«سیّد محمد طاهری» متخلص به «شهاب» مصحح نسخ خطی، مترجم و شاعر مازندرانی زاده ۱۲۹۵ ساری از مادر و پدری فاضل به نام «سیّد ادیب طاهری» بود.
«محمدعلی جمالزاده» دربارهاش گفته بود «او مردی است که به دستور دو صد گفته چون نیم کردار نیست عمل مینماید و کار را بر گفتار ترجیح میدهد.»
به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، در گفتگوی پیش رو با سیّد رحیم موسوی ساروی، مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران درباره آثار و اهمیت طاهری شهاب در تاریخ اسناد و نسخ مازندران گفتهاست.
شاعری در جستوجوی تاریخ و ادب
موسوی درباره پیشینه خانوادگی او میگوید: پدر ایشان خردهمالکی مورداعتماد و مردی باسواد و فرهیخته بود و همین امتیاز درخشان در اواخر دوران قاجار و ابتدای پهلوی باعث شد او بهعنوان «میرزا» یا منشی در خدمات تشکیلات انشا خوانین و ملاکان شاغل شود.

سیّد محمد نزدیکترین فرزند به ادیب و وارث قریحه ادبی و شعری وی بود. قریحهای که او را به تحصیل در ساری، تهران و قم کشاند، با اتمام دانشگاه و بازگشت به زادگاه، بهعنوان کارمند اداره ثبت در ساری مشغول به کار شد اما مدتی بعد و با درگذشت پدرش، او ناچار به ترک کار دولتی و اداره اموال پدری میشود.
موسوی در ادامه میافزاید: شهاب در دورهای بهعنوان شهردار «نکا» که در آن زمان بخشی از ساری بود، انتخاب و مشغول فعالیت شد. عمر این دوره کوتاه بود و باوجود موفقیتش در پیشبرد امور، یک سال و اندی پس از انتصاب استعفا داده و به کار پژوهش و تصحیح و اداره اموال خانواده بازگشت، به نظر میرسد، اداره امور مالی خانه و خانواده شهاب از این راه تامین میشد و همین فرصتی بود تا شهاب با فراغ بال و اجتناب از کارهای دولتی و اداری، وقت خود را صرف جهان خود یعنی جستوجو، سرودن و نوشتن کند.
آن دانای فروتن
به گفته این تاریخپژوه از زندگی شخصی و خانوادگی او اطلاعات چندانی در دست نیست، جز آن که میدانیم «مهین بانو»، تنها بازمانده او در زمان حیات پدر، نوجوانی ۱۶- ۱۷ ساله بود و سالها بعد در همهگیری کرونا درگذشت.

موسوی خلقوخوی و احوالات درونی شاعر را این گونه تشریح میکند: به روایت اندک بازماندگانی که خاطرهای از او دارند، طاهری شهاب انسانی شریف، مهربان، بااخلاق، افتاده و درونگرا بود. نوجوانان و جوانانی که روزگاری اقبال معاشرت یا حتی برخوردی کوتاه با او را داشتند شهاب را چهرهای دوستداشتنی، مظلوم، پُرکار، گوشهگیر و مردی شیکپوش، لاغراندام و بلندقامت در ظاهر معرفی میکنند که زندگیاش را به بطالت نگذراند.
او خاطرنشان میکند: در همان دوره بسیار کوتاه عمرش اهل کتاب بود و جز محافل شعری، خانه و محفل دیگری برایش جذاب نبود.
خانهای برای بزرگ زاده شدن، ستاره اقبال طاهری شهاب با زاده شدن در خانه ادیب طاهری درخشید
موسوی درباره اثرگذاری زندگی در فضای فرهنگی آن زمان بر گرایش سیّد محمد به فرهنگ و ادبیات اظهار کرد: او فعالیت شعری و فکری خود را در همان فضای خانه پدری آغاز کرد، پدری که از رجال درجه یک ساری است و در محافل سطح بالای شهر رفتوآمد و با بزرگان نشست و برخاست دارد، چنانچه هر جا خوانین و ادبا هستند، در تصاویر ادیب طاهری هم دیده میشود.
وی میافزاید: سیّد محمد وارث قریحه و کتابخانه پدر بود، علاقه وافری به حفظ میراث ادبی از کتاب تا نسخ خطی دارد و همین میراث بزرگ او را بر آن داشت تا تصحیح نسخ خطی را آغاز کند. از طرف دیگر شهاب اقبال معاشرت و دوستی با برخی چهرههای داخلی و خارجی حوزه نسخ خطی را دارد، دوستی و آمدوشد با ادبای بزرگی مانند «غلامحسین یوسفی» و «سعید نفیسی» نشان از اعتبار شهاب در جامعه زمان خودش دارد.
مصحح اول و آخر دیوانهای شاعران
به گفته موسوی تصحیح نسخ که در آن زمان روش و دانشی جدید شمرده میشد، متکی به برخی دانشهای پایه و آگاهی از زبانها بهویژه فارسی و عربی بود. مصحح نیز در گذر زمان و کسب تجربه به قوانین و اصول آن مسلط میشد. اما آنچه طاهری شهاب را به این سمت و سو هدایت کرد، آگاهیهای ادبی، تسلط بر زبان ادبی و عربی، شاعر بودن، قریحه ادبی، دسترسی به نسخ خطی و علاقه وافرش به متون و نسخ بود.

