• جمعه / ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۸:۱۳
  • دسته‌بندی: پژوهش
  • کد مطلب: 1405022514411

قهرمانان پنهان پژوهش؛ ستون‌های نادیده جهان علم

قهرمانان پنهان پژوهش؛ ستون‌های نادیده جهان علم

پشت هر کشف علمی، شبکه‌ای از متخصصان بی‌ نام‌ و نشان و کمتر مورد توجه قرار گرفته حضور دارند که داده‌ها را جمع‌آوری می‌کنند، نرم‌افزار طراحی می‌کنند، نمونه‌ها را نگهداری می‌کنند و زیرساخت پژوهش را می‌سازند و با وجود نقش حیاتی‌شان در پیشبرد علم، این نیروهای «پشت‌صحنه» هنوز هم به‌ ندرت به رسمیت شناخته می‌شوند.

به گزارش ایسنا، در گرمای سوزان و در میان چشم‌اندازهای ناهموار جنوب‌شرقی استرالیا، فرانک همینگز بیش از ۲۷ سال است که پیمایش‌های پوشش گیاهی انجام می‌دهد. او هزاران گیاه را از علفزارها، جنگل‌ها و برخی از خشک‌ترین مناطق کشور جمع‌آوری و مستندسازی کرده است. به ‌عنوان متصدی، او هر نمونه را با دقت خشک می‌کند، شناسایی می‌کند و فهرست‌برداری می‌کند و هرکدام را به یک آرشیو عظیم از گیاهان که قفسه‌ها را پر کرده‌اند، اضافه می‌کند. کار او که با سفرهای میدانی کنار جاده برای جمع‌آوری علف‌های هرز آغاز شد، در نهایت به نمونه‌هایی انجامید که برای پژوهشگران در سراسر جهان، در طیف گسترده‌ای از حوزه‌های علمی، ضروری شدند. همینگز می‌گوید: اوایل کارم متوجه نبودم که مدیریت یک مجموعه از نمونه‌های زیستی یعنی اینکه نمونه‌هایی که من جمع‌آوری یا شناسایی می‌کنم می‌توانند سال‌ها بعد به کار فرد دیگری بیایند.

به نقل از نیچر، او به‌عنوان یک دانشمند در نقش پشتیبان پژوهش، خودش به ‌طور مستقل مقاله‌های علمی نمی‌نویسد یا آزمایش انجام نمی‌دهد. در عوض، همینگز با دقت نمونه‌هایی را گردآوری و نگهداری می‌کند که دیگر دانشمندان از آن‌ها برای جمع‌آوری داده و انجام کشفیات استفاده می‌کنند. او توضیح می‌دهد: من موظف نیستم از این داده‌ها پژوهش تولید کنم. مسئولیت من این است که آن‌ها را در دسترس قرار دهم تا دیگران بتوانند در پژوهش‌هایشان از آن‌ها استفاده کنند.

همینگز ۳۷۸۲ نمونه جمع‌آوری کرده و در شناسایی بیش از ۱۰ هزار و ۵۰۰ نمونه کمک کرده است. برگ‌هایی که او فشرده کرده در مطالعاتی در حوزه‌هایی مانند شیمی دارویی، بوم‌شناسی و تغییرات اقلیمی به کار رفته‌اند. او می‌گوید: با اینکه نامم به‌عنوان هم‌نویسنده در ۲۷ مقاله آمده، برایم شگفت‌انگیز بود که فهمیدم دست‌کم ۹۳ مطالعه دیگر بر پایه هزاران نمونه‌ای که من جمع‌آوری و شناسایی کرده‌ام، انجام شده‌اند. او می‌گوید که به اشتراک‌گذاری داده‌ها و فراداده‌های نمونه‌ها هسته اصلی مأموریت اوست. او به‌خوبی به یاد می‌آورد که گفت‌وگویی پرتنش با نماینده‌ای از بخش حقوقی دانشگاهش داشت که می‌خواست محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر توزیع داده‌های نمونه‌ها اعمال کند. او با قاطعیت پاسخ داد: باید درک کنید، این برخلاف ذات علم است.

