مهدی سیمریز در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: تئاتر از گذشتههای دور و از زمان باستان به عنوان ابزاری موثر برای انتقال مفاهیم در کشورهای صاحب تمدن از جمله یونان و ایران به شمار میرفته است و با گذشت چند هزار سال و ظهور رسانههای مختلف در قرن ۲۱ از جمله سینما، تلویزیون و شبکههای اجتماعی که مطابق ذائقه مخاطب امروزی هستند، این هنر همچنان به عنوان ابزاری برای انتقال اندیشههای ملی و حتی مذهبی جایگاه خود را به صورت جدی حفظ کرده است.
ظرفیت ذاتی درونمایهها و مفاهیم اسطورهای اصیل ایرانی به عنوان یک رسانه محبوب
او ادامه داد: مخاطب با حضور در فضای تئاتر و تماشای زنده آن، به گونهای تحت تاثیر قرار میگیرد که میتوان هر مفهومی را با استفاده از یک ابزار مناسب هنری به آن منتقل کرد. در حوزه اساطیر و باورهای ملی ایران، درونمایههای بسیار زیادی برای ایجاد چنین فضایی از لحاظ محتوا و جاذبههای بصری وجود دارد. یکی از مهمترین وظایف نهادهای هنری برای انتقال ملی و مذهبی به مخاطب، حمایت و استفاده از ظرفیتهای تئاتر است. بنابراین باید به سمتی برویم که بیش از پیش، مسئله تلفیق آموزش مفاهیم فرهنگی و سرگرمی پررنگ شود تا برای مخاطب امروزی از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار باشد.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر نباید به دنبال مرز بین سرگرمی و آموزشهای فرهنگی بود، خاطرنشان کرد: مخاطب امروز خواسته یا ناخواسته همه مباحث را در کنار یک سرگرمی برای خود تعریف میکند. رسانههای امروزی نیز حتی مباحث علمی، آموزشی و نظری را در یک فضای مفرح دنبال میکنند. در نتیجه ساخت یک بستر مناسب جهت داشتن یک جامعه پویا امروز بسیار بیشتر احساس میشود، بستری که با ابزار سرگرمکننده و کاملا هدایتشده از تاثیرگذاری بالایی بر روی مخاطب خود برخوردار باشد. در همین راستا در بحث اسطوره، افسانه و باورهای ملی، به شکل ذاتی امکانات و ویژگیهایی وجود دارد که مخاطب میتواند یک فضای بصری جذاب و حتی اعجابانگیز را بر روی صحنه تئاتر به عنوان یک رسانه محبوب، تماشا کند.

ضعف در شناخت و اقتباس از متون ادبی کهن فارسی
سیمریز با اشاره به ارجاع محدود نمایشنامهنویسان به متون ملی فارسی، توضیح داد: در طول سالهایی که تئاتر در فرهنگ ایران جایگاه خود را تثبیت کرده، تولیداتی در رابطه با شاهنامه و متون کهن فارسی به سرانجام رسیده است. به وضوح میتوان گفت این حوزه از کملطفی و کمکاری بالایی برخوردار است. فردوسی به گونهای در اثر خود روایتگری کرده است که از قابلیتهای نمایشی ویژهای برخوردار است. اگر نگاه دقیقتری به این اثر ارزشمند و به خصوص بخش ملیگرایی داشته باشیم متوجه میشویم که مسائلی که امروزه با آنها درگیر هستیم، راهکارهایشان در متن شاهنامه رمزگشایی، واکاوی و بیان شده است. با مرور این اثر مهم ملی میتوان شاهد اشاره به موضوعاتی مانند میهنپرستی، لزوم ایستادگی در برابر دشمن، حفظ وحدت ملی، فرار مغزها و خیانتهای فرهنگی و ادبی که میتواند موضوعی برای تولید یک اثر نمایشی و در ادامه انتقال پیامی به مخاطب باشد، بود.
رجوع به تمدن و ادبیات کهن فارسی جهت ایجاد فضاهای ملیگرایانه
وی افزود: اساطیر و قهرمانان متون کلاسیک، بارهای فرهنگی مهمی را بر دوش میکشند و درواقع فراتر از زمانه خود هستند. آنچه که در روایات پهلوانی و قهرمانی شاهنامه وجود دارد، مختص به بازه زمانی خود نیست و مفاهیمی که در این روایات مطرح شده است میتواند دغدغه مشترک بسیاری از مخاطبان امروزی باشد. بنابراین مواردی که در شاهنامه ذکر شده اگر در هر رسانهای نمود پیدا کند، این توانایی را دارد که کلیدواژههای مهمی را مخاطب منتقل کند. یکی از مهمترین بسترهایی که برای ایجاد فضاهای ملیگرایانه مناسب شمرده میشود، رجوع مردم به تمدن و ادبیات کهن فارسی است و یکی از مهمترین شاخصههایی که در این نوع از متون وجود دارد، چگونگی مواجهه مردم و رشادت آنها در برابر دشمن بوده است.
