محسن باقری اصل، نویسنده در یادداشتی با عنوان «رهبری که دیگر رفته است!» به جای خالی ابراهیم رهبر، نویسنده و نمایشنامهنویس پرداخته که سال پیش از دنیا رفت.
او در این یادداشت که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار گرفته، نوشته است: «رهبر! اسم آشنایی نیست. برای نسل جوان، میانسال، و پیرِ غیر ادبیاتی. اما آشناست. تا حدی، برای نسل میانسالِ دراماتیک. طرفداران تئاتر. آشنایان صحنه. و عُشّاق ادبیاتِ «مجموعه داستانی». رهبر. ابراهیم. ابراهیم رهبر. از اعضای اولیه کانون نویسندگان ایران. سالها انزوای خودخواسته. ۳۶۵ روز درازکشیده روی تخت تشریح دانشکده پزشکی دانشگاه تهران. اِنزوایی خودخواسته.
ابراهیمی که اسماعیلهایش را، با جدی گرفتنِ نِدای فرشتۀ پیامآور ادبیات، بیخ تا بیخ گلو بُرید. اِنزوایی خودخواسته؛ آنقدر که همه دوستانش مشهورند. اسماعیلهایی که کماکان زندهاند و ابراهیمی که درازکشیده بر روی تخت تشریحات جسمش. وصیتنامهای که ۳۶۵ روز است دارد به آن عمل میشود و تا ۳۶۵ روزهای آینده مُستدام خواهد ماند. تقدیمِ جسد ۸۷سال، وصیت استادم بود؛ که رخ داد، و تشریح روانِ آثار منتشرشده، و مهمتر از آن منتشرنشدهاش، که دوبرابر قبلیها هستند، برنامهای است پیشِ رو که بدون اجازهاش در حال انجامش هستم.
امروز اوّلین سالمرگِ آقای ابراهیم رهبرِ داستاننویس بود، که بهسادگی، و عامدانه، با دخترش دکتر چیترا رهبر و، برادرش محمودِ رهبرِ نمایشنامهنویس در انزوایی خودخواسته برگزارش کردیم! انزوایی که فُرم انتخابی ابراهیم رهبر بود. و البته مجالی برای تنفس و راس و ریس کردن «آمادههای انتشار» که به ارادۀ فقط الهی در سال پیشِ رو، رُخ خواهد داد. حالا کماکان زمانِ همان ناشناسی و انزوای ابراهیم رهبری است با کتابِ «من در تهرانم». بله؛ آقای رهبر! ما هم در تهرانیم و دربارۀ خودت و آثارت خواهیم نوشت.
گَس بودن این دستگرمی را هم میگذاریم به پای گس بودن خودتان آقای رهبر. وعدۀ ما کتابهای جدید شما؛ امسال.»
ابراهیم رهبر (زاده ۱۳۱۷ در صومعهسرا) از نویسندههای ایرانی دههٔ ۱۳۴۰ و دانشآموختهٔ رشتهٔ زمینشناسی (۱۳۴۴) و بازنشستهٔ وزارت کشاورزی (۱۳۵۹) بود که ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ از دنیا رفت. او اکثر روزها وقت خود را در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی به مطالعه مشغول بود و سالهای اخیر عمر خود را در انزوا و در آپارتمانی در تهران میگذراند. رهبر هیچگاه به شهرت علاقه نداشت.
ابراهیم رهبر وصیت کرده بود تا کالبدش را به دانشکدهٔ علوم پزشکی دانشگاه تهران اهدا کنند و در اینباره گفته بود: جسد بیجان چه اهمیتی دارد؟
ابراهیم رهبر در دو حوزه نمایشنامهنویسی و داستاننویسی صاحب چند اثر است. او سال ۱۳۴۸ اولین نمایشنامه خود را به نام «مهربانان و سه نمایشنامه دیگر» منتشر کرد که شامل نمایشنامههایی همچون «مهربانان»، «اجباری»، «باغ» و «تختجمشید» است.
رهبر به فاصله یک سال بعد، در سال ۴۹ اولین مجموعه داستان خود را با نام «دود» منتشر کرد. در کارنامه هنری او مجموعه داستانهایی چون «من در تهرانم»، «سوگواران»، «در شهری کوچک»،«شاهد رسمی»، «نام کسما» و «دود و آه» به چشم میخورد.
انتهای پیام
