اسدالله بابایی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: از دیرباز وقتی به تاریخ هنر نگاه میاندازیم، انسان با ایفای هنر و حرکات نمایشی و نقاشیهای غارها درصدد تسخیر روح، اجزا و عناصر پیرامون خود بوده و بر این امر اصرار داشته است و از دل این حرکات نمایشی، آداب و مناسک به وجود آمدهاند. این آداب و مناسک خود باعث پایهگذاری سبکها و شیوههای مختلف اجرای نمایشی همچون تراژدیها و گونههای دیگر نمایشی شدهاند؛ یعنی هم انسانها خالق این فرهنگها و تمدنهای بشری بودهاند و هم اجرای گونههای مختلف نمایشی و آداب و مناسک، باعث پیشرفت انسانی و بهوجودآمدن تمدنهای مختلف در اقصینقاط کره خاکی شده است.
وی افزود: هنر و هنرمند هر دو مقراض یک تیر ترکش پیشرفت بودهاند؛ چه در هنر معماری که تجلی ذاتی و اندیشه چگونه زیستی هنرمند بوده و چه در رفتار و گفتار و عملکرد اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه. هنر در همه ابعاد زیست انسانی، نقشآفرین بوده و بهنوعی بازتاب اندیشه و شیوه زندگی جوامع بهشمار میرود.
این بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون بیان کرد: آنچه مهم است و نباید نادیده گرفته شود، رفتار و عملکرد هنرمند با بهرهگیری از هنر در جامعه مردمی و تمدنی است. هنر بدون مردم و بدون مخاطب، بهخودیخود مردود و «هنر برای هنر» شناخته میشود و اثر چندان مطلوبی در جامعه نخواهد داشت. هنر زمانی تجلی و عینیت پیدا میکند که در میان مردم و برای مردم باشد، نه اینکه هنر بر مردم باشد، چرا که در این صورت هنر دشنهای خواهد بود برای نابودی و اضمحلال تمدن بشریت. در چالشهای مختلف روحی و اجتماعی، مخاطبان چشم به واکنش سریع و دقیق هنرمندان دارند و انتظار دارند آنان در راستای گرایشهای انسانی و مردمی ظهور و بلوغ پیدا کنند.
بابایی ادامه داد: هنر مردمی و با مردم باعث شکوفایی، رشد، پیشرفت و توسعه همهجانبه در میان انسانها خواهد بود و این تأثیر و تغییر، دوسویه است. در چالشهای مختلف روحی و اجتماعی، مخاطبان و دوستداران هنر چشمهایشان به واکنش سریع، دقیق و کامل هنرمندان است و انتظار دارند همانگونه که هنر زاییده علومانسانی و اجتماعی است، هنرمندان نیز در این عرصه به نحو احسن ظهور و بلوغ پیدا کنند، البته در راستای گرایشهای انسانی و مردمی.
وی توضیح داد: این هنرمندان و این هنر به دنبال پویایی، نشاط، شادی و سرزندگی انسانی و اجتماعی است و در غیر این صورت همان هنر و هنرمند مرده است که بهعنوان سلبریتی و هنرمندان قدرتطلب در سایه شهرت در ذهن و روح مردم شناخته میشوند. بیشتر مردم خوش دارند هنرمندان الگو و نمونه، سرمشق نیروی واکنش سریع در مسائل مربوط و چالشهای اجتماعی باشند و در غیر این صورت همان سلبریتیهای قدرتطلب مرده و نوکر قدرتهای زر و زور و تزویر خواهند بود.
