امروز به طور کامل بالفعل نشود، در حالی که در واقع، قشر خاکستری پشتیبان میدان و دیپلماسی است و باید از ظرفیت‌های گسترده آن استفاده شود. 

این جامعه‌شناس سیاسی با بیان اینکه برای جلوگیری از تشدید نارضایتی قشر خاکستری و جلوگیری از سوق پیدا کردن آن به جریان‌های برانداز، باید استراتژی‌های چندلایه‌ای در سیاست‌ها و رویکردهای دولت و نهادهای نظام تدوین و اجرا شود، گفت: در اینجا، بررسی نگرش «عادی‌سازی شر» که هانا آرنت مطرح کرده، بسیار اهمیت دارد. در جامعه ایران، برخلاف نگاه آرنت، تاکنون هیچ تلاشی برای عادی‌سازی شر انجام نشده است، زیرا مردم در کنار مسئولین و نظام ایستاده‌اند و هرگز اجازه ندادند احساس شر و ناخوشنودی در آن‌ها شکل بگیرد.

سرحدی افزود: بنابراین، اولین قدم این است که حاکمیت و تصمیم‌گیرندگان، با زبان احترام و با نگاه انسانی، به درخواست‌ها و نارضایتی‌های قشر خاکستری گوش دهند؛ باید به این قشر احساس کرامت و امنیت داد، یعنی در گفت‌وگو و سیاست‌گذاری‌ها، به جای  نادیده‌ گرفتن نظراتشان، ایده‌های آنان را در ساختارهای تصمیم‌گیری وارد کرد. این مهم‌ترین کلید است، زیرا احساس امنیت یکی از پایه‌های اساسی است که می‌تواند اعتماد نسبی را تقویت و از روند سوق پیدا کردن این قشر به سمت جریان‌های معارض جلوگیری کند.

وی تأکید کرد: باید اصلاحات عملی در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صورت گیرد؛ به‌گونه‌ای که واقعیات و نیازهای این قشر دیده و شنیده شوند و در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای نقش مهمی ایفا کنند. در کنار آن، ایجاد فرصت‌های مشارکت فعال و نهادینه کردن آن، به‌عنوان یک راهکار کلیدی مطرح است. یعنی نباید این قشر صرفاً ناظر باشد، بلکه باید در تصمیم‌گیری‌ها، نظارت‌ها و برنامه‌های اجرایی کشور حضور فعال داشته باشد. حاکمیت باید این نکته اساسی را در نظر بگیرد که جلب اعتماد این قشر، تضمین‌کننده بقا و ثبات نظام است و اگر بتواند احساس امنیت و کرامت را در آن‌ها تقویت کند، بخش مهمی از مشکلات و نارضایتی‌ها حل خواهد شد و مسیر شکستن حلقه‌های بحران اجتماعی و سیاسی بسته می‌شود.

انتهای پیام