امروز، پرخاشگری دیگر تنها یک موضوع روانپزشکی محصور در اتاقهای درمان نیست، بلکه آیینهای است که بازتابدهنده فشارهای ساختاری، گسستهای فرهنگی و گمشدگی مهارتهای گفتمانی در میانه تلاطمهای معیشتی و اجتماعی است.
تحلیل پیش رو با عبور از آمارهای سطحی، به کالبدشکافی این پرسش حیاتی میپردازد که چگونه سکوت ناشی از درک متقابل، جای خود را به هیاهوی خشونتباری داده است که در آن، هر شهروند همزمان در جایگاه قربانی و مروج تنش قرار میگیرد، مسیری که بازگشت از آن، نه تنها به مداخلات انضباطی، بلکه به یک بازسازی بزرگ در زیرساختهای همدلی و تابآوری ملی نیاز دارد.
بررسی نقش اختلالات شخصیتی و محرکهای اجتماعی در شکلگیری خشونت
یک روانشناس در این رابطه در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: پرخاشگری تحت تأثیر مجموعهای از عوامل زیستشناختی، روانشناختی، محیطی و موقعیتی قرار دارد. از نظر زیستشناختی، اختلالات هورمونی مانند افزایش تستوسترون و ناهنجاریهای مغزی، بهویژه آسیب به قشر پیشپیشانی، میتوانند تأثیرگذار باشند. همچنین، عوامل ژنتیکی و سابقه خانوادگی نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
ابوالفضل محمدیان با بیان اینکه از نظر روانشناختی، اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت مرزی، استرس، اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی یا تحقیر میتوانند زمینهساز رفتارهای پرخاشگرانه شود، گفت: در بُعد اجتماعی، تجربه خشونت در خانواده به عوامل محرکی مانند فقر، بیکاری، تأثیر رسانهها و بازیهای خشن بستگی دارد.
وی افزود: مصرف الکل و مواد مخدر، گرمای هوا و شلوغی محیط احتمال بروز پرخاشگری را افزایش میدهد.
وی با بیان اینکه پرخاشگری را میتوان به چند نوع تقسیم کرد افزود: پرخاشگری فیزیکی رفتارهایی مانند کتککاری و آسیبرساندن مستقیم به دیگران را شامل میشود.
محمدیان پرخاشگری کلامی را فریاد زدن، توهین و تهدید عنوان کرد و ادامه داد: پرخاشگری رابطهای آسیب به روابط فردی، مانند شایعهپراکنی و تخریب وجهه اجتماعی است.
این روانشناس افزود: پرخاشگری واکنشی مانند واکنش به تهدید یا تحریک و عصبانیت ناگهانی است.
وی پرخاشگری فعال را برنامهریزیشده برای رسیدن به هدف خاص، مانند زورگیری عنوان کرد و گفت: پرخاشگری غیرمستقیم نیز شامل رفتارهایی مانند قهر یا واکنشهای منفعل پرخاشگرانه است.
محمدیان بیان کرد: یکی از روشهای مؤثر برای کنترل پرخاشگری، رواندرمانی است که به افراد کمک میکند الگوهای رفتاری خود را بررسی کرده و شیوههای سالمتری برای ابراز هیجاناتشان بیاموزند. همچنین، آموزش مهارتهای مدیریت خشم، مانند تمرین تنفس عمیق و شمارش معکوس، میتواند به کاهش شدت واکنشهای پرخاشگرانه کمک کند.
پرخاشگری ناشی از افسردگی
وی با بیان اینکه در مواردی که پرخاشگری ناشی از اختلالات زمینهای مانند افسردگی باشد، دارودرمانی تحت نظر روانپزشک توصیه میشود، اظهار کرد: تغییر سبک زندگی، مانند ورزش منظم، مدیتیشن، و پرهیز از الکل و مواد محرک نیز نقش مهمی در کاهش پرخاشگری دارد. در نهایت، حمایت اجتماعی، از جمله بهبود ارتباطات خانوادگی و شرکت در گروههای حمایتی، میتواند در کنترل این رفتار مؤثر باشد.
وی ادامه داد: پرخاشگری در کودکان بیشتر به شکل فیزیکی یا کلامی بروز میکند، مانند گاز گرفتن یا جیغ زدن. این رفتارها ممکن است ناشی از الگوبرداری از والدین، اختلالات رفتاری (مانند ADHD) یا کمبود توجه باشد.
محمدیان افزود: افسردگی و مشکلات خلقی در کودکان میتواند خود را بهصورت رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهد.کودکی که قادر به بیان احساسات خود نیست، ممکن است از طریق پرخاشگری ناراحتی درونیاش را بروز دهد. برای کنترل این رفتارها، آموزش مهارتهای اجتماعی، تنظیم هیجان و در برخی موارد، بررسی و درمان مشکلات خلقی ضروری است.
