بعدازظهر امروز یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ماه، صحن علنی شورای اسلامی شهر شیراز شاهد قرائت نامهای دیپلماتیک و انسانی بود که از سوی سیدابراهیم حسینی، ریاست این شورا به مقصدی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران ارسال شده است.
این نامه که خطاب به پارلمانهای شهرهای خواهرخوانده شیراز تنظیم شده، روایتی تلخ از روزهایی است که «شهر راز» و دیگر نقاط ایران، زیر آتش جنگی ناخواسته، شاهد پرپر شدن غیرنظامیان و تخریب نمادهای حیات شهری هستند.
در متن نامه ارسالی به پارلمانهای شهرهای خواهرخوانده شیراز در سراسر جهان آمده است:
به نام خدا
اعضای محترم شوراها و پارلمانهای شهری در شهرهای دوست و خواهرخوانده شیراز
باسلام و احترام:
بهعنوان یک نماینده محلی، در واکنش به تحولات جنگ تحمیلی اخیر توسط آمریکا و اسرائیل که زیرساختهای شهری و شهروندان عادی(غیرنظامیان) را در شهر ما و دیگر نقاط کشورمان هدف قرار داده، این نامه را تقدیم حضور مینمایم.
بهعنوان یک دانش آموخته حقوق با سابقه تدریس در مدرسه و دانشگاه، سالهاست با حسرت شاهد رنگ باختن مفاهیم بنیادینی هستم که قرار بود دستور زبان یک جهان متمدن باشد.
از شیراز برای شما مینویسم. شهری که حالا مردمان شهره به آرامش و لطافت طبعش، همانند دیگر هموطنان نجیبشان، با غرش مداوم هواپیماهای جنگی و صدای انفجار خو گرفتهاند.
ما در روزگار تناقضی تلخ زندگی میکنیم. آنان که رساتر از همه از «حقوق بشر» و «مردم سالاری» سخن میگویند، همانهایند که بمبهایشان بیمارستان ها، مدارس، دانشگاه ها و در شیراز بوستان های شهری را هدف قرار می دهد.
مِه غلیظ انحصار رسانهای، روزگاری حقیقت را پنهان میداشت، اما مِه تاب نمیآورد، آنگاه که در زمین زیر پایش این حجم غیرقابل کتمان جنایتهای جنگی انباشته شده باشد. شاید جنگ حین مذاکره و گفتگو(آن هم دو بار پیاپی) و تاسف بارتر آز آن، این همه بی پروایی و گستاخی در حمله به شهروندان عادی و زیرساخت های شهری برای برخی ناظران غافلگیر کننده بود. اما نه برای مردم ما. نه برای مردمی که سالهاست رنج تحریمهای غیر عادلانه را چشیدهاند و قربانی تروریسم اقتصادی متکی بر استانداردهای دوگانه و گروگان گرفتن نهادهای بینالمللی توسط دشمن غداری بودهاند که حتی دسترسی به خدمات پزشکی و دارو را دست مایه تحقق آرزوی موهوم خود برای تسلیم ملتهای مستقل و آزاده کرده و از رنج انسانهای عادی ارتزاق میکند.
آنچه در غزه، در لبنان و اکنون در ایران روی داده، دیگر داستانی بیگانه نیست. عادتی است که جهان در حال آموختن آن است، و عادتها سفر میکنند! از این روست که می خواهیم این حقایق شنیده و ثبت شوند.
همکاران عزیز، هدف این مکاتبه لزوما درخواست یک کنش سیاسی نیست. تنها میخواهم این حقیقت لحظهای میان شما بنشیند: سنگریزهای از آگاهی که در وجدان شهرتان فرو میافتد. بگذارید این مکاتبه دعوتی باشد برای شما که بیتردید دل در گرو ساختن جهانی امن و عدالت محور برای جامعه بشری دارید تا برخی از کسانی را که این جنگ از ما گرفته است را به یاد آورید:
۱۶۸کودک دانش آموز مینابی که از جسم معصومشان جز خاطره لبخندشان چیزی برای آخرین وداع مادرشان باقی نماند. امدادگرانی که ای کاش این بار دیر هنگام بر بالین بیمارشان میرسیدند.
نوجوانان لاری که پیش از برخورد آن موشک، سختترین جسمی که به تور بازیشان اصابت کرده بود، توپ چرمی بود.
باغبان شیرازی که در حال زمزمه با شکوفههای بوستان شهر، با زندگی وداع کرد.
چهار راننده ماشینآلات پارک زیباشهر شیراز که همانند سالهای گذشته مشغول آماده کردن اقامت مسافران نوروزی بودند اما موشک آنها را در حسرت شادی دیدن لبخند مهمانانشان گذاشت.
اگر میسر شد، بگذارید سکوتی هر چند کوتاه، هر چند در خلوت، نامهایشان را در آغوش گیرد. همین کافی است.
با احترام
سید ابراهیم حسینی
رییس شورای اسلامی شهر شیراز
انتهای پیام