این طراح صحنه و بازیگر تصریح کرد: اینکه چگونه میتوانیم از ظرفیتهای فرهنگی و هنری برای دفاع از ارزشهای ملی و اجتماعی بهره ببریم، باید عرض کنم هنر در همه زمینهها دارای ظرفیتهای بالقوهای است که هنرمندان را به سمتوسوی کمال سوق میدهد؛ اما همین هنر بهمثابه شمشیر دو لبه نیز است. اگر این شمشیر در دستان هنرمند زنگی مست قرار بگیرد، همان میشود که بعضی از سلبریتیهای بیخاصیت و بیریشه کردند و میکنند؛ همانهایی که منتظر آن لحظه لعنتی حمله ترامپ به هموطنانمان بودند و همچون انترهای تربیتیافته، جای دوست و دشمن را برای وطنفروشان نشان میدادند.
بابایی توضیح داد: آیا هنر جز برای تعالی انسان و رسیدن به روح والایی جامعه هدف دیگری دارد؟ مگر جز عشق و عاشقی کردن چیز دیگری را برای عاشقان خود میخواهد؟ هنر در ذات خود، تعهدآور روح والای انسانی است و این تعهد است که تمدنساز و آرمانگرا است. هنر دکان نیست که بتوان متاع هنری را در آن حراج کرد؛ اگرچه هنر و هنرمند نیز میباید از اقتصاد لازم معیشتی بهرهمند باشد، معیشتی که از قدیم در قامت صله دادن و صله گرفتن مرسوم بوده است.
وی بیان کرد: وقتی هنرمند هنرش را با پول، قدرت، نفوذ و اعتبار سلبریتی شدن عرضه میکند، کمکم از تعهدات هنری و اخلاقی و بهویژه مردمیبودن دور میشود و هنگامی که مردم خود را فراموش کند و به ولینعمتهایش به چشم نوکر و طرفدار نگاه کرده و خود را از دیگران برتر بداند، ارزش و هدف او از مردم فاصله میگیرد. ارزش مردم هستند و هدف نیز مردم.
این طراح صحنه و بازیگر پیشکسوت ادامه داد: هنرمند زمانی موفق خواهد بود که همگام و همراه با مردم و برای تعالی اجتماعی در اخلاق، رفتار، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و کنش و واکنش اجتماعی گام بردارد. هنرمندی که در این مسیر حرکت کند، عنصری تأثیرگذار در بزنگاههای مختلف معاصر و تاریخی خواهد بود و نقشی پربار در ساخت ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی و تأثیرگذاری در فرهنگ عامه و غنی ایرانی و اسلامی خواهد داشت و بر پشتیبانی و حمایت از سلاله هنرمندان آینده رهگشا خواهد بود.
بابایی توضیح داد: پس هنرمند مردمی و با مردم بودن، هنرمند ظرفیتساز است و هرچه مردمیتر، خاضعتر و بلندمرتبهتر. اینجا است که هنرمند اهلدل و شاعر میفرماید:
«افتادگی آموز اگر طالب فیضی،
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.»
وی اظهار کرد: جان کلام اینکه وظیفه هنرمندان در قبال جامعه و وطن، در این روزهای پرتلاطم و سرنوشتساز، چگونه باید باشد و چگونه تعریف میشود. ابتدا باید عرض کنم هنرمند را باید در تعاریف ملی و میهنی و هنرمند مکتبی تعریف کرد. هنرمند از این دو مرز جدا نیست و هر دو قابلاحترام، پذیرش و توجهاند، اما هنرمندان مکتبی، با آرمانهای ملی و دستورات مذهبی، وظیفه دیگری دارند که ایشان را نسبت به دیگر هنرمندان ویژه میکند و آن هم تعالیم دینی و مذهبی و اعتقادات مکتبی است. هنرمند در این خط، چشم و گوش به فرمان رهبران دینی، فرهنگی و مذهبی دارد تا در عرصه و میدان هنری خود، وظایف اجتماعی را نیز که همگام با مردم است، به نحو احسن انجام دهد و آن هم اطاعت و ولایتپذیری است که آحاد مردم بدان اعتقاد عملی دارند. پس وظیفه هنرمند، همراهی و همپایی و حضور شانهبهشانه با مردم است. مردم به هنرمندان خود نگاه ارزشی و تمدنی دارند و احساس غرور و افتخار خواهند کرد هنگامی که مفاخر فرهنگی و ارزشی خود را در کنار خود میبینند.
