• چهارشنبه / ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۳:۲۷
  • دسته‌بندی: فارس
  • کد مطلب: 1405022313647

یک روان‌شناس تربیتی تأکید کرد

ضرورت توجه علمی به سلامت روان کودکان در دوران جنگ و پساجنگ

ضرورت توجه علمی به سلامت روان کودکان در دوران جنگ و پساجنگ

ایسنا/فارس روان‌شناس تربیتی و روان‌شناس جهادی جنگ رمضان بر ضرورت توجه علمی و جدی به سلامت روان کودکان در دوران جنگ و پساجنگ تأکید کرد و آن را سرمایه‌گذاری برای آینده جامعه توصیف کرد که می‌تواند از تثبیت بسیاری از آسیب‌های روانی جلوگیری کرده و به شکل‌گیری نسلی تاب‌آورتر و سالم‌تر کمک کند.

جنگ علاوه بر خسارت‌های فیزیکی و اقتصادی، پیامدهای عمیق و ماندگاری بر سلامت روان جامعه بر جای می‌گذارد. در این میان، کودکان و نوجوانان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها به شمار می‌آیند؛ گروهی که درک کاملی از ماهیت بحران ندارند اما ناامنی، اضطراب و تغییرات ناگهانی محیط زندگی را به‌طور مستقیم تجربه می‌کنند.

برای بررسی ابعاد روان‌شناختی این مسئله و راهکارهای حمایت از کودکان در دوران بحران و پس از آن، با سمیه کشاورز، روان‌شناس تربیتی، شاعر کودک و نوجوان و روان‌شناس جهادی جنگ رمضان گفت‌وگو کرده‌ایم.

در این راستا کشاورز در گفت‌وگو با ایسنا در پاسخ به اینکه جنگ چه پیامدهای روانی برای کودکان به همراه دارد و چرا این گروه سنی آسیب‌پذیرتر است، گفت: کودکان در جنگ از آسیب‌پذیرترین و در عین حال خاموش‌ترین قربانیان هستند. در هر بحران نظامی، نخستین چیزی که در ذهن کودک آسیب می‌بیند احساس امنیت است. کودک برای رشد سالم نیازمند محیطی پایدار، قابل پیش‌بینی و امن است.

وی افزود: وقتی این مؤلفه‌ها در اثر جنگ دچار اختلال می‌شود، پیامد آن فقط یک ترس موقت نیست، بلکه می‌تواند بر نظام تنظیم هیجانی، روابط دلبستگی، تمرکز، یادگیری و حتی سازگاری اجتماعی کودک اثر بگذارد.

کشاورز تأکید کرد: نکته مهم این است که حتی کودکانی که مستقیماً در معرض خشونت قرار نگرفته‌اند نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. شنیدن اخبار نگران‌کننده، مشاهده اضطراب والدین، جابه‌جایی‌های ناگهانی، تغییر در محیط زندگی و اختلال در روال عادی زندگی می‌تواند احساس ناامنی را در کودک ایجاد کند.

نشانه فشارهای روانی بر کودکان

این روان‌شناس در پاسخ به اینکه این فشارهای روانی معمولاً با چه نشانه‌هایی در کودکان بروز پیدا می‌کند، گفت: نشانه‌ها ممکن است در هر کودک متفاوت باشد، اما برخی علائم شایع وجود دارد. اضطراب فراگیر، گوش‌به‌زنگی مفرط، اختلال خواب، کابوس‌های تکرارشونده، کاهش تمرکز، تحریک‌پذیری، وابستگی شدید به والدین و ترس از جدایی از جمله این نشانه‌ها هستند. در بسیاری از موارد نیز کودکان شکایات جسمانی مانند دل‌درد یا سردرد دارند که ریشه روانی دارد.

وی ادامه داد: گاهی نیز نوعی پس‌رفت رشدی مشاهده می‌شود؛ به این معنا که کودک به رفتارهایی بازمی‌گردد که مربوط به مراحل قبلی رشد او بوده است. این نشانه‌ها اگرچه ممکن است واکنش طبیعی به یک شرایط غیرعادی باشند، اما در صورت تداوم نیازمند توجه و مداخله تخصصی هستند.

تفاوت واکنش کودکان در سنین مختلف

کشاورز همچنین در پاسخ به اینکه آیا واکنش کودکان در سنین مختلف نسبت به جنگ متفاوت است، افزود: بله، واکنش‌ها تا حد زیادی به سن و مرحله رشد کودک بستگی دارد. کودکان خردسال به دلیل محدودیت در توانایی بیان و پردازش کلامی، اضطراب خود را بیشتر از طریق رفتار نشان می‌دهند؛ مانند چسبندگی شدید به والدین، ترس‌های فراگیر، شب‌ادراری یا بی‌قراری.

این روان‌شناس تصریح کرد: در کودکان سن مدرسه معمولاً افت عملکرد تحصیلی، پرخاشگری، گوشه‌گیری یا شکایات جسمانی بیشتر دیده می‌شود. نوجوانان نیز به دلیل پیچیده‌تر بودن ساختار هویتی و هیجانی ممکن است با افسردگی، خشم پنهان، بی‌انگیزگی یا حتی رفتارهای پرخطر مواجه شوند.