همینگز بخشی از تعداد عظیمی از متخصصان پشتیبانی پژوهش است که در مؤسسات علمی سراسر جهان کار می‌کنند و اغلب در سایه هستند. به‌عنوان «گرداننده‌های پشت‌صحنه» علم، آن‌ها عمدتاً برای مخاطبان نامرئی هستند، اما برای اجرای نمایش ضروری‌اند. با اینکه اثر انگشت آن‌ها روی بسیاری از مجموعه‌های داده دیده می‌شود، به ‌ندرت به‌عنوان مشارکت‌کنندگان کامل در پروژه‌ها، هم‌نویسندگان و به شکل‌های دیگر که به ‌طور رسمی پاداش داده می‌شوند، شناخته می‌شوند. در مقالات، اغلب فقط در یک عبارت کوتاه در بخش قدردانی ظاهر می‌شوند. کار پنهان و تخصص آن‌ها به ‌سختی قابل اندازه‌گیری است.

سایمون هتریک، رئیس کمپینی که در سال ۲۰۲۰ در دانشگاه ساوتهمپتون بریتانیا برای نشان دادن و تجلیل از این نقش‌های حیاتی راه‌اندازی شد، می‌گوید: این کمبود شناخت به دشواری‌های قابل ‌توجهی برای افراد در این نقش‌ها منجر می‌شود. آنها در دریافت حمایت، یافتن موقعیت شغلی و پیشرفت در حرفه خود با چالش مواجه هستند.

دست‌های پنهان

مارتن شوله، آماده‌ساز فسیل در موزه تاریخ طبیعی برلین، می‌گوید: از همان ابتدا می‌دانستم که برای تبدیل شدن به آن نوع دانشمندی که بین مقاله‌ها و داوری همتا زندگی می‌کند ساخته نشده‌ام. در نوجوانی، او جذب هنر آماده‌سازی فسیل شد. شوله به ‌طور آگاهانه تصمیم گرفت از پژوهش دانشگاهی فاصله بگیرد، زیرا آن را بیش از حد محدودکننده می‌دانست؛ چراکه دانشمندان اغلب سال‌ها روی یک پرسش یا یک فسیل تمرکز می‌کنند. او در کالج حرفه‌ای والتر-گروپیوس در بوخوم آلمان، سه سال آموزش دید تا به یک متخصص فسیل تبدیل شود. او می‌گوید: آنچه که مرا در این حرفه نگه می‌دارد، آزادی برای کاوش طیف فوق‌العاده‌ای از فسیل‌ها و دوره‌های زمانی است. از یک کرم کوچک کامبرین که نیم میلیارد سال پیش زندگی می‌کرد تا بقایای انسان‌تباران چند هزار ساله. این تنوع، به گفته شوله، هیجان دائمی و حس تازه‌ای از کشف به همراه دارد.

کار شوله فراتر از دیوارهای موزه است. او با گروه‌های میدانی سفر می‌کند و فسیل‌ها را کشف و حفظ می‌کند تا بتوان آن‌ها را به برلین منتقل کرد. بقایای شبیه کروکودیل که در بیابان‌های سودان کشف شده‌اند، نهنگ‌ها و گاوهای دریایی باستانی در ایران و دوزیستان دوره پرمین در روسیه. در آزمایشگاه، او فسیل‌ها را بازسازی و مرمت می‌کند و مدل‌های سه ‌بُعدی دقیق برای پژوهش ایجاد می‌کند. کار او به تمرکز کامل نیاز دارد و یک اشتباه می‌تواند فسیل‌هایی را که طبیعت هزاران میلیون سال حفظ کرده، نابود کند. او به یاد می‌آورد زمانی که جمجمه یک خرس غار منقرض‌ شده از روی میز کارش افتاد و روی زمین خرد شد. او می‌گوید: احساس کردم قلبم ایستاد. او چهار ماه صرف کرد تا هر قطعه را با دقت بچسباند و اغلب شب‌ها تا دیروقت کار می‌کرد.

قهرمانان پنهان پژوهش؛ ستون‌های نادیده جهان علم
مارتن شوله، آماده‌ساز فسیل در موزه تاریخ طبیعی برلین

پشتیبانی فنی

فیلیپا برادبنت نیز کار در نقش پشتیبانی را می‌پذیرد، اما او بخشی از نسل نوظهور متخصصان پشتیبانی پژوهش است که در کدنویسی، نرم‌افزار و داده مهارت دارند. او که مهندس نرم‌افزار در دانشگاه ساوتهمپتون است، می‌گوید: مهندسی نرم‌افزار پژوهشی هنوز در حال شکل‌گیری است. او، خود و دیگران در این نقش‌ها را افرادی می‌داند که با ساخت نرم‌افزارهای پایدار و مهندسی‌ شده و آموزش پژوهشگران برای استفاده و توسعه برنامه‌های ضروری، دقت، قابلیت بازتولید و مقیاس‌پذیری پژوهش را بهبود می‌دهند. او می‌گوید: این اصطلاح تنها حدود ۱۴ سال پیش شکل گرفته و این به ما بستگی دارد که آینده این حوزه را تعریف کنیم.

