در پی حمله تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک کشورمان، مردم سمنان با حضور شبانه در خیابانها و میادین اصلی شهر و برگزاری تجمعات باشکوه ضمن گرامیداشت یاد رهبر شهید و بیعت با حضرت آیت آلله سید مجتبی خامنهای حمایت خود را از مدافعان وطن اعلام می کنند.
مردم سمنان در این تجمعات باشکوه شبانه، با در دست داشتن عکسهای رهبر شهید، پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و عکس شهدا و با شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر انگلیس»، «هیهات منا الذله»، «حسین حسین شعار ما شهادت افتخار ما»، «حیدر حیدر»، تنفر خود را از آمریکا و رژیم صهیونیستی ابراز میکنند.
اما روایت تجمع شب هفتاد و سوم، یک روایت متفاوت است، از میان این جمعیتی که هفتاد و چند شب، ساعاتی خیابان را غُرُق کردهاند، قابهایی میجوشند که هر کدامشان عِندِحماسه و تهِ روایتاند و فصلی مستقل از حقایقی سیال.
پدربزرگی که تنفسش به ریسمان باریکِ دستگاه اکسیژنساز بند است و نفسهایش را قطرهچکانِ حیات تنظیم میکند، یا مادربزرگ قد خمیده ای که عصا؛ مأمورِ تعادلش است.


این روزها جماعتی خود را خواب زده و چشم بسته دربارهی این روایتهای روشن زمزمههایی میکنند؛ همان هایی که همه چیز را با معادلهی هزینه و فایده میسنجند؛ و چه عجیب است تصورشان؛ نسبت دادن قیمت به چیزی که قیمتبردار نیست!
می گویند:" اینها پول میگیرند تا قابِ شرافت بسازند!"
تصویر سوم، قابیست از یک کارگر، کارگری که در جریان نان آوری از بلندا سقوط کرد اما با استخوان شکسته که میان درد و ترمیم معلق است، به خیابان آمد تا از قافلهی وطنخواهی عقب نماند.

کارگر است او؛ با سه کوه رنج روی شانه اش، غمِ نان، اضطرابِ امنیتِ شغلی و هراسِ فردا؛ و با رنجِ این سهگانهی فرساینده هم، آمد...چون شرافت که باشد تکلیف جا نمیماند.
خیلی چیزها را نمیشود با ترازوی منفعت سنجید. عیارِ وطنخواه را مثلا . به این تصاویر خوب نگاه کنید این قابها روایت سیال اند و پیام شان روشن است، غیرت نرخ نمی پذیرد! شرافت قیمت ندارد!
نگارنده: محدثه عباسی
انتهای پیام
