• شنبه / ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۰:۳۴
  • دسته‌بندی: ایران در جهان
  • کد مطلب: 1405022615221

«دانش‌کُشی»؛ جنگ رژیم صهیونیستی با علم و فرهنگ

«دانش‌کُشی»؛ جنگ رژیم صهیونیستی با علم و فرهنگ

استاد ایرانی دانشگاه کالیفرنیا تحلیل می‌کند حملات جنایتکارانه اخیرا رژیم صهیونیستی علیه نهادهای آموزشی و پرورشی به ویژه در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران – جنایتی که اساتید دانشگاه‌ها اکنون از آن تحت عنوان آموزش‌کُشی یاد می‌کنند – بازتابی از سابقه بلندبالای نفرت این رژیم از هر گونه فرهنگ دانشگاهی که نتواند تحت سلطه خود بگیرد، هستند.

به گزارش ایسنا، «حمید دباشی»، استاد ایرانی ادبیات تطبیقی و مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا در تحلیلی با اشاره به حملات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در جریان جنگ رمضان علیه نهادهای آموزش عالی ایران شامل حملاتی که علیه دانشگاه‌های، صنعتی شریف و علم و صنعت و انستیتو پاستور به اجرا گذاشت به ریشه‌یابی و بررسی سوابق بلندبالای این رژیم در هدف‌گیری نهادهای آکادمیک و آموزش عالی در خاک دشمنان این رژیم و تلاش‌های برای تحت نفوذ گرفتن دانشگاه‌ها در خاک متحدانش از جمله دانشگاه‌های ایالات متحده پرداخته است.

دباشی در ابتدای این مطلب عنوان می‌کند روزنامه «نیویورک تایمز» آمریکا در گزارش خود پیرامون حمله به دانشگاه صنعتی شریف در جریان جنگ متجاوزانه آمریکایی-صهیونیستی اخیر علیه ایران نوشت: «ایرانی‌ها حمله به یک دانشگاه رده بالا را محکوم می‌کنند.»

نگارنده در ادامه تصریح می‌کند زمانی که نیویورک تایمز حاضر به انتشار یک گزارش درباره حمله وحشیانه اسرائیل به دانشگاه‌های ایران شده، زمانی است که طبق یک مثل مشهور فارسی باید گفت: «آش انقدر شور شده که صدای سرآشپز را در آورده است.»

به گفته دباشی، اما این گزارش قرار نیست در نقش یک «سند مکتوب» برای بازتاباندن حقیقت درباره تروریسمی که رژیم مستعمره‌ای و شهرکی مورد علاقه نشریه نیویورک تایمز مرتکب شده، عمل کند، بلکه قرار است «حقایق را در زمانی که وحشی‌گری ارتکاب یافته از سوی اسرائیل شهرت بدی را ایجاد کرده، ورز داده و مدیریت کند.»

این رسانه آمریکایی در ادامه گزارش خود نوشته است: «مقام‌های دولتی و فعالان ضد دولتی به طرزی مشابه حملات به دانشگاه صنعتی شریق در تهران را محکوم کردند؛ این جدیدترین مورد از حمله به یک مرکز آموزش عالی در ایران محسوب می‌شود.»

حمید دباشی که یک منتقد سیاسی، روزنامه‌نگار و جامعه‌شناس شناخته شده است در این مورد ادامه می‌دهد: «البته این شکل از ادبیاتی که در این گزارش به کار برده شده شیطنت آمیز است. از بین بردن یک نهاد بزرگ آموزش عالی رویدادی نیست که شایسته دوگانه‌ حامی دولت و ضد دولت که معمولا توسط نیویورک تایمز برای روایت درباره وقایع ایران اعمال می‌شود، باشد. بمباران کردن یک مجتمع دانشگاهی – در ایران، فلسطین یا لبنان – یک عمل وحشیانه در ورای هر گونه چند دستگی سیاسی در داخل کشور  به حساب می‌آید.»

اما رسانه‌هایی کار مطبوعاتی خود را به مراتب جدی‌تر از رسانه‌های شرکتی آمریکایی انجام می‌دهند می‌توانند ادعا کنند که اتفاقات جنایتکارانه در طول جنگ علیه مجتمع‌های دانشگاهی در ایران به شکلی دقیق‌تر مستند کرده‌اند. در یکی از گزارش‌های معتبر مربوط به این رسانه‌ها تصریح شده است: «حدود ۳۰ دانشگاه زیر آتش حملات رفتند و به گفته دانشجویان و اساتید دانشگاه ایرانی، این تلاشی برای پاک کردن حاکمیت و خودمختاری صنعتی به حساب می‌آید.»

«دانش‌کُشی»؛ جنگ رژیم صهیونیستی با علم و فرهنگ
بازدید حسین سیمایی صراف، وزیر علوم از خسارات وارده به دانشگاه شهید بهشتی در جریان جنگ تحمیلی

در یک خبری که خبرنگارش عملا به ثبت پس‌زمینه مساله اهمیت داده است، ما می‌خوانیم: «دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاهی که اغلب با انستیتوی فن‌آوری ماساچوست آمریکا مقایسه می‌شود چند دهه قدمت دارد. این دانشگاه در سطحی گسترده به عنوان یکی از دانشگاه‌های مهندسی بلندپایه در غرب آسیا شناخته می‌شود. از جمله دانش‌آموختگان سرشناس این دانشگاه، مریم میرزاخانی است؛ کسی که در سال ۲۰۱۴ تبدیل به اولین زن و اولین ایرانی برنده مدال فیلدز، سرشناس‌ترین جایزه علمی ریاضیات، شد.»

