کوروش امرایی در چهلوپنجمین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که به همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: جنگ، بلایای طبیعی و حتی رویدادهایی مانند تصادفات، آتشسوزیها و انواع خشونتهای جسمی و جنسی، تأثیر منفی انکارناپذیری بر انسان دارند، اما در این میان، گروههای آسیبپذیری همچون کودکان، سالمندان و افراد دارای شرایط خاص مانند بیماران جسمی یا معلولان ذهنی، به مراتب بیشتر از دیگران تحتتأثیر این وقایع قرار میگیرند و دامنه تأثیرپذیریشان بسیار گستردهتر است.
این متخصص روانشناسی کودک و نوجوان افزود: از این رو، روانشناسان اجتماعی و متخصصانی که در سطح جامعه فعالیت میکنند باید توجه ویژهای به این افراد داشته باشند و منابع حمایت روانشناختی را برای آنان فراهم آورند.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین اقدامات در این مسیر آن است که ما به عنوان روانشناس ابتدا بپذیریم کودکان به عنوان یک قشر آسیبپذیر در این شرایط قرار دارند؛ بر اساس تجربهای که در محیطهای کاری، بالینی یا مراکز مشاوره میتوان داشت، حتی در مواردی که اختلافی میان زن و شوهر یا نزاعی رخ میدهد، یکی از نخستین واکنشهای طبیعی اطرافیان، نزدیکان و حتی غریبهها دلداری دادن به کودک، محافظت از او و تأمین نیازهایش است.
امرایی اظهار کرد: این رفتار به صورت فطری در نهاد انسان قرار دارد و نشان میدهد که آسیبپذیری کودکان بر کسی پوشیده نیست؛ اما تفاوت کار تخصصی در این است که کمکرسانی به کودکان توسط یک مشاور و روانشناس باید جنبهای کاملاً حرفهای داشته باشد؛ این تخصص و تجربه است که اشتباهات ما را به حداقل میرساند و بیشترین بهرهوری را فراهم میکند.
وی افزود: روانشناس باید آگاه باشد که آیا کمکهای اولیه روانشناختی شامل حال این فرد میشود و آیا اساساً قادر به فراهم ساختن این کمکها برای او هست یا نه. این نگاه تخصصی، ما را در انجام وظیفهمان توانمندتر میسازد و میزان بهرهوری فرد دریافتکننده کمک را نیز افزایش میدهد.
این روانشناس اظهار کرد: در بحث منابع حمایت روانی کودکان، نخستین و مهمترین نیاز کودک احساس امنیت است و به دنبال آن، ارتباطگیری و امیدواری قرار دارد، به عبارت دیگر، گام نخستی که روانشناس، مشاور و مددکار باید مد نظر قرار دهد، انتقال حس امنیت است؛ فراهم کردن شرایطی برای برقراری ارتباط، حتی در دل بحران.
وی ادامه داد: حتی شنیدن یک صدا از سوی یک منبع حمایتی، با پرسیدن جملاتی مانند «حالت چطوره؟»، «اتفاقی برات افتاده؟»، «پدرت اینجاست؟»، «مادرت اینجاست؟»، «خانوادهات سالم هستند؟»، خود از ابتدایی ترین اقداماتی است که یک مشاور باید انجام دهد و حس امنیت را در فرد به وجود آورد.
امرایی یادآور شد: این حس امنیت لزوماً به معنای آن نیست که خطر از میان رفته، بلکه همین که مادر یا یک مشاور دست کودک را میگیرد، یا وقتی به والدین آموزش میدهیم با شنیدن صدای موشک یا جنگنده و دیدن تخریب، فرزند خود را در آغوش بکشند و به او بقبولانند که پناهگاهی دارد که اکنون او را در بر گرفته، این خود ابتداییترین راه انتقال حس امنیت به کودک است.
وی با بیان اینکه لمس جسمانی یکی از ابعاد اساسی این امنیت است که باید جدی گرفته شود، افزود: لمس جسمانی نمیتواند جلوی موشک، سیل یا زلزله را بگیرد، اما در ذهن کودک و فرد آسیبپذیر، این لمس کردن نخستین گام در ایجاد احساس امنیت محسوب میشود.
این روانشناس با بیان اینکه در کنار این احساس امنیت، برقراری ارتباط از اهمیت ویژهای برخوردار است، گفت: ارتباط در بنیانی ترین شکل خود یعنی ارتباط کلامی، ارتباط چشمی و گفتوگویی که خود فرد در آن مشارکت داشته باشد.
وی ادامه داد: ما باید در آموزشهایی که به والدین و خانوادهها میدهیم، این نکته را تثبیت کنیم که صحبت نکردن و سکوت میتواند خود منشاء بحران شود و اگر هیجانات ناشی از سانحه برونریزی نشوند، به صورت منفی در ذهن کودک تثبیت خواهند شد.
امرایی اظهار کرد: در آغوش کشیدن، صحبت کردن، لمس کردن، تماس چشمی و بیان تجربه، همگی در این چارچوب جای میگیرند. زمانی که کودکی واقعهای را تجربه کرده، ما به عنوان بزرگسالان و مشاوران از آنچه رخ داده آگاهتر و مسلطتر هستیم.
وی افزود: اما وقتی از کودک میخواهیم که خود آن واقعه را بازگو کند و میپرسیم «کجا بودی؟ چطور شد؟ چه اتفاقی افتاد؟»، این کار از سوی کودک، هم امکان ارتباط گیری و اطمینان از حمایت اجتماعی را فراهم میکند و هم فرآیند برونریزی هیجانات را تسهیل میکند.
امرایی با بیان اینکه پس از ایجاد احساس امنیت و برقراری ارتباط، وظیفه روانشناس تزریق آرامش و امیدواری است، گفت: این امیدواری بسته به شرایط متفاوت خواهد بود؛ مثلاً امیدواری نسبت به اینکه کمک در راه است، نیروهای امداد و نجات میرسند، پدر یا مادر به زودی خواهند آمد، همسایه ها کمک میکنند، یا میتوان به پناهگاه رفت؛ بیان چنین جملات امیدبخشی در شرایط بحرانی میتواند بسیار کمککننده باشد.
وی افزود: از دیگر اتفاقات آسیبها و سو استفاده هایی است که در چنین موقعیتهایی ممکن است برای کودک رخ دهد پس وجود پناهگاههای امن یکی از ضرورتهاست، مددکاران باید در مواجهه با اینطور مسائل، توجهی ویژه و برنامههایی از قبل برای حل آن داشته باشند.
انتهای پیام