وی در پاسخ به اینکه در شرایط جنگی چه نوع مداخلات روان‌شناختی برای کمک به کودکان مؤثرتر است، نیز گفت: در شرایط بحران، تمرکز اصلی بر مداخلات در بحران و اصول کمک‌های اولیه روان‌شناختی است. هدف این است که سطح اضطراب کاهش پیدا کند و حس امنیت روانی تا حد امکان بازسازی شود تا واکنش‌های آسیب‌زا تثبیت نشوند.

کشاورز با بیان اینکه در کار با کودکان، روش‌های غیرمستقیم معمولاً مؤثرتر هستند، گفت: بازی‌درمانی، نقاشی‌درمانی، قصه‌گویی و فعالیت‌های خلاق می‌تواند به کودک کمک کند احساسات خود را بیان کند. همچنین آموزش مهارت‌هایی مانند تنفس آرام، شناسایی احساسات و ایجاد نظم در برنامه‌های روزمره می‌تواند در تنظیم هیجانات کودک نقش مهمی داشته باشد.

نقش والدین در حمایت روانی کودکان

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه نقش والدین در حمایت روانی از کودکان در چنین شرایطی چگونه است، افزود: والدین در واقع مهم‌ترین پایگاه امن کودک هستند. اگر پدر و مادر بتوانند اضطراب خود را تا حدی مدیریت کنند، با کودک گفت‌وگویی صادقانه اما متناسب با سن او داشته باشند و نظم نسبی زندگی را حفظ کنند، کودک احساس امنیت بیشتری خواهد داشت.

کشاورز بیان کرد: در مقابل، اگر والدین خود در آشفتگی شدید باشند و اضطراب کنترل‌نشده به کودک منتقل شود، احساس ناامنی کودک تشدید می‌شود. به همین دلیل در بسیاری از مداخلات روان‌شناختی، حمایت و آموزش والدین بخش مهمی از فرآیند کمک به کودک است.

پایان جنگ الزاما پایان بحران روانی کودکان نیست

وی همچنین در پاسخ به اینکه آیا با پایان جنگ، بحران روانی کودکان نیز پایان می‌یابد، گفت: لزومأ چنین نیست. در بسیاری از موارد، پیامدهای روانی جنگ در دوره پساجنگ آشکار می‌شود. زمانی که فشارهای فوری کاهش پیدا می‌کند، ذهن فرصت بیشتری برای پردازش تجربه‌های دشوار پیدا می‌کند و ممکن است علائمی مانند کابوس‌های تکرارشونده، مرور ذهنی حادثه، گوش‌به‌زنگی مفرط، ترس‌های ماندگار یا مشکلات در مدرسه و روابط اجتماعی بروز کند.

به گفته کشاورز، در این دوره خطر تثبیت اختلالات مرتبط با تروما یا سوگ پیچیده افزایش پیدا می‌کند، به‌ویژه در کودکانی که فقدان عزیزان یا از دست دادن خانه و محیط زندگی خود را تجربه کرده‌اند.

این روان‌شناس تربیتی در ادامه در پاسخ به اینکه در دوره پساجنگ چه اقداماتی برای حمایت از سلامت روان کودکان ضروری است، گفت: یکی از مهم‌ترین اقدامات، غربالگری نظام‌مند برای شناسایی کودکانی است که در معرض خطر بیشتری قرار دارند. این کار می‌تواند از طریق مدارس، مراکز بهداشتی و پایگاه‌های اجتماعی انجام شود.

به گفته وی، برای کودکانی که علائم شدیدتر یا پایدارتر دارند، لازم است مداخلات تخصصی مبتنی بر شواهد مانند درمان شناختی ـ رفتاری متمرکز بر تروما، مداخلات خانواده‌محور و برنامه‌های درمانی مرتبط با سوگ ارائه شود. البته نوع مداخله باید متناسب با سن کودک، شدت علائم و شرایط فرهنگی و خانوادگی او طراحی شود.

نقش نظام آموزشی

کشاورز در ادامه به نقش نظام آموزشی در این فرایند اشاره کرد و افزود: مدرسه در دوره پساجنگ فقط محل آموزش نیست، بلکه می‌تواند فضایی برای بازگشت به نظم، امنیت و ارتباطات اجتماعی باشد. اگر معلمان برای شناسایی نشانه‌های تروما آموزش ببینند، می‌توانند در شناسایی زودهنگام مشکلات و ارجاع دانش‌آموزان به خدمات تخصصی نقش بسیار مهمی ایفا کنند. در واقع مدرسه می‌تواند یکی از مهم‌ترین محیط‌های حمایتی برای کودکان باشد و به بازگشت آن‌ها به زندگی عادی کمک کند.

وی در پاسخ به اینکه توجه به سلامت روان کودکان در چنین شرایطی چه اهمیتی برای آینده جامعه دارد، گفت: سلامت روان کودکان مسئله‌ای صرفاً فردی یا مقطعی نیست، بلکه به آینده جامعه مربوط می‌شود. کودکی که با اضطراب مزمن، سوگ پردازش‌نشده یا احساس ناایمنی رشد می‌کند، ممکن است در آینده نیز در حوزه‌های مختلف زندگی با چالش‌های جدی مواجه شود.

کشاورز با تأکید بر اینکه توجه علمی و جدی به سلامت روان کودکان در دوران جنگ و پساجنگ، در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده جامعه است، گفت: اگر این موضوع به‌موقع و با رویکرد تخصصی مورد توجه قرار گیرد، می‌توان از تثبیت بسیاری از آسیب‌های روانی جلوگیری کرد و به شکل‌گیری نسلی تاب‌آورتر و سالم‌تر کمک کرد.

انتهای پیام