این نویسنده با بیان اینکه همه نمایشنامهنویسان این وظیفه را ندارد که در آثار خود بر بازتولید هویت فرهنگی و اسطورهای تمرکز داشته باشد، خاطرنشان کرد: هر نمایشنامهنویسی در یک حوزه کاری مشخصی فعالیت دارد که ممکن است قرابت موضوعی با مفاهیم اسطورهای و فرهنگی نداشته باشد. نویسنده تنها در موقعیتی موظف است در طول اثر اسمی از کشور و ملت خود به میان آورد که به باورها و میراث کهن آن اشارهای شده باشد و اگر این کار را انجام ندهد، به میهنش خیانت کرده است. این در حالی است که برای مثال اجراهایی که در سالیان اخیر به روی صحنه رفته است به داستانهایی مانند رستم و سهراب، ضحاک ماردوش و هفت خان رستم محدود شده و بسیاری از نمایشنامهنویسان حتی به شکلی ساده به سایر داستانهای شاهنامه رجوع نکردهاند.
او ادامه داد: یکی از معضلاتی که امروزه نمایشنامهنویسان نسل جوان به آن دچار هستند این است که تحث تاثیر فضاسازی غرب و شرق آسیا هستند این درحالی است که فضای ملی ما سرشار از داشتههای جذاب و موثر است که میتواند به غنای اثر آنها کمک کند. به طورکلی نویسندهای که شناخت کافی از تاریخ ملی ایران دارد موظف است که این میراث را تبدیل به یک اثر نمایشی کند و آن را در اختیار تولیدکنندگان و کارگردانان قرار دهد تا در ایجاد فضای تئاتر متناسب با فضای ملی در کشور موثر واقع گردد.

این مدرس دانشگاه در پاسخ به این پرسش که آیا تئاتر میتواند در مقایسه با فضای مجازی جای خالی آموزش روایتهای ملی را برای نسل جدید پر کند یا خیر، تصریح کرد: زمانی که از یک تئاتر موفق صحبت میکنیم، اگر بخواهیم تعداد مخاطبان آن را حساب کنیم، در مقایسه با فضای مجازی دارای محدودیت است. بنابراین اگر تئاتر تلاش کند تا خلاء روایتهای ملی را برطرف کند، صرفا در ذهن تماشاگران و اهالی فرهنگ و ادب میتواند این امر را میسر کند. اصولا تئاتر به عنوان یک هنر خاص به عدهای خاص از مخاطبان و علاقهمندان تعلق دارد که به عامه مردم ختم نمیشود.
وی ادامه داد: البته ممکن است که برخی از نمایشها تا مدت زمانی طولانی میزبان تماشاگران باشد اما اجراهایی که به صورت خاص همراه با مفاهیم ادبی، فرهنگی، تاریخی و ملی هستند هم نمیتوانند با رسانههای مجازی مقایسه شوند. البته این به آن معنا نیست که تئاتر به طور کامل از حفظ و انتقال اندیشههای ملی یا مذهبی عاجز است بلکه همین مخاطب خاص هم در بسیاری از مواقع از داستانها و روایتهای ملی ناآگاه است که پس از تماشای یک اجرای تئاتر میتواند آنها را بهتر بشناسند.
ظرفیتهای عمیق و موثر تئاتر اسطورهای در مقایسه با مدیومهای دیگر هنر
سیمریز با بیان اینکه یک متن خوب، جذاب و گیرا به همراه یک کارگردانی میتواند تاثیرات مثبتی را در طول اجرا حفظ کند، یادآور شد: اسطورهها این قابلیت را دارند که از آنان بتوان یک خروجی متنی مناسب تحویل گرفت و در ادامه آن را به روی صحنه برد. شاید بتوان گفت در این بحث، تئاتر میتواند در مقایسه با سینما عمیقتر و موثرتر واقع شود. تجربهای که در تئاتر امروز دنیا و به ویژه تئاتر اسطورهای شکل گرفته از تاثیرات مهمی برخوردار بوده و در نمونههای داخلی شاهد این هستیم که اقتباسهایی که از روایات شاهنامه در بستر تئاتر رخ داده، رضایت و همراهی مخاطبان را به دنبال داشته است.