او در زمان انجام دکتری روان‌شناسی، به یک باشگاه مقاله پیوست که قابلیت بازتولید را با بررسی مقالات علمی تحلیل می‌کرد. او به یاد می‌آورد: آن‌جا بود که فهمیدم نرم‌افزار تا چه حد در شفاف و قابل بازتولید کردن پژوهش، نقش اساسی دارد. این اطلاعات در نهایت او را به مسیر حرفه‌ای کنونی‌اش هدایت کرد. او روی پروژه‌های پژوهشی در حوزه‌های علمی متنوع و اغلب نامرتبط کار می‌کند که نیازمند سازگاری مداوم ابزارهایش با نیازهای هر پژوهشگر است. او توضیح می‌دهد: ترسناک‌ترین بخش این است که وارد یک حوزه کاملا جدید شوی و آن‌قدر سریع آن را یاد بگیری که بتوانی به ‌طور مؤثر از پژوهش پشتیبانی کنی.

زمان آن رسیده است که از مشارکت‌کنندگان «پنهان» علم تجلیل شود

هری بیدل به ‌عنوان مهندس داده در موسسه محیط ‌زیست استکهلم (SEI) از پژوهش پشتیبانی می‌کند. او می‌گوید: همیشه دوست داشتم در کنار پژوهشگران در محیط کشف باشم، اما همیشه در تبدیل‌ شدن به یک پژوهشگر تردید داشتم. پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد در مدل‌سازی ریاضی و محاسبات علمی از دانشگاه آکسفورد، او به دنبال کردن دکتری فکر کرد، اما بیشتر به برنامه‌نویسی و طراحی نرم‌افزار جذب شد تا دانشگاه. بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، بیدل روی ابزارهای نرم‌افزاری برای شبیه‌سازی سیالات و اقیانوس کار کرد که در فیلم‌های معروفی مانند میان ستاره‌ای استفاده شدند.

اکنون، او ابزارهای پشت پروژه Trase در موسسه محیط ‌زیست استکهلم را می‌سازد؛ پروژه‌ای که تجارت بین‌المللی کالاهایی مانند روغن پالم را که به جنگل ‌زدایی گرمسیری منجر می‌شود، ردیابی می‌کند. او می‌گوید: من تمام زیرساخت‌هایی را می‌سازم که پژوهشگران برای کارشان به آن متکی هستند، از جمله پلتفرم‌هایی برای ذخیره و تبدیل داده‌ها و ابزارهای نرم‌افزاری برای ساخت مدل‌های زنجیره تأمین.

کمک به دنیای حیوانات

پشتیبانی پژوهش حتی می‌تواند نجات‌بخش باشد. شارون پرایس، مدیر کلونی بابون در مرکز ملی پژوهش نخستی‌ها در سن آنتونیو تگزاس، می‌گوید: بسیاری از پژوهشگران متوجه نیستند پشت صحنه چه اتفاقاتی می‌افتد تا در نهایت ما بتوانیم نتایجی را که ارائه می‌دهیم، فراهم کنیم. او به ‌طور مداوم کلونی را زیر نظر دارد و مراقبت از آن را با نیازهای پژوهشی در حال انجام هماهنگ می‌کند. حیواناتی که او از آن‌ها مراقبت می‌کند، نقش مهمی دارند. او می‌گوید: آن‌ها خط مقدم ما در درک و مدیریت بیماری‌های انسانی هستند، زیرا دانشمندان می‌توانند مشاهده کنند که عوامل بیماری‌زا در نخستی‌ها چگونه رفتار می‌کنند.

