به گزارش ایسنا، زهره شاه قاسمی کارشناس مسائل بینالملل در یادداشتی با عنوان «پارادوکس ترامپ: حمایت با تحریم، رهایی با بمب!» نوشت:
«در اردیبهشتماه پرالتهاب سال ۱۴۰۵، تاریخ بار دیگر شاهد یکی از بزرگترین ریاکاریهای دیپلماتیک قرن است. در حالی که دونالد ترامپ با همان لحن نمایشی و تکرار شعارهای «حمایت از آرزوهای ملت ایران» و «آوردن آزادی برای ستمدیدگان»، تریبونهای جهانی را اشغال کرده است، واقعیتِ روی زمین در ایران تصویری کاملاً متضاد را ترسیم میکند. تلاقی حملات نظامی مستقیم که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد با تحریمهای بیسابقهای که نبض زندگی را هدف گرفتهاند، نشان میدهد که واژه «آزادی» در فرهنگ لغت کاخ سفید، معنایی جز «تسلیم در برابر ویرانی» ندارد. این نوشتار به کالبدشکافی این پرسش میپردازد: چگونه میتوان مدعی دموکراسی بود و همزمان با ابزار «تروریسم سفید»، حق حیات یک ملت را سلب کرد؟
دکترین ترامپ در قبال ایران همواره بر یک پایه استوار بوده است: «فشار حداکثری برای نجات مردم». اما در بهار ۱۴۰۵، این ادعا بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته است. ترامپ در سخنرانیهای خود با ریاکاری از دنیایی سخن میگوید که در آن به زعم وی ایرانیان «آزاد» و در «رفاه کامل» هستند، اما مسیری که او ترسیم کرده، از میان خرابههای زیرساختهای حیاتی، صفهای طولانی دارو و کوچک کردن سفره فقیرترین اقشار جامعه میگذرد.
وقتی موتورهای اقتصادی یک کشور به دلیل بستن تمامی مبادی بانکی از کار میافتند و همزمان جنگندهها آسمان شهرها را ناامن میکنند، سخن گفتن از «حقوق شهروندی» چیزی جز یک شوخی تلخ نیست. تروریسم اقتصادی که ما آن را «تروریسم سفید» مینامیم، در واقع مکملِ دقیق همان بمبهایی است که از اسفند گذشته بر خاک ایران فرود آمدند. این یک «جنگ ترکیبی» است که در آن، شعار آزادی، پوششی برای یک نسلکشی مدرن شده است.
اگر بخواهیم صداقت شعارهای ترامپ را بسنجیم، باید به آمارهای گزارششده توسط نهادهای مستقلی چون «انستیتو لیبرتارین» نگاه کنیم. گزارشهای این نهاد در بهار ۱۴۰۵ فاش میکند که سالانه جان حدود ۵۶۴ هزار انسان در سراسر جهان بر اثر تحریمهای یکجانبه آمریکا گرفته میشود. تکاندهندهترین بخش این آمار اینجاست: ۵۱ درصد از این قربانیان، کودکان زیر پنج سال هستند.
ترامپ که مدعی است «بهترینها را برای کودکان ایرانی میخواهد»، باید پاسخ دهد که چگونه مسدود کردن مسیر واردات تجهیزات پزشکی و داروهای خاص برای بیماران پروانهای و سرطانی، به آزادی آنها کمک میکند؟ طبق گزارشهای سالهای اخیر، نرخ مرگومیر در میان کودکان مبتلا به بیماریهای خاص (مثل EB) در دورههای تشدید تحریمها، تا ۳ برابر افزایش یافته است. در واقع، این کودکان قربانیان ردیف اول سیاستی هستند که «حق حیات» را به عنوان پیششرطی برای «تغییر رفتار سیاسی» به گروگان گرفته است. این رفتار، مصداق بارز جنایت علیه بشریت است همانطور که گزارشگر ویژه سازمان ملل، النا دوهان در گزارشهای خود صراحتاً اعلام کرد که تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران، «نقض آشکار حقوق بشر» و مانع از تحقق «حق سلامتی» است.
لذا تاریخ گواهی میدهد که شعارهای «آزادیبخش» واشینگتن همواره با بوی خون و طعم گرسنگی همراه بوده است؛ از فاجعه دهه ۹۰ میلادی و مرگ نیم میلیون کودک عراقی که مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، در پاسخی تکاندهنده به بهای جان آنها گفت: «ما فکر میکنیم این بها ارزشش را داشت»، تا رنج بیماران خاص در ایرانِ امروز. همگی اینها قطعات یک پازل واحد و نشانگر یک الگوی ثابت هستند: «گروگانگیری معیشتی» یک ملت برای به زانو درآوردن ارادهی سیاسی آنها.
اما برخلاف بمبارانهای اسفند ۱۴۰۴ که با سر و صدا و دود همراه بود، این نوع تروریسم در سکوت راهروهای وزارت خزانهداری آمریکا اعمال میشود. ترامپ با استفاده از نفوذ خود بر نظامات مالی بینالمللی، «باجگیری دولتی» را به اوج رسانده است.
در وضعیت کنونی که ایران پس از شهادت جانسوز رهبران خود در اسفند ۱۴۰۴، در حال بازسازی اقتدار ملی و انسجام داخلی است، ترامپ سعی دارد با ابزار تحریم، گسست اجتماعی ایجاد کند. او به دنبال آن است که با تحت فشار قرار دادن معیشت مردم، آنها را در مقابل حاکمیت قرار دهد؛ اما غافل از اینکه مردم ایران به خوبی درک کردهاند کسی که نان را از سفره شان میرباید، نمیتواند حامل پیام رفاه و بهروزی باشد.
تحریمهای آمریکا علیه ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵، فراتر از یک موضوع اقتصادی، یک «جنایت جنگی مستمر» است که با ادبیات «آزادیخواهی» تزیین شده است. وقتی نیمی از قربانیان این سیاستها کودکان خردسال هستند، ادعاهای حقوق بشری ترامپ چیزی جز یک توهین به شعور جامعه جهانی نیست.
امروز مقابله با این «تروریسم سفید»، تنها وظیفه دولتها نیست، بلکه ضرورتی برای وجدان بیدار بشری است.»
انتهای پیام