وی با بیان اینکه در بزرگسالان، پرخاشگری معمولاً پیچیدهتر است و میتواند به شکل رفتارهای رابطهای یا منفعلانه بروز کند، اظهار کرد: استرس شغلی، مشکلات زناشویی و اختلالات روانی از عوامل مهم در این زمینه هستند. درمان این نوع پرخاشگری معمولاً نیاز به ترکیبی از رواندرمانی و دارودرمانی دارد.
وی تکنیکهای فوری برای مدیریت خشم را شامل مکث کردن و نفس عمیق کشیدن (۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم)، ترک محیط برای کاهش تحریک و استفاده از شمارش معکوس (از ۱۰ به ۱) برای کنترل واکنشهای هیجانی عنوان کرد.
این روانشناس افزود: برای پیشگیری بلندمدت، تمرین ذهنآگاهی و شناخت محرکهای خشم توصیه میشود. در مواردی که خشم کنترلنشده بر زندگی فرد تأثیر منفی میگذارد، مشورت با روانشناس ضروری است.
فقدان مرزهای مشخص در خانواده، عاملی برای بروز خشونت
یک روانشناس دیگر نیز در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به نقش فقدان مرزهای مشخص در خانواده به عنوان عاملی برای بروز خشونت، تأکید کرد: این شرایط به هرجومرج و دخالت افراد در امور یکدیگر دامن میزند.
حسین رستمی خشم را یک هیجان طبیعی در کنار شادی، غم، تعجب و ترس دانست و اظهار کرد: متأسفانه زمانی که از خشم صحبت میشود، ناخودآگاه درگیری خیابانی، پرخاشگری و وقایع ناخوشایند به ذهن میرسد، در حالی که خشم در اصل برای حفظ بقای فرد طراحی شده است.
وی افزود: فرد ممکن است از موضوعی ناراحت و خشمگین شود اما آن را بروز ندهد، ولی اگر این خشم را با رفتار یا کلام ابراز کند، به پرخاشگری تبدیل میشود که در این وضعیت خطرناک بوده و بازتابهای منفی به همراه دارد.
این روانشناس با اشاره به روابط زوجین تصریح کرد: وقتی یکی از طرفین خودشیفته باشد و انتظار داشته باشد همیشه حرف او باشد و همه برای منافعش تلاش کنند، طرف مقابل آستانه تحمل خود را از دست داده و مستعد ابتلا به بیماریهای مختلف میشود.
رستمی با بیان اینکه افراد دارای رفتار خشونتآمیز معمولاً مهارتهای ارتباطی ضعیفی دارند، گفت: زمانی که زن و شوهر منظور از رفتارهای خود را به درستی بیان نکنند، رفتارهای درست هر یک توسط طرف دیگر به اشتباه تفسیر میشود.
وی مهارت حل مسئله را برای مدیریت خشم ضروری دانست و تأکید کرد: باید بپذیریم که زندگی همواره با مشکلات آمیخته است. به عنوان مثال، اگر کودک تکفرزند یا فرزند آخر خانواده با گریه به خواستههایش برسد، این رفتار در او تقویت شده و گمان میکند هر مشکلی با گریه حل میشود، این الگو پس از مدتی جزئی از سبک زندگی فرد شده و در خانواده خود نیز تکرار میشود.
رستمی خاطرنشان کرد: والدین پرخاشگر، فرزندانی پرورش میدهند که در بزرگسالی همین سبک ارتباطی را در جامعه پیگیری کرده، پرخاشگری را روش تعامل خود قرار داده و در نهایت منزوی میشوند.
وی در ادامه به نقش دیدگاه منفی در بروز خشونت اشاره کرد و گفت: برخی افراد به تمام مسائل نگاه بدبینانه دارند، هر اتفاقی را به خود نسبت میدهند و در نتیجه همیشه پرخاشگر هستند.
نقش حیاتی خودآگاهی در کنترل هیجانات
این روانشناس، خودآگاهی را اولین گام در درمان خشونت برشمرد و تصریح کرد: سبک زندگی صحیح نیز یکی دیگر از عوامل پیشگیری از خشونت است؛ به عنوان مثال فردی که شب دیر میخوابد و صبح زود به سرکار میرود، به احتمال زیاد در محیط کار پرخاشگر خواهد بود.
رستمی تأکید کرد: هنگام رویارویی با مشکلات باید تلاش کنیم شرایط را تغییر دهیم و بپذیریم که زندگی همیشه منصفانه نیست.
انتهای پیام
