احمد جانجان در گفتوگو با ایسنا درباره تأثیرات احتمالی بستن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی اظهار کرد: اقتصاد جهانی طی چند دهه گذشته بر سه پایه «انرژی ارزان»، «حملونقل ارزان» و «ثبات مسیرهای تجاری» بنا شده بود. هرگونه اختلال در تنگه هرمز، هر سه پایه یاد شده را به طور همزمان هدف قرار میدهد. به همین دلیل حتی تهدید به ناامنی در این آبراه، پیش از آنکه به یک بحران نظامی تبدیل شود، خود را به شکل یک شوک روانی و اقتصادی در بازارهای جهانی نشان میدهد.
وی با تأکید بر اینکه اهمیت هرمز فراتر از عبور نفت خام است، افزود: بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند، اما موضوع فقط انرژی نیست. کود شیمیایی، فرآوردههای پتروشیمی، مواد اولیه صنایع و بخش مهمی از تجارت دریایی آسیا نیز به امنیت این گذرگاه وابسته است. در صورت بروز اختلال جدی در هرمز، آثار آن تنها در جایگاههای سوخت مشاهده نخواهد شد، بلکه به سرعت در قیمت مواد غذایی، هزینه حملونقل، تورم کالاهای مصرفی و حتی بازار مسکن کشورهای مختلف نمود پیدا میکند.
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی با اشاره به بازگشت نام تنگه هرمز به صدر تحلیلهای سیاسی و اقتصادی جهان اظهار کرد: تصور رایج مبنی بر اینکه اهمیت هرمز صرفا به عبور نفتکشها محدود میشود، برداشتی ناقص از واقعیت است، چراکه این گذرگاه دریایی یکی از ستونهای اصلی نظم اقتصادی جهان به شمار میرود.
جانجان با اشاره به تبعات امنیت غذایی چنین سناریویی تصریح کرد: افزایش قیمت انرژی مستقیما هزینه تولید و حمل غذا را بالا میبرد. در چنین شرایطی ابتدا کشورهای کمترتوسعهیافته و فقیر آسیب میبینند؛ کشورهایی که واردکننده انرژی و مواد غذایی هستند. این مسئله میتواند بحران معیشتی را تشدید کرده و به ناآرامیهای اجتماعی منجر شود. از سوی دیگر، ایران با کشورهایی نظیر پاکستان و افغانستان همسایه است و با اقتصادهای پرجمعیتی همچون چین و برزیل نیز در تعامل تجاری قرار دارد؛ بنابراین تبعات منطقهای و فرامنطقهای چنین وضعیتی قابل چشمپوشی نیست.
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی ادامه داد: جهان امروز بیش از آنچه تصور میشود به انرژی وابسته است. حتی کشاورزی مدرن بدون سوخت، گاز و کود شیمیایی عملاً فلج میشود. به همین دلیل اختلال در هرمز میتواند از مسیر افزایش قیمت انرژی، امنیت غذایی جهان را تهدید کند.
وی با بیان اینکه بازار جهانی نفت صرفاً بر اساس عرضه واقعی عمل نمیکند، خاطرنشان کرد: انتظارات، نگرانیهای سیاسی و ترس از آینده نقش تعیینکنندهای در قیمتگذاری دارند. حتی احتمال درگیری در هرمز میتواند قیمت نفت را دچار نوسان کند. البته در بازارهای آتی و ابزارهای مالی مدیریت ریسک وجود دارد، اما جهش قیمت انرژی صرفاً به افزایش هزینه سوخت محدود نمیشود؛ بیمه کشتیها، هزینه حمل کالا و قیمت تمامشده تولید نیز افزایش مییابد و موج تازهای از تورم به اقتصاد جهانی تحمیل میکند. طبیعی است که کشور ما نیز از مسیر افزایش قیمت کالاهای واسطهای وارداتی، تحت تأثیر این موج قرار خواهد گرفت.
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت سیاستگذاری پولی در چنین شرایطی گفت: بانکهای مرکزی جهان در موقعیت دشواری قرار میگیرند. افزایش نرخ بهره برای مهار تورم میتواند رکود اقتصادی را تشدید کند و اجرای سیاستهای حمایتی نیز خطر خروج تورم از کنترل را در پی دارد. این وضعیت همان چیزی است که اقتصاددانان از آن به عنوان «رکود تورمی» یاد میکنند؛ شرایطی که رشد اقتصادی را متوقف میکند و فشار معیشتی را افزایش میدهد.
جانجان در ادامه با رد این تصور که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اهمیت راهبردی هرمز را کاهش داده است، تصریح کرد: دستکم در دو دهه آینده این نگاه واقعبینانه نیست. جهان همچنان وابستگی عمیقی به نفت، گاز و صنایع پتروشیمی دارد و بخش بزرگی از اقتصاد آسیا بر پایه سوختهای فسیلی حرکت میکند. حتی بسیاری از فناوریهای نوین نیز بدون زنجیره گسترده انرژی و حملونقل جهانی امکان تداوم فعالیت ندارند.
وی افزود: بحرانهای اخیر نشان داده است که جهان با وجود ظاهر پیشرفته و دیجیتالی خود، همچنان به چند گلوگاه سنتی و محدود وابسته است. تنگه هرمز یکی از مهمترین این گلوگاههاست. با این حال باید توجه داشت که استفاده از چنین اهرمهایی نیازمند محاسبه دقیق است؛ زیرا این کارت را شاید تنها یکبار بتوان بازی کرد و در صورت مدیریت نادرست، ممکن است زیرساختهای پرهزینهای برای دور زدن این مسیر ایجاد شود.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: مسئله هرمز صرفاً موضوعی مربوط به ایران، کشورهای عربی یا حتی بازار نفت نیست؛ بلکه به شکنندگی نظمی بازمیگردد که اقتصاد جهانی بر پایه آن شکل گرفته است. هرگونه اختلال در این نقطه میتواند از خلیج فارس تا شرق آسیا و از بازار انرژی تا سفره مردم عادی، اثرگذار باشد و پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی در سطح بینالمللی ایجاد کند.
انتهای پیام