به عقیده دباشی، هر چند که یک چنین سبکی از گزارش‌نویسی را می‌توان یک گزارش‌نویسی مسئولانه دانست اما «آیا خوانندگان و دبیران صهیونیست روزنامه نیویورک تایمز اصلا حتی می‌دانند که مریم میرزاخانی چه کسی بوده؟ یک چنین رسانه‌هایی که از اسرائیل طرفداری می‌کنند کارشان اطلاع‌رسانی به خوانندگانشان نیست، بلکه حفظ نادانی بیمارگونه آنها است.»

دیگر سازمان‌های رسانه‌ای قابل اعتمادی که عملا به تحقیقات عمیق‌تر و راستی‌آزمایی اهمیت بیشتری می‌دهند، نوشتند: «وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری ایران به ما اعلام کرد دست کم ۳۰ دانشگاه از زمان شروع جنگ مورد حمله قرار گرفتند.»

اکنون می‌دانیم که در اینجا با پدیده «دانش کُشی» طرفیم.

به باور نویسنده «یک مستعمره شهرکی اسرائیلی، با کمک صهیونیست‌های طرفدار نسل کشی همچون میریام آدلسون و سیاستمداران خودفروخته‌ای همچون دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به دنبال از بین بردن تمامیت یک نظام دانشگاهی، تحصیلی و علمی است که ریشه‌هایش به دست کم آکادمی جندی‌شاپور در قرن ششم در زمان دوره ساسانیان باز می‌گردد. همان جایی که حالا دانشگاه جندی شاپور فعلی در زادگاه من یعنی اهواز نیز طبق آن نامگذاری شده است.»

این در حالی است که در جریان جنگ تحمیلی، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه شهید بهشتی (محل تحصیل نویسنده)، دانشگاه شیراز و دانشگاه ارومیه نیز در زمره دیگر قربانیان این دانش‌کُشی سازمان‌یافته قرار گرفتند در حالی که  آزمایشگاه‌ها، مساجد، کلاس‌های درس و ساختمان‌های ادوار مختلف تاریخی و علمی دیگر نیز هدف بمباران قرار گرفتند.

پروژه نابودی تمدن علمی ایران

تحلیلگر ایرانی میدل ایست آی در ادامه مطلب خود تصریح می‌دارد که بر اساس گزارش‌ها، تا ابتدای آوریل ۲۰۲۶، بیش از ۳۰ دانشگاه و مرکز تحقیقاتی ایران توسط حملات اسرائیل – با حمایت چهره‌های صهیونیستی چون جارد کوشنر – آسیب دیده یا کاملا تخریب شده‌اند. به باور صاحب‌نظران، آنچه در حال رخ دادن است، یک «دانش‌کُشی»» (Epistemicide) تمام عیار است.

چرا دانشگاه‌ها هدف قرار می‌گیرند؟ نویسنده تصریح می‌دارد رژیم صهیونیستی نمی‌خواهد نهادهای علمی در جوامع سالم اطراف آن شکوفا شوند. این رژیم به دنبال تقلیل جهان پیرامون خود به بربریتی است که خود از آن برخاسته و با تخریب زیرساخت‌های علمی، به دنبال تداوم سلطه خود از طریق ویرانگری است.

آمریکا و اروپا؛ از بمباران سیاسی دانشگاه‌ها تا پروژه «استر»

شاید این تصور در غرب وجود داشته باشد که آتش این حملات محدود به دانشگاه‌های فلسطین، لبنان و ایران می‌ماند، اما این یک خطای محاسباتی بزرگ است. صهیونیست‌ها دهه‌هاست که به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا نیز حمله می‌کنند؛ نه هنوز با بمب‌های فسفری، بلکه در قالب یک جنگ روانی با ارعاب، تهمت، افشاگری‌های هدفمند، شکایت‌های چندمیلیون دلاری و سانسور.

«دانش‌کُشی»؛ جنگ رژیم صهیونیستی با علم و فرهنگ
یک زن فلسطینی در میان دانشگاه اسلامی ویران‌شدهٔ غزه قدم می‌زند؛ شهر غزه، ۱ ژوئن ۲۰۲۵

به نوشته این رسانه، پروژه موسوم به «استر» که توسط بنیاد هریتیج دنبال می‌شود، دقیقا یک بمباران سیاسی و فکری علیه دانشگاه‌ها است. هدف این پروژه، خفه کردن صدای مخالفان جنایات اسرائیل در متجمع‌های دانشگاهی آمریکاست. همان صهیونیست‌هایی که دفتر ادوارد سعید، متفکر فقید فلسطینی-آمریکایی را در دانشگاه کلمبیا به آتش کشیدند.

پروژه استر یک جبهه داخلی برای سرکوب دانشگاهیان آمریکایی و یک جبهه خارجی برای بمباران فیزیکی دانشگاه‌های ایران و فلسطین دارد.

دانشگاه‌ها؛ کانون مقاومت مدنی و هدف دشمنی تاریخی

پردیس‌های دانشگاهی ایران، همواره علاوه بر خدمت به عنوان مراکز علمی، کانون مقاومت مدنی در برابر تمامیت‌خواهی و پناهگاهی برای تشکل‌های دانشجویی، اتحادیه‌های صنفی و فعالان حقوق زنان بوده‌اند. رژیم اسرائیل دقیقاً از همین ظرفیت سازمان‌یابی سیاسی و مدنی در هراس است.

کارزاری که اکنون با عنوان «نابودی دانش» (Scholasticide) از آن یاد می‌شود، ریشه در حسادت و کینه تاریخی رژیمی دارد که از پذیرش هرگونه فرهنگ دانشگاهی مستقل ناتوان است.

انتهای پیام