قهرمانان پنهان پژوهش؛ ستون‌های نادیده جهان علم
شارون پرایس، مدیر کلونی بابون در مرکز ملی پژوهش نخستی‌ها در سن آنتونیو تگزاس

همه متخصصان پشتیبانی از پیش‌زمینه دانشگاهی نمی‌آیند. فیونا لینچ نزدیک به دو دهه در ساخت‌وساز زیرآبی کار کرد، پیش از آنکه در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان متخصص وسایل هدایت‌پذیر از راه دور (ROV) در شبکه ردیابی اقیانوس در دانشگاه دالهوزی در هلیفکس کانادا مشغول شود. او می‌گوید: همیشه می‌خواستم به علم دریایی کمک کنم. فهمیدم می‌توانم مهارت‌های فنی‌ام را با کاری معنادار ترکیب کنم. مهارت‌های عملی که از بررسی خطوط لوله و کار با ابزارها و تجهیزات زیرآبی به دست آورده بود، به او کمک کرد تا ناوگانی از وسایل هدایت‌پذیر از راه دور را هدایت و نگهداری کند که برای مطالعه اکوسیستم‌های اعماق اقیانوس استفاده می‌شوند. لینچ وسایل هدایت‌پذیر از راه دوری را که قادرند تا عمق ۱۰۰۰ متر پایین بروند، کنترل می‌کند که هدایت آن‌ها هرگز ساده نبوده است.

تغییرات آب‌وهوا، جریان‌های قوی و گاهی خرابی تجهیزات هم مهارت او و هم اعصابش را به چالش می‌کشید. او می‌گوید: در چنین شرایطی، بازگرداندن وسایل هدایت‌پذیر از راه دور واقعا مثل طناب‌کشی است. اگر این وسایل برنگردند، دانشمندان نمی‌توانند به داده‌هایشان دسترسی پیدا کنند.

نادیده گرفته شده و بی‌اعتبار

از آنجا که این افراد پشت صحنه کار می‌کنند و تلاش‌هایشان به ‌ندرت فراتر از گروه‌های نزدیکشان دیده می‌شود، کارکنان پشتیبانی پژوهش می‌توانند جداشده یا منزوی از جامعه گسترده‌تر پژوهش به نظر برسند.

 در یک صحنه فیلم، نام همه در تیتراژ می‌آید، اما درباره افرادی مانند شوله چنین نیست. او اغلب این کلیشه را می‌شنود که آماده‌سازان فسیل، بداخلاق یا گوشه‌گیر هستند. اما او توضیح می‌دهد که ساعت‌های طولانی خم‌شدن روی میکروسکوپ و کار با سوزن‌های ظریف روی نمونه‌های شکننده به تمرکز شدید و استقامت ذهنی نیاز دارد. او می‌گوید: این فقط خستگی ذهنی است. ما فقط به کمی تنهایی برای استراحت و بازیابی نیاز داریم.

برادبنت می‌گوید در حوزه او نیز سوءبرداشت مشابهی وجود دارد. مردم فکر می‌کنند مهندسان نرم‌افزار پژوهشی تنها و جدا از همه کار می‌کنند. در واقع، این یک کار بسیار مشارکتی است و ما دائما با پژوهشگران و دیگر افراد در جامعه علمی در تعامل هستیم.

با وجود همکاری نزدیک با دانشگاهیان، بسیاری از این متخصصان با هویت حرفه‌ای خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. حتی کسانی که تحصیلات تکمیلی دارند، اغلب نمی‌دانند در سلسله‌ مراتب سنتی موقعیت‌های علمی کجا قرار می‌گیرند. بسیاری احساس می‌کنند اگر در پژوهش مشارکت دارند، باید نامشان در مقالاتی که از کارشان استفاده می‌کند، بیاید. نباید صرفا به‌عنوان اپراتور تجهیزات یا متخصص پشتیبانی دیده شوند. این کمبود قدردانی پیامدهایی دارد؛ می‌تواند باعث نارضایتی میان پژوهشگران و کارکنان پشتیبانی شود، روحیه را کاهش دهد و همکاری را تضعیف کند و البته می‌تواند پیشرفت شغلی را برای افراد در این نقش‌ها دشوارتر کند.

چرا علم به مهندسان نرم‌افزار پژوهشی بیشتری نیاز دارد

متخصصان پشتیبانی پژوهش می‌گویند وقت آن رسیده است که این شکاف پر شود. برادبنت می‌گوید: ممکن است برخی دانشگاهیان مهندسان نرم‌افزار پژوهشی را کم‌اهمیت‌تر بدانند یا کار آن‌ها را مسیر شغلی پایین‌تر نسبت به مسیر سنتی دانشگاهی ببینند. او می‌افزاید تغییر این نگرش نیازمند حمایت است. ما هنوز باید تصمیم‌گیرندگان در راس موسسات علمی را متقاعد کنیم که کار ما حیاتی است.

