جنگ تنها زیرساختها و زندگی مادی انسانها را ویران نمیکند، بلکه آثار عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد نیز بر جای میگذارد. تجربهی ناامنی، از دست دادن عزیزان، جابهجایی اجباری، نگرانی از آینده و مواجهه با خشونت، فشار روانی شدیدی ایجاد میکند که میتواند زندگی روزمره افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
روانشناس تربیتی و روانشناس جهادی جنگ رمضان بر ضرورت توجه علمی و جدی به سلامت روان کودکان در دوران جنگ و پساجنگ تأکید کرد و آن را سرمایهگذاری برای آینده جامعه توصیف کرد که میتواند از تثبیت بسیاری از آسیبهای روانی جلوگیری کرده و به شکلگیری نسلی تابآورتر و سالمتر کمک کند.
در جهانی که امنیت دیگر صرفاً به معنای نبود جنگ نیست، کودکان حساسترین شاخص وضعیت روانی و اجتماعی یک جامعه به شمار میآیند. هر بحران نظامی یا تهدید امنیتی، پیش از آنکه بر سازهها و مرزها اثر بگذارد، روان کودک را هدف میگیرد؛ موضوعی که آینده یک ملت را متأثر میسازد. تجربههای اخیر نشان داد که حتی حملات محدود نیز میتواند اضطراب جمعی را در ذهن کودکان زنده کند. از این رو گفتوگو با کودکان درباره واقعیتهای جنگ، نه صرفاً یک توصیه تربیتی، بلکه ضرورتی ملی برای بازسازی امید و افزایش تابآوری نسل آینده است. موضوعی که یک حقوقدان راهکارهایی برای آن ارائه کرده است.