این بازیگر پیشکسوت تأکید کرد: پس هنرمندان باید بر اساس تعالیم دینی، مذهبی و مردمی، همچنان یک گام از مردم جلوتر حرکت کنند و همچنان نقش پیامبران فرهنگی جامعه را در خط و خاکریز مقدم فرهنگی بر عهده داشته باشند. هنرمندی که درک کند در چنین شرایطی، هم در جهاد اکبر است و هم در جهاد اصغر، جایگاه خود را در این میدان خطیر مییابد. پس وظیفه هنرمند در شرایط سخت که امکان ظهور در صحنه هنری به دلایل جنگ و هجمه دشمن وجود ندارد، فقط حضور است و حضور.
بابایی بیان کرد: هنرمندان ملی و میهنی که صرفاً هنر را دریچه افکار، احساسات و تعلقات هنرمندانه میدانند و از خط دین، مذهب و سیاست جدا میانگارند نیز در قبال وطن و مردم همان وظیفهای بر دوششان است که مردم دارند، چراکه آنها هم هنرشان را برای این مردم به ظهور میرسانند، اما متأسفانه، گویا بعضی از هنرمندان در این برهه حساس به فکر مطالبات بربادرفته و یا گروکشی آنچه به دست آوردهاند هستند و در قبال این آورده، مطالبه از مردم و دستگاههای نظارتی هنری و یا سازمانهای مرتبط با هنر دارند؛ هنرمندانی که پیشازاین هم هیچگاه یارویاور دستگاههای اجرایی و نظارتی هنر و هنرمندان نبودهاند و راه خود را میرفتند و کار خود را میکردند.
وی خاطرنشان کرد: این هنرمندان گاه با فعالیت خود برای اضمحلال هنر گام برداشتند و نوعی لمپنیسم افسارگسیخته را به همراه لفاظیهای دشنامگونه و هرزهزبانیهای چالهمیدانی و زنپوشیهای لودهوار به خورد مخاطب خود دادند و زبان و ادبیات فاخر فارسی را به سخره گرفتند و صحنه را لوث و بیادب کردند و در این زمان، بهجای هجرتکردن و با مردم بودن، گویا «دوش و دوشابشان» گل کرده و تنها در مورد حوادث ۱۸ و ۱۹ دی قلمفرسایی میکنند و وطنفروشان اجنبیپرست اغتشاشگر را جوانان این مرزوبوم میدانند و از آنها حمایت میکنند و بیش از ۶۰ شبانهروز و این همه مصائب و مصیبت در فراق رهبر شهیدمان، فرماندهان نظامی ارتش و سپاه و کودکان معصوم و مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب و دیگر کودکان و شهدای بمبارانها، کوچکترین نظری نداده و آب به آسیاب دشمن غدار ریخته و با سکوت و حتی کلامشان، دشمن را تعریف و تمجید کرده و میکنند. اینها همان سلبریتیهای مرده این وطن هستند.
این بازیگر پیشکسوت توضیح داد: هنرمند ایرانی، هنرمند مردمی است و هنرمند بدون مردم، همان سلبریتی مرده است، پس وظیفه هنرمند در این موقعیت کشوری، حضور و همدلی و همآوایی با مردم و مقابله با دشمن است. هنرمند در این زمان آوای حکم جهاد در میان مردم است، بدون چشمداشت و بدون حب و بغض؛ فقط حضور، وحدت و همدلی. اکنون وقت تسویهحسابها نیست. امیدوارم هنرمندانی که تاکنون سکوت کردهاند، این سکوت را بشکنند و با مردم همراه شوند و در آغوش مردم جا بگیرند.
انتهای پیام