شوله این احساس را خوب می‌شناسد. او می‌گوید: اغلب شما را در پایین سلسله‌مراتب می‌بینند و اجازه ندارید وقتی چیزی درست نیست، صحبت کنید. با اینکه روابط او با پژوهشگران عمدتا مثبت است، او می‌گوید بسیاری از دانشمندان جوان‌تر به ‌طور کامل درک یا قدردانی از نقش آماده‌ساز ندارند.

واضح‌ترین شکاف در دستمزد است. شوله می‌گوید: فاصله دستمزد بین پژوهشگران و آماده‌سازان فسیل واقعا دیوانه‌کننده است. پژوهشگران از طریق کمک هزینه مالی و ارتقای شغلی، پیشرفت می‌کنند، اما آماده‌سازان اغلب شاهد رکود حقوق خود هستند، حتی زمانی که حجم کار و تخصصشان افزایش می‌یابد. او می‌افزاید: وقتی می‌دانید کارتان کشفیات را ممکن می‌کند، اما فیش حقوقی‌تان چیز دیگری می‌گوید، فرساینده است. چنین ناامیدی‌هایی برای کارکنان پشتیبانی رایج است. در سال ۲۰۲۰، نظرسنجی فرهنگ پژوهش انجمن مدیران و مدیران اجرایی پژوهش بریتانیا نشان داد که برخی پژوهشگران احساس می‌کنند شکست خورده‌اند، اگر مسیر شغلی خود را به سمت نقش پشتیبانی تغییر دهند.

اینکه می‌دانم بخشی از گروه‌هایی هستم که پژوهش‌هایشان به پیشرفت در درمان سرطان و بیماری‌های کبدی، توسعه واکسن‌های کووید-۱۹ و بهبود سلامت قلبی‌عروقی کمک کرده، همه چیز را ارزشمند می‌کند.

بیدل سال‌ها به پذیرش نقش پژوهشی در مهندسی نرم‌افزار فکر می‌کرد، اما حقوق پایین و شرح شغلی‌هایی که ارزش واقعی کار را کم‌اهمیت نشان می‌داد، او را مردد می‌کرد. در موسسه محیط ‌زیست استکهلم، این وضعیت بالاخره تغییر کرد. او می‌گوید: اینجا واقعا احساس می‌کنم مورد قدردانی قرار می‌گیرم.

علاوه بر این، افرادی که در نقش‌های پشتیبانی پژوهش هستند، معمولا نمی‌توانند پیشرفت شغلی خود را با تعداد مقالات و استنادها بسنجند. برادبنت می‌گوید: اندازه‌گیری موفقیت برای ما اغلب پیچیده‌تر است. برای مثال، بیدل اغلب با تردید دست‌وپنجه نرم می‌کند و می‌پرسد آیا فضای کافی برای رشد به‌عنوان مهندس وجود دارد یا خیر، وقتی پیشرفته‌ترین کارها در پژوهش انجام می‌شود. او اعتراف می‌کند که این عدم‌قطعیت هرگز به طور کامل از بین نمی‌رود.

اما موفقیت می‌تواند شکل‌های دیگری داشته باشد. پرایس می‌گوید: من موفقیتم را با ساخت گروه‌های سالم و منسجم بابون‌ها می‌سنجم. ساختار خانواده، غنی‌سازی، رژیم غذایی، همه اهمیت دارد. هر صبح وقتی از میان محوطه‌ها عبور می‌کند، نشانه‌هایی را می‌خواند که وضعیت سلامت حیوانات را نشان می‌دهند.

برای لینچ، موفقیت به‌عنوان اپراتور وسایل هدایت‌پذیر از راه دور به معنای اطمینان از ایمن و پربازده بودن مأموریت‌های میدانی، بازیابی تجهیزات زیر دریا و ارائه داده‌هایی بود که به دانشمندان اجازه می‌دهد اکوسیستم‌های دریایی را کاوش و محافظت کنند.

شناخت ملموس

چالش این است که فرهنگ پژوهش و نظام‌های استخدام و ارتقاء هرگز برای ثبت مشارکت‌های ناملموس طراحی نشده‌اند و ساختارهای پاداش موجود آن‌ها را نادیده می‌گیرند. برادبنت صریح می‌گوید چه چیزی باید تغییر کند: مهندسان نرم‌افزار پژوهشی باید زمانی که کارشان سهم معناداری در یک مطالعه دارد، به‌عنوان هم‌نویسنده اعتبار بگیرند.