ضرورت توجه به اصالت زبان شاهنامه در تئاتر
این شاهنامهپژوه با تاکید بر این موضوع که زبان فاخر شاهنامه مهمترین عنصری است که در طول اجرای تئاترهای مرتبط باید به آن توجه داشت، اظهار کرد: استفاده از چنین قالبی، استانداردهای خاص خود را به دنبال دارد؛ به عنوان مثال باید تا جای ممکن از کلمات اصیل فارسی در نگارش دیالوگها استفاده کرد. برخی از زبان منظوم فردوسی در اجرای تئاتر خود استفاده میکنند که تا حدی قابل دفاع نیست چرا که خواسته مخاطب را از تماشای اجرا برآورده نمیکند. در برخی از اجراها نیز زبان منظوم شاهنامه تبدیل به زبان منثور شده که با رضایت مخاطبان روبهرو بوده است.
سیمریز ادامه داد: تعدادی از نمایشنامهنویسان تلاش داشتند در طی اقتباس از متون کهن فارسی، از زبان محاورهای برای نوشتن دیالوگها استفاده کنند که تا امروز از موفقیت چندانی برخوردار نبودهاند. نثر معاصر به دلیل بهرهگرفتن از کلماتی که ریشه ندارند و از فرهنگهای دیگر وارد فرهنگ ما شدهاند، از متن شاهنامه فاصله گرفته است. بنابراین اگر نویسندهای بخواهد به جای استفاده از زبان فاخر شاهنامه از نثر معاصر استفاده کند، باید دقت و مهارت زیادی داشته باشد تا به اصالت متن اصلی لطمهای وارد نشود.

لزوم توجه به تغییرات آگاهانه و محدود در اقتباس از متون کهن فارسی
او با ذکر این نکته که در حوزه اقتباس، نمایشنامهنویس آزاد است نسبت به متن اصلی تغییراتی را شکل دهد، توضیح داد: در دستهبندی انواع اقتباس با اقتباس وفادار، نیمه وفادار و آزاد مواجه هستیم. شایسته است که اگر تلاش داریم تا از متون کهن فارسی اقتباس کنیم، با توجه به اینکه مخاطب نسبت به آن روایت یا موضوع آگاهی چندانی ندارد، تغییرات زیادی را در آن شکل ندهیم. در شیوه اقتباس نیمه وفادار یا آزاد، باید به مخاطب اعلام شود که آن چیزی را که بر روی صحنه تماشا کرده با متن اصلی متفاوت است. در طی نگارش یک اثر، نمایشنامهنویس باید به این نکته توجه داشته باشد که نتیجهگیری و برداشت مخاطب با مولف اصلی اثر مانند فردوسی یا مولوی که از آثار آنان اقتباس شده، یکسان باشد و دچار انحراف نشود.
تولید یک تئاتر تاریخی و اسطورهای، نیازمند حمایت مالی
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: قطعا حمایت مالی بیشترین تاثیر را در ایجاد انگیزه از سوی تولیدکنندگان آثار نمایشی در اقتباس از متون کهن میکند. در شرایط فعلی یکی از بزرگترین چالشها در تولید یک اجرای تاریخی محدودیتهای مالی است چرا که برخلاف بسیاری از اجراها که این توانایی را دارند که با امکانات محدود بر روی صحنه بروند، تئاترهای اسطورهای احتیاج به طراحیهای خاص در بحث اجرای دکور، موسیقی، لباس و مواردی از این قبیل دارند. حمایت هر چه بیشتر از سوی نهادهای هنری موجب افزایش تولید تئاترهایی با محوریت اسطوره و باورهای ملی میشود.
سیمریز افزود: اخیرا تلاشهای خوبی در ارجاع مخاطبان، هنرمندان و نویسندگان به متون کهن در فراخوان جشنوارهها مشاهده میشود که باعث امیدواری و دلگرمی است. به نظر میرسد این محوریت، نوید آینده روشن و خوبی را برای بازگشت به متون ادبی کهن میدهد. ادبیات کهن فارسی یکی از ستونهای مهم عظمت ایران اسلامی است که امیدواریم برای عموم مردم بازنمایی بیشتری ایجاد و در ادامه احساس ملیگرایانه بیشتری را تقویت کند.
انتهای پیام
