این سنت شنیداری که ریشه در زندگی روزمره، کار، کوچ، مناسک، سوگواریها، شادیها و حتی ارتباطات اجتماعی داشته، امروز در معرض فراموشی قرار گرفته و نیازمند توجه جدی است.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه، فریادخوانیها را بخشی از تاریخ اجتماعی و حافظه جمعی مردم خراسان رضوی دانست و نسبت به کمرنگ شدن آنها هشدار داد.
جواد روشندل، در گفتوگو با ایسنا، افزود: فریادخوانیها صرفاً داد زدن یا صدا کردن نیست، بلکه نوعی زبان اجتماعی و فرهنگی هست که در زندگی گذشته مردم، نقش مهمی در ایجاد ارتباط، هماهنگی و انتقال پیام داشته است.
وی اظهار کرد: در گذشته، زمانی که ابزارهای ارتباطی امروز در دسترس نبود، صدا یکی از اصلیترین راههای ارتباطی میان انسانها بود. مردم برای خبررسانی، فراخوانی، هشدار دادن، اعلام حضور، دعوت به کار یا حتی بیان احساسات و مشارکت در آیینها از فریادهای خاص استفاده میکردند.
وی بیان کرد: این فریادها اغلب حامل معنا، ریتم و لحن مشخص بودند و از همین رو، در بسیاری از موارد جنبهای فراتر از یک صدای ساده پیدا میکردند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با تأکید بر اینکه فریادخوانیها در خراسان رضوی یکدست و یکنواخت نبودهاند، توضیح داد: این سنت در موقعیتهای گوناگون و با کارکردهای متفاوت شکل گرفته است. بخشی از فریادخوانیها در بستر کار و معیشت بوده است؛ بهعنوان مثال، چوپانان برای هدایت گله، کشاورزان برای هماهنگی در زمان کار، کارگران برای جلب توجه دیگران و کاروانرانان برای ارتباط در مسیرهای طولانی از صداهای خاص استفاده میکردند.
وی در ادامه افزود: در مناطقی که فاصله میان آبادیها زیاد بود و ارتباط چهره به چهره دشوارتر انجام میشد، فریاد نه تنها یک ابزار کارآمد، بلکه بخشی از سازوکار زندگی روزمره بود.
روشندل ادامه داد: بخش دیگری از فریادخوانیها در حوزه ارتباطات اجتماعی و خبررسانی معنا پیدا میکرد. در روستاها و محلههای سنتی، افراد برای اطلاعرسانی به همسایگان، صدا زدن اعضای خانواده، فراخوان اهالی برای یک رویداد یا اعلام وقوع یک اتفاق، از نداهای ویژه بهره میبردند. این نداها گاه چنان شناخته شده و تثبیت شده بودند که هر خانواده یا هر گروه اجتماعی، الگوی خاص خود را در فراخوانی افراد داشت.
این پژوهشگر فرهنگ عامه، یکی از مهمترین جلوههای فریادخوانی در خراسان رضوی را حضور آن در آیینها و مراسم مذهبی و سنتی دانست و گفت: در سوگواریها، عزاداریها، نقالیها، تعزیهها و برخی مناسک آیینی، نوعی فریاد یا ندا نقش برجستهای داشته است.
روشندل، همچنین بر تأثیر جغرافیا در شکلگیری این میراث شنیداری تأکید کرد و افزود: خراسان رضوی با گستره وسیع جغرافیایی، تنوع اقلیمی و پراکندگی سکونتگاهها، بستری مناسب برای شکلگیری گونههای مختلف فریادخوانی فراهم کرده بود.
وی اظهار کرد: در دشتهای باز، کوهپایهها، مراتع و مسیرهای طولانی، صدا مهمترین ابزار ارتباطی بود. از اینرو، مردم ناگزیر بودند برای رساندن پیام، از آواهایی استفاده کنند که هم شنیده شوند و هم معنا را منتقل کنند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به وجه هنری و زیباییشناختی برخی از فریادها گفت: همه فریادها صرفاً برای رساندن پیام سریع نبودند. در برخی مناطق، فریادخوانی دارای آهنگ، تکیه، کشش و لحن ویژه بوده و گاه شنونده از روی نوع صدا میتوانست موقعیت، حال و حتی هدف گوینده را تشخیص دهد.
روشندل در ادامه، نسبت به روند فراموشی این آیینها ابراز نگرانی کرد و افزود: با تغییر سبک زندگی، افزایش جمعیت شهری، کوچک شدن فاصلههای ارتباطی از طریق ابزارهای دیجیتال و کاهش وابستگی به صدا در بسیاری از امور روزمره، فریادخوانیها کارکرد پیشین خود را از دست دادهاند.
وی خاطرنشان کرد: نسل جدید کمتر با این سنتها مواجه شده و اگر اقدامی جدی صورت نگیرد، ممکن است بسیاری از این گونههای فرهنگی برای همیشه از حافظه اجتماعی حذف شوند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه، ثبت و مستندسازی فریادخوانیها را ضروری دانست و گفت: باید این آواها در قالب پژوهشهای میدانی، ضبطهای صوتی و تصویری، ثبت مکتوب و تحلیلهای مردمشناختی گردآوری شوند تا آیندگان بتوانند با این بخش از میراث فرهنگی آشنا شوند.
روشندل در ادامه خاطرنشان کرد: بیتوجهی به اینگونه میراثهای ناملموس، باعث میشود بخشی از تنوع فرهنگی و تاریخی کشور از میان برود.
وی تأکید کرد: ثبت فریادخوانیها باید در کنار سایر عناصر فرهنگ عامه مانند لالاییها، متلها، ترانههای محلی، آیینها و گویشها دنبال شود تا تصویری کاملتر از فرهنگ بومی خراسان رضوی به دست آید. این مجموعه عناصر در کنار یکدیگر هویت فرهنگی یک جامعه را شکل میدهند و حذف هر بخش، به معنای ناقص شدن این تصویر است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه ابراز امیدواری کرد: با همکاری نهادهای فرهنگی و مشارکت مردم محلی، بتوان بخشی از فریادخوانیهای باقیمانده را ثبت و حفظ کرد.
انتهای پیام