هتریک می‌گوید شناخت واقعی کسانی که پژوهش را ممکن می‌کنند باید بر اساس مشارکت‌های روزمره باشد نه معیارهایی مانند تعداد مقالات. مدافعان معتقدند تغییر واقعی باید از طریق اصلاح سیاست‌ها رخ دهد، یعنی گنجاندن معیارهای به‌روز برای ارائه اعتبار و پاداش در اکوسیستم پژوهش.

این می‌تواند به معنای نام بردن از متخصصان فنی و پشتیبانی پژوهش به ‌عنوان مشارکت‌کننده در پیشنهادهای کمک هزینه مالی، قدردانی از کار آن‌ها در ارزیابی عملکرد و حتی ایجاد مسیرهای ارتقای اختصاصی بر اساس مهارت فنی و مشارکت در پروژه‌های مشترک باشد.

این متخصصان می‌گویند همچنین به صدای قوی‌تری نیاز دارند. با درک عمیقشان از داده‌ها، سامانه‌ها، نرم‌افزار، تجهیزات، نمونه‌های پژوهشی و حیوانات، آن‌ها فقط پژوهش را روان‌تر نمی‌کنند، بلکه می‌توانند از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کنند، حوزه‌های جدیدی را برای کاوش شناسایی کنند و اغلب اولین کسانی هستند که مشکلات را حل می‌کنند. برای مثال، بیدل بخشی از گروهی بود که از هوش مصنوعی برای شناسایی سیلوهای سویا در برزیل با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای استفاده کرد. این کار به پژوهشگران Trase امکان داد «داده‌های کاملا جدیدی تولید کنند» و دامنه تحقیق درباره زنجیره تأمین سویا و ارتباط آن با جنگل‌زدایی را گسترش دهند.

تعداد فزاینده‌ای از مؤسسات در حال بازنگری در نحوه ارزیابی نقش‌های پشتیبانی پژوهش و ارزشی هستند که آن‌ها اضافه می‌کنند. در دانشگاه ساوتهمپتون، برادبنت اشاره می‌کند: ما چیزی داریم به نام مسیر پروژه که به افراد اجازه می‌دهد بر اساس مشارکت‌هایی فراتر از خروجی‌های معمول دانشگاهی ارتقاء بگیرند.

ایجاد یک جامعه برای این مسیرهای شغلی علمی که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند نیز گام مهم دیگری است. شبکه‌های حرفه‌ای، انجمن‌ها و کنفرانس‌ها به متخصصان پشتیبانی پژوهش کمک می‌کنند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، صدای خود را متحد کنند و برای فرهنگ پژوهشی عادلانه‌تر و فراگیرتر تلاش کنند. برای مثال، انجمن مهندسی نرم‌افزار پژوهشی بریتانیا رویدادها و ابتکارهایی برای این متخصصان برگزار می‌کند، از جمله یک برنامه راهنمایی و یک کنفرانس سالانه. انجمن‌های مشابهی در سراسر جهان در حال ظهور هستند و مهندسان نرم‌افزار پژوهشی را در داخل کشورها به هم متصل می‌کنند.

برادبنت می‌گوید: اکنون خیلی بیشتر از گذشته احساس می‌کنم که مهندسان نرم‌افزار پژوهشی مورد قدردانی قرار می‌گیرند. این تغییری است که او در همکارانش نیز مشاهده کرده است. او می‌گوید: دیدن پروژه‌های پژوهشی شگفت‌انگیزی که مهندسان نرم‌افزار پژوهشی در آن‌ها نقش محوری داشته‌اند، واقعا الهام‌بخش است. این حس هدفمندی برای پرایس نیز طنین‌انداز است، با وجود اینکه بخش زیادی از کارش پشت دیوارهای محوطه‌های حیوانی انجام می‌شود. او می‌گوید: اینکه می‌دانم بخشی از گروه‌هایی هستم که پژوهش‌هایشان به پیشرفت در درمان سرطان و بیماری‌های کبدی، توسعه واکسن‌های کووید-۱۹ و بهبود سلامت قلبی‌عروقی کمک کرده، همه چیز را ارزشمند می‌کند.

انتهای پیام