او کار تصحیح را آغاز کرد و به سراغ نسخههایی رفت که تا آن زمان به آنها پرداخته نشده بود.
مهمترین تصحیحهای سیّد محمد «دیوان طالب آملی»، «دیوان مهستی گنجوی»، «دیوان اسجدی مروزی»، «دیوان محمد صوفی مازندرانی» و «دیوان فلکی شروانی» است.
سیّد محمد طاهری شهاب مصححی درخشان اما در مُحاق است که مانند بسیاری از چهرههای شاخص مازندران مورد بیمهری بوده و هست، نه کوچه و خیابانی به نامش مزیّن است و نه کتابخانه و اندیشکدهای، نامش روی جلد آثارش دیده میشود و در یاد پژوهشگران و برخی بازماندگانش.
طاهری شهاب یک نسخه از تصحیح دیوان فلکی شروانی که سال ۱۳۴۵ در تهران منتشر کرده بود را به تعبیر جمالزاده از سر لطف و غریبنوازی برای او که ساکن ژنو بود پست میکند. او نیز در یادداشتی طولانی که به نظر میرسد یک سال پیش از مرگ شهاب در سال ۱۳۴۹ نوشته شده، این اثر را با نگاه عمیق و نقدشناسانهاش در شعر و شاعری واکاوی و برای او ارسال کردهاست.

شاعر، نویسنده و مترجم
همزمان با تصحیح، او شاعر است و به گفته خودش دلبسته «صائب تبریزی»، چنانچه در شعری میگوید: غیر گلچین و شهاب و صائب از اهل ادب/ کیست کاین گونه سخن در انجمن میپرورد؟.
مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران با تاکید بر اهمیت آثار او میگوید: او از ۱۵ سالگی شعر میسراید و گهگاهی شعرهایش را در جراید و مجلات آن دوره چاپ میکند، بعد از مرگ شهاب، به سفارش مهین بانو اشعار او که در آن زمان موفق به چاپشان نشده بود، ویراستاری و به کوشش «زینالعابدین درگاهی» در کتابی با عنوان «اشکی ز سودای نهان» منتشر شد، همان کاری که شهاب برای اشعار پراکندهی ادیب، پدرش انجام داد.
وی با اشاره به نقش اثرگذار طاهری شهاب در ترجمه برخی آثار فاخر تاریخی بیان کرد: او مترجم هم بود و در دهههای ۳۰ و ۴۰ که آشنایی با زبان فرانسه امری غریب نبود، کتاب «دودمان علوی در مازندران» اثر «رابینو» را به فارسی ترجمه و منتشر کرد.

موسوی در ادامه به یکی از ماندگارترین آثار او اشاره کرده و میگوید: از دیگر آثار ماندگار او، کتاب «تاریخ ادبیات مازندران» است، کتابی با سرنوشتی غریب که بعد از فرازونشیبی طولانی، سرانجام ۳ دهه پس از مرگش، با نام سیّد محمد طاهری شهاب و به کوشش سیّد زینالعابدین درگاهی منتشر و دو بار تجدید چاپ شد.
مقالهنویسی درباره رجال، شخصیتها و رویدادهای تاریخی مازندران هم آن سوی دیگر سکه شاعر و نویسنده بود.
از او مقالهای تحتعنوان «گنجینههای تاریخی ساری» در ضمیمه سال ۱۳ سالنامه کشور به تاریخ اسفند سال ۱۳۳۶ منتشر شده که در آن به آثار مکشوفه تاریخی مازندران ازجمله بشقاب سیمین معروف ساری، پرداختهاست. او درباره رجال و شخصیتها، رویدادها، تاریخ، ضربالمثلها و بسیاری موضوعهای دیگر مقالههایی نوشت که در نشریات معتبر داخلی و خارجی آن زمان ازجمله یغما و یادگار منتشر شد.
گفته شده شهاب در سال ۱۳۲۲ با کمک عدهای از دوستانش انجمن ادبی ساری را تشکیل داد و خود ریاست آن را به عهده داشت. همچنین او در سال ۱۳۲۹ خورشیدی امتیاز مجلهای به نام «فرایران» را دریافت کرد.

چرا طاهری شهاب اهمیت دارد؟
به تعبیر جمالزاده، «طاهری شهاب عَلَمدار ادب و فرهنگ آن سرزمین، یعنی خطه مازندران» است.
به عقیده موسوی اهمیت کار شهاب آنجا آشکار میشود که بیشتر تصحیحات او نخستین و آخرین تصحیح بر آن آثار بوده؛ بسیاری از آن آثار حتی چاپ مجدد هم نشده، به عبارتی از دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی تصحیحات او همچنان مرجع اول و آخر برخی آثارند. او نخستین کاشف شاعران و مصحح دیوانهای شگفتانگیزی بود که نه پیش و نه پس از او؛ کسی سراغشان را نگرفت. آثاری که نهتنها در آن دهه که او تصحیحشان کرد مهجور بودهاند، بلکه تا امروز هم چنان که باید شناخته نشدهاند.
از میان شعرایی که شهاب به آنها پرداخته، سیّد محمد طالب آملی نامآشناترینشان برای مازندرانیهاست. او ملکالشعرای دربار «جهانگیر گورکانی» در قرن ۱۱ «ه-ق» و از بزرگترین شعرای بینالمللی ایران، سبک هندی و مکتب «طرز تازه» بود که میان شعرای هندی آن زمان و ماقبلش مانند او کمتر دیده شدهاست.
تصحیح «کلیات اشعار ملکالشعرا طالب آملی» به دلیل نیاز مصحح بر تسلط و شناخت کامل از شعر کلاسیک به سبک هندی، شناخت رجال مازندرانی و احوال شاعر، اثری شگرف شمرده میشود.
از او بیش از ۵۰ اثر در قالب مقاله، تصحیح، کتاب شعر، پژوهش ادبی- تاریخی بر جای مانده که همچنان بهعنوان منابع اولیه پژوهشگران این حوزه از آنها استفاده میشود.

نامی بر سنگی، یادی در خاطری
او در سالهای آخر عمرش به سرطان حنجره مبتلا شد و سرانجام سال ۱۳۵۰، پیکرش در گوشهای از مقبره خانوادگیشان در آرامگاه ملا مجدالدین ساری آرام و قرار گرفت.
مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران با تاکید بر لزوم توجه به چهرههای شاخص فرهنگی و تاریخی استان میگوید: خودم را موظف میدانم تا در حد توان به شناساندن این افراد در جامعه کمک کنم. آنها که زندهاند را با مصاحبههای شفاهی در تاریخ ثبت خواهیم کرد و یاد و جایگاه بزرگان رفته را در برنامهها، همایشها و مانند آن گرامی داشته و بستری برای شناخت هر چه بهترشان در جامعه فراهم میکنیم.
انتهای پیام
